ساختار مشغوش و تجربه گرایی فیلمساز سبب ندیده شدن برخی جنبه های مثبت فیلم از قبیل طراحی صحنه درخشان و فیلمبرداری چشم نواز فیلم شده است و از این حیث تلاش های این عوامل در کلیت ضعیف و ناهمگون فیلم عملا نادیده و مغفول واقع می شود.

پایگاه خبری تئاتر: مسخره باز به عنوان نخستین فیلم سینمایی همایون غنی زاده است که ادای دین زیادی به سینما و آثاری چون پاپیون، کازابلانکا و هوانورد دارد و فیلمساز در نیمه نخست فیلم توانسته در یک میزانسن محدود و به اصطلاح تئاتری، نماهایی جذاب و سینمایی بگیرد و داستان سه شخصیت فیلم خود با محوریت «دانش» را خیلی خوش ریتم و تماشاگرپسند روایت کند.

مشکل فیلم در نیمه دوم و یا سکانس های طولانی رویاکردن دانش با هما رخ می دهد. برای نمونه دانش به داخل کمد می رود و زمانی طولانی و نامعقول به رویا و خیال با هنرپیشه زن مورد علاقه اش می پردازد. اما این رویا کردن این قدر طول می کشد که تماشاگر به کل فراموش می کند که مسئله داستان فیلم قبل رویا کردن چه بوده و تا انتها هم دلیل این رویای طولانی دانش با بازی صابر ابر مشخص نمی شود.

تیر خلاص فیلم اما فراتر از این رویاها به وقوع می پیوندند و آن زمانی است که این رویا تبدیل به پایان بندی فیلم می شود و فیلمساز با فرض مدرن بودن و رویا کردن، دشواری فینال فیلم و پایان دادن به شخصیت ها و سرنوشتشان را رها می کند و بجای آن به خاطره بازی با فیلم های سینمایی و پخش موسیقی های مورد علاقه اش می پردازد که خط و ربط آن به داستان فیلم جز علاقه شخصی فیلمساز به این آثار و از طرفی گنجاندن یک عاشقانه در فیلمش آن هم به هر شکل و نحو چیز دیگری نمی تواند باشد.

به نظر می رسد این نوع پایان بندی و پرش از داستان شخصیت ها به دنیای ناکجا آباد فیلم ها باعث سرخوردگی تماشاگر عام و خاص می شود و به مخاطبی که در این سال ها از بی پایانی و عدم انسجام در پایان بندی فیلم ها در سینمای ایران دل پر و ذهن پریشانی دارد، آشفتگی و نارضایتی دو چندانی را منتقل می کند.

بحث پست مدرن و ساختار مدرن با توجه به ظرفیت کم سینمای ایران در سینمای استاندارد و داستانی و همچنین علاقه سینماگران ایرانی به این حوزه نیز از جمله نکات سینمای روز ایران به شمار می آید که در این فیلم نیز غنی زاده نشان داده که باوجود علاقه زیادی که به این سبک و ساختار روایی دارد اما توان اجرای آن را ندارد. در هر حال ساخت هر نوع فیلم با ساختار متفاوت دلیل بر مدرن و پست مدرنیسم در سینما نمی شود و استادان این سبک در دنیا از جمله جیم جارموش و دیوید لینچ هم اصول و قواعدی برای سبک و ساختار خود در این مکتب هنری ارئه داده اند.

در نهایت باید گفت ساختار مشغوش و تجربه گرایی فیلمساز سبب ندیده شدن برخی جنبه های مثبت فیلم از قبیل طراحی صحنه درخشان و فیلمبرداری چشم نواز فیلم شده است و از این حیث تلاش های این عوامل در کلیت ضعیف و ناهمگون فیلم عملا نادیده و مغفول واقع می شود.

  • نویسنده : محمد تقی زاده
  • منبع خبر : سینما سینما