تعداد نتایج در صفحه:        1 2 3 4 5 6
تماشاگر باید شگفت‌زده شود

تماشاگر باید شگفت‌زده شود

امروز حدود ٩٠ تئاتر در تماشاخانه‌های تهران روی صحنه می‌رود. این نکته یک فرصت است یا تهدید؟ آیا بناست که از پی این تعداد اجرا به سپهری تئاتری دست یابیم و فرای آن شیوه‌های مختلف را رصد کرده و به ارزیابی وضعیت و توان خود بنشینیم یا با رجوع به تکرارها و سوارشدن بر سلیقه و موج تماشاگر تئاتر را فقط به منبعی برای ارتزاق بدل کنیم. طبیعی است نگاه نخست فرصت است و نگاه دیگر تهدید. نگاه نخست به پیشرفت می‌انجامد و نگاه دوم به فرورفتن. پس باید با تعیین خاستگاه‌های مختلف به هر نوع طرز تفکری اجازه تنفس داد. ورود تئاتر غربی به ایران با توجه به انگاره‌هایی اجتماعی همراه بوده است. اصولا در ورود تئاتر غربی در ایران بیش از توجه به وجوه دراماتیک داستان‌ها میزان تأثیرگذاری اجتماعی آنها به محک تجربه گذارده شده است. این روند تا سال‌ها به همین منوال ادامه پیدا کرده است، تا اینکه در یکی، دو دهه اخیر توجه به این وجه جای خود را به نوعی فرم گرایی صرف داده که همچنان نمایشگر نوعی افراط و تفریط و کژ و کوژی در مسیری است که تئاتر ایران می‌پیماید. تئاتر «روز عقیم» حسین کیانی نگاهی به مسئله‌ای دارد که در فرهنگ ایران نوعی تابو محسوب می‌شود. مقوله‌ای حاشیه‌ای که دائم سعی شده بر آن پرده افکنده شود. کیانی می‌کوشد با نگاهی اجتماعی در درامی انتقادی به این موضوع بپردازد. از این نگاه تئاتر روز عقیم که در سالن باران اجرا می‌شود، به مقوله‌ای تازه پرداخته، اما اینکه کم‌وکیف اجرا و متن چگونه است، ماحصل گفت‌وگویی است که می‌خوانید:

بازیگری برایم با شوآف فاصله دارد

بازیگری برایم با شوآف فاصله دارد

فرزین محدث، بازیگر توانمندی در تئاتر است که به عقیده خودش به دلیل نداشتن پروپاگاندا، هرگز آن‌طور که باید دیده نشده. این‌بار که او در نقش یک پیرزن ٧٠ ساله در نمایش «شب دشنه‌های بلند»، به کارگردانی علی شمس در سالن تئاتر مستقل تهران روی صحنه آمده است، فرصتی فراهم شد تا با او درباره سابقه بازیگری‌اش و چرایی دیده‌نشدنش حرف بزنیم.

از ابزوردیسم رهایی نداریم

از ابزوردیسم رهایی نداریم

«لامبورگینی»، نمایشی به نویسندگی و کارگردانی سیامک صفری، این شب‌ها با بازی او و اشکان خطیبی در پردیس تئاتر شهرزاد جان گرفته است. نمایشی که به گفته مؤلفش، واکنشی به وضعیت گورخواب‌هاست و توأم با روایت یک درام، نقدهایی را به معضلات اجتماعی چون فروریختن پلاسکو نیز مطرح می‌کند. در این مسیر، سهیل دانش اشراقی نیز در کنار این دو هنرمند، یکی دیگر از ایده‌پردازان «لامبورگینی» بوده است. با سیامک صفری و اشکان خطیبی به بهانه این اجرا گفت‌وگو کردیم.

ادای دِینی به تاریخ هنر از دریچه شاعرانگی

ادای دِینی به تاریخ هنر از دریچه شاعرانگی

خوب یادم هست وقتی سال اولی که نایب‌رئیس کانون کارگردانان تئاتر بودم، طرحی ریختیم که هر سال به پنج کارگردان کار اولی که کارشان خوب است، جایزه بدهیم. دوره افتادیم به دیدن بیش از صد کاری که گروه‌های جوان در سال اجرا می‌کردند. پنج کارگردان انتخاب شدند و از آنها تقدیر شد. به آن روز که نگاه می‌کنم، می‌بینم حالا از آن پنج نفر مساوات، رمضانی، خیل‌نژاد و... یک نفر روبه‌روی من نشسته که وقتی به دیدن اثر تازه‌اش، «پسران تاریخ»، در سالن چهارسوی تئاتر شهر می‌روم، احساس می‌کنم تماما به من و دیگر مخاطبان احترام بایسته گذاشته شده است. از این رو، برای حضور کوتاهم در آن دوره در کانون کارگردانان خوشحالم. اشکان خیل‌نژاد، از اعضای گروه تئاتر تازه، با کار آخرش (پسران تاریخ)، منِ کم‌حرف را پای گفت‌وگو آورد، امید که مخاطب را هم به گفت‌وگو با خودش بیاورد.

بازيگري تئاتر براي زنده كردن صحنه است

بازيگري تئاتر براي زنده كردن صحنه است

ثبات، كليد واژه فعاليت‌هاي گروه تئاتر ليو در تمام سال‌هاي بعد از شكل‌گيري و فعاليت در جريان تئاتر ايران است؛ ويژگي‌اي كه اتفاقا دُر گران‌بهاي دهه‌هاي اخير هنر به حساب مي‌آيد و همين مشي موجب شده تا گروهي از بازيگران صاحب سبك زير سايه و نشان ليو شكل بگيرند. در اين بين رضا بهبودي و سعيد چنگيزيان نام‌هاي بلندي هستند كه نياز به معرفي ندارند و عملكرد موثرشان بارها در تئاتر و سينما نظر علاقه‌مندان و منتقدان را به خود جلب كرده است. نكته ديگري كه بايد و لازم است به آن اشاره كنم فعاليت‌هاي مستمر و اثرگذار به دور از هرگونه حاشيه‌ است كه تا حدي موجب شده از سوي مجامع هنري تئاتري ناديده گرفته شوند. همين روش اتفاقا در شيوه بازي بازيگران گروه نيز نمود پيدا كرده و هيچگاه نمي‌بينيد يكي از آنها روي صحنه خودنمايي ‌كند، مگر آنكه نياز نقش و خواست كارگردان در ميان باشد. سعيد چنگيزيان در نمايش «سه خواهر» كه اين روزها بعد از اجرا در سالن پاليز بار ديگر در تماشاخانه ايرانشهر روي صحنه رفته مصداق همين شكل و شمايل بازيگري است. «آندره» نمايش سه خواهر جوان هنرمندي است كه با دستان خودش آينده‌اش را نابود مي‌كند. به دلسوزي‌هاي خواهرانش اهميت نمي‌دهد و دايره خيره‌سري و عياشي‌هايش تا جايي پيش مي‌رود كه زندگي همه خانواده را با مخاطره مواجه مي‌كند. اما آندره نه تنها علت كه معلول شرايط كلي حاكم بر يك اجتماع قرار گرفته در سراشيبي سقوط است. مدام در اتاق كارش جايي خارج از جريان اصلي نمايش پنهان مي‌شود و زمان‌هايي در برابر ديدگان تماشاگر قرار مي‌گيرد اما جالب اينجاست كه حتي هنگام غيابت، در صحنه حاضر است و تاثيرش حس مي‌شود. خودش مي‌گويد: «مرز باريكي بين آنچه مخاطب از آندره مي‌شناسد و آنچه در تمرين‌ها به آن رسيديم را بازي كردم». چنگيزيان در گفت‌وگوي پيش رو درباره شخصيتي مي‌گويد كه ايفاي نقشش را برعهده دارد و به خوبي از پس آن برمي‌آيد. درباره تاثير همكاري مستمر چندين‌ساله با گروه ليو و شيوه‌ بازيگري كه در سبك و سياق تمام اعضاي اين گروه نمود دارد.

نوشدن به معنای نابود کردن گذشته نیست

نوشدن به معنای نابود کردن گذشته نیست

بهروز غریب‌پور کارگردان تئاتر، سینما و استاد نمایش عروسکی این روزها به اجرای اپرای خیام مشغول است. خیام شاعر، ریاضیدان و فیلسوفی که سال‌ها پیش از دکارت با ابراز «شک»، ما را دچار پرسش‌های بزنگاهی کرد. از هر کجا که ایستاده باشیم و به خیام بنگریم، تعمق و تأمل او را در هستی و کائنات و مرگ و زندگی می‌بینیم. کارگردان اثر در واکاوی و برساخت اندیشه خیام از دل اشعارش همت گمارده و گرچه وفادار به کلاسیسیسم است، چه در تنظیم و چه در اجرا، با این حال چیزی در تولید لذت هنری کم نگذاشته و با موفقیت توانسته عمق اندیشه، فراز و فرود و پرسش‌های خیامی را به نمایش درآورد. در این اپرا به همراهی آهنگ و آواز دستگاهی ایرانی صحنه به صحنه، تنش نمایشنامه را دنبال می‌کنیم و تلاش غریب‌پور در حفظ میراث موسیقایی و نمایش بومی را برای برکشیدن «سخن نو» تا رسیدن به «حلاوتی دگر» شاهدیم. در حوزه تحقیق، نگاه‌های متفاوتی به خیام شده که «ایران» در گفت‌و‌گو با غریب‌پور به آن پرداخته است

چخوف مدام قراردادها را به هم مي‌ريزد

چخوف مدام قراردادها را به هم مي‌ريزد

حسن معجوني از دوران دانشجويي به آثار چخوف علاقه‌مند يا به قول خودش عاشق شده است؛ عشقي كه بعد از فارغ‌التحصيلي از دانشگاه هم دست از سرش برنداشته و تا امروز كه سال‌ها از آن دوران مي‌گذرد، ادامه يافته است. نمايش «در مضار توتون»- سال ٨٠ سالن شماره ٢ مجموعه تئاترشهر- نخستين مواجهه معجوني با يكي از متن‌هاي نويسنده روس بود ولي كار جدي‌اش از نمايش «دايي وانيا» - سال ١٣٩٠ تماشاخانه ايرانشهر- آغاز شد. درست ١٠ سال بعد و معجوني از آن زمان به اضافه همين تجربه اخير يعني نمايش «سه خواهر» ظرف شش سال به شخصيت‌هاي پنج نمايشنامه مهم نويسنده مورد علاقه‌اش جان بخشيده است. حالا از يك منظر كار به پايان رسيده ولي معجوني قصد دارد آثار چخوف را با رويكردي تازه به صحنه بياورد. سرپرست گروه تئاتر «ليو» در گفت‌وگو با «اعتماد» از تصميم‌هاي جديدش در زمينه كارگرداني و تاسيس مدرسه تئاتر ليو ‌گفت و البته از راه‌اندازي سالن تئاتر خصوصي در شهر رشت خبر داد.

بی‌پناهان بر کارتن‌های کف صحنه

بی‌پناهان بر کارتن‌های کف صحنه

در ماه‌های بهمن، اسفند و فروردین، نمایش «شلتر» که بر صحنه تالار قشقایی تئاتر شهر آمد یک حادثه در عرصه «تئاتر مستند» بود. برخلاف نمونه‌های دیگری که در این سال‌ها با عنوان «تئاتر مستند» بر صحنه رفته و به تعبیری بیشتر بازآفرینی نمایش یک واقعه معروف و آشنای اجتماعی بوده، «شلتر» به سوی خلق حسی آشنا از زندگی واقعی عده‌ای از زنان کارتن‌خواب رفته است. گرچه در نوشتن متن و اجرایش بر صحنه هم از مواد و مصالح واقعی استفاده شده، اما آن‌چه نمایش را به یک تجربه حیرت‌انگیز از جاری‌بودن واقعیتی مستند از زندگی بر صحنه تبدیل کرده، دوری‌کردن از کلیشه‌های دنیای نمایش و یافتن قالب و استراتژی متفاوتی در اجراست که گاهی امکان تفکیک واقعیت و نمایش را دشوار می‌کند و گویی این زنان و دختران را از کف خیابان به تالار قشقایی آورده‌اند و با کار و تمرین زیاد موفق به بازآفرینی گوشه‌هایی از زندگی‌شان شده‌اند (که البته دو نفر از آنها واقعا هم تجربه‌های مشابه خودشان را بر صحنه آورده‌اند). نکته مهم دیگر این است که نویسنده و کارگردان نمایش اسیر کلیشه‌های رایج «تعهد اجتماعی» و مؤلفه‌های ملودرام که به حد اشباع در موضوع نمایش‌شان وجود دارد نشده‌اند و ترکیبی تأثیرگذار و پرحس‌وحال از «استناد» و «فاصله‌گذاری» در خلق حس زندگی بر صحنه به وجود آورده‌اند. این گفت‌وگویی‌ است با ساناز بیان نویسنده متن، کارگردانش امین میری و دراماتورژ «شلتر» سجاد افشاریان درباره این نمایش دلپذیر و تکان‌دهنده.

گفت و گو با سیاوش بهادری راد، کارگردان نمایش «محفل بی عاری»

گفت و گو با سیاوش بهادری راد، کارگردان نمایش «محفل بی عاری»

در طول تاریخ، قدرتمندان برای رسیدن به جایگاه مورد نظر خود، گاهی دست به اقدامات غیر انسانی می زندند. یکی از این اقدامات که در تاریخ ایران به ثبت رسیده است، اخته کردن برخی از افراد به بهانه های مختلف بوده که بی شک آسیب های روحی و جسمی زیادی به فرد وارد می شده است. نمایش «محفل بی عاری» به کارگردانی سیاوش بهادری راد، این معضل را سوژه کار خود قرار داده است و به همین بهانه با کارگردان این نمایش گفت و گویی داشتیم که درادامه می خوانید.

حکایتِ دولت بی‌خونِ دل

حکایتِ دولت بی‌خونِ دل

پروفسور فرهاد ناظرزاده‌کرمانی، عزت و اعتبار امروزش را وامدارِ عشقی است که در سال‌های بسیار عمرش صرف هنرهای نمایشی ایران کرده، عشقی که منجر به پژوهش و کوشش مدام در حدود نیم‌قرن از عمر هفتاد ساله‌اش شده است. تألیف‌ها و ترجمه‌های متعدد او در سال‌هایی که هیچ منبعی برای دانشجویان تئاتر وجود نداشت تا فقط با چند کلیک بتوان درباره تاریخچه تئاتر در ممالک غرب و شرق مطلع شد چه برسد به این که ژرف‌تر درباره آنها دانست، بسیار راهگشا بود و همچنین کوشش برای تأسیس دانشکده‌های تئاتر توانست تئاتر آکادمیک را در ایران نهادینه کند. او می‌گوید علاقه‌اش به تئاتر ریشه در شیفتگی‌اش به ادبیات دارد و از این روست که نمایش‌نامه‌نویسی در همه دوران‌ها عشق اول و آخر او بوده. اویی که در خانواده‌ای رشد کرده که تحصیلات دانشگاهی برای پدر و مادر و فرزندان اولویت به شمار می‌رفته را به سختی به مصاحبه مجاب کردیم و نهایتا با پژوهشگري که سالهاست تن به صحبت با مطبوعات نداده، به گفت‌وگو نشستیم تا بدانیم چه مسیری طی شد تا فرهاد ناظرزاده‌کرمانی، پدر تئاتر دانشگاهی ایران نام گرفت و توانست شاگردان بسیاری را که امروز بسیاری‌شان خود استاد تئاتر هستند، تربیت کند. در ادامه خلاصه‌ای از گستره بی‌مرز فعالیت‌های او را مرور خواهيم کرد؛ آن‌چه او خودش آن را «دولتِ بی‌خونِ دل» دانسته است. روایتی که در آن می‌توان ردپای کوششی یک‌سره را دنبال کرد و به حرمت این تلاشِ مُدام، به حرمت تئاتر و نهایتا به حرمت استاد فرهاد ناظرزاده‌کرمانی تمام‌قد ایستاد؛ و چه روزي براي پاسداشت اين استادِ مسلم تئاتر، كسي كه همه عمرش دغدغه تدريس و آموزش داشته است، بهتر از روزي كه به نام والاي «معلم» آراسته است؟

تئاتر از اساس مساله سياستگذاران كلان كشور نيست

تئاتر از اساس مساله سياستگذاران كلان كشور نيست

نادر برهاني مرند، متولد ١٣٤٩، نويسنده، كارگردان و بازيگر ايراني است كه مدارج تحصيلي خود را تا مقطع فوق ليسانس - بازيگري و كارگرداني از دانشكده سينما و تئاتر دانشكده هنر- ادامه داد و سپس همزمان با دوران بالندگي فرهنگ و هنر و رشد نسل جديد نمايشنامه‌نويسان ايراني در سال‌هاي اصلاحات وارد فعاليت حرفه‌اي شد. برهاني‌مرند از آغاز كار خود طرح دغدغه‌هاي اجتماعي را مورد توجه قرار داد و تلاش كرد از خواست جريان رسمي براي نگارش نمايشنامه‌هاي شعاري فاصله بگيرد. درحالي كه همواره به مسائل مرتبط با جبهه و جنگ توجه داشته و در تمام اين سال‌ها تلاش كرده راه خودش را برود. در دوره‌‌اي وقتي به نتيجه رسيد عرصه بر اهل قلم تنگ شده، بي‌آنكه حاشيه‌سازي كند كنار نشست، كمتر نوشت و چندسالي هم از كارگرداني فاصله گرفت. نمايشنامه‌هايي مانند «ببين چه برفي مي‌آيد»، «باران اگر بخواهد»، «تنهاترين زيباي مرده»، «پاييز»، «تهران زير بال فرشتگان»، «كمپ ١٣»، «براي سايه نوشتن‌ها» و «كابوس‌هاي يك پيرمرد خائن ترسو» از جمله آثاري به شمار مي‌روند كه خلق كرده است. او همچنين در نمايش‌هاي «در منطقه جنگي»، «پالتو»، «شب‌هاي آوينيون»، «شب‌هاي انتظار» و آثاري ديگر به ايفاي نقش پرداخته و نمايش‌هاي متعددي را روي صحنه برده است. مدتي هم مديريت دفتر ادبيات نمايشي مركز هنرهاي نمايشي راديو را برعهده داشت و علاوه بر آن برنامه‌هاي راديويي مانند «جمعه‌ها با تئاتر»، «پرده دوم»، «گفت‌وگوي هنر» و «از رمان تا نمايش» را هدايت مي‌كرد. پيش از آغاز سال جديد بود كه به واسطه اجراي نمايش «سردار» در سالن اصلي مجموعه تئاترشهر گمانه‌زني‌هايي مبني بر اجراي نمايشي سفارشي توسط برهاني‌مرند به گوش رسيد. با اين هنرمند درباره پچ‌پچ‌هاي مطرح شده، دليل فاصله گرفتن از نگارش و كارگرداني در دولت‌هاي نهم و دهم و اهميت يافتن اقتصاد هنر در سال‌هاي اخير گفت‌وگو كرده‌ايم .

نسل من نسل جنگنده‌تری بود

نسل من نسل جنگنده‌تری بود

«کافه پولشری» مونولوگی عاشقانه در وصف شور زندگی است. پولشری زنی میان‌سال است که دائما در زندگی شکست خورده و حتی تا لبه نیستی پیش رفته اما حالا دچار عشق شده و می‌خواهد آرامش را بیابد. «کافه پولشری» ما را به مهرورزی و زیستن با عشق دعوت می‌کند. چیزی که این روزها کیمیاست! به بهانه این اجرا با الهام پاوه‌نژاد، کارگردان و بازیگر این اجرا، به گفت‌وگو نشسته‌ایم.

نقطه صفر در تلاقی مرزهای اجباری

نقطه صفر در تلاقی مرزهای اجباری

نمایش «تو با کدام باد می‌روی؟» به کارگردانی کمال هاشمی، مهاجرت را از زاویه‌ای جدید نگریسته است. نه از زاویه رفتن که بالعکس، ماندن و گیر کردن در خاک. شخصیت‌های نمایش هر یک به دلایلی ساده تصمیم به مهاجرت گرفته‌اند و کوتاه‌ترین راه را انتخاب کرده‌اند. سربازی طاقت یک جا ماندن ندارد، مادری می‌خواهد فرزندش را به جایی برد که خدا دوستش داشته باشد، دیگری به دنبال معشوق و آن یکی برای درمان بیماری روحی همسرش. برقراری ارتباط با شیوه متفاوت و مینیمال اجرای این نمایش شاید کمی دشوار باشد، اما در میان نمایش متوجه می‌شوی که این‌بار برعکس تمام نمایش‌هایی که دیده‌ای بازیگران نیز همچون تماشاچیان در جای خود میخکوب شده‌اند و شاید حتی تماشاچی، بدون ترس از دیده‌بان و سربازهای لب مرز، روی صندلی‌اش آزادتر از آدم‌هایی است که روبه‌رویش ایستاده‌اند، آدم‌هایی که شاید اگر به طبیعت خود بازگردند همچون درختی آزادوارتر زندگی کنند. «تو با کدام باد می‌روی؟» تولید مشترک ایران و سوئیس نوشته جمال هاشمی و با بازی کاظم سیاحی، محمد عباسی، شیوا فلاحی، سونیا سنجری و حامد نجابت تا پایان اردیبهشت‌ماه در مجموعه تئاتر مستقل تهران به صحنه می‌رود.

اصلاحات را از خودمان آغاز كنيم

اصلاحات را از خودمان آغاز كنيم

افروز فروزند از جمله نمايشنامه‌نويسان و كارگردانان محجوب تئاتر ايران است كه برخلاف معيارهاي تحميلي«اقتصاد هنر» در اين روزگار هراسي از مقاومت ندارد. هر نمايشي را به صحنه نمي‌برد و اين رويه‌ را از همان نخستين تجربه‌هايش در پيش گرفت و تلاش كرد مسائل اجتماعي را پيش روي تماشاگر قرار دهد. به اين ترتيب بين آنچه در جامعه رخ مي‌داد و آنچه روي صحنه مي‌آمد، نسبتي برقرار مي‌كرد. همواره انتخاب‌گر بوده و كيفيت حيات هنري‌اش را هم كارگرداني مي‌كند. فروزند آنجا كه بايد با تمام وجود سختي‌هاي به صحنه آوردن يك نمايش را به جان ‌خريده و آنجا كه احساس كرده بايد فاصله بگيرد، ترس به خود راه نداده است. از اين نظر جزو انگشت‌شمار هنرمنداني قرار مي‌گيرد كه غم نان را به بهانه‌اي براي هنرفروشي بدل نمي‌كنند و همواره پاي كيفيت اثر خود مي‌ايستد. چنانچه ١٢ سال در تبعيدي خودخواسته به سر برد و كارگرداني نكرد تا همين سال قبل كه بار ديگر تصميم به كارگرداني گرفت و با نمايش «بهمن» به تئاتر شهر آمد و البته كه با استقبال تماشاگران مواجه شد. فروزند امسال با نمايش «مافيا» تجربه‌اي ديگر پشت سر گذاشت كه اين‌بار نيز با حضور چشمگير مخاطبان همراه شد. نمايشي كه براساس سرگرمي آشناي اين روزهاي جوانان طبقه متوسط شكل گرفت. بازي‌اي كه در خانه‌ها و جمع‌هاي دوستي اجرا مي‌شود و طي آن بايد با نقش بازي كردن حريفي از ميدان به در شود و در نهايت به جايي مي‌رسيم كه خيلي‌ها با حربه «دروغ‌، ريا و كلك» از بازي خارج شده‌اند. فرهنگي كه اين روزها نه تنها در خانه‌ها كه ظاهرا به زندگي اجتماعي‌ -محل كار و خيابان و همه‌جا- رسوخ كرده است. به راحتي آب خوردن با سرنوشت يكديگر بازي مي‌كنيم و هر روز نيز به روي يكديگر لبخند مي‌زنيم. درباره سال‌هاي پشت سر و شرايطي كه منجر به شكل‌گيري نمايش‌نامه «مافيا» شد به گفت‌وگو نشسته‌ام كه در ادامه مي‌خوانيد.

گفت‌و‌گو با عوامل نمایش «ماراساد» / چه کسی زندگی را درست می‌بیند؟

گفت‌و‌گو با عوامل نمایش «ماراساد» / چه کسی زندگی را درست می‌بیند؟

یک نفر روی جعبه چوبی کوچکی ایستاده، از کمر خم شده و دستانش آویزان است، صداهای عجیبی شنیده می‌شود که گویی آنیما، روان زنانه مرد از ناهشیارش به نجوا سربرآورده است. زمین پر از کاغذپاره‌هایی سفید است، از سقف پارچه‌های سفیدی آویزان‌اند که تداعی کننده زخم و بیمارستان هستند. تختی چوبی با تکه‌های متحرک میان صحنه لم داده و چند کاسه روی در اتاق پخش شده‌اند. همه چیز مهیاست که مخاطب یک تیمارستان خیس را تصور کند. نمایش «ماراساد» با سقوط زن-مرد از روی چهارپایه کوچک آغاز می‌شود. همان اندازه که نام نمایشنامه، «شکنجه و قتل ژان پل مارا، به‌نمایش درآمده توسط ساکنان تیمارستان شارانتون، به کارگردانی مارکی دوساد» نوشته پیتر وایس عجیب است، اقتباس مریم برزگر از آن نیز غریب است. مارکی دوساد، نویسنده و فیلسوف فرانسوی، یکی از شورشی‌ترین انسان‌های تاریخ علیه قوانینی است که در لفافه عناوینی چون عفت و پاکدامنی وضع شده و دست و پای بشر را بسته است. ژان پل مارا سردار خون‌آشام ارتش ژاکوبن‌ها در انقلاب فرانسه است که بر اثر بیماری پوستی و سوزش بدن در لاوک آب خنک به‌سر می‌برد و توسط شارلوت کورده، دختر جوانی از مخالفان تفکراتش در حمام به قتل می‌رسد. رویارویی این سه شخصیت در قالب یک بازیگر و همراهی پرستار ساد و سیمون با این آشفتگی تماشاچی را با خودِ درونی واقعی‌اش مواجه می‌کند، با این پرسش که به‌راستی «ما که هستیم؟.» این نمایش تا ششم اردیبهشت در تالار مولوی اجرا خواهد داشت.

مي‌دانستم سرنوشتم به بازيگري گره مي‌خورد

مي‌دانستم سرنوشتم به بازيگري گره مي‌خورد

فريد سجادي حسيني پيش از آنكه با حضور در فيلم سينمايي «فروشنده» به چهره‌اي آشنا بدل شود، به واسطه فعاليت‌هاي تئاتري‌اش بين قديمي‌هاي نمايش، شناخته شده بود و علاوه بر آن سال‌ها در كسوت كارگردان و دستيار كارگردان آثار سينمايي و تلويزيوني به فعاليت پرداخت. كارنامه كاري او نيز نشان از پيوند با هنر تئاتر و هنرمنداني مثل مهين اسكويي و داوود ميرباقري دارد. و‌لي قبل از همكاري با ميرباقري كه آن سال‌ها در تئاتر خوش مي‌د‌رخشيد به واسطه حضور در تئاتر آناهيتا و آشنايي با آموزه‌هاي استانيسلاوسكي در كلاس‌هاي مهين اسكويي بيشتر با اين هنر آشنا شد و بعدها از زماني كه داوود ميرباقري «دندون طلا» را در سالن اصلي مجموعه تئاترشهر روي صحنه برد به عنوان دستيار با او همكاري كرد. ارايه بي‌‌نقص نقش در برابر دوربين فرهادي، آن‎هم در سن ٦٨ سالگي به اين معني است كه سجادي حسيني آموزه‌هاي اساتيد تئاتري‌ چون مهين اسكويي و تكنيك‌هاي استانيسلاوسكي را به خوبي فرا گرفته است. مرد پا به سن گذاشته و دوست داشتني داستان ما در جريان مصاحبه نشان داد دلي دريايي دارد و دست تقدير و سرنوشت را مي‌شناسد. مي‌گويد: «سال‌ها در خلوت خودم فكر مي‌كردم هرچه سنم بيشتر شود علاقه بيشتري به بازيگري پيدا خواهم كرد. نمي‌دانم چرا هميشه اين فكر در سرم مي‌چرخيد كه در نهايت سرنوشتم به بازيگري پيوند مي‌خورد. » اواخر اسفند ٩٥ بود كه او بعد از بيش از يك دهه غيبت با ايفاي نقش در نمايش «ترن» به كارگرداني حميدرضا آذرنگ به خانه قديمي بازگشت. به همين بهانه با او گفت‌وگويي انجام داديم كه در ادامه مي‌خوانيد.

گفت‌وگوی فرهاد مهندس‌پور با بهرام بیضایی پس از شش سال دوری از وطن

گفت‌وگوی فرهاد مهندس‌پور با بهرام بیضایی پس از شش سال دوری از وطن

بهرام بیضایی در این سال‌های دوری از وطن سکوت کرده و کمتر تن به گفت‌وگو داده است. یکی از مؤثرترین نمایشنامه‌نویسان تئاتر ایران که نمایشنامه‌نویسی را از سال‌های دبیرستان آغاز کرد و در سال‌های نخست دهه پنجاه نیز با ساخت فیلم «رگبار» به عرصه سینما آمد؛ هنرمندی چندوجهی که با پژوهش‌هایی ارزنده در تئاتر، با ایجاد موج نوی نمایشنامه‌نویسی در ایران، با نگارش فیلمنامه‌هایی ماندگار در تاریخ سینمای ایران، با کنش و واکنش‌هایش به عنوان یک هنرمند مستقل در همه ایام و... از خود استادی تمام‌عیار ساخته است. هنگامی که بهرام بیضایی در نخستین روزهای شهریور ٨٩، همراه با همسرش مژده شمسایی و فرزندشان نیاسان تهران را به مقصد کالیفرنیا ترک کرد تا تنها برای یک سال تدریس در مرکز ایرانشناسی دانشگاه استنفورد از وطن دور باشد، هیچکس فکرش را نمی‌کرد این سفر کاری، آن هم برای تدریس در دانشگاهی که بر پیشانی‌اش نوشته شده: «نسیم آزادی می‌وزد» بیش از شش سال ادامه یابد. آنچه در سالیانِ بیش از نیم‌قرن کوشش بیضایی برای فرهنگ ایران بر جا مانده، چنان سترگ و یگانه است که هر دم، دوری‌اش از وطن و محرومیت هرچه‌بیشترِ ما از گنجینه‌ای که اوست، تبدیل به آه و افسوسی شود، و چنان از او بی‌خبر باشیم که فرصت را مغتنم بدانیم و از شاگرد او فرهاد مهندس‌پور که امروز خود نیز استاد دانشگاه است، بخواهیم تا با استاد خود از راه دور گفت‌وگو کند و حاصل آن، اکنون در آستانه بهار نو، مقابل دیدگان مشتاق شما باشد. به امید سال و سالیانی که دیگر بار بتوانیم نمایشی از او را در وطن روی صحنه ببینیم و در دانشگاه‌های ایران تدریس کنند.

 گفت‌وگو با باران کوثری به بهانه ایفای نقش در تئاتر +٩٦٣

گفت‌وگو با باران کوثری به بهانه ایفای نقش در تئاتر +٩٦٣

باران کوثری، یک بازیگرِ صِرف نیست. او به اعتبار بازیگربودنش، نقش اجتماعی خود را نیز ایفا می‌کند و به ‌همین ‌سبب توانسته همچون مادرش رخشان بنی‌اعتماد، هنرمندی تأثیرگذار باشد. باران کوثری این روزها تئاتر +٩٦٣ را در سالن موج نو روی صحنه دارد،

لیرشاه پایان یک تریلوژی نیست

لیرشاه پایان یک تریلوژی نیست

لیرشاه یکی از متن‌های معروف ویلیام شکسپیر، نویسنده معروف است که تاکنون اجراهای مختلفی از این نمایش‌نامه در سراسر دنیا روی صحنه رفته است؛ به تازگی محمد عاقبتی این نمایش را در تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه برده، با این تفاوت که این اجرا برای کودکان و نوجوانان در نظر گرفته شده و مخاطبی که هدف گرفته نوجوانان هستند؛ در این مصاحبه با محمد عاقبتی، محمدحسن معجونی، لیلی رشیدی و کیوان سررشته درباره جزئیات این اتفاق به گفت‌وگو پرداختیم:

گفت‌و‌گو با حسین پاکدل کارگردان نمایش «کابوس حضرت اشرف»

گفت‌و‌گو با حسین پاکدل کارگردان نمایش «کابوس حضرت اشرف»

می‌گویند تاریخ را فاتحان می‌نویسند، اما کدام فاتح به اندازه هنر ماندگار و پابرجاست؟! باید اعتراف کرد تاریخ را هنر زمانه می‌نویسد، چرا که هرقدر هم که دست و پای هنرمند بسته باشد، چنان در لفافه کمر به نگارش جامعه خود می‌بندد که حتی از اوزان اشعار به‌جا مانده هم می‌توان فهمید روزگار چگونه گذشته است: «در آستین مرقع پیاله پنهان کن/ که همچو چشم صراحی زمانه خونریزست.» هنر نمایش نیز بواسطه پویایی و زنده بودنش و انتقال سینه به سینه، یکی از مهم‌ترین ابزارهای روایت تاریخ است، همچون تعزیه. «کابوس حضرت اشرف» حسین پاکدل نیز روایت امروزین و نگاهی مدرن به تاریخی معاصر است که زندگی قوام‌السلطنه را تعمیم داده و با ته‌مایه خیال تصویرش کرده است. حمیدرضا نعیمی، آرش فلاحت پیشه، بهنام شرفی، محمد صادق ملک، سوده شرحی، مهدی پاکدل، عاطفه رضوی، نیکی مظفری، صالح لواسانی، مجتبی بابایی فرد، امیرکاوه آهنین جان و کورش تهامی اجراگران این تاریخ سیار هستند که تا 23 اسفندماه از صحنه سالن استاد ناظرزاده کرمانی می‌گذرد.

گفت‌وگو با آزاده صمدي به بهانه ايفاي نقش در نمايش «آيس‌لند»

گفت‌وگو با آزاده صمدي به بهانه ايفاي نقش در نمايش «آيس‌لند»

نمايش «آيس‌لند» نوشته نيكلاس بيلون، نمايشنامه‌نويس جوان كانادايي است كه به كارگرداني آيدا كيخايي و ايفاي نقش آزاده صمدي، احسان كرمي و فهيمه امن‌زاده در سالن تئاتر باران روي صحنه رفته و استقبال تماشاگران را به دنبال داشته است. اتفاقي جذاب براي نمايشي برپايه «مونولوگ» كه توسط سه شخصيت روايت مي‌شود. آزاده صمدي با ايفاي نقش در «آيس‌لند» دومين تجربه متوالي حضور در نمايشي را پشت سر گذاشت كه بر اساس مونولوگ خلق شده است. با او درباره تجربه اخيرش، جهاني كه در بازيگري براي خودش در نظر دارد و سال‌هاي آغازين ورود به تئاتر گفت‌وگو كرده‌ايم. صمدي در سال‌هاي پرنشاط هنرهاي نمايشي وارد دانشگاه شد و همزمان به كسب تجربه عملي پرداخت كه ايفاي نقش در نمايش «بي‌شير و شكر» - ١٣٨٣- كاري از حميد امجد حاصل آن دوران است. اين بازيگر به ويژه در سال‌هاي اخير بسيار فعال‌تر از گذشته با گروه‌هاي نمايشي همكاري مي‌كند. به همين نسبت در سينما نيز حضور پررنگ‌تري دارد اما بهانه اصلي گفت‌وگوي پيش‌رو استمرار حضورش در آثار نمايشي است.

تئاتر آلترناتیو متکی بر فهم تماشاگر

تئاتر آلترناتیو متکی بر فهم تماشاگر

آرمين جوان كارگردان جوانى با ايده‌هاى تازه است. او تجربه‌گراست و «دستگاه» تازه‌ترين اثر او كه با مشاوره فرهاد مهندس‌پور روى صحنه آمده نيز در راستاى همين تجربه‌گرايى است. سياوش قائدى كه خود از چهره‌هاى تئاترى است، با جوان گفت‌وگو كرده است.

چرا جشنواره‌ای که اصغر فرهادی‌ها ساختند، تعطیل شد

چرا جشنواره‌ای که اصغر فرهادی‌ها ساختند، تعطیل شد

چه کسی است که نپذیرد فضای مجازی الان تاثیرگذارترین رسانه ممکن در جامعه ما به شما می‌رود اما نقدی در این باره وجود دارد؛ بعضی جریان‌ها با حجم گسترده‌ای از تبلیغات در فضای مجازی برای خودشان حاشیه امنیت کاذبی ایجاد کرده‌اند. بنابراین مخاطب دچار سردرگمی می‌شود و روی خوش به این جریان‌ها نشان می‌دهد.

گفت‌وگو با سهراب سلیمی، درباره رکن‌الدین خسروی

گفت‌وگو با سهراب سلیمی، درباره رکن‌الدین خسروی

رکن‌الدین خسروی یکی از بنام‌ترین و بهترین کارگردانان تئاتر ایران است که از سال ١٣٣٦ فعالیتش را آغاز کرد اما برای یادآوری این نام‌آوری به سراغ سهراب سلیمی رفتیم. او را در مقام کارگردان، طراح صحنه، چهره‌پرداز و بازیگر می‌شناسیم که در سال‌های آغازین کارش با رکن‌الدین خسروی آشنا می‌شود و از او تأثیرات دامنه‌داری می‌گیرد که در مقام دستیار، طراح و بازیگر در کنارش حضور داشته است. این گفت‌وگو به درازا کشیده اما بخشی از آن را با اشاره به دو اثر نمایشی لبخند باشکوه آقای گیل و ابراهیم توپچی و آقا بیک از کارهای بنام رکن‌الدین خسروی می‌آوریم که به یک شناخت نسبی از این بزرگمرد ایرانی برسیم:

گفت‌وگو با عوامل اجرائی نمایش «کلاغ» به کارگردانی سمانه زندی‌نژاد

گفت‌وگو با عوامل اجرائی نمایش «کلاغ» به کارگردانی سمانه زندی‌نژاد

در فرهنگ بریتیش «کلاغ» پرنده‌ای کینه‌جوست و عاشق چشم مردگان. بعد از مرگ انسان این کلاغ است که به سراغش می‌رود و چشم‌هایش را از کاسه بیرون می‌آورد! در نگاه اول شاید نمایش «کلاغ» درباره انتقام و انتقام‌جویی باشد، اما این تنها لایه ظاهری نمایش‌نامه است و درواقع این نمایش‌نامه درباره عشق است و پیچیدگی آن؛ عشقی به‌ظاهر فراموش‌شده دوباره آتشی زیر خاکستر، جان می‌گیرد و این آغاز ماجراست. اگر می‌خواهید نمایشی عاشقانه، مدرن و پیچیده ببینید به تالار چارسو سری بزنید. به بهانه اجرای «کلاغ» با عوامل اجرا- سمانه زندي‌نژاد (كارگردان) و سهيلا گلستاني و مرتضي اسماعيل‌كاشي (بازيگران)- به گفت‌وگو نشسته‌ایم.

بهروز غريب‌پور: «هاشمی» بنیانگذار حرکت‌های رو به جلو

بهروز غريب‌پور: «هاشمی» بنیانگذار حرکت‌های رو به جلو

بهروز غريب‌پور يكي از مديران فرهنگي است كه بارها پروژه‌هاي دست‌اولي را براي كشورمان به سرانجام رسانده‌ است و در دوره رياست‌جمهوري آيت‌الله هاشمي‌رفسنجاني توانست فرهنگ‌سراي بهمن را به سرانجام برساند. سامان‌دادن به آن فرهنگ‌سرا هنوز هم يك حركت فرهنگي تأثيرگذار به شمار مي‌آيد. با او درباره اين شخصيت انقلابي گپ زده‌ايم

چرا تماشاگر باید برنجد

چرا تماشاگر باید برنجد

«مش ببول» در شرایط قحطی آب، عاشق «سرور» شده است. مهریه سرور آب قنات کوه بیستون است. ببول از سویی و «آفتاب» و «مهتاب» از سوی دیگر به رهنمود پهلوان به نمایندگی از مردم شهر هفت‌دروازه، به کوه بیستون می‌زنند و در آنجا فرهاد کوه‌کن را ملاقات می‌کنند... .

گفت‌وگوی «علی‌اصغر دشتی» با «آتیلا پسیانی»

گفت‌وگوی «علی‌اصغر دشتی» با «آتیلا پسیانی»

حضور آتیلا پسیانی در نمایش «باغبان مرگ» و کارگردانی نمایش «دیابولیک؛ رومئو و ژولیت» بهانه‌ای شد تا سؤالاتی را از آتیلا پسیانی بپرسم که جوابش را نمی‌دانستم. تأکیدم بر ندانستن دقیق جواب پرسش‌هایم به این دلیل است که من نه به عنوان روزنامه‌نگار که به عنوان یک همکار، از بسیاری از همکارانم پرسش‌هایی دارم که هیچ آگاه نیستم، پاسخ دریافتی چه خواهد بود. بی‌شک آنها نیز پرسش‌هایی از من یا دیگر همکاران‌شان دارند، بدون اینکه بدانند چه پاسخی دریافت خواهند کرد. اما درباره بخش زیادی از همکاران‌مان «پاسخ»‌ها قابل حدس است! به عنوان یک همکار، مایل بودم از رابطه اشتهار به‌دست‌آمده آتیلا پسیانی از تلویزیون و سینما با فعالیت‌های - به قول خودش آوانگارد –تئاتری‌اش بدانم؛ از بازیگری و رابطه یادگیری بازیگری‌اش با کارگاه نمایش، از روش تولید اجراهایش و از همه مهم‌تر برایم چند پرسش اساسی و «اکنونی» وجود داشت؛ یکی اینکه گروه «تئاتر بازی» به عنوان شاید تنها گروهی که به شکل قاطع در بروشورهایش بر فعالیت حول «تئاتر تجربی حرفه‌ای» تأکید می‌کند- در سال ١٣٩٥ که یکی از اقتصادی‌ترین و گیشه‌ای‌ترین سال‌های تئاتر ایران است- آیا همچنان فرصتی برای جست‌وجوی تجربه‌های خود پیدا می‌کند یا نه؟ و اگر پاسخ مثبت است، دقیقا امروز جست‌وجوگر چه چیزی است؟ و دوم اینکه مواجهه آتیلا پسیانی با یونیفرم شکل‌گرفته امروز در تئاتر ایران چیست؟ من هشدارهای امروز ذهنم را با آتیلا پسیانی در میان گذاشتم. مایل بودم بدانم آیا کسی مانند آتیلا پسیانی هم نگران تماشاگر و گیشه هست یا نه؟ آیا انتخاب بازیگر برای او ریشه در نیاز اجرا دارد یا ضرورتی است برای رفع نگرانی گیشه؟ و اینکه تغییر سلیقه تماشاگر در تغییر احتمالی زیبایی‌شناسی او مؤثر است یا نه؟ گروه «تئاتر بازی» و شخص «آتیلا پسیانی» را به صورت متمرکز و بی‌وقفه از سال ٧٥ دنبال کرده‌ام. باافتخار می‌گویم قبل از هر چیز، به عنوان یک دوست و بعد از آن به عنوان یک همکار جوان‌تر به «آتیلا پسیانی» و تمام تلاش‌های گروه تئاتر بازی در نزدیک به سه دهه احترام می‌گذارم و تمام نوسانات این گروه پرتولید را قابل بررسی می‌دانم و ‌ای کاش جریان «بررسی» در تئاتر ایران بیش از «ستایش» و «تخریب»‌ پویایی به خرج می‌داد. پرسش‌های من از آتیلا پسیانی، پرسش‌های یک دوست و همکار است از دوست و همکارش که فقط به قصد یادآوری و مرور و دقت در شرایط غریب کنونی انجام شده است.

از تئاتر سیاست‌زدایی کرده‌اند

از تئاتر سیاست‌زدایی کرده‌اند

«قطعاتی از ساموئل بکت»، عنوان تازه‌ترین پروژه نمایشی گروه تئاتر ٨٤ است که از ٥ تا ١٧ دی به سرپرستی علی‌اکبر علیزاد، در قالب پروژه مرکز مطالعات اجرائی قشقایی و اجرای چند اثر نمایشی به نویسندگی ساموئل بکت روی صحنه خواهد رفت. براساس برنامه‌ریزی‌های انجام‌شده، بين ٥ تا ١٠ دی، یک اثر نمایشی سه‌اپیزودی با نام‌های «بازی»، «فاجعه» و قطعه بي‌كلام٢ و همچنین از روز ١٢ تا ١٧ دی ماه نیز یک اثر نمایشی دو اپیزودی دیگر با نام‌های «آخرین نوار کراپ» و «آمد و رفت»، به کارگردانی علی‌اکبر علیزاد، ساعت ١٨ با زمان ٦٥ دقیقه، اجرا می‌شود.

هنرمند اصيل نافرمان است

هنرمند اصيل نافرمان است

بعضي مي‌گويند صد رحمت به دولت سابق! و اين اصلا درست نيست. همان گذشته‌بازي است كه بسيار با آن مخالفم. حتا اگر دولت فعلي بد باشد ما نبايد از بدتر ياد كنيم چون دولت گذشته فاجعه بود. عرصه فرهنگ و هنر ايران در نیمه‌ی دوم دهه هفتاد يك دوره چهارساله‌ی فراموش‌نشدني را پشت سر گذاشت.

گفت‌وگو با بهروز غریب‌پور، درباره دنیا فنی‌زاده / مثل پدر بود

گفت‌وگو با بهروز غریب‌پور، درباره دنیا فنی‌زاده / مثل پدر بود

فوت نابهنگام دنیا فنی‌زاده، ما را بر آن داشت كه به سراغ یکی از باتجربه‌ترین مردان تئاتر عروسکی برویم که از سر اتفاق با پرویز فنی‌زاده هم رفیق بوده است. با او درباره این هنرمند گفت‌وگو کردیم.

گفت‌وگو با حمید پورآذری و سیامک احصایی/ تراژدی بیهودگی

گفت‌وگو با حمید پورآذری و سیامک احصایی/ تراژدی بیهودگی

شاید در نگاه اول همکاری حمید پورآذری و سیامک احصایی اندکی دور از ذهن باشد؛ اما اگر به کارنامه کارگردانی آنها نگاه کنیم، علاقه آنها به فرمالیسم را می‌بینیم و شاید همین علاقه نقطه آغازی شده برای این همکاری مشترک. نمایش «خانه ابری» که به تازگی در تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه رفت، حاصل کارگردانی مشترک این دو کارگردان بود که به همین بهانه با پورآذری و احصایی به گفت‌وگو نشستیم.

ویشکا آسایش: به فتح قله‌های بلندتر از دماوند فکر می‌کنم

ویشکا آسایش: به فتح قله‌های بلندتر از دماوند فکر می‌کنم

ویشکا آسایش، بازیگر گزیده‌کاری که در نقش‌های خاص تلویزیون و سینما او را دیده‌ایم و برای بازی در «ورود آقایان ممنوع» رامبد جوان هم سیمرغ گرفت، این شب‌ها با نمایش «می‌سی‌سی‌پی نشسته می‌میرد» همایون غنی‌زاده در تالار وحدت برای دومین بار بازی روی صحنه را تجربه می‌کند. او که هرگز فعالیتش را محدود به بازیگری در سینما نکرده و در کنار بازیگری، مجسمه‌سازی و کوه‌نوردی از مشغله‌های جدی اوست، می‌گوید اهل فتح قله‌هاست و ازهمین‌روست که جسارت و تلاشی به خرج داده تا پس از ٢٠ سال فعالیت جلوی دوربین، برای نخستین بار با «ملکه زیبای لینین» به کارگردانی همایون غنی‌زاده روی صحنه بیاید و برگی تازه برای مخاطبانش رو کند. با او به بهانه دومین تجربه تئاتری‌اش، از چالش‌پذیری‌ها و ریسک‌هایش حرف زدیم.

شورش علیه کلیشه‌ها / گفت‌وگو با آروند دشت‌آرای

شورش علیه کلیشه‌ها / گفت‌وگو با آروند دشت‌آرای

آروند دشت‌آرای، کارگردان تئاتر ایران که تاکنون اجراهای بین‌المللی موفقی نیز در سراسر دنیا داشته است، اخیرا پروژه بینافرهنگی «درباره تصویرت از من تجدید نظر کن» را با بازیگرانی از کشورهای آلمان، هلند و انگلستان روی صحنه تالار چارسوی تئاتر شهر آورده. نمایشی که فقط تا پایان همین ماه روی صحنه می‌رود و هدفش بازنگری روابط زوج‌های بینافرهنگی است. دشت‌آرای که خود، هدفش از کارگردانی تئاتر را یک ویرگول‌گذاشتن و درنگ در برابر قواعد از پیش تعریف شده می‌داند، کمپانی هنرهای اجرائی ویرگول را سال‌هاست با همین هدف تأسیس کرده. دشت‌آرای البته در کنار کارگردانی تئاتر، براساس رشته تحصیلی‌اش طراحی صنعتی، سال‌هاست به طراحی نور نیز می‌پردازد و البته در اجراهای تئاترش نیز از این مهارت بهره برده. با آروند دشت‌آرای درباره کمپین «درباره تصویرت از من تجدید نظر کن» که از سه سال قبل با اجرای «تهران، رم، لندن، آمستردام» آغاز شده و بناست پس از این نیز در شهرهای مختلف دنیا با اجراهایی دیگر ادامه پیدا کند، گفت‌وگویی کوتاه داشتیم.

مکبث بر اساس نگاه چهارگانه يونگ

مکبث بر اساس نگاه چهارگانه يونگ

آثار شکسپیر در دهه‌های گذشته بارها ازسوی کارگردان‌های مختلف اقتباس شده و هر کدام از نگاه خود به مهم‌ترین نمایش‌نامه‌های این نویسنده بزرگ انگلیسی پرداخته‌اند. در بیشتر اقتباس‌هایی که از نمایش‌نامه‌های شکسپیر در ایران انجام شده، اغلب آنهایی مورد توجه تماشاگران و منتقدان تئاتر بوده‌اند که سعی در مدرن‌سازی محتوا، مفاهیم و ساختار کرده‌اند و نگاه تازه و جدیدی به این آثار داشته‌اند. تقریبا همه نمایش‌نامه‌های شکسپیر با شیوه‌های تازه‌ای در صحنه تئاترهای ایرانی اجرا شده‌اند و معمولا نمونه‌های مدرن‌سازی‌شده و امروزی آن بیشتر با استقبال مواجه شده‌اند. ندا هنگامی از جمله کارگردانانی است که این‌روزها نمایشی با عنوان «نیمروز اسکاتلند» را براساس نمایش‌نامه «مکبث» در سالن «ارغنون» به صحنه برده است.

گفت‌وگو با حمید امجد / تلاش برای دوری از زد و بندها

گفت‌وگو با حمید امجد / تلاش برای دوری از زد و بندها

حمید امجد بعد از 13 سال به تئاتر بازگشت تا نمایش «سه خواهر و دیگران» را اجرا کند، این نمایش این روزها روی صحنه تالار اصلی تئاترشهر است.

چخوف هم می‌تواند عده‌ای را «دلواپس» کند

چخوف هم می‌تواند عده‌ای را «دلواپس» کند

امیررضا کوهستانی، کارگردان ایرانی و سرپرست گروه تئاتر «مهر» که در جشنواره‌های مختلف دنیا با نمایش‌هایی همچون «شنیدن»، «سالگشتگی»، «در میان ابرها»، «١٧ دی کجا بودی؟» و... افتخارآفرین بوده و از چهره‌های موفق تئاتر تجربی در ایران به شمار می‌آید، به‌تازگی نمایش «ایوانف» را پس از پنج سال با بازی حسن معجونی، نگار جواهریان، رضا بهبودی، سعید چنگیزیان و... دوباره روی صحنه برده است. به همین بهانه آتیلا پسیانی، سرپرست گروه تئاتر «بازی» که خود یکی از پیشگامان تئاتر تجربی در ایران است با کوهستانی به بهانه اجرای مجدد این نمایش گفت‌وگو کرد که حاصل آن در ادامه آمده است.

ایرج راد: نمی‌خواهم تماشاگرانم را گول بزنم

ایرج راد: نمی‌خواهم تماشاگرانم را گول بزنم

ایرج راد از بازیگران و کارگردانان قدیمی است که این روزها در نمایش راپورت‌های شبانه دکتر مصدق، نوشته و کار اصغر خلیلی، در نقش روزولت، از مأموران سیا، برای انجام کودتای ٢٨ مرداد بازی می‌کند. با او درباره این نمایش، وضعیت تئاتر و شیوه‌های تمرین، بازیگری و کارگردانی گفت‌وگو کرده‌ایم.

صابر ابر: در زندگي‌ واقعي رئالم در تئاتر شيدا

صابر ابر: در زندگي‌ واقعي رئالم در تئاتر شيدا

صابر ابر را بيشتر به عنوان بازيگر مي‌شناسند.اما فعاليت‌هاي هنري او تنها به بازيگري محدود نمانده است. عكاسي، نقاشي، چاپ كتاب و... از جمله كارهايي است كه او در كنار بازيگري انجام مي‌دهد. او همچنين در آلبوم «در شعله، با تو رقصان» به همراه پانته‌آ پناهي‌ها با مهيار عليزاده همكاري داشته است. اما علاوه بر اينها صابر ابر كارگرداني نيز مي‌كند. «واوها و ويرگول‌ها» و«۲۱ بار مردن در ۳۰ روز» دو نمايشي است كه صابر ابر آنها را كارگرداني كرده است. اما تازه‌ترين تجربه كارگرداني‌اش نمايشي به نام «پرتقال‌هاي كال» به نويسندگي سينا آذين است كه در تماشاخانه ايرانشهر به صحنه رفته است.

عاشق تئاتر هستم، دیوانه فیلم‌سازی

عاشق تئاتر هستم، دیوانه فیلم‌سازی

رضا گوران به‌زودی نخستین فیلم بلندش را مقابل دوربین می‌برد. گوران بیشتر با آثاری در تئاتر که بسیاری از آنها مورد تحسین قرار گرفته، شناخته شده است. «یرما»، «شب آوازهایش را می‌خواند» و «آدم آدم است»، برخی از آثاری است که او در تئاتر کارگردانی کرده، هرچند که به قول خودش همیشه جدا از تصویر و فیلم‌سازی هم نبوده و علاقه‌مند است در این مدیوم بیشتر فعالیت کند. با گوران درباره پررنگ‌شدن حضورش در سینما و چگونگی ساخت فیلم اولش گپ‌وگفتی داشتیم.

گفتگو با کارگردانی که از شعر به تئاتر رسید

گفتگو با کارگردانی که از شعر به تئاتر رسید

احسان گودرزی را در سال­‌های اولیه فعالیت هنری‌اش به عنوان ترانه سرا می‌شناسیم ،ترانه سرا و شاعر آلبوم­‌های موسیقی رضا یزدانی. گودرزی در سال 1392 برای اولین بار در تماشاخانه آو، مونولوگ «اسلحه ناموس منه» را به اجرا درآورد و اهالی تئاتر را به این باور رساند که توانایی، بازیگری، کارگردانی و نوشتن متن نمایشنامه را دارد.

رحمت امینی: افراد خبره‌تری به شورای نظارت وارد شوند

رحمت امینی: افراد خبره‌تری به شورای نظارت وارد شوند

کارگردان نمایش «جیجک علیشاه» با اشاره به اینکه بعد از اجرای این نمایش متوجه مشکلات عدیده در تئاتر ایران شده است ابراز امیدورای کرد وضعیت تئاتر کشور همچون گذشته مساعد شود.

در «سعادت لرزان مردمان تیره روز» به اجرای به‌ روزتری رسیده ایم

در «سعادت لرزان مردمان تیره روز» به اجرای به‌ روزتری رسیده ایم

ستاره اسکندری گفت:كارنامه من در تئاتر نشان می‌دهد هیچ‌گاه به كمیت توجه نداشته‌ام و با توجه به اینكه تعریف تئاتر نسبت به سینما و تلویزیون متفاوت است به همین دلیل سعی كرده‌ام در این حوزه گزیده كار باشم.

رضا ثروتی: با نمایش «فهرست» دنیا و آخرتم را خریدم

رضا ثروتی: با نمایش «فهرست» دنیا و آخرتم را خریدم

رضا ثروتی کارگردان نمایش «فهرست»درباره اجرای این نمایش می‌گوید: اگر در دل این کار بمیرم، هیچ چیز دیگری از خدا نمی‌خواهم و نمی‌گویم که ناکام مرده‌ام، بلکه معتقدم که هم این دنیا و هم آخرتم را خریده‌ام.

گفتگو با افسانه ماهیان درباره وضعیت «سه‌ جلسه تراپی»

گفتگو با افسانه ماهیان درباره وضعیت «سه‌ جلسه تراپی»

کارگردان نمایش «سه جلسه تراپی» در آستانه اجرای عمومی این نمایش در تئاترشهر؛ از دلایل انتخاب سالن و دشواری‌هایی گفت که گروه با آنها مواجه است.

گفتگو با احمد کاوری بازیگر نمایش «پاییز»

گفتگو با احمد کاوری بازیگر نمایش «پاییز»

احمد کاوری بازیگر نمایش «پاییز» با اشاره به ویژگی های نقشی که در این نمایش ایفا می کند، عنوان کرد دوری اش از تئاتر در سال های اخیر خودخواسته نبوده و شرایط او را به سمت سینما و تلویزیون سوق داده است.

پیام روز جهانی تئاتر عروسکی در سال 2015؛ از ایران مخابره شد

پیام روز جهانی تئاتر عروسکی در سال 2015؛ از ایران مخابره شد

پیام روز جهانی تئاتر عروسکی در سال 2015 برای نخستین بار توسط یک هنرمند آسیایی نوشته شده و به پنجاه زبان ترجمه خواهد شد.

دبیر جشنواره تئاتر رضوی تا پایان سال معرفی می شود

دبیر جشنواره تئاتر رضوی تا پایان سال معرفی می شود

معاون هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از احتمال معرفی دبیر دهمین جشنواره سراسری تئاتر رضوی تا پایان سال جاری خبر داد.

گفتگو با بهرام افشاری / خانه اولم تئاتر است

گفتگو با بهرام افشاری / خانه اولم تئاتر است

بهرام افشاری هنرمند جوان تئاتر از تجربه ایفای نقش پیرمردی ۷۰ ساله در نمایش «پاییز» گفت و عنوان کرد سال ۹۴ قرار است اولین نمایشش را به صحنه ببرد.

مریم کاظمی از «رام‌کردن زن سرکش» می گوید

مریم کاظمی از «رام‌کردن زن سرکش» می گوید

کارگردان «رام کردن زن سرکش» با اشاره به آغاز اجرای این نمایش از ۱۵ فروردین، عنوان کرد برای اجرا دو گروه از بازیگران تمرین می‌کنند و البته در سود اقتصادی نمایش هم شریک می‌شوند.

  •  گزارش تصویری- نمایش پیشی خورد - کارگردان : پوریا گلستانی
  • گزارش تصویری- نمایش صعود مقاومت پذیر آرتورواویی- کارگردان: امیر دژاکام
  • گزارش تصویری نمایش «محفل بی عاری»  کارگردان سیاوش بهادری راد‎
  • گزارش تصویری - نمایش کافه طره - کارگردان: نوشین تبریزی
  • گزارش تصویری - نمایش مسئولیت شکستن سکوت مطلق - کارگردان: شیوا مسعودی
اینستاگرام پایگاه خبری تئاتر
کانال تلگرام پایگاه خبری تئاتر
مجله الکترونیکی «تاسیان»
نمایش بنگاه تئاترال