برخلاف رويه حاكم بر سيستم دولتي در ارايه خدمات مجوزي و تاكيد سيدمجتبي حسيني، معاون هنري وزارت مبني بر تسهيل رويه مجوزها، اين ابلاغيه نشان مي‌دهد شرايط براي گرفتن يك مجوز به چه ميزان سخت است. دولت كه هيچ برنامه‌اي براي حمايت تئاتر ندارد و بودجه تئاتر را در سه سال اخير به نصف تقليل داده است، در حوزه تبليغات بزرگ‌ترين سنگ ممكن را پيش پاي هنرمندان نهاده است. برخلاف سينما كه دولت براي توليد آن، انواع و اقسام وام‌ها و فرصت‌هاي تبليغاتي را فراهم مي‌كند؛ در مورد تئاتر همه‌ چيز به يك ويل بي‌انتها بدل شده است.

پایگاه خبری تئاتر: وزیر ارشاد ابلاغیه‌ای را به امضا می‌رساند که طی آن فعالیت هنری در تئاتر محدود می‌شود. با ابلاغ آن و رسمی شدنش، عموم تئاتری‌ها علیه آن حرف می‌زنند و به شکل غیرقابل ‌پیش‌بینی برای وزیر و معاونانش، یادداشت‌هایی در باب یک رفتار غیرفرهنگی نگاشته می‌شود. بیشتر اشارات به آن است که نمی‌توان با یک تبصره هنر فردی را محدود و او را از حق هنری‌اش محروم کرد.

در گذشته بارها اعتراضاتی درباره ورود افراد نامرتبط با تئاتر روی صحنه شنیده می‌شد؛ حضور فوتبالیست‌ها، بازیگران سینمایی و تلویزیونی و در جدیدترین مورد، اینفلوئنسرهای اینستاگرامی همواره مورد جدال بوده است. درمورد کارگردانان نیز حضور برخی چهره‌های سینمایی در سالن‌های دولتی علت اعتراض می‌شد. برخی معترضان استدلال می‌کردند در سینما هر کسی نمی‌تواند فیلم بلند بسازد، بلکه برای رسیدن به دنیای اکران، باید مسیر ساخت فیلم کوتاه و نیمه‌بلند و ویدیویی را طی کند تا بتواند فرصت عرض‌اندام روی پرده را بیابد. معترضان تئاتری می‌گفتند یک فیلمساز موفق بهتر است برای رسیدن به موفقیت صحنه تئاتر، از یک سالن غیردولتی بهره ببرد تا اینکه در هیاهوی ایرانشهر خودش را مشهور کند. وضعیت زمانی بغرنج‌تر شد که برای پروژه «هفت شهر عشق» در هتل اسپیناس، پای یک کارگردان نه‌چندان موفق تلویزیونی به میان می‌آید و نتیجه کار یک فاجعه می‌شود.

هیچ‌گاه معترضان معتقد به محدود کردن افراد نبودند؛ آنان خواهان شرایط عادلانه در نوبت اجرا بودند، اما در کمال ناباوری شیوه‌ای برای محدود کردن هنرمندان درنظر گرفته می‌شود که نمونه‌اش حتی در دولت‌های مشهور به دیکتاتوری نیز یافت نمی‌شود. آیین‌نامه مملو از محدودسازی‌هایی است که در آیین‌نامه مصوب شورای انقلاب فرهنگی در سال ۱۳۷۹ یافت نمی‌شود. این در حالی است که وضعیت در تئاتر نسبت به سال ۱۳۷۹ تغییر کرده و برخی حساسیت‌های گذشته دیگر در جامعه محل مجادله نیست. آیین‌نامه حتی به‌شدت مواد محدودساز را انتزاعی کرده تا مشخص نشود منظور از هر کدام از موانع دقیقا چیست.
به عبارتی این آیین‌نامه هیچ مصداقی برای مفاد خود ندارد.

بدتر از همه آنکه برخلاف رویه حاکم بر سیستم دولتی در ارایه خدمات مجوزی و تاکید سیدمجتبی حسینی، معاون هنری وزارت مبنی بر تسهیل رویه مجوزها، این ابلاغیه نشان می‌دهد شرایط برای گرفتن یک مجوز به چه میزان سخت است. دولت که هیچ برنامه‌ای برای حمایت تئاتر ندارد و بودجه تئاتر را در سه سال اخیر به نصف تقلیل داده است، در حوزه تبلیغات بزرگ‌ترین سنگ ممکن را پیش پای هنرمندان نهاده است. برخلاف سینما که دولت برای تولید آن، انواع و اقسام وام‌ها و فرصت‌های تبلیغاتی را فراهم می‌کند؛ در مورد تئاتر همه‌ چیز به یک ویل بی‌انتها بدل شده است. تصور کنید در تئاتری که یک سالن کمتر از یک هفته برای گروه مهیا می‌شود، فرصت مجوزهای تبلیغاتی بیش از یک ‌ماه می‌شود؛ یعنی پایان همان اجرا.

وضعیت این ابلاغیه در ترکیب شورای مرکزی نیز جالب است؛ اتفاقی که کمتر موردتوجه قرار گرفته و متاسفانه اداره کل هنرهای نمایشی درباره آن اطلاع‌رسانی نکرده است. خبرها حکایت از آن می‌کند ترکیب شورای مرکزی نظارت و ارزشیابی تغییرات گسترده‌ای داشته که مطرح شدنش می‌تواند هیاهوی تازه‌ای به‌پا کند.

  • نویسنده : احسان صارمی
  • منبع خبر : روزنامه اعتماد