اجراي تئاتر در زندان اتفاق تازه‌اي نيست. براي نمونه سابقه اين شكل از ارايه و اجراي نمايش در ايتاليا به دهه‌هاي ٧٠ و ٨٠ بازمي‌گردد و نتايج اين شيوه تا امروز موفق به جلب نظر نهادهاي دولتي و غيردولتي شده است‌. تئاتر در زندان در حال حاضر به عنوان يكي از ابزارهاي مرسوم «بازگرداندن فرد به اجتماع» شناخته مي‌شود. براي نمونه مي‌توان به فعاليت‌هاي گروه «فورتتزا» كه آرماندو پونتزو٭، در سال ١٩٨٨ و در زندان «ولترا» بنيان گذاشت، اشاره كرد. اما مساله اين يادداشت پرداختن به تئاتر زندان و ضرورت توجه مسوولان حوزه‌هاي شهري، سازمان زندان‌ها و نهادهاي دولتي و غير دولتي به موضوع نيست.

پایگاه خبری تئاتر: چندی قبل گزارشی در رسانه‌ها منتشر شد حاکی از اینکه در سایه بی‌تدبیری مسوولان درست در جوار تماشاخانه ایرانشهر بازارچه‌ای برپا شده و مزاحمت و عدم تناسب این بازارچه با فضای هنری تماشاخانه به حدی بوده که واکنش محمد رحمانیان، کارگردان تئاتر و نمایشنامه‌نویس را در پی داشته است.

متاسفانه نخستین‌بار نیست که هنرمندان تئاتر و مخاطبان این هنر با چنین سیمای نامتعارفی مواجه می‌شوند. به‌گونه‌ای که در این زمینه می‌توان از سال‌های حضور محمود احمدی‌نژاد و محمدباقر قالیباف بر مسند شهرداری تهران به عنوان دوران طلایی چنین رویکردی -تبلیغ اشتغال‌زایی و درآمدزایی- یاد کرد. عابران هر روزه چهارراه ولیعصر همچنان خاطره غرفه‌های فروش دل‌وجگر و کباب در جوار تئاتر شهر را از یاد نبرده‌اند. همزمان این پرسش پیش می‌آید که چطور ممکن است سه جریان و رویکرد مدیریتی در شهرداری تهران تغییر کند اما رویه‌ای نادرست ادامه یابد؟ یعنی شورای شهری که محسن هاشمی‌رفسنجانی بر صندلی ریاستش تکیه زده با دوره‌های گذشته همان شورا تفاوت ندارد؟ اگر خیر، پس لزوم این تغییر و تحول چیست؟

درست در روز انتشار گزارش برپایی بازارچه‌ جنب تماشاخانه ایرانشهر، رسانه‌ای‌‌ دیگر به بازتاب صحبت‌های حجت نظری، نماینده شورای شهر تهران درباره فضای بلااستفاده مانده «پردیس تئاتر تهران» پرداخت. این نخستین‌بار بود که رقم دقیق هزینه شده توسط شهرداری تهران برای احداث این مجموعه چند منظوره اعلام شد. ٢٩٠ میلیارد تومان! بودجه‌ای که حتی امروز نیز با وجود افشای ارقام کیهانی رد و بدل شده در موسسه‌های مالی و اعتباری تامل‌برانگیز به نظر می‌رسد. حال در نظر بگیرید که این ٢٩٠ میلیارد یک دهه قبل صرف شده است.

حجت نظری در بازدید خود می‌گوید: «بزرگ‌ترین مشکل پردیس تئاتر خاوران نه کمبود امکانات و نه سوء مدیریت است، بلکه از ابتدا در جانمایی این پردیس اشتباه صورت گرفت چراکه مشکل جانمایی بد داریم و با این وجود امکانات لازم برای انتقال مخاطبان به این تئاتر وجود ندارد و به همین دلیل هم هنرمندان و هم مردم از این مجموعه استقبال کمتری کردند. مجموعه‌های این‌چنینی عمدتا در مرکز شهر هستند و مخاطب نیز به‌طور طبیعی کمتر راغب است که مسافت طولانی برای رسیدن به یک تئاتر صرف کند. اینگونه فعالیت‌های هنری بیشتر باید در محلاتی باشد که می‌طلبد و عمدتا در مناطق یک، دو، سه، پنج، شش، هفت و مناطق مرکزی رغبت به استفاده از تئاتر وجود دارد.» (ایسنا، شنبه ۳۰ تیر)

به هر روی درست یا غلط از جیب ملت هزینه‌ای صورت گرفته و مجموعه‌ای فرهنگی در منطقه خاوران احداث شده است. هرچند با جانمایی اشتباه، هرچند بدون استراتژی دقیق فرهنگی، هرچند با کج‌سلیقگی در اداره مجموعه و ده‌ها «هرچند» دیگر؛ ولی در این میان یک نکته حائز اهمیت وجود دارد. برخلاف صحبت‌های نماینده محترم باید گفت که علاقه مردم به مواجهه با جریان فرهنگی در مرکزشهر مثل چهارراه ولیعصر و میدان انقلاب و غیره ابدا اهمیتی ندارد! ساکنان منطقه جنوب شرق یا جنوب غرب تهران باید از توزیع برابر فضای فرهنگی بهره ببرند یا خیر؟ آیا همیشه مردم باید در محضر ما! حاضر شوند یا مواقعی نیز ضرورت دارد مسوولان شرایطی فراهم کنند که فرهنگ در معرض و محضر ولی نعمت باشد؟

اینجا به مطلع یادداشت و جریان تئاتر در زندان بازمی‌گردم. کافی است مدیران شهری کمی با دقت بیشتر، جدول پراکندگی و توزیع جرم در مناطق ٢٢گانه پایتخت را مرور کنند. آیا باید منتظر باشیم تا جوان به سبب ارتکاب جرم دستگیر و سپس روانه زندان شود، بعد ما درباره «تئاتر زندان» بنویسیم؟‌ یا پسندیده است علاج واقعه پیش از وقوع کنیم؟ حضور مردم مناطق شرق تهران در سالن‌ مجهز سینمایی، سالن کنسرت و سالن‌های تئاتری «مرکز تئاتر تهران» برای ساعتی هم که شده خانواده‌ها و فرزندان‌شان را از مواجهه با آسیب‌های اجتماعی مصون نگاه می‌دارد. چه‌بسا با برنامه‌ریزی صحیح بتوان شرایط آموزش جوانان با استعداد را فراهم آورد تا در همان مرکز به ارایه هنر خود بپردازند و این تازه نازل‌ترین شکل بهره‌برداری از مجموعه‌ای فرهنگی- هنری در چنین سطحی است.

بنابراین با رد نظر این نماینده محترم باید گفت اتفاقا مشکل امروز بی‌استفاده ماندن و خاک خوردن «مرکز تئاتر تهران» بی‌درایتی مدیران سازمان فرهنگی هنری شهرداری و مسوولان مرتبط با موضوع است و لاغیر.

*(تئاتر و زندان در ایتالیا، ماسیمو مارینو، ترجمه: مینو میرشاه‌ولد، سایت ایران تئاتر، یکشنبه ۲۷ شهریور۱۳۹۰)

  • نویسنده : بابک احمدی
  • منبع خبر : اعتماد