تعداد نتایج در صفحه:        1 2 3 4
ما تا پایان عمر زنده‌ایم، تا پایان نمایش چطور؟!

ما تا پایان عمر زنده‌ایم، تا پایان نمایش چطور؟!

نمایش پر است از طرح و نوشته‌های گرافیکی که گاه فضاساز هستند و گاه فضاشکن. گاه نشانی از توهم می‌شوند و گاه کارکردهای تجملاتی نمایشی پیدا می‌کنند. با این تفاسیر اگر به فرض فضای توهم و معما گونه در اثر شکل گرفته باشد، سوالی که این جا یقه‌ی ما را ول نمی‌کند این است که آیا ما در وهله اول با انسان مواجه هستیم یا با توهمش؟

درباره نمایش زهرماری/ چند گام به جلو

درباره نمایش زهرماری/ چند گام به جلو

در نمایش زهرماری علی احمدی پس از اجرای دو سه نمایش، نشان می دهد آرام آرام در ادامه ی تجرببات کارگردانی خود کارش به پختگی نزدیک شده است. او به عنوان کارگردان هم انتخاب های خوبی برای عوامل و عناصر صحنه اش داشته و هم تلاش کرده اجرای کم نقصی را برای صحنه خلق کند. از سویی دیگر نمایش زهرماری در بازیگری دارای امتیازات ویژه ای است. همه ی بازیگران در این اثر می کوشند با همراهی یک دیگر و با یاری کارگردان نقش هایشان را روان، جذاب و باورپذیر بازی کنند.

«ناگفته‌ها حقیقت است؟»

«ناگفته‌ها حقیقت است؟»

نمایش «آنتی‌گون» به کارگردانی علی راضی، نگاه محدود و کم‌سویی نسبت به رویکرد فلسفی وجودشناختی منتسب به جهان «آنتیگون» ژان آنوی دارد. پروتاگونیست نمایش راضی، فاقد شوریدگی تراژیک و مبارزه‌طلبی یک آرمان‌گرای سازش‌ناپذیر است و در عین‌حال از ویژگی‌های اگزیستانسیالیستی قهرمانی که نسبت به امیدهای واهی زندگی بدبین است و بار انتخاب و طغیان‌اش را بر دوش می‌کشد، کم بهره است.

آسوده بخوابد؟ شما بیدارید؟

آسوده بخوابد؟ شما بیدارید؟

اینکه بالاخره باید کسی آستین بالا می‌زد و درباره معرفی کوروش به زبان هنر کاری می‌کرد که جای شک و تردید ندارد. سال‌هاست می‌شنویم فلان فیلم‌ساز قرار است فیلم‌نامه کوروش را بنویسد یا نوشته است و فلان تهیه‌کننده (که حالا مرحوم شده) هم قرار است آن را تهیه کند، ولی همه اینها وعده سر خرمن بود و هست و چه پول‌هایی که این وسط ردوبدل شد و کورش همچنان برای دوستدارانش که هر سال هم با کلی مشقت خود را به پاسارگاد می‌رسانند تا «از دور به طریق مذکور» مقبره‌اش را ببینند، ناشناس مانده است، مگر در حد چند جمله از منشور او که بنا بر برخی روایت‌ها، نخستین منشور حقوق ‌بشر بوده است.

از ثبت‌نام در کلاس بازیگری تا روی صحنه سالن‌های خصوصی

از ثبت‌نام در کلاس بازیگری تا روی صحنه سالن‌های خصوصی

روی بروشور تئاتر که دم در سالن آقایی در دستم گذاشت، آقای مسعود میرطاهری این‌گونه نوشته بود: «وقتی تمرینات [یا به‌عبارت صحیح تمرین‌های] این کار را شروع کردم [،] در باورم به نتیجه[ی] آن فکر نمی‌کردم. قصدم اجرا با شاگردانی بود که چند دوره از مهم‌ترین شیوه‌[های] بازیگری در دنیا را گذرانده بودند. بارهاوبارها... . امروز می‌دانم اشتباه حرکت نکرده‌ایم و به همه‌[ی] علاقه‌مندان [علاقه‌مندان بازیگری] میگویم [می‌گویم] این حرفه بسیار سخت، دشوار، علمی و محترم است. باید آموخت، مهارت کسب کرد و تمرین کرد تا به‌معنای واقعی کلمه بازیگر شد». آنچه را که می‌توان به نحو ضمنی در این نوشته بازخواند این است که بیایید در کلاس‌های بازیگری من ثبت‌نام کنید تا از این دشواری برآیید. این کلاس‌ها علمی و محترمند! اما در کمال ناباوری باید بگویم می‌توان گفت این اجرا به‌طورکلی نه‌تنها علمی نیست، بلکه می‌توان گفت اصلا کارگردانی نشده است.

علامتی که هم‌اکنون می‌شنوید...

علامتی که هم‌اکنون می‌شنوید...

عنوان «شیطونی» با معنای محاوره‌ای که با خود به دوش می‌کشد، در همان ابتدای امر خود را به‌عنوان یک اثر برآمده از دلِ فرهنگ عامه مطرح می‌کند. به این معنا، مخاطب از همان بدو ماجرا انتظار دارد تا به درونِ اثری کشیده شود که از جنسِ گفت‌وگوهای زیست روزمره‌اش است. کوشکی از این حیث هم‌نوایی خوبی میانِ محتوا و فرم ایجاد می‌کند و ما را به درونِ نمایشی پرتاب می‌کند که دیالوگ‌های روزمره بسیاری دارد

تئاتر؛ به معنای واقعی کلمه

تئاتر؛ به معنای واقعی کلمه

هیچ فکرش را نمی­‌کردم که در یک عصر گرم بهاری و آن هم در مجموعه ایرانشهرکه در آن ساعات معمولا شلوغ و پرازدحام، به شکل غریبی خالی از جمعیت بوده و گویی بدل به یک متروک­‌خانه عصر حجر گشته بود، نمایشی را ببینم که سخت درگیرم کرده و مرا با خود حل کند. در من بنشیند و در کوچه و خیابان نیز همراهی‌­ام کند. تجربه تماشای «سانتی‌متر» با داشتن موضوعی تراژیک که ساختار اجرا بر آن استوار گشته، بسیار شعف­‌برانگیز است و دلنشین چرا که به معنای واقعی کلمه تئاتر است و در خدمت صحنه و مخاطب. متین است. باوقار است. اثر سیاه است اما نگاهش سیاه نیست. زاویه نگاه صاحب اثر به مساله­‌ای که با میزانسن درست و حساب­‌شده طرح می­‌کند، نوعی زبان می­‌سازد که نه تنها در ذوق مخاطب نزده و به دام کلیشه‌­های رایج در نمایش­‌های به ظاهر اجتماعی نمی­‌افتد، بلکه همچون رود در ذهن مخاطب جریان می‌یابد و متبلور می‌شود.

نقد و بررسی نمایشنامه «تلخی ته گلو» در دهمین نشست تئاتر کاغذی

نقد و بررسی نمایشنامه «تلخی ته گلو» در دهمین نشست تئاتر کاغذی

دهمین نشست تئاتر کاغذی با معرفی، نمایشنامه خوانی و بررسی نمایشنامه «تلخی ته گلو» نوشته امیر امجد برگزار می شود.

«در ستایش یا نکوهش میانمایگی؟»

«در ستایش یا نکوهش میانمایگی؟»

آمادئوس، به کارگردانی جواد مولانیا، نمایشی است که به نظر می‌رسد از امکانات و دستمایه‌های بالقوه مستتر در متن پیتر شفر، از جمله رویکرد حماسی-تراژیک، جدلی، نقد قدرت، انرژی دراماتیک موسیقیایی و.. بهره قابل توجهی در اجرا نبرده است و به دلیل رویکرد گاه سرسری و حتی میانمایه نسبت به مضامین و نیز شیوه‌ی طراحی‌ها، امکان تاثیری‌گذاری عمیق و چندجانبه را در جلوه‌های نمایشی آن محدود نموده است.

نظام آباد؛ پازل ناتورالیستی تلخ

نظام آباد؛ پازل ناتورالیستی تلخ

نمایش نظام آباد یک روایت تلخ توام با طنزهای ظریف و کوتاه خود و صرفن این ویژگی های زبانی و‌ شخصیتی نیست بل که روایتی واقعی از داستان آدم ها و زندگی های عادی و البته تراژیکی است که به خوبی کنه شخصیت و زندگی آن ها را نشان می دهد که شاید بسیاری از ما هر روزه آن ها را می بینیم یا درباره ی شان می شنویم.

مرز و کمی آنسوتر

مرز و کمی آنسوتر

نمایش «مرزداران» معطوف است به یکی از بحرانی‌ترین مرزهای سیاسی تمام این سال‌ها. مرز ایران و افغانستان، نزدیک شهر تایباد، گرفتار بادهای صد و بیست روزه، ترانزیت مواد مخدر و تغییرات اقلیمی. منطقه‌ای محصور میان بیابان، با چشم‌اندازهای زیبا و البته تجارت پرسود مواد مخدر و گرفتار در چنبره فقر ساختاری مردمانش. جایی که فراموشی و آوارگی بیش از همه جا فراگیر شده است.

اجرای نمایش جعفرخان از فرنگ برگشته، اجرایی سالم و اصیل است

اجرای نمایش جعفرخان از فرنگ برگشته، اجرایی سالم و اصیل است

دهمین نشست نقد صحنه با بررسی تئاتر جعفرخان از فرنگ برگشته نوشته ی حسن مقدم و کارگردانی رحمت امینی و با حضور داوود فتحعلی بیگی، رحمت امینی، علی رضا نراقی و بهزاد صدیقی و با همکاری موسسه ی افرامانا عصر روز شنبه یکم اردی بهشت ماه ۹۷ در سالن استاد ذوالفقاری فرهنگسرای ارسباران برگزارشد.

«چهارشنبه های نقد» در پردیس تئاتر تهران برگزار می شود

«چهارشنبه های نقد» در پردیس تئاتر تهران برگزار می شود

پردیس تئاتر تهران در نظر دارد برنامه «چهارشنبه های نقد» را با محتوای نقد و تحلیل نمایش های روی صحنه این مجموعه برگزار کند.

ولفگانگ آمادئوس کانورس

ولفگانگ آمادئوس کانورس

اگر بخواهم بدون مقدمه و حرف پیش، در مورد نمایش آمادئوس نظر بدهم باید بگویم آمادئوس نمایش بدی است. از آن نمایش‌هایی که بد بودنش اصولی است و گزینه‌ی مناسبی برای اساتید دانشگاهی رشته‌ی نمایش است که ساعت‌ها بخواهند در موردش توضیح بدهند و بگویند به چه دلایلی یک نمایش بد خواهد بود. البته من نه استاد نمایش هستم و نه قصد اظهار فضل به خوانندگان این نقد را دارم. به همین دلیل تنها از منظر نشانه‌شناسی تئاتر ارزش‌گذاری‌ام را توضیح خواهم داد و خود را جای مخاطبی قرار خواهم داد که نه از زندگی موتزارت باخبر است و نه نمایشنامه‌ی آمادئوس فیشر را خوانده و نه فیلم آمادئوس فورمن را دیده. نگاهم تنها معطوف به آن‌چیزی است که بر صحنه اتفاق می‌افتد و مقایسه‌ی این نمایش را با دیگر اجراهای تئاتر و فیلم آمادئوس به منتقدان دیگر می‌سپارم.

کدام حذفیات؟

کدام حذفیات؟

من این یادداشت را به این اختصاص داده‌ام که نشان دهم حذفیات در حال اجرا در تئاتر مستقل، با حذفیات اجراشده در سالن چهارسو چه تفاوتی دارد و نشان بدهم چگونه «حذفیات» با یک‌سری حذفیات ساده در اجرای اخیر نسبت به اجرای قبلی، از ویژگی‌های شایان تأملش فاصله گرفته و به اثری کلیشه‎ای بدل شده است.

گم‌گشتگی در مرز...

گم‌گشتگی در مرز...

نمایش ‌«مرزداران» تجربه‌ای‌ست آبرومند از یک اجرای شریف دانشجویی. متین است و ملیح. متعالی نیست اما از ابتذال‌نمایی برخی تئاتری‌ها نیز فرسنگ‌ها فاصله دارد. به عنوان مخاطب می‌توان دریافت که رهجوی و ملکی دغدغه درام دارند و تلاش می‌کنند که بر تکنیک مسلط شده و اثری سر و شکل‌دار به تماشاگر ارائه دهند. هرچند این مهم به شکلی دست و پا شکسته به سرانجام می‌رسد اما با توجه به تجربه کمی که دارند، این مساله قابل اغماض است. سنجش کیفیت یک نمایش در خودِ اثر نهفته نه در تندیس‌ها و جایزه‌هایی که در فلان جشنواره درو کرده است. با این رویکرد، «مرزداران» را فارغ از آن چه در جشنواره‌های داخلی برایش اتفاق افتاده بررسی می‌کنیم.

بازتولید مهوع یک محتوای واپسگرا

بازتولید مهوع یک محتوای واپسگرا

«شیطونی»، نمایشی است که بر خلاف طراحی ظاهرا مبتکر و جستجوگرایانه‌اش به لحاظ محتوایی، بسیار واپسگرا و متصلب می‌نماید. این نمایش به طور مینیمال و کنایه‌آمیزی، بازتولید تمام‌عیار از مناسبات و انگاره‌های مردسالارانه فیلمفارسی تبه‌کارانه‌ی معاصرشده‌ای است که در سینمای امروز ایران نیز بعضا در شکل‌های مختلف بازتولید می‌شود و علی‌رغم رویکرد گاه گنگ و فرصت‌طلبانه سازندگانش نسبت به معضلات اجتماعی طرح شده، با اقبال عمومی نیز مواجه شده است.

شرح مفصل تعاملات اجرایی

شرح مفصل تعاملات اجرایی

هفتم فروردین، روز جهانی تئاتر، برای دیدن نمایش دیور رفتم. نمایشی که به صورت تعاملی به نویسندگی هاله مشتاقی‌نیا و ایده‌پردازی و اجراگردانی آریان رضایی توسط گروه مونوشورایی برگزار ‌شد. گروه مونوشورایی به سرپرستی آریان رضایی سال‌هاست که به اجرای تئاترهایی با متد مشارکتی و شورایی دست می‌زنند. روش این نوع تئاتر به ابتکار کارگردان مشهور برزیلی آگوستو بوال با نام تئاتر ستمدیدگان مشهور است. در این نوع نمایش، مخاطبان تماشاگر نیستند. آنها تماشا-بازیگرند و در صحنه‌هایی از نمایش به جای بازیگران یا همراه آن‌ها بازی می‌کنند، یا به نوعی با نظرات و راهکارهایشان در تعامل با اثر دخیل‌اند. نمایش دیور نیز با همین ایده، داستان زن و شوهری با نام‌های پانتی و مهرداد و برادر پانتی، مانی منفرد را روایت می‌کند. در این نوع نمایش صحنه‌گردان یا اجراگردانی به نام جوکر وجود دارد که به صلاحدید، نمایش را متوقف می‌کند، با مخاطب صحبت و تماشا-بازیگران را برای اظهار نظر و یا بازی بر روی صحنه هدایت می‌کند.

نگران نباشید؛ منتقدان گاز نمی‌گیرند

نگران نباشید؛ منتقدان گاز نمی‌گیرند

فضای حاکم بر تئاتر ما با مدیریت ناشیانه، نابخردانه و نالایق برخی مدیران به اصطلاح فرهنگی که نه از هنر سررشته‌ای داشتند و نه به آن مؤمن بودند، به سمتی پیش رفت که رفتاری تعارف‌گونه به یک اصل ارزشی و اخلاقی! در تئاتر و اساسا هنر بدل شود. این اصلِ بی‌اصالت باعث شد که مهم‌ترین دغدغه‌ها، مشکلات، کاستی‌های مخاطبان، هنرمندان و اهالی فرهنگ در زیر انبوه لایه‌های عوام‌فریبانه و پوپولیستی حاد مدیریتی پنهان باقی بماند و به جایش روشنفکرنمایی قلابی و مذهبی‌نمایی شارلاتانی به منصه ظهور برسد. اساس این حرکت از صداوسیما آغاز شد و کم‌کم جامعه را به سمت تک‌صدایی شدن پیش برد. در این شرایط نقد صریح تبدیل به عنصری ضداخلاق و ضدارزش‌های انقلابی معرفی شده و همه این تفکرات مسموم به صحنه تئاتر ایران کشیده شد.

اپرای ملال

اپرای ملال

نوشتن در مورد نمایشی که بعد از دوبار به صحنه رفتن، بار دیگر برای بار سوم روی صحنه است و همچنان مخاطبان پر و پا قرصی دارد و نقدهای بسیار مثبت و پرشوری درباره‌اش نوشته‌اند کار سختی است. نمایش فهرست که این روزها با نام فهرست مردگان در حال اجراست، نمایش تحسین‌شده و پر مخاطبی است که مدافعان بسیاری دارد. اما سعی شده است که بی‌طرفانه نمایش را دوباره بررسی کنم و امید دارم تا اندکی توجه شما را برای تامل دوباره بر آن جلب کنم.

 نمایش شیرهای خان بابا سلطنه وامدار شیوه ی اجرایی نمایش سنتی ایرانی است

نمایش شیرهای خان بابا سلطنه وامدار شیوه ی اجرایی نمایش سنتی ایرانی است

نهمین نشست نقد صحنه با حضور افشین هاشمی، گلاب آدینه، مونا فرجاد، ریحانه سلامت، محمدرضا مالکی، علیرضا ناصحی، رضا آشفته، بهزاد صدیقی و گروه موسیقی ول شدگان و با همکاری موسسه ی افرامانا عصر روز شنبه پنجم اسفندماه 96 در سالن ذوالفقاری فرهنگسرای ارسباران برگزار شد.

خداحافظ ای داغ بر دل نشسته

خداحافظ ای داغ بر دل نشسته

درامی با ساختار محکم و منسجم، تعداد کم شخصیت‌ها، کم هزینه بودن دکور، تناسب متن با محل اجرا و ... از جمله دلایلی هستند که کارگردان را برای انتخاب یک متن مجاب می‌کنند. اما به واقع همین مقدار دلایل برای انتخاب یک متن کافیست؟ پاسخ: برای تئاترهای پیشرو و آن دست از کارگردانانی که فرم را بر محتوا مقدم دانسته و تاکید بر چگونه گفتن را به چه گفتن ترجیح می‌دهند منفی است. برای این دسته از هنرمندانِ مخلص تئاتر، یک مولفه دیگر بر انتخاب متن نیز واجب می‌شود و آن «زیست متنی» است. یعنی چه؟ یعنی خالق اثر باید نوعی همزیستی با متن احساس کرده و گویی نمایشنامه بخشی از وجود خویش است که به صحنه می‌آورد.

سانسور خودخواسته شخصیت‌ها در اداره تئاتر

سانسور خودخواسته شخصیت‌ها در اداره تئاتر

تفاوتی مهم میان بندبازی کردن و کارگردانی وجود دارد و آن این که بندباز نسبت به خود مسئول است و کارگردان نسبت به مخاطب. و چه گران­­مایه است کارگردانی که چنین مسئولیتی را با جان و دل می‌­پذیرد و با همه دردهایی که در نهاد خویش دارد، از این بندِ لغزان و لرزان عبور کرده و شرف و آبرویش را از دستان قدرشناس و ارزش­‌سازِ مخاطب خود طلب می‌­کند. اما در این مسیر کسانی هم هستند که قاعده بازی را عوض کرده، بند روی زمین می­‌گذارند و با چشمانی بسته از رویش رد می­‌شوند و زیرزیرکی خودشان را بندباز ماهر جا می‌­زنند.

شکست در پس آرزویی متعالی

شکست در پس آرزویی متعالی

تئاتر زباله با این توضیحات شروع می‌شود. زمانی که می‌گویم شروع می‌شود منظورم دیدن تبلیغ یک اثر است. از نظر من از لحظه‌ای که شما تبلیغات یک نمایش را در رسانه‌ها می‌بینید، آن نمایش برای شما شروع می‌شود. این شروع می‌تواند با بی‌توجهی شما همانجا تمام شود و یا به همت شما برای حضور در محل اجرا ادامه ‌پیدا کند.

اعتراض به سبک تایلندی

اعتراض به سبک تایلندی

«سوی‌کابوی»، درباره چند مرد ایرانی است که به تایلند سفر کرده‌اند و در هتل ارزان‌قیمتی در حوالی خیابان معروف سوی‌کابوی، بانکوک اقامت دارند. ظاهرا قرار است به واسطه طرح داستان هریک و جدال برخی از آنها با یکدیگر، بخشی از مسائل و مشکلات مربوط به گروه‌هایی از جامعه‌ی ایرانی با چاشنی مطایبه به نمایندگی آنها بازگو شود.

تئاتر «آبی مایل به صورتی» آگاهی بخش، با جسارت و درام اجتماعی پژوهش محور است

تئاتر «آبی مایل به صورتی» آگاهی بخش، با جسارت و درام اجتماعی پژوهش محور است

هشتمین نشست نقد صحنه با حضور ساناز بیان، امین میری، مرجان ریاحی پور، رسول نظرزاده و بهزاد صدیقی و با همکاری موسسه ی افرامانا در سالن ذوالفقاری فرهنگسرای ارسباران برگزارشد.

همه آن چه می‌توان در «چشم‌ها» دید...

همه آن چه می‌توان در «چشم‌ها» دید...

تئاتر می‌تواند صرفا سرگرمی باشد و هیچ اشکالی هم ندارد. اما تئاتر مدعی و پیشرو است که نباید صرفا سرگرمی باشد چرا که تعهد و وظیفه‌ای را بر شانه‌های خود حس می‌کند و نسبت به این حس مسئولیت دارد.

اتوبوسی به نام سرگرمی؛ مسافری به نام اتوبوس

اتوبوسی به نام سرگرمی؛ مسافری به نام اتوبوس

نمایش «عاقبت عشاق سینه‌چاک» با این که ایراداتی جدی بر نمایشنامه‌اش وارد است و از جمله آثار متوسط نیل سایمون به شمار می‌آید اما کارگردانی و کنش‌گری محرکی دارد و سرگرم کننده است. نمایش ظاهرا در پی نقد روابط و ضوابط انسان‌ها در عصر مدرن است که در این راستا زبان الکن و ابتری دارد.

سُرسُره بازی سَرسَری‌بازها...

سُرسُره بازی سَرسَری‌بازها...

این که نمایشی در مضمون و ایده‌پردازی و فرم اجرایی کوچک باشد هیچ اشکالی ندارد. مهم این است که اندازه دهان مولف و کارگردان باشد. اما متاسفانه اشکال از جایی خودنمایی می‌کند که اثر «چه در فرم و چه در محتوا» گنده‌تر از دهان کارگردان باشد و چنان گلوگیر شود که هم صاحبش را به عزای خودش بنشاند و هم مخاطب را دچار امراض گوناگون روحی و روانی کند.

بررسی تئاتر «نفر دوم» در هفتمین نشست نقد صحنه

بررسی تئاتر «نفر دوم» در هفتمین نشست نقد صحنه

هفتمین نشست نقد صحنه در سالن ذوالفقاری فرهنگسرای ارسباران برگزار می شود.

پدر؛ بررسی روانکاوانه فراموشی در انسان

پدر؛ بررسی روانکاوانه فراموشی در انسان

"آندره" سالمندی فرانسوی که در پاریس زندگی می‌کند، با ورود به دوران کهنسالی و با آغاز ناتوانی ذهنی‌اش، درگیر مشکلات بیماری آلزایمر می‌شود و با تغییر ارتباطات انسانی با اطرافیانش، پایان زندگی‌اش را در خانه سالمندان می‌یابد.

فراخوان نقد تئاتر ششمین جشنواره تئاترشهر منتشر شد

فراخوان نقد تئاتر ششمین جشنواره تئاترشهر منتشر شد

برای اولین بار در جشنواره تئاترشهر بخش ویژه نقد مکتوب تئاتر از طریق فراخوان عمومی برای هنرمندان و منتقدان جوان تئاتر برگزار می‌شود.

جنایات پسا مرگ آدولف…

جنایات پسا مرگ آدولف…

«در انتظار آدولف» نمایشی‌ست بی‌ادعا، سرزنده، سرگرم‌کننده و پویا اما با کمی اشتباهات کوچک. اشتباهاتی که به چشم نمی‌آیند اما سرسری گرفتن‌شان نیز دور از عرف نقد صریح است. چرا که برطرف شدن این دست اضافات و گاه کاستی‌ها می‌تواند در پروراندن آثار بعدی کارگردان موثر واقع شود.

آیا این یک پیپ است؟

آیا این یک پیپ است؟

نسبت واقعیت با حقیقت چیست؟ آیا امر حقیقی جُستنی است؟ آیا می‌توان روایتی فارغ از رأی راوی پیش کشید؟ آیا واقعیت در زمینِ حقیقت می‌روید؟ آیا می‌توان در کلاف هزار گره واقعیت راهی به سوی حقیقت جُست؟ این‌ها همه پرسش‌هایی‌ است که نمایش تازه‌ محمد مساوات پیش می‌کشد. بگذارید کمی عقب برویم و کمی بیشتر بدیهیات را مرور کنیم. از طبقات تقلید افلاطونی، از صندلی مثالی به آن صندلی که نجار می‌سازد تا صندلی نقاشی که هنرمند ...

پداگوژی جریحه‌دار شده

پداگوژی جریحه‌دار شده

نمایش پسران تاریخ به کارگردانی و دراماتورژی اشکان خیل‌نژاد، اجرایی امپرسیونیستی و شاعرانه‌ای است از نمایشنامه شکوهمند، فرهیخته، طناز و در عین‌حال نامتعارف الن بنت، نمایش‌نامه‌نویس، نویسنده و بازیگر ۸۳ ساله بریتانیایی.

فانتزی میلیمتری واقعیت!!

فانتزی میلیمتری واقعیت!!

نمایش «گم و گور» ، ظاهرا قرار است در فضای متعلق به مردگان، با کسب و کار مرگ شوخی کند.

در غیاب ایبسن

در غیاب ایبسن

ایولف کوچولو، یکی از آخرین نمایشنامه‌های نوشته‌شده توسط هنریک ایبسن، از پیشقراولان رئالیسم در نمایشنامه‌نویسی و درام مدرن است. در این دوره ایبسن آثار دیگری مانند جان گابریل بورگمان و رستاخیز ما مردگان را هم نگاشته است. این آثار سخت، مبهم، تیره و حتی تخیلی می‌نماید. در هر کدام از این نمایشنامه‌ها با شخصیت‌هایی روبه‌رو می‌شویم که از راه رفته پشیمانند. گویی آلمرز، روبک و گابریل بورگمان همگی بازتابی از شخصیت ایبسن پیر هستند در دورانی که او به خلوت خویش پناه برد و به درون‌نگری و واکاوی بیشتر در سکوت پرداخت و شناخت و درک شهودی را همراه شخصیتهای اصلی این نمایش‌هایش تجربه کرد.

ظهور لبخند تلخ سرمایه‌داری در پایتخت

ظهور لبخند تلخ سرمایه‌داری در پایتخت

همین که می‌شنوی جمعی از شاگردان زنده‌یاد سمندریان به همت خود دور یکدیگر گرد آمده‌اند و برای نمایش صحنه‌ای دست روی نمایشنامه‌ای گذاشته‌اند که تقریباً تمامی جایزه‌های معتبر تئاتری آمریکا اعم از جایزه‌ی الیویر، جایزه‌ی جامعه تئاتری وِستاِند، جایزه‌ی منتقدان نیویورک و همچنین جایزه‌ی معتبر پولیتزر در سال ۱۹۸۴ را از آنِ نویسنده‌اش کرده، کمی کنجکاو می‌شوی که اثر چگونه از آب درآمده است. این مهم از آنجایی برایت برجسته‌تر می شود که فی‌المجموع ارادت و احترامی ویژه به سبک و سیاق نمایشنامه‌نویس این اثر نیز قائل باشی. همین موضوع کافیست تا نقد این هفته را به نمایشی اختصاص دهیم که این روزها در تماشاخانه پایتخت به روی صحنه آمده است.

دنیایی که از دور دل می‌برد/ درباره نمایش «ماراتن»

دنیایی که از دور دل می‌برد/ درباره نمایش «ماراتن»

سال‌ها پیش مقاله‌ای در گاردین خواندم، درباره ظهور خصوصی‌ترین شهرهای دنیا. نگارنده برای بسط ادعای خود که چرا فضاهای عمومی به شدت به فضاهای خصوصی تبدیل می‌شوند، وارد تحلیل‌های طبقاتی شده بود و این خودخواهی در ظهور شهرهای محصور را معلول «سرمایه‌داری افراطی» خوانده بود. همان‌جا جریان سیال ذهن مرا جایی برد پشت درهای این شهرها و اینکه گیریم که رشد کردند و تعدادشان فراتر از تصور امروز ما رفت. آن وقت با کنجکاوانی که می‌خواهند خود را به این شهرها برسانند چه می‌کنند؟

عصبانی نیستم…

عصبانی نیستم…

تئاتر اجتماعی پرداختن به یک درام با موقعیت استثنایی نیست بلکه توجه به گره‌ای­ست که زندگی روزمره تعداد قابل توجهی از افراد جامعه را مختل کرده است و باید برای باز شدنش به فکر چاره بود. بنده به واقع خجالت می­‌کشم تا در باب دوخطی نمایشنامه این اثر صحبتی به میان آورم اما برای بررسی عمق فاجعه چاره­‌ای نیست که به دلِ فاجعه زد.

معنای خیالی واقعیت

معنای خیالی واقعیت

«این یک پیپ نیست»، تلاش جسورانه‌ یک نقاش-کارگردان است در انضمامی کردن مفاهیم فلسفی یک نقاشی بر روی صحنه… در این نمایش روایت‌های واقعی مألوف دچار اختلال و فروپاشی شده و امکان‌های ناشناخته، متفاوت و متضادی از روایت‌ها (واقعیت‌ها) پدیدار می‌شوند. امور نامرئی و ناملموس هم‌تراز واقعیت‌های مرئی و مأنوس به برانگیختگی معماگونه و رازآلودگی در این نمایش می‌انجامد.

بسکتبال در کاتدرال

بسکتبال در کاتدرال

نقش زنان در نمایشنامه بکت، بسیار محدود، غیرتاریخی و فروکاسته‌شده است. از این لحاظ بکت یک اثر ضدزن تلقی می‌شود. ملکه جوان، همسر هانری گریان، شکوه‌گر و زیردست شاه است و در نمایش حتی شاه را به دلیل عشق‌اش به یک مرد، بکت، تهدید به بی‌آبرویی می‌کند. اما در واقعیت تاریخی ملکه الینور همسر هانری دوم که ده سالی نیز از او بزرگتر بود، زنی قدرتمند و بسیار جذاب و اغواگر است و در سال‌های ابتدایی ازدواج برخلاف سایر زوج‌های سلطنتی، عشاق پرشوری بودند.

وَ ما اَدرئک ما التئاترالمناسبتی…

وَ ما اَدرئک ما التئاترالمناسبتی…

اگر ایوب آقاخانی را نمی‌شناسید و از سبقه‌ی تئاتری او بی‌اطلاع هستید که هیچ اما اگر او را همچون حقیر می‌شناسید، بدون‌شک با تماشای این نمایش مناسبتی با خود فکر می‌کردید که همانطور که آقاخانی با آب و تاب در دانشگاه، رادیو و برنامه‌های تلویزیونی به تشریح مبانی درام همچون تعلیق، کشمکش، شخصیت‌پردازی، گره‌افکنی و گره‌گشایی می‌پردازد، کاش قدری از این تئوری‌های جا مانده از صحنه‌های این روزهای تئاترمان را به نمایش «هفتِ عصر هفتم پاییز می‌رساند».

کاش این یک پیپ می‌بود...

کاش این یک پیپ می‌بود...

«این یک پیپ نیست» همان مثال معروفیست که همواره در تقابل عینیت و ذهنیت از آن استفاده می‌شود. به تعبیری ممکن است چیزی که به آن اشاره می‌شود یک پیپ نباشد اما در آن لحظه هر نوع کد یا تصویری که از یک پیپ داریم در ذهنمان شکل می‌گیرد. اینک مساوات در قامت طراح و کارگردان در تلاش است تا پیپی که در اذهان ما شکل گرفته را به یک واقعیت عینی نیز تبدیل کند. بدون شک این مساله باید از دالان ذهن تاکید و تقویت شود و آنقدر بر آن اصرار بورزد تا به منصه باور برسد با وجود این که آن شیء یا موضوع و یا مساله اساساً وجود خارجی و یا حقیقت نداشته باشد.

 نقد و بررسی نمایش «محفل بی عاری» به کارگردانی سیاوش بهادرى‌راد

نقد و بررسی نمایش «محفل بی عاری» به کارگردانی سیاوش بهادرى‌راد

محفل بی‌عاری، نمایش شکل‌گرایی است که از زبان یکی از سرکوب‌شده‌ترین قربانیان طبقات انسانی در تاریخ، یعنی خواجگان (اخته شدگان)، روایت می‌شود.

نقد و بررسی نمایش ماراساد به طراحی و کارگردانی مریم برزگر

نقد و بررسی نمایش ماراساد به طراحی و کارگردانی مریم برزگر

ماراساد به کارگردانی مریم برزگر البته نمایش تن‌آسایی نیست اما نارسا، اخته شده، سردرگم و کم‌ارتباط با مضامین و شاکله‌های محتوی و اجرایی متن جنجالی پیتر وایس به نظر می رسد.

نقد و بررسی نمایش بی پدر به نویسندگی و کارگردانی سید محمد مساوات

نقد و بررسی نمایش بی پدر به نویسندگی و کارگردانی سید محمد مساوات

بی پدر، محمد مساوات، نمایش افشاگر و ویران کننده‌ای است. ضربه می‌زند، از جای می‌جهاند و برمی‌آشوبد. به قول آنتونن آرتو ، این آشفته کردن هستی آدمی از ویژگی‌های اصلی تئاتر است. این نمایش بخش‌هایی از وجود را بی‌نقاب کرده و ابعاد دیگری از آن را معرفی می‌سازد و به دنبال آن وارد ساحت‌های حیرت‌زا و بی‌پرده‌تری از هستی این وجود، در عرصه می‌شود.

نقد و بررسی نمایش

نقد و بررسی نمایش " بوف کور " روایت آزاد و کارگردانی ناصر حسینی مهر

در نمایش بوف کور، بخش مهمی از روایت توسط بازیگر نقش راوی، صرفا بازگو می شود و دست بر قضا زبان نمایشنامه در این بخش ها پرتصنع و شاید پس زننده است. لحن نوشتاری به طور کامل و ارگانیک به لحن اجرایی تبدیل نشده است.ضمن اینکه این زبان اجرایی مالیخولیا، کیفوری و رنجوری،خماری و حتی تاریخیت مستتر در لحن روایی متن بوف کور هدایت را بارز نکرده است.

نقد و بررسی نمایش

نقد و بررسی نمایش " منِ توی آینه " به نویسندگی و کارگردانی غزل شجاعی

" منِ توی آینه " دیدی فراتر از این کلیشه‌ها را دنبال می‌کند و در جستجوی مفهوم و رابطه‌ای تازه از منِ درون آینه است. غزل شجاعی با نگارش این اثر نشان می‌دهد که جدا از کنش‌گری می‌تواند استعدادهای نهفته‌ی خود را در نمایشنامه‌نویسی نیز محک بزند. او به خوبی کلیشه‌های دم‌دستی و رایج این‌ گونه آثار را شناسایی کرده و تا حدی در شروع اثر توانسته از آن‌ها نیز دور شود. این روند تا لحظه آشنایی دختر با منِ درونِ آینه به خوبی قوام میابد و پیش می‌رود. این لحظه دقیقاً همان نقطه عطف ابتدایی نمایشنامه ماست که حتی در این اثر به خوبی پردازش می‌شود.

نقد و بررسی نمایش

نقد و بررسی نمایش " لیرشاه " به کارگردانی محمد عاقبتی

نمایشنامه یک اثر برای سنین کودکان و نوجوانان باید از سادگی، طراوت، امید و نشاط توأم با آگاهی برخوردار باشد. دوستان فکر می‌کنند هرچه اجرا شل و وِل‌تر باشد یعنی مقصود ما از سادگی نیز همان است! به هیچ‌وجه این‌طور نیست. سادگی در ژانر کودک و نوجوان باید در فرم روایی اثر ساخته و پرداخته شود.

  • گزارش تصویری/ نمایش آمادئوس
  • اختتامیه بیست و چهارمین جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان
  •  گزارش تصویری- نمایش پیشی خورد - کارگردان : پوریا گلستانی
  • گزارش تصویری- نمایش صعود مقاومت پذیر آرتورواویی- کارگردان: امیر دژاکام
  • گزارش تصویری نمایش «محفل بی عاری»  کارگردان سیاوش بهادری راد‎
اینستاگرام پایگاه خبری تئاتر
کانال تلگرام پایگاه خبری تئاتر
فراخوان همکاری با سایت خبری تئاتر
.
مجله الکترونیکی «تاسیان»

logo-samandehi