تعداد نتایج در صفحه:        1 2 3 4
ما تا پایان عمر زنده‌ایم، تا پایان نمایش چطور؟!

ما تا پایان عمر زنده‌ایم، تا پایان نمایش چطور؟!

نمایش پر است از طرح و نوشته‌های گرافیکی که گاه فضاساز هستند و گاه فضاشکن. گاه نشانی از توهم می‌شوند و گاه کارکردهای تجملاتی نمایشی پیدا می‌کنند. با این تفاسیر اگر به فرض فضای توهم و معما گونه در اثر شکل گرفته باشد، سوالی که این جا یقه‌ی ما را ول نمی‌کند این است که آیا ما در وهله اول با انسان مواجه هستیم یا با توهمش؟

درباره نمایش زهرماری/ چند گام به جلو

درباره نمایش زهرماری/ چند گام به جلو

در نمایش زهرماری علی احمدی پس از اجرای دو سه نمایش، نشان می دهد آرام آرام در ادامه ی تجرببات کارگردانی خود کارش به پختگی نزدیک شده است. او به عنوان کارگردان هم انتخاب های خوبی برای عوامل و عناصر صحنه اش داشته و هم تلاش کرده اجرای کم نقصی را برای صحنه خلق کند. از سویی دیگر نمایش زهرماری در بازیگری دارای امتیازات ویژه ای است. همه ی بازیگران در این اثر می کوشند با همراهی یک دیگر و با یاری کارگردان نقش هایشان را روان، جذاب و باورپذیر بازی کنند.

«ناگفته‌ها حقیقت است؟»

«ناگفته‌ها حقیقت است؟»

نمایش «آنتی‌گون» به کارگردانی علی راضی، نگاه محدود و کم‌سویی نسبت به رویکرد فلسفی وجودشناختی منتسب به جهان «آنتیگون» ژان آنوی دارد. پروتاگونیست نمایش راضی، فاقد شوریدگی تراژیک و مبارزه‌طلبی یک آرمان‌گرای سازش‌ناپذیر است و در عین‌حال از ویژگی‌های اگزیستانسیالیستی قهرمانی که نسبت به امیدهای واهی زندگی بدبین است و بار انتخاب و طغیان‌اش را بر دوش می‌کشد، کم بهره است.

آسوده بخوابد؟ شما بیدارید؟

آسوده بخوابد؟ شما بیدارید؟

اینکه بالاخره باید کسی آستین بالا می‌زد و درباره معرفی کوروش به زبان هنر کاری می‌کرد که جای شک و تردید ندارد. سال‌هاست می‌شنویم فلان فیلم‌ساز قرار است فیلم‌نامه کوروش را بنویسد یا نوشته است و فلان تهیه‌کننده (که حالا مرحوم شده) هم قرار است آن را تهیه کند، ولی همه اینها وعده سر خرمن بود و هست و چه پول‌هایی که این وسط ردوبدل شد و کورش همچنان برای دوستدارانش که هر سال هم با کلی مشقت خود را به پاسارگاد می‌رسانند تا «از دور به طریق مذکور» مقبره‌اش را ببینند، ناشناس مانده است، مگر در حد چند جمله از منشور او که بنا بر برخی روایت‌ها، نخستین منشور حقوق ‌بشر بوده است.

از ثبت‌نام در کلاس بازیگری تا روی صحنه سالن‌های خصوصی

از ثبت‌نام در کلاس بازیگری تا روی صحنه سالن‌های خصوصی

روی بروشور تئاتر که دم در سالن آقایی در دستم گذاشت، آقای مسعود میرطاهری این‌گونه نوشته بود: «وقتی تمرینات [یا به‌عبارت صحیح تمرین‌های] این کار را شروع کردم [،] در باورم به نتیجه[ی] آن فکر نمی‌کردم. قصدم اجرا با شاگردانی بود که چند دوره از مهم‌ترین شیوه‌[های] بازیگری در دنیا را گذرانده بودند. بارهاوبارها... . امروز می‌دانم اشتباه حرکت نکرده‌ایم و به همه‌[ی] علاقه‌مندان [علاقه‌مندان بازیگری] میگویم [می‌گویم] این حرفه بسیار سخت، دشوار، علمی و محترم است. باید آموخت، مهارت کسب کرد و تمرین کرد تا به‌معنای واقعی کلمه بازیگر شد». آنچه را که می‌توان به نحو ضمنی در این نوشته بازخواند این است که بیایید در کلاس‌های بازیگری من ثبت‌نام کنید تا از این دشواری برآیید. این کلاس‌ها علمی و محترمند! اما در کمال ناباوری باید بگویم می‌توان گفت این اجرا به‌طورکلی نه‌تنها علمی نیست، بلکه می‌توان گفت اصلا کارگردانی نشده است.

علامتی که هم‌اکنون می‌شنوید...

علامتی که هم‌اکنون می‌شنوید...

عنوان «شیطونی» با معنای محاوره‌ای که با خود به دوش می‌کشد، در همان ابتدای امر خود را به‌عنوان یک اثر برآمده از دلِ فرهنگ عامه مطرح می‌کند. به این معنا، مخاطب از همان بدو ماجرا انتظار دارد تا به درونِ اثری کشیده شود که از جنسِ گفت‌وگوهای زیست روزمره‌اش است. کوشکی از این حیث هم‌نوایی خوبی میانِ محتوا و فرم ایجاد می‌کند و ما را به درونِ نمایشی پرتاب می‌کند که دیالوگ‌های روزمره بسیاری دارد

سرخپوستی در میان جماعت تئاتری

سرخپوستی در میان جماعت تئاتری

در اثر بهرام افشاری چیزی میان آری یا خیر است. این تشتت به واسطه دو ویدئویی است که پخش می‌شود. در یکی با آدم‌های معمولی برخورد می‌کنیم که گذشته یک شخصیت را بیان می‌کنند. در کلام آن انسجامی وجود دارد. به نظر روی یک شخص تمرکز دارند که باید آن را به شخص بهرام افشاری نسبت داد. اما در ویدئوی دوم با یک هرج‌ومرج روبروییم. یکی تعریف می‌کند، یکی تمجید، یکی فحش می‌دهد و یکی از مردنش حرف می‌زند. یکی او را بازیگری شاخص معرفی می‌کند و دیگری او را یک مدیر. گویا بازیگران شناخته‌شده ویدئوی دوم در مورد یک شخص واحد سخن نمی‌گویند. این همان‌جایی است که واقعیت میان آری و خیر معلق می‌ماند. افشاری قرار نیست با صراحت جواب دهد و آن را به تعلیق درمی‌آورد.

تصویری متفاوت از یک جامعه آرمانی

تصویری متفاوت از یک جامعه آرمانی

تئا‌تر «پناه‌کاه» با به تصویر کشیدن جامعه‌ای به‌ظاهر سالم در دنیای مدرن، نوع دیگری از جامعه آرمانی انسان امروزی را نمایان می‌کند. اما همین انسان امروزی در دور باطل چرخه اقتدارگرایی که برآمده از وجود آدمی است، غرق می‌شود و به‌‌ همان دلیلی که پوپر می‌گوید: «بهشت تبدیل به دوزخی دیگر می‌شود».

تئاتر؛ به معنای واقعی کلمه

تئاتر؛ به معنای واقعی کلمه

هیچ فکرش را نمی­‌کردم که در یک عصر گرم بهاری و آن هم در مجموعه ایرانشهرکه در آن ساعات معمولا شلوغ و پرازدحام، به شکل غریبی خالی از جمعیت بوده و گویی بدل به یک متروک­‌خانه عصر حجر گشته بود، نمایشی را ببینم که سخت درگیرم کرده و مرا با خود حل کند. در من بنشیند و در کوچه و خیابان نیز همراهی‌­ام کند. تجربه تماشای «سانتی‌متر» با داشتن موضوعی تراژیک که ساختار اجرا بر آن استوار گشته، بسیار شعف­‌برانگیز است و دلنشین چرا که به معنای واقعی کلمه تئاتر است و در خدمت صحنه و مخاطب. متین است. باوقار است. اثر سیاه است اما نگاهش سیاه نیست. زاویه نگاه صاحب اثر به مساله­‌ای که با میزانسن درست و حساب­‌شده طرح می­‌کند، نوعی زبان می­‌سازد که نه تنها در ذوق مخاطب نزده و به دام کلیشه‌­های رایج در نمایش­‌های به ظاهر اجتماعی نمی­‌افتد، بلکه همچون رود در ذهن مخاطب جریان می‌یابد و متبلور می‌شود.

مه‌آلودگی روابط آدم‌ها یا برزخی بودن یک زن

مه‌آلودگی روابط آدم‌ها یا برزخی بودن یک زن

"مرثیه‌ای برای مرگ یک دختر" سعی دارد که وجوه تراژیک و جنون ناشی از تجاورز را جایگزین وجه سیاسی‌ "دوشیزه و مرگ" آریل دورفمن کند.

«در ستایش یا نکوهش میانمایگی؟»

«در ستایش یا نکوهش میانمایگی؟»

آمادئوس، به کارگردانی جواد مولانیا، نمایشی است که به نظر می‌رسد از امکانات و دستمایه‌های بالقوه مستتر در متن پیتر شفر، از جمله رویکرد حماسی-تراژیک، جدلی، نقد قدرت، انرژی دراماتیک موسیقیایی و.. بهره قابل توجهی در اجرا نبرده است و به دلیل رویکرد گاه سرسری و حتی میانمایه نسبت به مضامین و نیز شیوه‌ی طراحی‌ها، امکان تاثیری‌گذاری عمیق و چندجانبه را در جلوه‌های نمایشی آن محدود نموده است.

نظام آباد؛ پازل ناتورالیستی تلخ

نظام آباد؛ پازل ناتورالیستی تلخ

نمایش نظام آباد یک روایت تلخ توام با طنزهای ظریف و کوتاه خود و صرفن این ویژگی های زبانی و‌ شخصیتی نیست بل که روایتی واقعی از داستان آدم ها و زندگی های عادی و البته تراژیکی است که به خوبی کنه شخصیت و زندگی آن ها را نشان می دهد که شاید بسیاری از ما هر روزه آن ها را می بینیم یا درباره ی شان می شنویم.

مرز و کمی آنسوتر

مرز و کمی آنسوتر

نمایش «مرزداران» معطوف است به یکی از بحرانی‌ترین مرزهای سیاسی تمام این سال‌ها. مرز ایران و افغانستان، نزدیک شهر تایباد، گرفتار بادهای صد و بیست روزه، ترانزیت مواد مخدر و تغییرات اقلیمی. منطقه‌ای محصور میان بیابان، با چشم‌اندازهای زیبا و البته تجارت پرسود مواد مخدر و گرفتار در چنبره فقر ساختاری مردمانش. جایی که فراموشی و آوارگی بیش از همه جا فراگیر شده است.

ولفگانگ آمادئوس کانورس

ولفگانگ آمادئوس کانورس

اگر بخواهم بدون مقدمه و حرف پیش، در مورد نمایش آمادئوس نظر بدهم باید بگویم آمادئوس نمایش بدی است. از آن نمایش‌هایی که بد بودنش اصولی است و گزینه‌ی مناسبی برای اساتید دانشگاهی رشته‌ی نمایش است که ساعت‌ها بخواهند در موردش توضیح بدهند و بگویند به چه دلایلی یک نمایش بد خواهد بود. البته من نه استاد نمایش هستم و نه قصد اظهار فضل به خوانندگان این نقد را دارم. به همین دلیل تنها از منظر نشانه‌شناسی تئاتر ارزش‌گذاری‌ام را توضیح خواهم داد و خود را جای مخاطبی قرار خواهم داد که نه از زندگی موتزارت باخبر است و نه نمایشنامه‌ی آمادئوس فیشر را خوانده و نه فیلم آمادئوس فورمن را دیده. نگاهم تنها معطوف به آن‌چیزی است که بر صحنه اتفاق می‌افتد و مقایسه‌ی این نمایش را با دیگر اجراهای تئاتر و فیلم آمادئوس به منتقدان دیگر می‌سپارم.

کدام حذفیات؟

کدام حذفیات؟

من این یادداشت را به این اختصاص داده‌ام که نشان دهم حذفیات در حال اجرا در تئاتر مستقل، با حذفیات اجراشده در سالن چهارسو چه تفاوتی دارد و نشان بدهم چگونه «حذفیات» با یک‌سری حذفیات ساده در اجرای اخیر نسبت به اجرای قبلی، از ویژگی‌های شایان تأملش فاصله گرفته و به اثری کلیشه‎ای بدل شده است.

گم‌گشتگی در مرز...

گم‌گشتگی در مرز...

نمایش ‌«مرزداران» تجربه‌ای‌ست آبرومند از یک اجرای شریف دانشجویی. متین است و ملیح. متعالی نیست اما از ابتذال‌نمایی برخی تئاتری‌ها نیز فرسنگ‌ها فاصله دارد. به عنوان مخاطب می‌توان دریافت که رهجوی و ملکی دغدغه درام دارند و تلاش می‌کنند که بر تکنیک مسلط شده و اثری سر و شکل‌دار به تماشاگر ارائه دهند. هرچند این مهم به شکلی دست و پا شکسته به سرانجام می‌رسد اما با توجه به تجربه کمی که دارند، این مساله قابل اغماض است. سنجش کیفیت یک نمایش در خودِ اثر نهفته نه در تندیس‌ها و جایزه‌هایی که در فلان جشنواره درو کرده است. با این رویکرد، «مرزداران» را فارغ از آن چه در جشنواره‌های داخلی برایش اتفاق افتاده بررسی می‌کنیم.

بازتولید مهوع یک محتوای واپسگرا

بازتولید مهوع یک محتوای واپسگرا

«شیطونی»، نمایشی است که بر خلاف طراحی ظاهرا مبتکر و جستجوگرایانه‌اش به لحاظ محتوایی، بسیار واپسگرا و متصلب می‌نماید. این نمایش به طور مینیمال و کنایه‌آمیزی، بازتولید تمام‌عیار از مناسبات و انگاره‌های مردسالارانه فیلمفارسی تبه‌کارانه‌ی معاصرشده‌ای است که در سینمای امروز ایران نیز بعضا در شکل‌های مختلف بازتولید می‌شود و علی‌رغم رویکرد گاه گنگ و فرصت‌طلبانه سازندگانش نسبت به معضلات اجتماعی طرح شده، با اقبال عمومی نیز مواجه شده است.

شرح مفصل تعاملات اجرایی

شرح مفصل تعاملات اجرایی

هفتم فروردین، روز جهانی تئاتر، برای دیدن نمایش دیور رفتم. نمایشی که به صورت تعاملی به نویسندگی هاله مشتاقی‌نیا و ایده‌پردازی و اجراگردانی آریان رضایی توسط گروه مونوشورایی برگزار ‌شد. گروه مونوشورایی به سرپرستی آریان رضایی سال‌هاست که به اجرای تئاترهایی با متد مشارکتی و شورایی دست می‌زنند. روش این نوع تئاتر به ابتکار کارگردان مشهور برزیلی آگوستو بوال با نام تئاتر ستمدیدگان مشهور است. در این نوع نمایش، مخاطبان تماشاگر نیستند. آنها تماشا-بازیگرند و در صحنه‌هایی از نمایش به جای بازیگران یا همراه آن‌ها بازی می‌کنند، یا به نوعی با نظرات و راهکارهایشان در تعامل با اثر دخیل‌اند. نمایش دیور نیز با همین ایده، داستان زن و شوهری با نام‌های پانتی و مهرداد و برادر پانتی، مانی منفرد را روایت می‌کند. در این نوع نمایش صحنه‌گردان یا اجراگردانی به نام جوکر وجود دارد که به صلاحدید، نمایش را متوقف می‌کند، با مخاطب صحبت و تماشا-بازیگران را برای اظهار نظر و یا بازی بر روی صحنه هدایت می‌کند.

اپرای ملال

اپرای ملال

نوشتن در مورد نمایشی که بعد از دوبار به صحنه رفتن، بار دیگر برای بار سوم روی صحنه است و همچنان مخاطبان پر و پا قرصی دارد و نقدهای بسیار مثبت و پرشوری درباره‌اش نوشته‌اند کار سختی است. نمایش فهرست که این روزها با نام فهرست مردگان در حال اجراست، نمایش تحسین‌شده و پر مخاطبی است که مدافعان بسیاری دارد. اما سعی شده است که بی‌طرفانه نمایش را دوباره بررسی کنم و امید دارم تا اندکی توجه شما را برای تامل دوباره بر آن جلب کنم.

 نمایش شیرهای خان بابا سلطنه وامدار شیوه ی اجرایی نمایش سنتی ایرانی است

نمایش شیرهای خان بابا سلطنه وامدار شیوه ی اجرایی نمایش سنتی ایرانی است

نهمین نشست نقد صحنه با حضور افشین هاشمی، گلاب آدینه، مونا فرجاد، ریحانه سلامت، محمدرضا مالکی، علیرضا ناصحی، رضا آشفته، بهزاد صدیقی و گروه موسیقی ول شدگان و با همکاری موسسه ی افرامانا عصر روز شنبه پنجم اسفندماه 96 در سالن ذوالفقاری فرهنگسرای ارسباران برگزار شد.

خداحافظ ای داغ بر دل نشسته

خداحافظ ای داغ بر دل نشسته

درامی با ساختار محکم و منسجم، تعداد کم شخصیت‌ها، کم هزینه بودن دکور، تناسب متن با محل اجرا و ... از جمله دلایلی هستند که کارگردان را برای انتخاب یک متن مجاب می‌کنند. اما به واقع همین مقدار دلایل برای انتخاب یک متن کافیست؟ پاسخ: برای تئاترهای پیشرو و آن دست از کارگردانانی که فرم را بر محتوا مقدم دانسته و تاکید بر چگونه گفتن را به چه گفتن ترجیح می‌دهند منفی است. برای این دسته از هنرمندانِ مخلص تئاتر، یک مولفه دیگر بر انتخاب متن نیز واجب می‌شود و آن «زیست متنی» است. یعنی چه؟ یعنی خالق اثر باید نوعی همزیستی با متن احساس کرده و گویی نمایشنامه بخشی از وجود خویش است که به صحنه می‌آورد.

سانسور خودخواسته شخصیت‌ها در اداره تئاتر

سانسور خودخواسته شخصیت‌ها در اداره تئاتر

تفاوتی مهم میان بندبازی کردن و کارگردانی وجود دارد و آن این که بندباز نسبت به خود مسئول است و کارگردان نسبت به مخاطب. و چه گران­­مایه است کارگردانی که چنین مسئولیتی را با جان و دل می‌­پذیرد و با همه دردهایی که در نهاد خویش دارد، از این بندِ لغزان و لرزان عبور کرده و شرف و آبرویش را از دستان قدرشناس و ارزش­‌سازِ مخاطب خود طلب می‌­کند. اما در این مسیر کسانی هم هستند که قاعده بازی را عوض کرده، بند روی زمین می­‌گذارند و با چشمانی بسته از رویش رد می­‌شوند و زیرزیرکی خودشان را بندباز ماهر جا می‌­زنند.

شکست در پس آرزویی متعالی

شکست در پس آرزویی متعالی

تئاتر زباله با این توضیحات شروع می‌شود. زمانی که می‌گویم شروع می‌شود منظورم دیدن تبلیغ یک اثر است. از نظر من از لحظه‌ای که شما تبلیغات یک نمایش را در رسانه‌ها می‌بینید، آن نمایش برای شما شروع می‌شود. این شروع می‌تواند با بی‌توجهی شما همانجا تمام شود و یا به همت شما برای حضور در محل اجرا ادامه ‌پیدا کند.

اعتراض به سبک تایلندی

اعتراض به سبک تایلندی

«سوی‌کابوی»، درباره چند مرد ایرانی است که به تایلند سفر کرده‌اند و در هتل ارزان‌قیمتی در حوالی خیابان معروف سوی‌کابوی، بانکوک اقامت دارند. ظاهرا قرار است به واسطه طرح داستان هریک و جدال برخی از آنها با یکدیگر، بخشی از مسائل و مشکلات مربوط به گروه‌هایی از جامعه‌ی ایرانی با چاشنی مطایبه به نمایندگی آنها بازگو شود.

اندر حکایتِ درنیامدنِ «درنیومده»…

اندر حکایتِ درنیامدنِ «درنیومده»…

نمایش «درنیومده» درباره چیست؟ درباره رازهای چند جوان است؟ درباره عصیان بازیگران نسبت به هم در جهت بهتر دیده شدن روی صحنه نمایش است؟ یا که در نگاهی کلی‌تر درباره سرگشتگی نسل امروز است که نمی‌داند چه می‌کند، چه می‌خواهد و به کدام سمت و سو می‌رود؟ نداشتن پاسخ شفاف از سوی اثر برای این سوالات اولین و مهم‌ترین مشکل نمایش «درنیومده» است.

۱۵ ثانیه در ستایش سیاست

۱۵ ثانیه در ستایش سیاست

نمایش جنگ کثیف درگیر کلیشه‌های تئاتری امروز است. مسئله‌اش بیشتر از آنکه جهانی و عام باشد، عقیم است چرا که حتی نشانه‌های خودش مانند مظلوم و ظالم را هم بی‌اثر می‌کند. فضایش بسیار احساسی است. برای مثال بازجویان یک عروسک بزرگ را به جای همسر مرد بازداشت‌شده به او قالب می‌کنند و او با گذشت یک صحنه با عروسک اخت می‌شود. اما چرا چنین اثری باید با افتخار لقب سیاسی به خود ‌دهد؟

خلاقیت و شگفتی؛ گمشده‌ی بازیگری

خلاقیت و شگفتی؛ گمشده‌ی بازیگری

«باورپذیری ، خلاقیت و شگفتی» از یونان باستان تا امروز در زمره‌ی اصل‌های تئاتر تجربی و علمی بوده است. باورپذیری در نتیجه‌ی همذات‌پنداری با تماشاگر ایجاد می‌شود که این همذات‌پنداری چونان برخی آثار مدرن می‌تواند احساسی هم نباشد و با قراردادها به باور برسد اما هر چه هست نیازمند تجربه و ممارست بسیار بازیگر است تا با ابزارهای گوناگون خود که مهمترینش دربدن اوست به باور تماشاگر برسد. «تمرین و شناخت بدن» یک کلیدواژه برای بازیگر است چراکه همین شناخت و تجربه‌ی بیشتر در درازای کار بازیگر به خلاقیت خواهد رسید و همین تجربه‌اندوزی تنها راه رسیدن به شگفتی است ؛ همان لحظه‌ای که تماشاگر از تعجب و شادی و احساسات در پوست خود نمی‌گنجد و حتی به خاطر مهارت بازیگر با احساسی رضایتمند فحاشی هم می‌کند. این اوج بازیگری است که حتی در کتاب‌های گوناگون با عنوان شعبده و جادوگری بازیگر هم معرفی شده است.

همه آن چه می‌توان در «چشم‌ها» دید...

همه آن چه می‌توان در «چشم‌ها» دید...

تئاتر می‌تواند صرفا سرگرمی باشد و هیچ اشکالی هم ندارد. اما تئاتر مدعی و پیشرو است که نباید صرفا سرگرمی باشد چرا که تعهد و وظیفه‌ای را بر شانه‌های خود حس می‌کند و نسبت به این حس مسئولیت دارد.

روايت‌هاي غوطه‌ور درفهم پاروديك

روايت‌هاي غوطه‌ور درفهم پاروديك

نمايش«هملت» به كارگرداني كريستوفر روپينگ را مي‌توان اثري با گرايش «پاروديك» ناميد. گرايشي‌ با سابقه‌ قابل توجه در تئاتر اروپا. پارودي كه در زبان و ادبيات فارسي هم جايگاه منحصر به فردي دارد و دكتر عبدالحسين زرين‌كوب، آن را با نام «نقيضه» معرفي كرده، نوعي نگاه آزاد به يك اثر ادبي يا هنري است. نگاهي كه به اشكال گوناگون در پي «نقض» نگاه اثر اصلي است كه اين نگاه در بسياري موارد نه‌تنها نگاهي مخرب نيست بلكه يادآور نوعي اصالت بخشيدن به متن سوژه هم هست.

اتوبوسی به نام سرگرمی؛ مسافری به نام اتوبوس

اتوبوسی به نام سرگرمی؛ مسافری به نام اتوبوس

نمایش «عاقبت عشاق سینه‌چاک» با این که ایراداتی جدی بر نمایشنامه‌اش وارد است و از جمله آثار متوسط نیل سایمون به شمار می‌آید اما کارگردانی و کنش‌گری محرکی دارد و سرگرم کننده است. نمایش ظاهرا در پی نقد روابط و ضوابط انسان‌ها در عصر مدرن است که در این راستا زبان الکن و ابتری دارد.

 بازی با چنگال عدالت

بازی با چنگال عدالت

"قسم به روح تختی که من بدون ترس می‌رم به سوی تقدیر" این بخش از ترانه یاسر بختیاری بی‌شک به سرنوشت آدم های نمایشنامه‌های اپیک و آدم‌هایی همچون محمودرضا رحیمی در تئاتر اشاره دارد.

‌هیاهو بدون ‌خشم

‌هیاهو بدون ‌خشم

خشم و هیاهو، نمایشی است که ظاهرا قصد دارد با زهرخند، سیستم اصلاحی و تربیتی را نقد کند و نقش و مسئولیت همه افراد یک اجتماع را بر شکل‌گیری و بروز بزه و بزه‌کاری در یک فرد آسیب‌دیده یادآوری نماید.

سُرسُره بازی سَرسَری‌بازها...

سُرسُره بازی سَرسَری‌بازها...

این که نمایشی در مضمون و ایده‌پردازی و فرم اجرایی کوچک باشد هیچ اشکالی ندارد. مهم این است که اندازه دهان مولف و کارگردان باشد. اما متاسفانه اشکال از جایی خودنمایی می‌کند که اثر «چه در فرم و چه در محتوا» گنده‌تر از دهان کارگردان باشد و چنان گلوگیر شود که هم صاحبش را به عزای خودش بنشاند و هم مخاطب را دچار امراض گوناگون روحی و روانی کند.

نگاه مقایسه‌ای بین دو نمایش «آبی مایل به صورتی» و «خودکار بیکار»

نگاه مقایسه‌ای بین دو نمایش «آبی مایل به صورتی» و «خودکار بیکار»

در این نوشتار کوشش شده ضمن نگاهی اجمالی به نمایش‌های ‌«آبی مایل به صورتی» کار ساناز بیان و «خودکار بیکار» اثر سامان ارسطو، که دارای مضمون اصلی مشترکی هستند و به مسائل و مصائب تراجنسیتی‌ها در اجتماع می‌پردازند؛ مساله تفاوت نگاه و شیوه‌ی پرداخت پدیدآورندگانش نسبت به این موضوع و تاثیرگذاری و اثربخشی احتمالی هر کدام بر مخاطبان نیز مورد بررسی قرارگیرد که البته این امر نافی هدف انسانی، جسورانه و آگاهی‌بخش هنرمندان در خلق آثار مورد بحث نیست.

پدر؛ بررسی روانکاوانه فراموشی در انسان

پدر؛ بررسی روانکاوانه فراموشی در انسان

"آندره" سالمندی فرانسوی که در پاریس زندگی می‌کند، با ورود به دوران کهنسالی و با آغاز ناتوانی ذهنی‌اش، درگیر مشکلات بیماری آلزایمر می‌شود و با تغییر ارتباطات انسانی با اطرافیانش، پایان زندگی‌اش را در خانه سالمندان می‌یابد.

جنایات پسا مرگ آدولف…

جنایات پسا مرگ آدولف…

«در انتظار آدولف» نمایشی‌ست بی‌ادعا، سرزنده، سرگرم‌کننده و پویا اما با کمی اشتباهات کوچک. اشتباهاتی که به چشم نمی‌آیند اما سرسری گرفتن‌شان نیز دور از عرف نقد صریح است. چرا که برطرف شدن این دست اضافات و گاه کاستی‌ها می‌تواند در پروراندن آثار بعدی کارگردان موثر واقع شود.

آیا این یک پیپ است؟

آیا این یک پیپ است؟

نسبت واقعیت با حقیقت چیست؟ آیا امر حقیقی جُستنی است؟ آیا می‌توان روایتی فارغ از رأی راوی پیش کشید؟ آیا واقعیت در زمینِ حقیقت می‌روید؟ آیا می‌توان در کلاف هزار گره واقعیت راهی به سوی حقیقت جُست؟ این‌ها همه پرسش‌هایی‌ است که نمایش تازه‌ محمد مساوات پیش می‌کشد. بگذارید کمی عقب برویم و کمی بیشتر بدیهیات را مرور کنیم. از طبقات تقلید افلاطونی، از صندلی مثالی به آن صندلی که نجار می‌سازد تا صندلی نقاشی که هنرمند ...

پداگوژی جریحه‌دار شده

پداگوژی جریحه‌دار شده

نمایش پسران تاریخ به کارگردانی و دراماتورژی اشکان خیل‌نژاد، اجرایی امپرسیونیستی و شاعرانه‌ای است از نمایشنامه شکوهمند، فرهیخته، طناز و در عین‌حال نامتعارف الن بنت، نمایش‌نامه‌نویس، نویسنده و بازیگر ۸۳ ساله بریتانیایی.

فانتزی میلیمتری واقعیت!!

فانتزی میلیمتری واقعیت!!

نمایش «گم و گور» ، ظاهرا قرار است در فضای متعلق به مردگان، با کسب و کار مرگ شوخی کند.

آندورا؛ واکاوی دراماتیک یک فاشیسم اجتماعی

آندورا؛ واکاوی دراماتیک یک فاشیسم اجتماعی

«آندورا» شهری است که در آن، مردم شهر، یهودیان (جهودها) را به چشم آدمیانی ترسو، زائد، و موجوداتی کودن می‌شناسند که تنها برای سودهای مالی و لذت‌های جنسی باید از آنها بهره بُرد. «کانِ» معلم به همراه همسر، دخترش «باربلین» و فرزندخوانده‌اش «آندری» در این شهر زندگی می‌کنند.

در غیاب ایبسن

در غیاب ایبسن

ایولف کوچولو، یکی از آخرین نمایشنامه‌های نوشته‌شده توسط هنریک ایبسن، از پیشقراولان رئالیسم در نمایشنامه‌نویسی و درام مدرن است. در این دوره ایبسن آثار دیگری مانند جان گابریل بورگمان و رستاخیز ما مردگان را هم نگاشته است. این آثار سخت، مبهم، تیره و حتی تخیلی می‌نماید. در هر کدام از این نمایشنامه‌ها با شخصیت‌هایی روبه‌رو می‌شویم که از راه رفته پشیمانند. گویی آلمرز، روبک و گابریل بورگمان همگی بازتابی از شخصیت ایبسن پیر هستند در دورانی که او به خلوت خویش پناه برد و به درون‌نگری و واکاوی بیشتر در سکوت پرداخت و شناخت و درک شهودی را همراه شخصیتهای اصلی این نمایش‌هایش تجربه کرد.

ظهور لبخند تلخ سرمایه‌داری در پایتخت

ظهور لبخند تلخ سرمایه‌داری در پایتخت

همین که می‌شنوی جمعی از شاگردان زنده‌یاد سمندریان به همت خود دور یکدیگر گرد آمده‌اند و برای نمایش صحنه‌ای دست روی نمایشنامه‌ای گذاشته‌اند که تقریباً تمامی جایزه‌های معتبر تئاتری آمریکا اعم از جایزه‌ی الیویر، جایزه‌ی جامعه تئاتری وِستاِند، جایزه‌ی منتقدان نیویورک و همچنین جایزه‌ی معتبر پولیتزر در سال ۱۹۸۴ را از آنِ نویسنده‌اش کرده، کمی کنجکاو می‌شوی که اثر چگونه از آب درآمده است. این مهم از آنجایی برایت برجسته‌تر می شود که فی‌المجموع ارادت و احترامی ویژه به سبک و سیاق نمایشنامه‌نویس این اثر نیز قائل باشی. همین موضوع کافیست تا نقد این هفته را به نمایشی اختصاص دهیم که این روزها در تماشاخانه پایتخت به روی صحنه آمده است.

دنیایی که از دور دل می‌برد/ درباره نمایش «ماراتن»

دنیایی که از دور دل می‌برد/ درباره نمایش «ماراتن»

سال‌ها پیش مقاله‌ای در گاردین خواندم، درباره ظهور خصوصی‌ترین شهرهای دنیا. نگارنده برای بسط ادعای خود که چرا فضاهای عمومی به شدت به فضاهای خصوصی تبدیل می‌شوند، وارد تحلیل‌های طبقاتی شده بود و این خودخواهی در ظهور شهرهای محصور را معلول «سرمایه‌داری افراطی» خوانده بود. همان‌جا جریان سیال ذهن مرا جایی برد پشت درهای این شهرها و اینکه گیریم که رشد کردند و تعدادشان فراتر از تصور امروز ما رفت. آن وقت با کنجکاوانی که می‌خواهند خود را به این شهرها برسانند چه می‌کنند؟

در تئاتر طپانچه خانم تمرکز بر روی همه عناصر هست

در تئاتر طپانچه خانم تمرکز بر روی همه عناصر هست

پنجمین نشست نقد صحنه توسط باشگاه تئاتر فرهنگسرای ارسباران با همکاری موسسه ی افرامانا برگزارشد

عصبانی نیستم…

عصبانی نیستم…

تئاتر اجتماعی پرداختن به یک درام با موقعیت استثنایی نیست بلکه توجه به گره‌ای­ست که زندگی روزمره تعداد قابل توجهی از افراد جامعه را مختل کرده است و باید برای باز شدنش به فکر چاره بود. بنده به واقع خجالت می­‌کشم تا در باب دوخطی نمایشنامه این اثر صحبتی به میان آورم اما برای بررسی عمق فاجعه چاره­‌ای نیست که به دلِ فاجعه زد.

معنای خیالی واقعیت

معنای خیالی واقعیت

«این یک پیپ نیست»، تلاش جسورانه‌ یک نقاش-کارگردان است در انضمامی کردن مفاهیم فلسفی یک نقاشی بر روی صحنه… در این نمایش روایت‌های واقعی مألوف دچار اختلال و فروپاشی شده و امکان‌های ناشناخته، متفاوت و متضادی از روایت‌ها (واقعیت‌ها) پدیدار می‌شوند. امور نامرئی و ناملموس هم‌تراز واقعیت‌های مرئی و مأنوس به برانگیختگی معماگونه و رازآلودگی در این نمایش می‌انجامد.

نقد، هنر، اجتماع

نقد، هنر، اجتماع

در زندگی روزمره با واژه‌هایی چون نقد، انتقاد و منتقد بسیار روبرو می‌شویم. امروزه گسترش وسایل ارتباطی و دسترسی آسان و همگانی به رسانه‌ی مجازی شرایطی ایجاد کرده است که همه می‌توانند نظرات خود را بیان کنند و به تبع آن به نوشتن نقد در هر زمینه‌ای بپردازند. هر شغلی که داشته باشیم و به هر فعالیتی که مشغول باشیم، به نوعی با پدیده‌ی نقد روبرو هستیم. پدیده‌ای که برای برخی ناخوشایند است و از آن اجتناب می‌کنند، چه از پذیرش آن و چه از ارائه کردنش، چرا که آن را عیب‌جویی و ایرادگیری محض می‌دانند و نمی‌خواهند در هیچ سویی از این رابطه قرار گیرند. اخیراً در وبلاگی می‌خواندم که «…من به نقد هیچ اعتقادی ندارم… منتقد عموماً کسی است که چون خودش کار خاصی انجام نداده، از ٰ کار خاصٰ دیگران ایراد میگیرد…» از قضا چنین باوری بسیار هم رایج است. اما با تمام مواضعی که در رابطه‌ با مسئله‌ی نقد وجود دارد، نقد بخشی فعال در تمام زمینه‌های اجتماعی بوده و خصوصاً در فعالیت‌های هنری و فرهنگی بخشی اساسی به حساب می آید که در طول تاریخ، خود تبدیل به یک سبک نوشتاری شده است. به قول ارسطو «به راحتی می‌توان از نقد اجتناب کرد، اگر هیچ نگوییم، هیچ نکنیم و هیچ نباشیم.»

بسکتبال در کاتدرال

بسکتبال در کاتدرال

نقش زنان در نمایشنامه بکت، بسیار محدود، غیرتاریخی و فروکاسته‌شده است. از این لحاظ بکت یک اثر ضدزن تلقی می‌شود. ملکه جوان، همسر هانری گریان، شکوه‌گر و زیردست شاه است و در نمایش حتی شاه را به دلیل عشق‌اش به یک مرد، بکت، تهدید به بی‌آبرویی می‌کند. اما در واقعیت تاریخی ملکه الینور همسر هانری دوم که ده سالی نیز از او بزرگتر بود، زنی قدرتمند و بسیار جذاب و اغواگر است و در سال‌های ابتدایی ازدواج برخلاف سایر زوج‌های سلطنتی، عشاق پرشوری بودند.

وَ ما اَدرئک ما التئاترالمناسبتی…

وَ ما اَدرئک ما التئاترالمناسبتی…

اگر ایوب آقاخانی را نمی‌شناسید و از سبقه‌ی تئاتری او بی‌اطلاع هستید که هیچ اما اگر او را همچون حقیر می‌شناسید، بدون‌شک با تماشای این نمایش مناسبتی با خود فکر می‌کردید که همانطور که آقاخانی با آب و تاب در دانشگاه، رادیو و برنامه‌های تلویزیونی به تشریح مبانی درام همچون تعلیق، کشمکش، شخصیت‌پردازی، گره‌افکنی و گره‌گشایی می‌پردازد، کاش قدری از این تئوری‌های جا مانده از صحنه‌های این روزهای تئاترمان را به نمایش «هفتِ عصر هفتم پاییز می‌رساند».

کاش این یک پیپ می‌بود...

کاش این یک پیپ می‌بود...

«این یک پیپ نیست» همان مثال معروفیست که همواره در تقابل عینیت و ذهنیت از آن استفاده می‌شود. به تعبیری ممکن است چیزی که به آن اشاره می‌شود یک پیپ نباشد اما در آن لحظه هر نوع کد یا تصویری که از یک پیپ داریم در ذهنمان شکل می‌گیرد. اینک مساوات در قامت طراح و کارگردان در تلاش است تا پیپی که در اذهان ما شکل گرفته را به یک واقعیت عینی نیز تبدیل کند. بدون شک این مساله باید از دالان ذهن تاکید و تقویت شود و آنقدر بر آن اصرار بورزد تا به منصه باور برسد با وجود این که آن شیء یا موضوع و یا مساله اساساً وجود خارجی و یا حقیقت نداشته باشد.

  • گزارش تصویری/ نمایش آمادئوس
  • اختتامیه بیست و چهارمین جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان
  •  گزارش تصویری- نمایش پیشی خورد - کارگردان : پوریا گلستانی
  • گزارش تصویری- نمایش صعود مقاومت پذیر آرتورواویی- کارگردان: امیر دژاکام
  • گزارش تصویری نمایش «محفل بی عاری»  کارگردان سیاوش بهادری راد‎
اینستاگرام پایگاه خبری تئاتر
کانال تلگرام پایگاه خبری تئاتر
فراخوان همکاری با سایت خبری تئاتر
.
مجله الکترونیکی «تاسیان»

logo-samandehi