کارگردان «کلفت ها» در یادداشتی به ویژگی های این اثر نمایشی اشاره و تاکید کرد در این نمایش کمدی راهی برای درک بیشتر تراژدیِ کسانی است که در ورطه امر و نهی های هر روزه گیر کرده اند.

پایگاه خبری تئاتر: علی اکبر علیزاد کارگردان و مدرس تئاتر که این روزها نمایش «کلفت ها» نوشته ژان ژنه را در تالار مولوی روی صحنه دارد درباره اجرای این اثر نمایشی یادداشتی منتشر کرده است.

در یادداشت علیزاد که در اختیار مهر قرار گرفته آمده است:

«بازی باید کرد. این چیزی است که کلر و سولانژ انجام می‌دهند! اما این نوعی بازی عدم است. بازی برای رفتن به سمت نیستی. کلر با محو شدن در مادامِ خود مادام را زنده و در همان حال به عدم می کشاند و سولانژ با بازی کردن کلر، خود کلر را به نیستی. وقتی در واقعیت نمی توان چیزی را تغییر داد آنگاه بازی یگانه راه باقی مانده می شود.

مادام یک زن است اما سرشار از بخششی که به خفت می کشاند! سولانژ و کلر می خواهند او را بکشند تا از شر زیبایی های او که دنیایشان را آلوده کرده خلاص شوند.

زیبایی می‌تواند آلوده کند، می تواند حال را بر هم بزند، این زیبایی دنیایی است که مردمانش آن را هر روز در تقلید رفتارها و اطوارهای دیگران می یابند. زیبایی همه چیزهایی که نظم پوسیده شان، حال را بر هم می زند و زشتی کلفت ها عین زیبایی ای است که دنیا تاب اش را ندارد. نوعی زیبایی شناسی زشتی در اینجا خودش را به رخ می کشد.

بازی عدم در رابطه کلفت ها موج می زند: بدون ترس رفتن به سمت بر کشیدن خود.

مادام، کلفت ها را نمی بیند، آنها برای مادام و برای آقا شی اند، فقط برای بر کشیدن خود خوب هستند! کلفت ها بازی عدم را پیش می کشند تا از شیئیت خارج شوند. آنها در نهایت فقط با حذف خود می توانند مادام را حذف کنند.

در اینجا بازی جنسیت خود بدل می شود به بازی انکار و عدم جنسیت. بازی برای همه یکسان است چه مرد چه زن و وجه روانشناسانه ای در کار نیست. اما اگر قرار است ما به مردهای زن پوش بخندیم پس لاجرم به ترنس سکشوال ها هم می خندیم. خنده در اینجا نه بابت کار بازیگران که بابت پیش‌فرض های تماشاگر از جنسیت است.

بنابراین کلفت ها بدون لودگی، از مادام مضحکه ای می سازند همچنان که از خود. کمدی در این اجرا راهی است بدون چشم پوشی و مغالطه برای درک بیشتر تراژدی کسانی که در ورطه امر و نهی های هر روزه، در نوعی ناچاری، گیر کرده اند، نه راهی برای تسکین درد. این نتیجه ای است که ولادیمیر و استراگون نیز در «در انتظار گودو» با انتظاری دردناک تجربه اش می کنند.

این جامعه ای است که کلر و سولانژ در آن هر روز نفرت و خشم شان را روی هم و بالادستی های خود عق می زنند، این همان جامعه ای است که ما هر روز در آن نفس می کشیم؛ جامعه کلفت هایی که در آن خانم ها و آقایانی از ما بهتران در آن حکمرانی می کنند.»

علیرضا کیمنش، مرتضی حسین زاده، کتایون سالکی بازیگران نمایش «کلفت ها» هستند که تا دوم آذرماه در تالار مولوی روی صحنه است.

علی اکبر علیزاد کارگردان و مدرس تئاتر که این روزها نمایش «کلفت ها» نوشته ژان ژنه را در تالار مولوی روی صحنه دارد درباره اجرای این اثر نمایشی یادداشتی منتشر کرده است.

در یادداشت علیزاد که در اختیار مهر قرار گرفته آمده است:

«بازی باید کرد. این چیزی است که کلر و سولانژ انجام می‌دهند! اما این نوعی بازی عدم است. بازی برای رفتن به سمت نیستی. کلر با محو شدن در مادامِ خود مادام را زنده و در همان حال به عدم می کشاند و سولانژ با بازی کردن کلر، خود کلر را به نیستی. وقتی در واقعیت نمی توان چیزی را تغییر داد آنگاه بازی یگانه راه باقی مانده می شود.

مادام یک زن است اما سرشار از بخششی که به خفت می کشاند! سولانژ و کلر می خواهند او را بکشند تا از شر زیبایی های او که دنیایشان را آلوده کرده خلاص شوند.

زیبایی می‌تواند آلوده کند، می تواند حال را بر هم بزند، این زیبایی دنیایی است که مردمانش آن را هر روز در تقلید رفتارها و اطوارهای دیگران می یابند. زیبایی همه چیزهایی که نظم پوسیده شان، حال را بر هم می زند و زشتی کلفت ها عین زیبایی ای است که دنیا تاب اش را ندارد. نوعی زیبایی شناسی زشتی در اینجا خودش را به رخ می کشد.

بازی عدم در رابطه کلفت ها موج می زند: بدون ترس رفتن به سمت بر کشیدن خود.

مادام، کلفت ها را نمی بیند، آنها برای مادام و برای آقا شی اند، فقط برای بر کشیدن خود خوب هستند! کلفت ها بازی عدم را پیش می کشند تا از شیئیت خارج شوند. آنها در نهایت فقط با حذف خود می توانند مادام را حذف کنند.

در اینجا بازی جنسیت خود بدل می شود به بازی انکار و عدم جنسیت. بازی برای همه یکسان است چه مرد چه زن و وجه روانشناسانه ای در کار نیست. اما اگر قرار است ما به مردهای زن پوش بخندیم پس لاجرم به ترنس سکشوال ها هم می خندیم. خنده در اینجا نه بابت کار بازیگران که بابت پیش‌فرض های تماشاگر از جنسیت است.

بنابراین کلفت ها بدون لودگی، از مادام مضحکه ای می سازند همچنان که از خود. کمدی در این اجرا راهی است بدون چشم پوشی و مغالطه برای درک بیشتر تراژدی کسانی که در ورطه امر و نهی های هر روزه، در نوعی ناچاری، گیر کرده اند، نه راهی برای تسکین درد. این نتیجه ای است که ولادیمیر و استراگون نیز در «در انتظار گودو» با انتظاری دردناک تجربه اش می کنند.

این جامعه ای است که کلر و سولانژ در آن هر روز نفرت و خشم شان را روی هم و بالادستی های خود عق می زنند، این همان جامعه ای است که ما هر روز در آن نفس می کشیم؛ جامعه کلفت هایی که در آن خانم ها و آقایانی از ما بهتران در آن حکمرانی می کنند.»

علیرضا کیمنش، مرتضی حسین زاده، کتایون سالکی بازیگران نمایش «کلفت ها» هستند که تا دوم آذرماه در تالار مولوی روی صحنه است.