تعداد نتایج در صفحه:        1 2 3 4 5 6 7
دولت فقط در زمان انتخابات به تئاتر سر می‌زند

دولت فقط در زمان انتخابات به تئاتر سر می‌زند

در یک مقطعی تئاتر آلترناتیو به وجود آمد و هدفش مقابله با تئاتر دولتی و روتین بود. حالا دولت خودش تئاتر آلترناتیو می‌گذارد! درواقع در ذات تئاتر آلترناتیو اعتراض به سیستم و شرایط وجود دارد. ظاهراً جشنواره تئاتر فجر در سال‌های گذشته دنبال هویت بوده ولی با رودربایستی و تعارف و راضی کردن همه، این اتفاق نمی‌افتد.

قرار نيست يك جريان خاص براي تئاتر تصميم بگيرد

قرار نيست يك جريان خاص براي تئاتر تصميم بگيرد

«من را به عنوان نويسنده يا كارگردان دو فيلم و چند نمايش معرفي كردند. بايد توضيح بدهم تمام افرادي كه اينجا معرفي مي‌شوند، كارهاي نكرده‌شان بيشتر از كارهاي كرده‌شان است؛ در واقع بيوگرافي واقعي ما آن است. ما بيش از هر چيز متخصص «پروژه‌هاي ناتمام» هستيم؛ پروژه‌هايي كه شروع مي‌شوند در خودمان و تمام مي‌شوند در خودمان. » بخشي از صحبت‌هاي بهرام بيضايي در ده شب‌ شعر گوته كه معتقد بود وقتي هنرمند كارش را آغاز مي‌كند، مجموعه عواملي رفته رفته نقاب از چهره مي‌كشند و بر روند شكل‌گيري كار تاثير مي‌گذارند تا آنجا كه كارگردان در نهايت از خودش مي‌پرسد: «محصول نهايي چه اندازه به آنچه ابتدا در سر داشتم نزديك است؟» بيضايي در آن جمع پرشور از «گروه‌هاي نظارت نامريي» صحبت مي‌كند؛ گروه‌هايي كه به هيچ‌وجه قابل شناسايي نيستند و دقيقا به همين دليل از نظارت‌كنندگان رسمي خطرناك‌تر مي‌نمايند چون هنرمند نمي‌داند با چه كسي و چه جرياني مواجه است.

هیچ‌وقت سودای بازیگری نداشته و نخواهم داشت

هیچ‌وقت سودای بازیگری نداشته و نخواهم داشت

کارگردان و بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون عنوان کرد:‌ من چیزی ندارم که به مخاطبم یاد بدهم یا پیامی برسانم و نصیحت کنم، این کار تئاتر نیست. تئاتر کارش خردورزی است و شعور مخاطب را هدف قرار می‌دهد و سعی می‌کند اندیشه‌اش را تحریک کند.

این نمایش تجربه تلخی برای من بود

این نمایش تجربه تلخی برای من بود

بدون تردید سهراب سلیمی را می‌توان یکی از هنرمندان چند منظوره و مؤلف تئاتری دانست که در زمینه‌های کارگردانی، بازیگری، طراحی صحنه، ساخت ماسک، طراحی چهره‌پردازی و تدریس به فعالیت پرداخته است. او در این سال‌ها آثاری از نویسندگان بزرگی همچون امانوئل اشمیت را به صحنه برده و در بیشتر موارد از سوی منتقدان با تحسین مواجه شده است. اجرای نمایش «بوی خواب» تازه‌ترین فعالیت سلیمی در عرصه کارگردانی بوده که با استقبال نسبی از سوی تئاتر دوستان همراه است. «این نمایش با نگاهی به نمایشنامه «آرامش از نوعی دیگر» تام استوپارد، می‌خواهد فضایی ضد جنگ را ترسیم کند. جان براون، مردی که از جنگ لطمه خورده است حالا دارد به‌دنبال آرامش می‌گردد و بستری شدن در بیمارستان را برای رسیدن به هدفش برمی‌گزیند تا از رنجش بگریزد. طراحی صحنه و نور گرم و متأثر از تابلوهای نقاشی امپرسیونیستی فضایی متناسب با موضوع نمایشنامه را ایجاد کرده است. براون از دل ناامیدی و تاریکی و دردهای بشری بیرون آمده است، همچون مسیحِ نقاشی‌های کاراواجیو که در نمایش می‌بینیم؛ اما آیا بواقع این براون است که انتخاب کرده است به بیمارستان برود یا شرایط او را وادار به این انتخاب کرده است و از پیش همه چیز تعیین شده است و به قول خودِ براون «مسیح اگر می‌توانست انتخاب کند شاید راه دیگری را برمی‌گزید.»

دوبله من را بلعيد

دوبله من را بلعيد

چنگيز جليلوند با نمايش «پدر» بعد از چند دهه بار ديگر گام بر صحنه تئاتر گذاشت. هنرمند پيشكسوت دوبله البته پيش‌تر تجربه تغيير ميزانسن از آن‌سوي ميكروفن به اين‌سو را داشت و ايفاي نقش در چند فيلم سينمايي و تلويزيوني را تجربه كرد كه عموما با استقبال مواجه شد. احتمالا به اين دليل كه حالا صاحب صداي خاطره‌ها با وضوح بيشتري نه تنها شنيده، كه ديده مي‌شود و گويي به واسطه اين صدا، سيماي مارلون براندو، پل نيومن، رابرت دنيـرو و بروس‌ويلس جان مي‌گيرد. تجربه‌هايي كه در سال‌هاي اخير روند صعودي به خود گرفت تا در نهايت به صحنه نمايش رسيد. همين اتفاق حالا با كيفيتي دوچندان روي صحنه رخ مي‌دهد و به محض شروع ديالوگ‌ها از خود مي‌پرسيد «با كدام چنگيز جليلوند مواجهيم؟» اينجا تصوير چهره بازيگران قدرقدرت سينماي جهان از پيش چشم‌تان مي‌گذرد.

بلد نیستیم شاد باشیم

بلد نیستیم شاد باشیم

سوسن پرور سال‌ها است در تئاتر فعالیت دارد و آثار متفاوتی را به عنوان کارگردان روی صحنه برده است. پرور این روزها نمایش هایلایت را در حال اجرا دارد.

برخی با عبارت

برخی با عبارت "زیرپله" از تماشاخانه‌های خصوصی یاد می‌کنند

مهدی شفیعی در مقام مدیرکل هنرهای نمایشی از موضوع تماشاخانه‌های خصوصی دفاع می‌کند. او معتقد است بخش مهمی از مشکلات تئاتر در بدنه وزارت علوم شکل می‌گیرد. او معتقد است هنرمندان هنوز از ظرفیت‌های بخش خصوصی برای گسترش تئاتر آگاه نشده‌اند.

تئاتر مولوی هیچ بودجه سازمانی مشخصی ندارد

تئاتر مولوی هیچ بودجه سازمانی مشخصی ندارد

مدیر مرکز تئاتر مولوی، گفت: هیچ بودجه سازمانی مشخصی برای مرکز تئاتر مولوی در نظر گرفته نشده است؛ زیرا این مرکز از زیر مجموعه های معاونت فرهنگی دانشگاه تهران است و اعتبار مشخصی برای تولید و حمایت از گروه های دانشجویی ندارد.

سیروس همتی: بازیگران تئاتر به حیطه تصویر ورود می کنند

سیروس همتی: بازیگران تئاتر به حیطه تصویر ورود می کنند

اهالی تئاتر زمینه ورود را برای چهره‌های مطرح تصویر به تئاتر باز کرده‌اند. این بازیگران به تئاتر ورود می‌کنند می‌آموزند و برای بدن و بیانشان اتفاق‌های خوبی رقم می‌خورد.

تنهایی؛ واقعیت ترسناک جهان معاصر

تنهایی؛ واقعیت ترسناک جهان معاصر

سیامک احصایی کارگردان نمایش «آکواریوم» معتقد است که انسان معاصر روز به روز تنها‌تر می‌شود و این موضوع خطری بیشتر از بیماری سرطان دارد. او می‌گوید: «آکواریوم» از دل همین تنها بودن در جهان پیشرفته امروز شکل گرفته است.بدون تردید سیامک احصایی را باید یکی از مطرح‌ترین طراحان صحنه‌ای معرفی کنیم که البته در کنار تخصص اصلی اش، نمایش‌هایی همچون «واقعیت اینه که خورشید دور ما می‌گرده»، «تونل» و «ترمینال» را نیز برای اجرا کارگردانی کرده است. او سال گذشته همراه با حمید پورآذری تجربه موفق خانه ابری را در ایرانشهر سپری کرد و حال به سراغ اجرای نمایش «آکواریوم» در تئاترشهر رفته که اتفاقاً از سوی مخاطبان با استقبال خوبی مواجه است. این موضوع بهانه‌ای شد تا با سیامک احصایی به گفت‌و‌گو بنشینیم.آنچه در ادامه می‌خوانید حاصل گپ‌وگفتی با کارگردان نمایش «آکواریوم»، ساعاتی پیش از اجرا در سالن چهارسو مجموعه تئاتر شهر است.

قرار نیست جشنواره به سلیقه من پیش برود

قرار نیست جشنواره به سلیقه من پیش برود

فرهاد مهندس‌پور، از کارگردانان پیشرو تئاتر ایران چندسالی است صحنه را ترک و فقط به تدریس در دانشگاه تربیت مدرس بسنده کرده است. مهندس‌پور امسال دبیری جشنواره سی‌وششم تئاتر فجر را برعهده گرفته است. اگرچه جشنواره‌های سی‌وچهارم و سی‌وپنجم به دبیری سعید اسدی روندی نسبتا رو به بهبود داشت اما از فرهاد مهندس‌پور و سبک کارگردانی او انتظار می‌رود همچون تجربه تئاترهایش، امسال در این جشنواره مسیری متفاوت را رقم بزند و به سبک شخصی خودش، آن را کارگردانی کند. با مهندس‌پور درباره جشنواره تئاتر فجر امسال و اهدافش در این دوره گفت‌وگو کردیم.

چگونه می‌توان گورخواب، کلاش و یک تروریست انتحاری بود

چگونه می‌توان گورخواب، کلاش و یک تروریست انتحاری بود

گورخواب، کلاش، تروریست انتحاری؛ اینها تنها چند نمونه از شخصیت‌هایی هستند که سیامک صفری خلق‌شان کرده و دست روی زندگی‌شان گذاشته است. شخصیت‌هایی که صفری خود را درگیر آنها می‌کند و به قول خودش «تقلا می‌کند تا بفهمدشان!»؛ همچون آخرین نمایشی که روی صحنه داشت یعنی «لامبورگینی» که با کارگردانی خود او، داستان دو گورخواب آواره را در بستر داستانی سورئال روایت می‌کرد.

بازگشت دوباره به تئاتر برای پالایش

بازگشت دوباره به تئاتر برای پالایش

مارال فرجاد در يك سال گذشته همكاري با گروه‌هاي نمايشي متعددي را تجربه كرده است. از نمايش «سفر به نهايت دور» كاري از محمد ميرعلي‌اكبري گرفته تا «شب دشنه‌هاي بلند» به كارگرداني علي شمس و بلافاصله در نمايش «طپانچه خانم» به كارگرداني شهاب حسين‌پور؛ اتفاقي كه بعد از سال‌ها دوري‌اش از صحنه تا حدي قابل توجه به نظر مي‌رسيد، اما فرجاد در هر تجربه، اجرايي قابل دفاع از خودش به نمايش گذاشت. او در گفت‌وگوي پيش رو تاكيد دارد كه حالا تا حدي تجربه همكاري در آثار سينمايي و تلويزيوني را پشت سر گذاشته و با برنامه‌ريزي به حوزه نمايش بازگشته است. جايي كه به گفته او قرار است «تربيت» دوباره‌اي رخ دهد و كجا بهتر از تئاتر و صحنه نمايش براي ايجاد پالايشي دوباره؟

تجربه از رودخانه تا کاروانسرا

تجربه از رودخانه تا کاروانسرا

گروه گاراژ سال‌هاست در بافت فرهنگی- اجتماعی ویژه‌ای دست به تجربه می‌زند. این گروه تئاتری، زیست‌بومی به نام قم را برای تلاش‌هایشان برگزیده‌اند؛ مکانی که به واسطه فضا و اتمسفر خاصش، تصویری کاملا متفاوت از کلیت ایران برایش می‌توان تصور کرد. در بافت سنتی و البته دینی قم، گروه «گاراژ» موفق شده است اَشکالی از تئاتر را تجربه کند که در پایتخت نیز آوانگارد به حساب می‌آید. علی مسعودی، کارگردان این گروه، رویه هم‌گروهی‌هایش را تلاشی در راستای انسان‌شناسی و پژوهش در باب فرهنگ‌شناسی می‌داند. حال در برنامه عصر تجربه که گاراژ فرصت یافته تا در تهران اجرائی داشته باشد، مسعودی از تجربه‌هایش و موانع پیش‌ِروی گروه‌هایی همچون گاراژ می‌گوید.

تئاتر مظلوم است و برایش مدیر مظلومی پیدا می‌کنند که به همین منوال بماند

تئاتر مظلوم است و برایش مدیر مظلومی پیدا می‌کنند که به همین منوال بماند

حامد بهداد جنجال اختلاف هنرمندان تئاتر و مدیریت تماشاخانه شهرزاد را ناشی از سلب مسئولیت دولت می‌داند.

شهر بزودی عطسه بلندی می‌کند

شهر بزودی عطسه بلندی می‌کند

انگشتان بر سفیدی صندلی که می‌کوبند از کمی آنطرف‌تر موسیقی شنیده می‌شود. پرفورمر خود متعجب از آواهایی که می‌شنود، به شیطنت ریتمی قدیمی می‌گیرد و می‌خواند: «تو اگر عشوه بر خسرو پرویز کنی ، همچو فرهاد روم از عقب کوه کنی...». سایه‌ای رقصان با شمایلی عربی، در پشت مرد، ظاهر می‌شود. اینجا شهر-بازی است. کاری ساخته و طراحی بامداد افشار با اجرای اصغر پیران و پگاه طبسی‌نژاد که آتیلا پسیانی با دستیاری سیما خوش‌نویس بخشی از آن را کارگردانی کرده است. موسیقی و کلام این پرفورمنس-کنسرت، برای مخاطب شکل جدیدی از اجرای موزیک و شعر است که افشار برای فهم بهتر اثرش از ویدئو یاری گرفته است. نمایشی درباره شهر، درباره مدرنیته و تقابلی که با سنت در شهری به پهنای تهران به راه انداخته است. این اجرا چندماه پیش، بدون حضور پسیانی و طبسی‌نژاد که از گروه تئاتربازی میهمان این کار شده‌اند، با اجرای پیران در گالری محسن و تئاتر آفتاب اجرا شده بود و حالا با اجرایی جدید، تا نیمه آبان، در تماشاخانه پالیز به صحنه می‌رود. دغدغه افشار و گروهش تهران است، تهرانی که شاید برخی از آن و همهمه‌اش بیزار باشیم، اما امثال افشار این شهر را دوست دارند، با تمام هرج‌ومرجی که دارد، با تمام آواهایش. شهر-بازی برای بیان دردهای نهفته در این شهر، که شاید نمادی از رشد بی‌رویه تکنولوژی در جهان است، به استقبال مخاطبان آمده است.

آدرس یک حال خوب

آدرس یک حال خوب

به طرف صندلی خالی کنار دست من، ‌که کیفم را رویش گذاشته‌ام می‌آید؛ می‌خواهم کیف را بردارم که پیش‌دستی می‌کند و روی همان صندلی می‌نشیند و کیف را محکم بغل می‌کند. زل می‌زند در چشمانم و شروع به حرف زدن می‌کند. می‌پرسد که آیا حاضرم برای کسی که دوستش دارم «هرکاری» بکنم؟ جوابی نمی‌دهم، باز می‌پرسد، فکر کنم چشمانم به او گفتند «نه». با استیصال برمی‌خیزد، کیف را پرت می‌کند روی صندلی، ‌چرخی می‌زند، برمی‌گردد روبه‌رویم می‌ایستد و از شیرینی پایان انتظار می‌گوید؛ از لحظه‌ای که او می‌رسد، روبه‌رویت می‌ایستد و تو تنها می‌توانی دستانت را جلویش دراز کنی و تقاضای رقصیدن کنی؛‌ می‌رود و با خیالی که منتظرش بوده می‌رقصد. همه این بازی‌ها را سعید چنگیزیان می‌کند، تک‌کاراکتر نمایش «کروکی». نمایشی مونولوگ‌محور که پرده‌ای بزرگ در پشت دکور مشوش و کج و معوجش آویخته شده و ویدئوهایی در آن پخش می‌شود که گویای ذهن کاراکتر ماست. خانه ای با تختی قناس کنار کتابخانه. روبه‌رو پیشخوانی است با دو عدد چهارپایه، یکی ایستاده و دیگری واژگون. جلوتر کاناپه‌ای است با خطوطی اریب همه چیز ترکیبی از سیاه و سفید، روبه‌روی در، پنجره‌ایست که در طاقچه بیرونش گلدان‌هایی است سرشار از رنگ، رنگ از خانه و ذهن این مرد فرار کرده یا زندگی او عاری از رنگ شده است؟مردبا خود خلوت کرده، کاری که شاید لازم است هرکسی، در مقطعی از زندگی بکند و به خویش نهیبی بزند.نمایش «کروکی» به نویسندگی و کارگردانی مجتبی احمدی، تا دهم آبان ، در سالن شماره یک تماشاخانه پالیز روی صحنه است.

تئاترِ وانموده‌ها: بیگانگی، بازیگوشی و اضطراب

تئاترِ وانموده‌ها: بیگانگی، بازیگوشی و اضطراب

تجربه اجرائي جديد «محمد مساوات» مي‌تواند موافقان و مخالفان بسياري داشته باشد اما هيچ‌يک نمي‌توانند حضور اين نويسنده و کارگردان جوان تئاتر را به عنوان يکي از نشانه‌هاي تئاتر دهه ٩٠ ايران انکار کنند. او که تلاش مي‌کند در وراي بازي‌هاي سوداگرانه تئاتر امروز ايران صدا و بازنمودي از جهان ذهني خودش باشد، باز هم با بازيگوشي تازه‌اي بر صحنه ظاهر شده و تئاتر غريزي و خلاقانه‌اش را اين بار بر بستري از گزاره‌هاي فلسفي و هستي‌شناسانه در حوزه روايتگري تئاتر استوار کرده است. «اين يک پيپ نيست» با تأثير عميقي که از زيبايي‌شناسي آثار «رنه ماگريت»، نقاش شهير بلژيکي، دارد، بايد در امتداد دو اثر ديگر مساوات يعني «خانه- واده» و «بي‌پدر» مورد خوانش قرار گيرد؛ کوششي در جهت رسيدن به نوعي بازنمايي اضطراب بر صحنه. هرچند مساوات در تمام طول اين گفت‌وگو هوشمندانه سعي مي‌کند از هرگونه اظهارنظر معناشناختي درباره آثارش دوري کرده و کلِ فرايند حاضر در آنها را برآمده از مهندسي يک ذهن اجراگر معرفي کند، اما در پس اين جهان ِ عيني، واکنشي پرسشگرانه و گاه ويرانگرانه به اقتدار الگوهاي زيبايي‌شناسانه رسمي تئاتري از طريق ترکيب و التقاط شيوه‌ها و رويکردهاي گوناگون قابل مشاهده است؛ او در پسِ بازي با تمام چارچوب‌هاي تثبيت‌شده، مي‌کوشد همچون هر کارگردان خلاق ديگري به‌واسطه واکاوي و انهدام از درون الگوها، به شکل‌هاي بديع اجرائي دست يابد. گفت‌وگوي پيش‌ِرو مي‌تواند به عنوان کوششي جهت يافتن وجوه معناشناختي و ادراک لايه‌هاي زيرين اجراي «اين يک پيپ نيست» مورد توجه قرار گيرد.

بازي « تاج و تخت» ادامه دارد/ قصد درآمدزايي از تئاتر ندارم

بازي « تاج و تخت» ادامه دارد/ قصد درآمدزايي از تئاتر ندارم

مرتضي ميرمنتظمي بعد از كارگرداني نمايش‌هاي «p٢»، «مالي سوييني» و «پنج ثانيه برف» در سه سال گذشته حالا به تجربه نمايش «بكت» نوشته ژان آنوي رسيده است؛ نمايشي كه قرار است در آن شاهد بازي بازيگران در لايه‌هاي تودرتوي قدرت باشيم. اما در سطحي ديگر كارگردان با تمهيد فرستادن بازيگران به ميان جمعيت حاضر در سالن تلاش دارد بگويد اين بازي نه تنها بين اهل سياست كه در ميان مردم- جامعه- نيز در جريان است و چه بسا هريك از ما در روابط روزمره خود مشغول شكل دادن به بازي‌هايي پيچيده‌ هستيم. به روابط حاكم بر محيط كار، دانشگاه و حتي خانواده دقت كنيد! در سطح ديگر استفاده از بازي بسكتبال به عنوان بستري كه قرار است ماجراي نمايش در ميانه ميدانش طرح شود نيز جلب‌توجه مي‌كند و البته اين پرسش را به وجود مي‌آورد كه آيا روابط حاكم بر بازي به فرم مورد نظر كارگردان كمك مي‌كند. آيا مجموعه بازيگران به هارموني و كيفيت مورد نظر براي ارايه همزمان دو بازي- بسكتبال و ايفاي نقش در مقام شخصيت‌هاي نمايشنامه- را به دست آورده‌اند؟ به هرترتيب گروه تئاتر «مشق» با نمايش «بكت» وارد فضاي آزمون و خطايي تازه‌ شده است؛ به اين معني كه خودش را با چالشي جديد مواجه كرده و قدم در مسيري گذاشته كه با در نظر گرفتن شرايط اقتصادي حاكم بر تئاتر نبايد انتظار داشته باشيم گروه‌ها به آن تن دهند؛ كاري كه گروه تئاتر مشق فارغ از اينكه نمايش «بكت» به كيفيت مطلوب دست يافته باشد يا نه انجام داده و روحيه تجربه‌گراي خود را همچنان حفظ كرده است.

گفت‌وگو با فرهاد مهندس‌پور دبیر جشنواره تئاتر فجر/ جایی برای ملاقات

گفت‌وگو با فرهاد مهندس‌پور دبیر جشنواره تئاتر فجر/ جایی برای ملاقات

سی و ششمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر نزدیک است؛ جشنواره‌ای که با فراز و نشیب‌های متفاوتی روبه‌رو بوده و سؤال‌های بسیاری را برای اهالی تئاتر و مخاطبانشان به جا گذاشته است. اینکه اصلاً ضرورت اجرای چنین جشنواره‌ای، به غیر از بحث ملی و بین‌المللی بودنش چیست؟ اینکه برگزاری این جشنواره چه نیازی را رفع می‌کند؟ یا اصلاً چه تأثیری بر نمایش‌ها و انگیزه جامعه تئاتری می‌گذارد؟ در این چند سال اخیر جشنواره با انتقادهای بسیاری روبه‌رو بوده است، چه در بخش مرور، چه در بخش بین‌الملل. با اینکه این سال‌ها مرکز هنرهای نمایشی تمام تلاش خود را کرد که در این بخش‌ها آثار درجه یکی اجرا شود که ذائقه مخاطب و بویژه تئاتری‌ها را تأمین کند اما انگار باز هم با شکست یا پس‌زدگی مواجه شد. نه «هملت» اوستر مایر آنچنان مورد استقبال واقع شد نه «درخت» یوجینو باربا که هر دو از بزرگان تئاتر جهان به حساب می‌آیند. حالا تقریباً روزشمار آغاز جشنواره به کار افتاده و به همین منظور به سراغ دبیر سی‌وششمین جشنواره، فرهاد مهندس‌پور رفته‌ایم تا ببینیم او که برای دومین بار دبیر این جشنواره شده است چه برنامه‌ای مد نظر دارد. مهندس‌پور، در سال 83، دبیری بیست‌وسومین دوره جشنواره را برعهده داشت، دوره‌ای که به خاطر حذف رقابت از جشنواره با واکنش‌های شدیدی روبه‌رو شد و خود در نشست خبری جشنواره امسال معترف شد: «که 13سال پیش، دیکتاتورمآبانه بخش مسابقه را حذف کردم و کلی فحش خوردم.» دبیر جشنواره معتقد است که جشنواره تئاتر فجر باید کوچک شود و تئاتر نیز همانند دیگر پدیده‌ها نیازمند تغییر و اصلاح است؛ اما چون مدلی برای ارزیابی تئاتر در کشور نداریم، این تغییرات اتفاق نمی‌افتد.فرهاد مهندس‌پور، مدرس و کارگردان تئاتر، عضو هیأت علمی دانشگاه تربیت مدرس و استادیار گروه بازیگری – کارگردانی دانشکده هنر دانشگاه تربیت مدرس است و در سابقه فعالیت خود ریاست شورای ارزشیابی و نظارت بر نمایش و ریاست انجمن نمایش را دارد. این کارگردان تئاتر، که سال‌هاست کاری را روی صحنه نبرده است، دارای دکترای پژوهش هنر، کارشناس ارشد بازیگری و کارگردانی از دانشگاه تربیت مدرس و کارشناس بازیگری و کارگردانی از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران است.

جامعه شناسي به سبك عليرضا نادري

جامعه شناسي به سبك عليرضا نادري

افسانه ماهیان، که پیش‌تر در آثاری که کارگردانی کرده به واکاوی جهان زنانه پرداخته، این بار با روی صحنه‌بردن «کوکوی کبوتران حرم» نوشته علیرضا نادری، در پی بازنمایی اجتماع از دریچه دغدغه‌های زنانه است. در این نمایش ١٤٠دقیقه‌ای که در پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه می‌رود، مرضیه بدرقه، بهناز جعفری، ناهید مسلمی، مسیح کاظمی، عاطفه رضوی، فروغ قجابگلی، مرضیه وفامهر، یلدا عباسی، فرزانه سهیلی، گیتی قاسمی، شقایق دهقان و شیدا خلیق به ایفای نقش می‌پردازند و ناهید مسلمی و بهناز جعفری از اجرای سال‌ها قبل علیرضا نادری به این اجرا آمده‌اند. با افسانه ماهیان که بازیگر آن اجرای قدیم بوده و حالا با طراحی و ایده‌هایی تازه این متن را کارگردانی کرده است، درباره جهان اثرش گفت‌وگو کردیم.

در پي خلق فضايي متفاوتيم

در پي خلق فضايي متفاوتيم

منوچهر شجاع از طراحان صحنه باسابقه تئاتر ایران، در نمایش «کوکوی کبوتران حرم» به ایده‌های بصری متفاوتی در طراحی صحنه، لباس و نور رسیده است که با او پرسش‌هایی را در این باب مطرح کردیم.

اگر رجل سیاسی تئاتر نبینند این هنر سالم‌تر می‌ماند

اگر رجل سیاسی تئاتر نبینند این هنر سالم‌تر می‌ماند

«بهترین لذت زندگی این سال‌های من دیدن تئاتر بوده»؛ این را محمدعلی ابطحی در صفحه اینستاگرامش نوشته. کسی که با تعریفی که از علاقه‌اش به تئاتر و برنامه‌ریزی برای تماشای نمایش‌های روی صحنه دارد، می‌توان او را یک تئاتربین حرفه‌ای یا دست‌کم یک علاقه‌مند پیگیر این هنر دانست و کسی که معتقد است؛ اگر تئاتر دیدن‌هایش دیر شود کمبودی پیدا می‌کند.

در جست‌وجوي زمان از دست رفته

در جست‌وجوي زمان از دست رفته

«همه‌چيزهاي عظيم و مهمي كه مي‌شناسيم كار عصبي‌هاست. همه مكتب‌ها را آنها بنيان گذاشته‌اند و همه شاهكارها را آنها ساخته‌اند و نه كسان ديگر. بشريت هرگز نخواهد فهميد كه چقدر به آنها مديون است و به خصوص آنها براي ارايه اين همه‌چيز به بشريت چقدر رنج كشيده‌اند. ما از شنيدن موسيقي خوب، از ديدن نقاشي زيبا لذت مي‌بريم، اما نمي‌دانيم كه براي سازندگان‌شان به چه بهايي تمام شده‌اند، به قيمت چه بي‌خوابي‌ها، چه گريه‌ها، چه خنده‌هاي عصبي، چه كهيرها، چه آسم‌ها، چه صرع‌ها و چه مقدار اضطراب مرگ كه از همه آنهاي ديگر بدتر است…» (در جست‌وجوي زمان از دست رفته - مارسل پروست)

فضای عروسکی را با خودم به تئاتر آوردم

فضای عروسکی را با خودم به تئاتر آوردم

شیوا مسعودی، کارگردان تئاتر که سال‌هاست در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران تئاتر عروسکی درس می‌دهد و تحصیلاتش را تا مقطع دکترا نیز در همین رشته ادامه داد، به بهانه آخرین اثری که روی صحنه آورده با نام «زبان تمشک‌های وحشی» گفت‌وگو کردیم

شرایط عوض می‌شود اما دردها نه!

شرایط عوض می‌شود اما دردها نه!

نغمه ثمینی، نمایش‌نامه‌نویسی که پیش‌تر از او نمایش‌هایی همچون «خواب در فنجان خالی»، «خانه»، «اینجا کجاست؟»، «افسون معبد سوخته»، «هیولاخوانی» و... را دیده‌ایم، همواره در متون نمایشی خود، نگاهی به جهان کهن و اسطوره دارد. در آخرین نمایش‌نامه‌اش «زبان تمشک‌های وحشی» که این روزها در تماشاخانه پالیز به کارگردانی شیوا مسعودی و با بازی صابر ابر، الهام کردا و علی شادمان روی صحنه می‌رود نیز با نگاهی به برج بابل، پیوندی دیگر با اساطیر برقرار کرده است.

تئاتر ما روياها را تقليل مي‌دهد

تئاتر ما روياها را تقليل مي‌دهد

تئاتر ايران به سرعت در حال پوست‌اندازي است و فارغ‌التحصيلان پرتعداد دانشگاه‌ها رفته رفته راه خود را به صحنه‌ها و سالن‌هاي حرفه‌اي بازمي‌كنند. در اين شرايط كارگردان‌هاي جواني مانند نصير ملكي‌جو به همين سرعت و با گذشت ٧ يا ٨ سال از آغاز فعاليت، خود را در زمره كارگردان‌هاي يك نسل قبل‌تر مي‌بينند؛ اتفاقي كه موجب شده اين كارگردان تصميم بگيرد نمايش «سفيد‌برفي و هفت كوتوله» را بعد از گذشت حدود ٦ سال يك بار ديگر روي صحنه بياورد تا اين‌بار با نسلي تازه از هنرمندان و تماشاگران تئاتر ارتباط بگيرد. تجربه‌هاي گذشته ملكي‌جو حامل عناصر مضموني و اجرايي خاصي است كه بين او و بسياري از هم‌نسلانش فاصله‌ مي‌گذارد. گرچه در گفت‌وگوي پيش رو تاكيد مي‌كند در مقطعي بي‌توجه به مسائل اجتماعي تنها به روايت جهان ذهني و خيال خودش پرداخته اما همه مي‌دانيم اين تمام ماجرا نيست. چراكه هنرمند –يا هر انساني- در هر سطح از تجربه بي‌تاثير از حيات جغرافيايي، فرهنگي و اجتماعي‌اش دست به عمل نمي‌زند. نمايش‌هاي «نان»، «سفيد برفي و هفت كوتوله»، «مسخ»، «كرگدن» و «كولا» علاوه بر بازي شيرين با خطاي ديد انساني به واسطه بهره‌گيري از اشياي عظيم‌الجثه روي صحنه، تماشاگر حاضر در سالن را با مقوله‌هايي از جمله گسترش كالايي‌سازي در جوامع امروز، مشكلات اقتصادي ناشي از سيطره انديشه بازار آزاد، حقوق كارگران و مواردي از اين دست مواجه مي‌كنند. علاوه بر اينها به طور ويژه شاهد اتفاقي هستيم كه در گستره‌اي وسيع‌تر به زيبايي‌شناسي حاكم بر ذهن كارگردان مرتبط است. اشياي حجيم روي صحنه، بازيگر – انسان- را كوچك‌تر از آنچه هست بازنمايي مي‌كنند و به اين ترتيب وضعيت همه ما – تماشاگران- را به خوبي در برابر بحران‌هاي گوناگون خودساخته يا طبيعي به نمايش مي‌گذارند. جهان ذهني ملكي‌جو تا حد زيادي اكسپرسيونيستي به نظر مي‌رسد، چيزي شبيه به جهان آثار كافكا كه قصد دارد انسان اسير در جهان مدرن را روايت كند. گفت‌وگو با او را در ادامه مي‌خوانيد.

سياه‌بازي‌هم در جهان متكثر امروز، جايگاه خودش را دارد

سياه‌بازي‌هم در جهان متكثر امروز، جايگاه خودش را دارد

«شیرهای خان‌بابا‌سلطنه» نمایشی که افشین هاشمی آن را نوشته و اخیرا با کارگردانی و بازی خودش در پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه برده است، ویژگی منحصربه‌فردی دارد؛ این ویژگی، سیاه بازی گلاب آدینه است؛ گلاب آدینه هر شب (و بعضی شب‌ها در دو اجرا) به مدت ١٢٠ دقیقه بی‌وقفه روی صحنه، پس از سه، چهار دهه تجربه بازیگری، همچنان برای ایفای نقش پر از جنب‌وجوش و تحرک است. نقشی که در ابتدا قرار بوده مهدی هاشمی ایفاگر آن باشد، طی یک رخداد جالب به هم‌بازی سالیانش در صحنه زندگی و تئاتر، گلاب آدینه می‌رسد و او امروز هیجان‌زده و خوشحال از ایفای این نقش پررنگ و لعاب است. با گلاب آدینه و افشین هاشمی به بهانه اجرای «شیرهای خان‌باباسلطنه» که وامدار سنت‌های نمایشی ایران است، گفت‌وگو کردیم.

به خشم فرهنگي پايان دهيم

به خشم فرهنگي پايان دهيم

پروژه مولتی‌مدیای «سی» تلفیقی از تئاتر، کنسرت و ویدئومپینگ است که در بیش از ٣٠ اجرا، توانسته با تلفیق چند قصه شاهنامه میزبان حدود صدهزارنفر از مردم در کاخ سعدآباد باشد. اين پروژه را علي‌اصغر دشتي، سرپرست گروه تئاتر دن‌كيشوت، كارگرداني كرده و به‌سبب پيشنهادي‌بودن پروژه «سي» هيچ رد و رنگي از سبك كارگرداني او در اين اجرا به چشم نمي‌خورد. با علی‌اصغر دشتی، کارگردان این پروژه‌ای که تهیه‌کنندگی آن را همایون شجریان و سهراب پورناظری بر عهده داشتند و نغمه ثمینی نمایش‌نامه‌نویس آن بود، نقد و نظرهایی را حول این اجرا مطرح کردیم و پاسخ‌هایش را شنیدیم که حاصل آن را می‌خوانید

شليك به مخاطب

شليك به مخاطب

پوريا كاكاوند بعد از تجربه اجراي «ضيافت پنالتي‌ها» حالا نمايش «رولور» را در تماشاخانه ايرانشهر روي صحنه دارد. دو نمايش به مثابه دو روي يك سكه. به ويژه در مواجهه با تماشاگري كه به واسطه اجراهاي پرتعداد اين روزها سرگردان به نظر مي‌رسد و مي‌توان گفت بيش از هر چيز به جنبه سرگرمي‌سازي آثار علاقه نشان مي‌دهد. سالن‌هاي تئاتري نيز بدون در نظر گرفتن اهميت هويت‌سازي به اين سرگرداني دامن مي‌زنند. نمايش تازه كاكاوند در اين وضعيت روي ديگر سكه نمايشنامه‌نويس مستعدي را به نمايش گذاشته كه در ادامه تجربه قبل علاوه بر فضاي جسورانه‌تر در فرم، تماشاگر متفاوتي را به سالن دعوت مي‌كند. اگر در «ضيافت پنالتي‌ها» ابزاري محدود از جمله ويديو، صندلي و حتي اجازه درآوردن كت از تن و راه رفتن را در اختيار بازيگرش- امير جعفري- گذاشت، اينجا محدوده حركتي علي باقري و فربد فرهنگ را به‌شدت محدود كرده است. باقري در يك سو ثابت ايستاده و فقط اجازه صحبت كردن، پلك زدن! و لرزيدن دارد. فربد فرهنگ نيز اجازه دارد تفنگ رولورش را به روي باقري نشانه بگيرد، يك بار آن را پايين بياورد، روي سر خودش بگذارد و دوباره به سمت بازيگر مقابل نشانه برود. اينها در كنار طراحي نور و البته «واژه‌ها» تمام داشته‌هاي دو بازيگر روي صحنه است. نمايشي شريف كه در مجموع نشان مي‌دهد كاكاوند چه در زمينه نگارش متن براي اجرا و چه در زمينه كارگرداني رو به پيش گام برمي‌دارد. همچنين نمي‌توان و نبايد به سادگي از كنار كار دشوار دو بازيگر نمايش عبور كنيم. بازيگراني كه پيچيده در فضاي محدود پيرامون خود، مخاطبان در جست‌وجوي سرگرمي را ٥٠ دقيقه خيره به صحنه نگه‌ مي‌دارند. كاري كه در لحظاتي از اجرا حس مي‌كنيد با استفاده از آمبيانس ضربان قلب‌شان انجام مي‌دهند. گفت‌وگو با علي باقري، فربد فرهنگ و پوريا كاكاوند را در ادامه مي‌خوانيد.

تجربه انديشيدن با فرم اجرا

تجربه انديشيدن با فرم اجرا

تئاتر پايتخت در ماه مرداد روزهاي داغ و شلوغي را سپري كرد؛ به طوري كه علاقه‌مندان، اجراهاي متعددي را شاهد بودند و بعضي معتقدند شيوه و نگرش‌هاي متعددي را شامل مي‌شد، گرچه به زعم نگارنده اكثر آنها در قالب كلي «ميل به تجاري‌سازي» صورت‌بندي مي‌شوند. از اجراي «مفيستو» در مركز تئاتر مولوي گرفته تا سنگلج كه نمايشنامه قديمي علي نصيريان توسط هادي مرزبان روي صحنه رفت و هر دو نيز استقبال خيره‌كننده تماشاگران را به همراه داشت. سالن‌هاي خصوصي فعالانه در فراهم آوردن امكان اجرا براي گروه‌ها مشاركت كردند و باقي ماجرا همان چيزي است كه مخاطب فهيم تئاتري قطعا بهتر از نگارنده مي‌داند. اما شايد بد نباشد براي يافتن يك پيرنگ خاصِ جاري در ماه‌هاي اخير كه به گفت‌وگوي پيش‌رو نيز ارتباط دارد به نمايش «بي‌پدر» كاري از محمد مساوات اشاره كنم؛ نمايشي حاصل ماه‌ها تمرين با يك گروه جوان كه سرانجام در ماه‌هاي ابتدايي سال روي صحنه سالن قشقايي مجموعه تئاترشهر در معرض قضاوت تماشاگران قرار گرفت و بنايي قابل تامل و داراي ارزش گفت‌وگو پيش‌روي آنها گذاشت. «پسران تاريخ» اشكان خيل‌نژاد نيز يكي ديگر از آثاري بود كه حدود ٩ ماه تمرين مداوم و سختكوشانه با بازيگران عمدتا جوان را در دستور كار قرار داد اما ارزش اين نمايش‌ مانند تجربه محمد مساوات صرفا به تمرين طولاني مدت و شيوه متفاوت توليد خلاصه نمي‌شود. كار با بازيگر، ساخت اتمسفر، طراحي صحنه و نور دقيق و در نهايت رسيدن به كلي كه جهان نمايش را مي‌ساخت. اشكان خيل‌نژاد از معدود كارگردانان جوان همنسل خودش است كه سعي كرد انديشيدن با فرم را پيشنهاد بدهد و تجربه كند. شايد بگوييد شكل تمرين و توليد تئاتر «پسران تاريخ» و اين جنس از فرم اجرا نيز رفته رفته به يك برند براي كالايي‌سازي و فروش تبديل مي‌شود اما پاسخ اين است. چه خوب كه جاي دعوت از سلبريتي‌ها و رپرها براي حضور روي صحنه، متن خوب، فرم و تمرين طولاني مدت كالايي باشد كه تئاتر عرضه مي‌كند.

هرگز از تجربه‌کردن نهراسیده‌ام

هرگز از تجربه‌کردن نهراسیده‌ام

حمید پورآذری، از کارگردانان تئاتر ایران که سال‌هاست گروه تئاتر پاپتی‌ها را اداره می‌کند، همچنان تجارب تئاتری تازه‌ای را با مخاطب به اشتراک می‌گذارد. آخرین تجربه او «متروکه‌خوانی» است که با گروه اجراگر جواني در پلتفرم داربست گالری محسن ١٣ شب، جان گرفت. در این تجربه تئاتری، پورآذری و دانشجویانش، تلاش بر روایت مجدد هشت نمایش‌نامه تاریخ ادبیات نمایشی ایران (نمایش‌نامه‌های «ناگهان هذا حبیب‌الله» عباس نعلبندیان، «چوب‌به‌دست‌های ورزیل» غلامحسین ساعدی، «ارثیه ایرانی» اکبر رادی، «ندبه» بهرام بیضایی، «نوشتن در تاریکی» محمد یعقوبی، «رقص روی لیوان‌ها»ی امیررضا کوهستانی، «جوهر گوگرد» محمد رضایی‌راد و «خانه» نغمه ثمینی) با زبان و سیاق اجرائی رپ داشتند. متونی که به شکل کارگاهی در کلاس‌های دانشگاه تهران تولید شدند را احمد سلگی به هم پیوند داد و نهایتا اجرای «متروکه‌خوانی» توانست تجربه‌ای متفاوت با نگاهی به محذوفان تاریخ و تاریخ تئاتر باشد.

تماشاگر باید شگفت‌زده شود

تماشاگر باید شگفت‌زده شود

امروز حدود ٩٠ تئاتر در تماشاخانه‌های تهران روی صحنه می‌رود. این نکته یک فرصت است یا تهدید؟ آیا بناست که از پی این تعداد اجرا به سپهری تئاتری دست یابیم و فرای آن شیوه‌های مختلف را رصد کرده و به ارزیابی وضعیت و توان خود بنشینیم یا با رجوع به تکرارها و سوارشدن بر سلیقه و موج تماشاگر تئاتر را فقط به منبعی برای ارتزاق بدل کنیم. طبیعی است نگاه نخست فرصت است و نگاه دیگر تهدید. نگاه نخست به پیشرفت می‌انجامد و نگاه دوم به فرورفتن. پس باید با تعیین خاستگاه‌های مختلف به هر نوع طرز تفکری اجازه تنفس داد. ورود تئاتر غربی به ایران با توجه به انگاره‌هایی اجتماعی همراه بوده است. اصولا در ورود تئاتر غربی در ایران بیش از توجه به وجوه دراماتیک داستان‌ها میزان تأثیرگذاری اجتماعی آنها به محک تجربه گذارده شده است. این روند تا سال‌ها به همین منوال ادامه پیدا کرده است، تا اینکه در یکی، دو دهه اخیر توجه به این وجه جای خود را به نوعی فرم گرایی صرف داده که همچنان نمایشگر نوعی افراط و تفریط و کژ و کوژی در مسیری است که تئاتر ایران می‌پیماید. تئاتر «روز عقیم» حسین کیانی نگاهی به مسئله‌ای دارد که در فرهنگ ایران نوعی تابو محسوب می‌شود. مقوله‌ای حاشیه‌ای که دائم سعی شده بر آن پرده افکنده شود. کیانی می‌کوشد با نگاهی اجتماعی در درامی انتقادی به این موضوع بپردازد. از این نگاه تئاتر روز عقیم که در سالن باران اجرا می‌شود، به مقوله‌ای تازه پرداخته، اما اینکه کم‌وکیف اجرا و متن چگونه است، ماحصل گفت‌وگویی است که می‌خوانید:

بازیگری برایم با شوآف فاصله دارد

بازیگری برایم با شوآف فاصله دارد

فرزین محدث، بازیگر توانمندی در تئاتر است که به عقیده خودش به دلیل نداشتن پروپاگاندا، هرگز آن‌طور که باید دیده نشده. این‌بار که او در نقش یک پیرزن ٧٠ ساله در نمایش «شب دشنه‌های بلند»، به کارگردانی علی شمس در سالن تئاتر مستقل تهران روی صحنه آمده است، فرصتی فراهم شد تا با او درباره سابقه بازیگری‌اش و چرایی دیده‌نشدنش حرف بزنیم.

از ابزوردیسم رهایی نداریم

از ابزوردیسم رهایی نداریم

«لامبورگینی»، نمایشی به نویسندگی و کارگردانی سیامک صفری، این شب‌ها با بازی او و اشکان خطیبی در پردیس تئاتر شهرزاد جان گرفته است. نمایشی که به گفته مؤلفش، واکنشی به وضعیت گورخواب‌هاست و توأم با روایت یک درام، نقدهایی را به معضلات اجتماعی چون فروریختن پلاسکو نیز مطرح می‌کند. در این مسیر، سهیل دانش اشراقی نیز در کنار این دو هنرمند، یکی دیگر از ایده‌پردازان «لامبورگینی» بوده است. با سیامک صفری و اشکان خطیبی به بهانه این اجرا گفت‌وگو کردیم.

ادای دِینی به تاریخ هنر از دریچه شاعرانگی

ادای دِینی به تاریخ هنر از دریچه شاعرانگی

خوب یادم هست وقتی سال اولی که نایب‌رئیس کانون کارگردانان تئاتر بودم، طرحی ریختیم که هر سال به پنج کارگردان کار اولی که کارشان خوب است، جایزه بدهیم. دوره افتادیم به دیدن بیش از صد کاری که گروه‌های جوان در سال اجرا می‌کردند. پنج کارگردان انتخاب شدند و از آنها تقدیر شد. به آن روز که نگاه می‌کنم، می‌بینم حالا از آن پنج نفر مساوات، رمضانی، خیل‌نژاد و... یک نفر روبه‌روی من نشسته که وقتی به دیدن اثر تازه‌اش، «پسران تاریخ»، در سالن چهارسوی تئاتر شهر می‌روم، احساس می‌کنم تماما به من و دیگر مخاطبان احترام بایسته گذاشته شده است. از این رو، برای حضور کوتاهم در آن دوره در کانون کارگردانان خوشحالم. اشکان خیل‌نژاد، از اعضای گروه تئاتر تازه، با کار آخرش (پسران تاریخ)، منِ کم‌حرف را پای گفت‌وگو آورد، امید که مخاطب را هم به گفت‌وگو با خودش بیاورد.

بازيگري تئاتر براي زنده كردن صحنه است

بازيگري تئاتر براي زنده كردن صحنه است

ثبات، كليد واژه فعاليت‌هاي گروه تئاتر ليو در تمام سال‌هاي بعد از شكل‌گيري و فعاليت در جريان تئاتر ايران است؛ ويژگي‌اي كه اتفاقا دُر گران‌بهاي دهه‌هاي اخير هنر به حساب مي‌آيد و همين مشي موجب شده تا گروهي از بازيگران صاحب سبك زير سايه و نشان ليو شكل بگيرند. در اين بين رضا بهبودي و سعيد چنگيزيان نام‌هاي بلندي هستند كه نياز به معرفي ندارند و عملكرد موثرشان بارها در تئاتر و سينما نظر علاقه‌مندان و منتقدان را به خود جلب كرده است. نكته ديگري كه بايد و لازم است به آن اشاره كنم فعاليت‌هاي مستمر و اثرگذار به دور از هرگونه حاشيه‌ است كه تا حدي موجب شده از سوي مجامع هنري تئاتري ناديده گرفته شوند. همين روش اتفاقا در شيوه بازي بازيگران گروه نيز نمود پيدا كرده و هيچگاه نمي‌بينيد يكي از آنها روي صحنه خودنمايي ‌كند، مگر آنكه نياز نقش و خواست كارگردان در ميان باشد. سعيد چنگيزيان در نمايش «سه خواهر» كه اين روزها بعد از اجرا در سالن پاليز بار ديگر در تماشاخانه ايرانشهر روي صحنه رفته مصداق همين شكل و شمايل بازيگري است. «آندره» نمايش سه خواهر جوان هنرمندي است كه با دستان خودش آينده‌اش را نابود مي‌كند. به دلسوزي‌هاي خواهرانش اهميت نمي‌دهد و دايره خيره‌سري و عياشي‌هايش تا جايي پيش مي‌رود كه زندگي همه خانواده را با مخاطره مواجه مي‌كند. اما آندره نه تنها علت كه معلول شرايط كلي حاكم بر يك اجتماع قرار گرفته در سراشيبي سقوط است. مدام در اتاق كارش جايي خارج از جريان اصلي نمايش پنهان مي‌شود و زمان‌هايي در برابر ديدگان تماشاگر قرار مي‌گيرد اما جالب اينجاست كه حتي هنگام غيابت، در صحنه حاضر است و تاثيرش حس مي‌شود. خودش مي‌گويد: «مرز باريكي بين آنچه مخاطب از آندره مي‌شناسد و آنچه در تمرين‌ها به آن رسيديم را بازي كردم». چنگيزيان در گفت‌وگوي پيش رو درباره شخصيتي مي‌گويد كه ايفاي نقشش را برعهده دارد و به خوبي از پس آن برمي‌آيد. درباره تاثير همكاري مستمر چندين‌ساله با گروه ليو و شيوه‌ بازيگري كه در سبك و سياق تمام اعضاي اين گروه نمود دارد.

نوشدن به معنای نابود کردن گذشته نیست

نوشدن به معنای نابود کردن گذشته نیست

بهروز غریب‌پور کارگردان تئاتر، سینما و استاد نمایش عروسکی این روزها به اجرای اپرای خیام مشغول است. خیام شاعر، ریاضیدان و فیلسوفی که سال‌ها پیش از دکارت با ابراز «شک»، ما را دچار پرسش‌های بزنگاهی کرد. از هر کجا که ایستاده باشیم و به خیام بنگریم، تعمق و تأمل او را در هستی و کائنات و مرگ و زندگی می‌بینیم. کارگردان اثر در واکاوی و برساخت اندیشه خیام از دل اشعارش همت گمارده و گرچه وفادار به کلاسیسیسم است، چه در تنظیم و چه در اجرا، با این حال چیزی در تولید لذت هنری کم نگذاشته و با موفقیت توانسته عمق اندیشه، فراز و فرود و پرسش‌های خیامی را به نمایش درآورد. در این اپرا به همراهی آهنگ و آواز دستگاهی ایرانی صحنه به صحنه، تنش نمایشنامه را دنبال می‌کنیم و تلاش غریب‌پور در حفظ میراث موسیقایی و نمایش بومی را برای برکشیدن «سخن نو» تا رسیدن به «حلاوتی دگر» شاهدیم. در حوزه تحقیق، نگاه‌های متفاوتی به خیام شده که «ایران» در گفت‌و‌گو با غریب‌پور به آن پرداخته است

چخوف مدام قراردادها را به هم مي‌ريزد

چخوف مدام قراردادها را به هم مي‌ريزد

حسن معجوني از دوران دانشجويي به آثار چخوف علاقه‌مند يا به قول خودش عاشق شده است؛ عشقي كه بعد از فارغ‌التحصيلي از دانشگاه هم دست از سرش برنداشته و تا امروز كه سال‌ها از آن دوران مي‌گذرد، ادامه يافته است. نمايش «در مضار توتون»- سال ٨٠ سالن شماره ٢ مجموعه تئاترشهر- نخستين مواجهه معجوني با يكي از متن‌هاي نويسنده روس بود ولي كار جدي‌اش از نمايش «دايي وانيا» - سال ١٣٩٠ تماشاخانه ايرانشهر- آغاز شد. درست ١٠ سال بعد و معجوني از آن زمان به اضافه همين تجربه اخير يعني نمايش «سه خواهر» ظرف شش سال به شخصيت‌هاي پنج نمايشنامه مهم نويسنده مورد علاقه‌اش جان بخشيده است. حالا از يك منظر كار به پايان رسيده ولي معجوني قصد دارد آثار چخوف را با رويكردي تازه به صحنه بياورد. سرپرست گروه تئاتر «ليو» در گفت‌وگو با «اعتماد» از تصميم‌هاي جديدش در زمينه كارگرداني و تاسيس مدرسه تئاتر ليو ‌گفت و البته از راه‌اندازي سالن تئاتر خصوصي در شهر رشت خبر داد.

بی‌پناهان بر کارتن‌های کف صحنه

بی‌پناهان بر کارتن‌های کف صحنه

در ماه‌های بهمن، اسفند و فروردین، نمایش «شلتر» که بر صحنه تالار قشقایی تئاتر شهر آمد یک حادثه در عرصه «تئاتر مستند» بود. برخلاف نمونه‌های دیگری که در این سال‌ها با عنوان «تئاتر مستند» بر صحنه رفته و به تعبیری بیشتر بازآفرینی نمایش یک واقعه معروف و آشنای اجتماعی بوده، «شلتر» به سوی خلق حسی آشنا از زندگی واقعی عده‌ای از زنان کارتن‌خواب رفته است. گرچه در نوشتن متن و اجرایش بر صحنه هم از مواد و مصالح واقعی استفاده شده، اما آن‌چه نمایش را به یک تجربه حیرت‌انگیز از جاری‌بودن واقعیتی مستند از زندگی بر صحنه تبدیل کرده، دوری‌کردن از کلیشه‌های دنیای نمایش و یافتن قالب و استراتژی متفاوتی در اجراست که گاهی امکان تفکیک واقعیت و نمایش را دشوار می‌کند و گویی این زنان و دختران را از کف خیابان به تالار قشقایی آورده‌اند و با کار و تمرین زیاد موفق به بازآفرینی گوشه‌هایی از زندگی‌شان شده‌اند (که البته دو نفر از آنها واقعا هم تجربه‌های مشابه خودشان را بر صحنه آورده‌اند). نکته مهم دیگر این است که نویسنده و کارگردان نمایش اسیر کلیشه‌های رایج «تعهد اجتماعی» و مؤلفه‌های ملودرام که به حد اشباع در موضوع نمایش‌شان وجود دارد نشده‌اند و ترکیبی تأثیرگذار و پرحس‌وحال از «استناد» و «فاصله‌گذاری» در خلق حس زندگی بر صحنه به وجود آورده‌اند. این گفت‌وگویی‌ است با ساناز بیان نویسنده متن، کارگردانش امین میری و دراماتورژ «شلتر» سجاد افشاریان درباره این نمایش دلپذیر و تکان‌دهنده.

گفت و گو با سیاوش بهادری راد، کارگردان نمایش «محفل بی عاری»

گفت و گو با سیاوش بهادری راد، کارگردان نمایش «محفل بی عاری»

در طول تاریخ، قدرتمندان برای رسیدن به جایگاه مورد نظر خود، گاهی دست به اقدامات غیر انسانی می زندند. یکی از این اقدامات که در تاریخ ایران به ثبت رسیده است، اخته کردن برخی از افراد به بهانه های مختلف بوده که بی شک آسیب های روحی و جسمی زیادی به فرد وارد می شده است. نمایش «محفل بی عاری» به کارگردانی سیاوش بهادری راد، این معضل را سوژه کار خود قرار داده است و به همین بهانه با کارگردان این نمایش گفت و گویی داشتیم که درادامه می خوانید.

حکایتِ دولت بی‌خونِ دل

حکایتِ دولت بی‌خونِ دل

پروفسور فرهاد ناظرزاده‌کرمانی، عزت و اعتبار امروزش را وامدارِ عشقی است که در سال‌های بسیار عمرش صرف هنرهای نمایشی ایران کرده، عشقی که منجر به پژوهش و کوشش مدام در حدود نیم‌قرن از عمر هفتاد ساله‌اش شده است. تألیف‌ها و ترجمه‌های متعدد او در سال‌هایی که هیچ منبعی برای دانشجویان تئاتر وجود نداشت تا فقط با چند کلیک بتوان درباره تاریخچه تئاتر در ممالک غرب و شرق مطلع شد چه برسد به این که ژرف‌تر درباره آنها دانست، بسیار راهگشا بود و همچنین کوشش برای تأسیس دانشکده‌های تئاتر توانست تئاتر آکادمیک را در ایران نهادینه کند. او می‌گوید علاقه‌اش به تئاتر ریشه در شیفتگی‌اش به ادبیات دارد و از این روست که نمایش‌نامه‌نویسی در همه دوران‌ها عشق اول و آخر او بوده. اویی که در خانواده‌ای رشد کرده که تحصیلات دانشگاهی برای پدر و مادر و فرزندان اولویت به شمار می‌رفته را به سختی به مصاحبه مجاب کردیم و نهایتا با پژوهشگري که سالهاست تن به صحبت با مطبوعات نداده، به گفت‌وگو نشستیم تا بدانیم چه مسیری طی شد تا فرهاد ناظرزاده‌کرمانی، پدر تئاتر دانشگاهی ایران نام گرفت و توانست شاگردان بسیاری را که امروز بسیاری‌شان خود استاد تئاتر هستند، تربیت کند. در ادامه خلاصه‌ای از گستره بی‌مرز فعالیت‌های او را مرور خواهيم کرد؛ آن‌چه او خودش آن را «دولتِ بی‌خونِ دل» دانسته است. روایتی که در آن می‌توان ردپای کوششی یک‌سره را دنبال کرد و به حرمت این تلاشِ مُدام، به حرمت تئاتر و نهایتا به حرمت استاد فرهاد ناظرزاده‌کرمانی تمام‌قد ایستاد؛ و چه روزي براي پاسداشت اين استادِ مسلم تئاتر، كسي كه همه عمرش دغدغه تدريس و آموزش داشته است، بهتر از روزي كه به نام والاي «معلم» آراسته است؟

تئاتر از اساس مساله سياستگذاران كلان كشور نيست

تئاتر از اساس مساله سياستگذاران كلان كشور نيست

نادر برهاني مرند، متولد ١٣٤٩، نويسنده، كارگردان و بازيگر ايراني است كه مدارج تحصيلي خود را تا مقطع فوق ليسانس - بازيگري و كارگرداني از دانشكده سينما و تئاتر دانشكده هنر- ادامه داد و سپس همزمان با دوران بالندگي فرهنگ و هنر و رشد نسل جديد نمايشنامه‌نويسان ايراني در سال‌هاي اصلاحات وارد فعاليت حرفه‌اي شد. برهاني‌مرند از آغاز كار خود طرح دغدغه‌هاي اجتماعي را مورد توجه قرار داد و تلاش كرد از خواست جريان رسمي براي نگارش نمايشنامه‌هاي شعاري فاصله بگيرد. درحالي كه همواره به مسائل مرتبط با جبهه و جنگ توجه داشته و در تمام اين سال‌ها تلاش كرده راه خودش را برود. در دوره‌‌اي وقتي به نتيجه رسيد عرصه بر اهل قلم تنگ شده، بي‌آنكه حاشيه‌سازي كند كنار نشست، كمتر نوشت و چندسالي هم از كارگرداني فاصله گرفت. نمايشنامه‌هايي مانند «ببين چه برفي مي‌آيد»، «باران اگر بخواهد»، «تنهاترين زيباي مرده»، «پاييز»، «تهران زير بال فرشتگان»، «كمپ ١٣»، «براي سايه نوشتن‌ها» و «كابوس‌هاي يك پيرمرد خائن ترسو» از جمله آثاري به شمار مي‌روند كه خلق كرده است. او همچنين در نمايش‌هاي «در منطقه جنگي»، «پالتو»، «شب‌هاي آوينيون»، «شب‌هاي انتظار» و آثاري ديگر به ايفاي نقش پرداخته و نمايش‌هاي متعددي را روي صحنه برده است. مدتي هم مديريت دفتر ادبيات نمايشي مركز هنرهاي نمايشي راديو را برعهده داشت و علاوه بر آن برنامه‌هاي راديويي مانند «جمعه‌ها با تئاتر»، «پرده دوم»، «گفت‌وگوي هنر» و «از رمان تا نمايش» را هدايت مي‌كرد. پيش از آغاز سال جديد بود كه به واسطه اجراي نمايش «سردار» در سالن اصلي مجموعه تئاترشهر گمانه‌زني‌هايي مبني بر اجراي نمايشي سفارشي توسط برهاني‌مرند به گوش رسيد. با اين هنرمند درباره پچ‌پچ‌هاي مطرح شده، دليل فاصله گرفتن از نگارش و كارگرداني در دولت‌هاي نهم و دهم و اهميت يافتن اقتصاد هنر در سال‌هاي اخير گفت‌وگو كرده‌ايم .

نسل من نسل جنگنده‌تری بود

نسل من نسل جنگنده‌تری بود

«کافه پولشری» مونولوگی عاشقانه در وصف شور زندگی است. پولشری زنی میان‌سال است که دائما در زندگی شکست خورده و حتی تا لبه نیستی پیش رفته اما حالا دچار عشق شده و می‌خواهد آرامش را بیابد. «کافه پولشری» ما را به مهرورزی و زیستن با عشق دعوت می‌کند. چیزی که این روزها کیمیاست! به بهانه این اجرا با الهام پاوه‌نژاد، کارگردان و بازیگر این اجرا، به گفت‌وگو نشسته‌ایم.

نقطه صفر در تلاقی مرزهای اجباری

نقطه صفر در تلاقی مرزهای اجباری

نمایش «تو با کدام باد می‌روی؟» به کارگردانی کمال هاشمی، مهاجرت را از زاویه‌ای جدید نگریسته است. نه از زاویه رفتن که بالعکس، ماندن و گیر کردن در خاک. شخصیت‌های نمایش هر یک به دلایلی ساده تصمیم به مهاجرت گرفته‌اند و کوتاه‌ترین راه را انتخاب کرده‌اند. سربازی طاقت یک جا ماندن ندارد، مادری می‌خواهد فرزندش را به جایی برد که خدا دوستش داشته باشد، دیگری به دنبال معشوق و آن یکی برای درمان بیماری روحی همسرش. برقراری ارتباط با شیوه متفاوت و مینیمال اجرای این نمایش شاید کمی دشوار باشد، اما در میان نمایش متوجه می‌شوی که این‌بار برعکس تمام نمایش‌هایی که دیده‌ای بازیگران نیز همچون تماشاچیان در جای خود میخکوب شده‌اند و شاید حتی تماشاچی، بدون ترس از دیده‌بان و سربازهای لب مرز، روی صندلی‌اش آزادتر از آدم‌هایی است که روبه‌رویش ایستاده‌اند، آدم‌هایی که شاید اگر به طبیعت خود بازگردند همچون درختی آزادوارتر زندگی کنند. «تو با کدام باد می‌روی؟» تولید مشترک ایران و سوئیس نوشته جمال هاشمی و با بازی کاظم سیاحی، محمد عباسی، شیوا فلاحی، سونیا سنجری و حامد نجابت تا پایان اردیبهشت‌ماه در مجموعه تئاتر مستقل تهران به صحنه می‌رود.

اصلاحات را از خودمان آغاز كنيم

اصلاحات را از خودمان آغاز كنيم

افروز فروزند از جمله نمايشنامه‌نويسان و كارگردانان محجوب تئاتر ايران است كه برخلاف معيارهاي تحميلي«اقتصاد هنر» در اين روزگار هراسي از مقاومت ندارد. هر نمايشي را به صحنه نمي‌برد و اين رويه‌ را از همان نخستين تجربه‌هايش در پيش گرفت و تلاش كرد مسائل اجتماعي را پيش روي تماشاگر قرار دهد. به اين ترتيب بين آنچه در جامعه رخ مي‌داد و آنچه روي صحنه مي‌آمد، نسبتي برقرار مي‌كرد. همواره انتخاب‌گر بوده و كيفيت حيات هنري‌اش را هم كارگرداني مي‌كند. فروزند آنجا كه بايد با تمام وجود سختي‌هاي به صحنه آوردن يك نمايش را به جان ‌خريده و آنجا كه احساس كرده بايد فاصله بگيرد، ترس به خود راه نداده است. از اين نظر جزو انگشت‌شمار هنرمنداني قرار مي‌گيرد كه غم نان را به بهانه‌اي براي هنرفروشي بدل نمي‌كنند و همواره پاي كيفيت اثر خود مي‌ايستد. چنانچه ١٢ سال در تبعيدي خودخواسته به سر برد و كارگرداني نكرد تا همين سال قبل كه بار ديگر تصميم به كارگرداني گرفت و با نمايش «بهمن» به تئاتر شهر آمد و البته كه با استقبال تماشاگران مواجه شد. فروزند امسال با نمايش «مافيا» تجربه‌اي ديگر پشت سر گذاشت كه اين‌بار نيز با حضور چشمگير مخاطبان همراه شد. نمايشي كه براساس سرگرمي آشناي اين روزهاي جوانان طبقه متوسط شكل گرفت. بازي‌اي كه در خانه‌ها و جمع‌هاي دوستي اجرا مي‌شود و طي آن بايد با نقش بازي كردن حريفي از ميدان به در شود و در نهايت به جايي مي‌رسيم كه خيلي‌ها با حربه «دروغ‌، ريا و كلك» از بازي خارج شده‌اند. فرهنگي كه اين روزها نه تنها در خانه‌ها كه ظاهرا به زندگي اجتماعي‌ -محل كار و خيابان و همه‌جا- رسوخ كرده است. به راحتي آب خوردن با سرنوشت يكديگر بازي مي‌كنيم و هر روز نيز به روي يكديگر لبخند مي‌زنيم. درباره سال‌هاي پشت سر و شرايطي كه منجر به شكل‌گيري نمايش‌نامه «مافيا» شد به گفت‌وگو نشسته‌ام كه در ادامه مي‌خوانيد.

گفت‌و‌گو با عوامل نمایش «ماراساد» / چه کسی زندگی را درست می‌بیند؟

گفت‌و‌گو با عوامل نمایش «ماراساد» / چه کسی زندگی را درست می‌بیند؟

یک نفر روی جعبه چوبی کوچکی ایستاده، از کمر خم شده و دستانش آویزان است، صداهای عجیبی شنیده می‌شود که گویی آنیما، روان زنانه مرد از ناهشیارش به نجوا سربرآورده است. زمین پر از کاغذپاره‌هایی سفید است، از سقف پارچه‌های سفیدی آویزان‌اند که تداعی کننده زخم و بیمارستان هستند. تختی چوبی با تکه‌های متحرک میان صحنه لم داده و چند کاسه روی در اتاق پخش شده‌اند. همه چیز مهیاست که مخاطب یک تیمارستان خیس را تصور کند. نمایش «ماراساد» با سقوط زن-مرد از روی چهارپایه کوچک آغاز می‌شود. همان اندازه که نام نمایشنامه، «شکنجه و قتل ژان پل مارا، به‌نمایش درآمده توسط ساکنان تیمارستان شارانتون، به کارگردانی مارکی دوساد» نوشته پیتر وایس عجیب است، اقتباس مریم برزگر از آن نیز غریب است. مارکی دوساد، نویسنده و فیلسوف فرانسوی، یکی از شورشی‌ترین انسان‌های تاریخ علیه قوانینی است که در لفافه عناوینی چون عفت و پاکدامنی وضع شده و دست و پای بشر را بسته است. ژان پل مارا سردار خون‌آشام ارتش ژاکوبن‌ها در انقلاب فرانسه است که بر اثر بیماری پوستی و سوزش بدن در لاوک آب خنک به‌سر می‌برد و توسط شارلوت کورده، دختر جوانی از مخالفان تفکراتش در حمام به قتل می‌رسد. رویارویی این سه شخصیت در قالب یک بازیگر و همراهی پرستار ساد و سیمون با این آشفتگی تماشاچی را با خودِ درونی واقعی‌اش مواجه می‌کند، با این پرسش که به‌راستی «ما که هستیم؟.» این نمایش تا ششم اردیبهشت در تالار مولوی اجرا خواهد داشت.

مي‌دانستم سرنوشتم به بازيگري گره مي‌خورد

مي‌دانستم سرنوشتم به بازيگري گره مي‌خورد

فريد سجادي حسيني پيش از آنكه با حضور در فيلم سينمايي «فروشنده» به چهره‌اي آشنا بدل شود، به واسطه فعاليت‌هاي تئاتري‌اش بين قديمي‌هاي نمايش، شناخته شده بود و علاوه بر آن سال‌ها در كسوت كارگردان و دستيار كارگردان آثار سينمايي و تلويزيوني به فعاليت پرداخت. كارنامه كاري او نيز نشان از پيوند با هنر تئاتر و هنرمنداني مثل مهين اسكويي و داوود ميرباقري دارد. و‌لي قبل از همكاري با ميرباقري كه آن سال‌ها در تئاتر خوش مي‌د‌رخشيد به واسطه حضور در تئاتر آناهيتا و آشنايي با آموزه‌هاي استانيسلاوسكي در كلاس‌هاي مهين اسكويي بيشتر با اين هنر آشنا شد و بعدها از زماني كه داوود ميرباقري «دندون طلا» را در سالن اصلي مجموعه تئاترشهر روي صحنه برد به عنوان دستيار با او همكاري كرد. ارايه بي‌‌نقص نقش در برابر دوربين فرهادي، آن‎هم در سن ٦٨ سالگي به اين معني است كه سجادي حسيني آموزه‌هاي اساتيد تئاتري‌ چون مهين اسكويي و تكنيك‌هاي استانيسلاوسكي را به خوبي فرا گرفته است. مرد پا به سن گذاشته و دوست داشتني داستان ما در جريان مصاحبه نشان داد دلي دريايي دارد و دست تقدير و سرنوشت را مي‌شناسد. مي‌گويد: «سال‌ها در خلوت خودم فكر مي‌كردم هرچه سنم بيشتر شود علاقه بيشتري به بازيگري پيدا خواهم كرد. نمي‌دانم چرا هميشه اين فكر در سرم مي‌چرخيد كه در نهايت سرنوشتم به بازيگري پيوند مي‌خورد. » اواخر اسفند ٩٥ بود كه او بعد از بيش از يك دهه غيبت با ايفاي نقش در نمايش «ترن» به كارگرداني حميدرضا آذرنگ به خانه قديمي بازگشت. به همين بهانه با او گفت‌وگويي انجام داديم كه در ادامه مي‌خوانيد.

گفت‌وگوی فرهاد مهندس‌پور با بهرام بیضایی پس از شش سال دوری از وطن

گفت‌وگوی فرهاد مهندس‌پور با بهرام بیضایی پس از شش سال دوری از وطن

بهرام بیضایی در این سال‌های دوری از وطن سکوت کرده و کمتر تن به گفت‌وگو داده است. یکی از مؤثرترین نمایشنامه‌نویسان تئاتر ایران که نمایشنامه‌نویسی را از سال‌های دبیرستان آغاز کرد و در سال‌های نخست دهه پنجاه نیز با ساخت فیلم «رگبار» به عرصه سینما آمد؛ هنرمندی چندوجهی که با پژوهش‌هایی ارزنده در تئاتر، با ایجاد موج نوی نمایشنامه‌نویسی در ایران، با نگارش فیلمنامه‌هایی ماندگار در تاریخ سینمای ایران، با کنش و واکنش‌هایش به عنوان یک هنرمند مستقل در همه ایام و... از خود استادی تمام‌عیار ساخته است. هنگامی که بهرام بیضایی در نخستین روزهای شهریور ٨٩، همراه با همسرش مژده شمسایی و فرزندشان نیاسان تهران را به مقصد کالیفرنیا ترک کرد تا تنها برای یک سال تدریس در مرکز ایرانشناسی دانشگاه استنفورد از وطن دور باشد، هیچکس فکرش را نمی‌کرد این سفر کاری، آن هم برای تدریس در دانشگاهی که بر پیشانی‌اش نوشته شده: «نسیم آزادی می‌وزد» بیش از شش سال ادامه یابد. آنچه در سالیانِ بیش از نیم‌قرن کوشش بیضایی برای فرهنگ ایران بر جا مانده، چنان سترگ و یگانه است که هر دم، دوری‌اش از وطن و محرومیت هرچه‌بیشترِ ما از گنجینه‌ای که اوست، تبدیل به آه و افسوسی شود، و چنان از او بی‌خبر باشیم که فرصت را مغتنم بدانیم و از شاگرد او فرهاد مهندس‌پور که امروز خود نیز استاد دانشگاه است، بخواهیم تا با استاد خود از راه دور گفت‌وگو کند و حاصل آن، اکنون در آستانه بهار نو، مقابل دیدگان مشتاق شما باشد. به امید سال و سالیانی که دیگر بار بتوانیم نمایشی از او را در وطن روی صحنه ببینیم و در دانشگاه‌های ایران تدریس کنند.

 گفت‌وگو با باران کوثری به بهانه ایفای نقش در تئاتر +٩٦٣

گفت‌وگو با باران کوثری به بهانه ایفای نقش در تئاتر +٩٦٣

باران کوثری، یک بازیگرِ صِرف نیست. او به اعتبار بازیگربودنش، نقش اجتماعی خود را نیز ایفا می‌کند و به ‌همین ‌سبب توانسته همچون مادرش رخشان بنی‌اعتماد، هنرمندی تأثیرگذار باشد. باران کوثری این روزها تئاتر +٩٦٣ را در سالن موج نو روی صحنه دارد،

  • گزارش تصویری/ نمایش آمادئوس
  • اختتامیه بیست و چهارمین جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان
  •  گزارش تصویری- نمایش پیشی خورد - کارگردان : پوریا گلستانی
  • گزارش تصویری- نمایش صعود مقاومت پذیر آرتورواویی- کارگردان: امیر دژاکام
  • گزارش تصویری نمایش «محفل بی عاری»  کارگردان سیاوش بهادری راد‎
اینستاگرام پایگاه خبری تئاتر
کانال تلگرام پایگاه خبری تئاتر
فراخوان همکاری با سایت خبری تئاتر
.
مجله الکترونیکی «تاسیان»

logo-samandehi