روايتی درباره فيلم «همه می‌دانند»/ فرهادی در خطر است ۲۷ آذر ۱۳۹۷

روايتی درباره فيلم «همه می‌دانند»/ فرهادی در خطر است

«همه مي‌دانند» فيلمي است كه داستانِ يكدستي دارد كه گاه كسل‌كننده مي‌شود و احساس مي‌كنيد حركت دوربينِ روي دست آن (كه فرهادي اصرار دارد در هر وضعيت حركت‌هاي آن را با ربط يا بي‌ربط به موازات نوع فيلمسازي موبايل- سينما براي ايجاد اضطراب هدايت و اين را جزو سبكش القا كند) در بيان خط داستاني گاهي سرگردان است، اما نحوه روايت آن پراكنده نمي‌شود.

نقد و یادداشت Archives | پایگاه خبری تئاتر
روابط انسانی زیر سایه «بمب»/ آدم‌هایی که با انفجار زنده می‌شوند ۲۶ آذر ۱۳۹۷

روابط انسانی زیر سایه «بمب»/ آدم‌هایی که با انفجار زنده می‌شوند

پیمان معادی در «بمب» از آدم‌هایی می‌گوید که مرده‌اند و باید منفجر شوند تا احیاشده و از فضای بسته و تاریکی که در آن محبوس شده‌اند، رهایی یابند.

سایه سنگین «درباره الی» بر «همه می‌دانند» ۲۳ آذر ۱۳۹۷
نقدی بر فیلم «همه می‌دانند»

سایه سنگین «درباره الی» بر «همه می‌دانند»

پلان و سکانس‌های متعدد دیگر در فیلم «همه می‌دانند» وجود دارد که شباهت فراوانی به «درباره الی» یا فیلم‌های دیگر او دارد و در این یادداشت به چند مورد آن اشاره شده است.

نگاهی به فيلم «آستيگمات»/ يك فيلم موفق ۱۹ آذر ۱۳۹۷

نگاهی به فيلم «آستيگمات»/ يك فيلم موفق

«آستيگمات» فيلم مجيدرضا مصطفوي در اين آشفته‌بازار كه فيلم‌ها يا كمدي تجاري‌اند يا ملودرام آپارتماني، يك فيلم استاندارد و بي‌ادعاست. نكته مهم اين فيلم ايده، شكل‌گيري قصه و تبديل آن به فيلمنامه است. مصطفوي كه خود به همراه همكارش فيلمنامه را نوشته، قطعا مي‌دانسته قرار است كه يك فيلم ملودرام اجتماعي بسازد به همين جهت در قالب ژانر بسترسازي مناسبي براي بازگويي شرايط بحراني يك خانواده انجام شده، از سوي ديگر فيلمساز با تمركز در به وجودآوري لحظات رئاليستي كوشش فراواني كرده و توانسته به درستي به مسائل بحراني و بغرنج يك خانواده بپردازد.

فراستی یا «من و شما»؛ مساله این نیست! ۱۱ آذر ۱۳۹۷
نقدی بر جدالی دیگر روی آنتن تلویزیون

فراستی یا «من و شما»؛ مساله این نیست!

جدال لفظی میان مسعود فراستی و مجری برنامه «من و شما» که از روز گذشته نقل شبکه‌های اجتماعی شده، بیش از هر موضوع دیگری و اینکه در اصل حق با چه کسی است، این پرسش را مطرح می‌کند که چرا مخاطب تلویزیون باید شاهد صحنه‌هایی از این دست باشد؟!

نگاهی به تازه‌ترين ساخته برادران كوئن/ قهرمانان و گورها ۰۸ آذر ۱۳۹۷

نگاهی به تازه‌ترين ساخته برادران كوئن/ قهرمانان و گورها

برادران كوئن با «تصنيف باستر اسكراگز» اينچنين زايش تمدن غرب و حكايت‌هاي مرگ را با يكديگر عجين مي‌گردانند. ذوق و قريحه بصري كوئن‌ها در تمام لحظات زيبا و تماشايي فيلم مثال‌زدني و ستايش‌آميز است و توانايي‌شان در روايت مجموعه داستاني چندلحني با همنشيني دقيق اجزاي گوناگون و توامان نوآوري‌هاي خلاقانه به پشتوانه سنت چيزي است كه قادر است دليجانِ سينما را از مرگ رهانده و كماكان زنده نگاه دارد. شبيه به تصوير اسبِ پشت جلد كتاب كه با آنكه به پشت ‌سر نظر دارد همچنان رو به جلو حركت مي‌كند.

همه‌ می‌دانیم های «همه می‌دانند» اصغر فرهادی ۰۸ آذر ۱۳۹۷

همه‌ می‌دانیم های «همه می‌دانند» اصغر فرهادی

همه می‌دانیم که تا به همین الان هم بدون تماشای "همه می‌دانند" یک موقعیت فرهادی وار را دوباره تجربه کردیم، هیجان انگیز است، مرسی آقای فرهادی.

«فیلمنامه» در سینمای کوتاه اولویت چندم است؟ ۲۹ آبان ۱۳۹۷

«فیلمنامه» در سینمای کوتاه اولویت چندم است؟

همانطور که مساله ضعف فیلمنامه سینمای بلند داستانی را تحت الشعاع قرار داده است، عرصه فیلم کوتاه نیز از این آسیب به دور نیست.

کاناپه ؛ بسط زمان، قبض موقعیت ۰۹ آبان ۱۳۹۷

کاناپه ؛ بسط زمان، قبض موقعیت

هنر عیاری در کاناپه آن است که گسترش زمان را با فشردگی حس آمیخته می‌کند و انگار هر چه پیش می‌روید، گرفتارتر می‌شوید. در خانه پدری همان اول بسم‌الله حس سنگین خفگی یقه مخاطب را می‌گرفت و این جا، حرکت معکوس زمان و موقعیت در نسبت با هم، مخاطب را به حسی مشابه، ولی در روندی تدریجی نزدیک می‌کند.

مدیری که عکس یادگاری ندارد اما … ۰۵ آبان ۱۳۹۷

مدیری که عکس یادگاری ندارد اما …

«حسین انتظامی، یک مدیر استراتژیک است، صبور و خلاق و محترم، چه به سازمان سینمایی برود و چه نرود، جایگاه خوبی در میان اهالی فرهنگ دارد اما چه بهتر که با توجه به وابسته نبودنش به جریان های سینمایی حاکم بر کشور، او بر این مسند بنشیند و با مشاوره گرفتن و برنامه‌های کوتاه مدت و میان مدت، از فرصت باقی مانده دولت دوم تدبیر به نفع سینما و صنف استفاده کند.»

نگاهی به فيلم «عرق سرد»/ فيلمی كه اسير پيچيدگی نمی‌شود ۰۴ آبان ۱۳۹۷

نگاهی به فيلم «عرق سرد»/ فيلمی كه اسير پيچيدگی نمی‌شود

«عرق سرد» فيلم لايه‌اي و پيچيده‌اي نيست، قصه‌اش اسير خرده‌روايت‌هاي نامعقول نمي‌شود، درون‌گرايي مصنوعي و تعليق‌هاي بي‌منطق ندارد و همه ‌چيز شفاف و روشن بيان مي‌شود، فيلم از لحن و روايت استانداردي برخوردار است و همچنين موقعيت‌پردازي‌هاي درست و به قاعده‌اي دارد كه فيلم را اندازه قاب سينما كرده است. مرزهاي رياكارانه يك مجري تلويزيون را به درستي نشان مي‌دهد، ميزان رابطه‌هايش مشخص است، ديالوگ‌ها مستقيم گفته مي‌شوند، هيچ حفره‌اي در شناخت شخصيت‌ها باقي نمي‌ماند، ريتم در خدمت محتواست و به هيچ‌وجه قصه تعليق‌پذير نيست، هدف محتوايي فيلم كاملا مشخص است.