قانون مورفی تا ده دقیقه اول هم نشانه های همان کارگردان سرکش فیلم «نگار» را دارد، ولی بعد از ده دقیقه تا لایه های زیرین فاجعه در دم دستی بودن پیش می رود تا جایی که فکر می کنی رسمن دست ات انداخته اند.

پایگاه خبری تئاتر: بنا بر قانون نانوشته ای، ما معمولن درباره فیلم و نمایش های ایرانی که از فرط بد بودن حالمان را بد کرده اند چیزی نمی نویسیم.اما قانون مورفی از کارگردانی است که یکی دو سال پیش فیلم خاص و غیر متعارفی را در سینمای ایران ساخته بود. پُر بی راه نگفته ام اگر بگویم بعد از دیدن نگار برای فیلم بعدی رامبد جوان لحظه شماری می کردم چون معتقد بودم کسی که تن به سختی ها و دردسرهای ساختن نگار می دهد هر کاری که کند نمی تواند پا روی ذهن جستجوگر و افسار گسیخته اش بگذارد و افسار گسیختگی ذهن در سینمای ایران دُر نایابی است که به هر کس ندهندش.

اگر رامبد جوان در فیلم نگار، ذره ای بیشتر به کاری که می کرد ایمان و اعتقاد داشت و چند انتخاب درست تر انجام می داد آن فیلم تبدیل می شد به اتفاق این سال های سینمای ایران.

قانون مورفی تا ده دقیقه اول هم نشانه های همان کارگردان سرکش را دارد ولی بعد از ده دقیقه تا لایه های زیرین فاجعه در دم دستی بودن پیش می رود تا جایی که فکر می کنی رسمن دست ات انداخته اند.

اما خوشحالم در جامعه ای نفس می کشیم که همچنان حرف های اروتیک از اکسیژن برای خانواده ایرانی مهمتر است. هرگز فکر نمی کردم مادران و دختران و پدران و پسران و نوجوانان مملکت ما با دیالوگ بازیگر زن فیلم به امیر جدیدی که : می تونم بهش دست بزنم و ری اکشن جدیدی تا این اندازه به وجد بیایند. هرگز فکر نمی کردم همان خانواده های محترم با شنیدن دیالوگ امیر جعفری که: درش می یارم و مادر و خواهر و زن اول و زن دوم و عمه و…. تا این حد بتوانند غم نان و اجاره خانه و دلار و کمبودهای جامعه مدني و غیر مدنی و…. را فراموش کنند و از اینکه زنده اند و گوش دارند و می توانند چنین جملات آرام بخشی را بشنوند لذت ببرند.

كره زمين جغرافيايي چنين تشنه اروتيك چون ايران،به خود نديده و نخواهد ديد.
درباره پوستر فيلم هم همان بهتر كه سكوت كرد و كلاه را تا گردن كشيد روي چشم و لب و دهان.

  • نویسنده : آرش عباسی