«خانه برناردا آلبا»؛ زیبای بیهوده ۲۷ بهمن ۱۳۹۷

«خانه برناردا آلبا»؛ زیبای بیهوده

نمایش علی رفیعی عظیم و زیباست، چشمت را می‌گیرد و حتی کمی کاتارسیس تزریقت می‌کند؛ اما همه اینها همه برای هیچ است، هیچی که نمی‌تواند اندیشه حمایتی رفیعی نسبت به زن‌ها را برجسته کند.

نقد Archives | پایگاه خبری تئاتر و سینما
رمز و راز موفقیت در صحنه تئاتر / “تن شوری” و یک نقطه الماس گون برای پانته‌آ پناهی‌ها ۱۹ بهمن ۱۳۹۷

رمز و راز موفقیت در صحنه تئاتر / “تن شوری” و یک نقطه الماس گون برای پانته‌آ پناهی‌ها

پانته‌آ پناهی‌ها بازیگری‌ است که ابزار بیانی و بدنی توانمندی برخوردار است که دامنه خلق نقشش را می‌تواند گسترده گرداند و بازی‌اش را از دایره تصورات مخاطبانش بیرون ببرد.

نگاهی به موی سیاه خرس زخمی؛ یان کات‌زدگی ۱۵ بهمن ۱۳۹۷

نگاهی به موی سیاه خرس زخمی؛ یان کات‌زدگی

جابر رمضانی ملغمه‌ای از یان کات، چرمشیر و پسیانی در ظرف استرومایر آفریده است. نتیجه‌اش نمایشی است که حوصله‌ات سرمی‌رود، همان چیزی که استرومایر از آن دوری می‌جوید.

نقد نمایش «اقلیت» به کارگردانی پدرام صمدی / همزیستیِ مسالمت‌آمیزِ کاریکاتورها ۱۵ بهمن ۱۳۹۷

نقد نمایش «اقلیت» به کارگردانی پدرام صمدی / همزیستیِ مسالمت‌آمیزِ کاریکاتورها

مایش « اقلیت» روایتی سهل و ممتنع را ارائه می دهد؛ به این معنی که در نهایت چیزی جز ارائه تصویری از مناسبات زیست انسان‌ها در جوامع امروز، بدون قضاوت یا جانبداری از هیچ‌یک از اجزای آن نیست. نمایش حتی چندان به قضاوت های تماشاگرش راه نمی دهد و به جز لحظه هایی از جمله حضور مرد عرب بر صحنه موفق می شود نوعی یکدستی در ارزش گذاری شخصیت ها را حفظ کند.

«وقتی خروس غلط می‌ خواند»؛ برساختگی تاریخ در عصر مردمان فنیقی ۱۱ بهمن ۱۳۹۷

«وقتی خروس غلط می‌ خواند»؛ برساختگی تاریخ در عصر مردمان فنیقی

علی شمس به قیمت از دست دادن مخاطبانش، تاریخ را به بازی می‌گیرد و بازی او گاهی برای مخاطبش مفهومی ندارد.

نگاهی به نمایش «آوازه خوان خیابان های منهتن»؛ مرثیه آقای بازیگر ۱۰ بهمن ۱۳۹۷

نگاهی به نمایش «آوازه خوان خیابان های منهتن»؛ مرثیه آقای بازیگر

میکائیل شهرستانی در «آوازه خوان خیابان های منهتن» شاید قهرمان بازنده‌اش را در دل منهتن و در آروزی برادوی به نمایش می‌گذارد؛ اما گزاره‌ها دلالت بر انتقادهای این بازیگر وکارگردان تئاتر به شرایط تئاتر امروز ایران دارد.

نگاهی به نمایش «لاله‌زار، هتل کاتوزیان» / قربانی یک سالن بد ۰۶ بهمن ۱۳۹۷

نگاهی به نمایش «لاله‌زار، هتل کاتوزیان» / قربانی یک سالن بد

نمایش «لاله‌زار، هتل کاتوزیان» در حالی در تماشاخانه مهرگان روی صحنه رفته است که تجربه دیدنش حاوی نکات متعددی است. نکاتی که به نظر با مسئله مورد انتقاد نمایش هم‌داستان می‌شود خود بدل به آنتاگونیستی برای تئاتر می‌شود.

درباره نمایش «خانه برناردا آلبا» به کارگردانی علی رفیعی/ عشق، تعصب و مرگ ۰۶ بهمن ۱۳۹۷

درباره نمایش «خانه برناردا آلبا» به کارگردانی علی رفیعی/ عشق، تعصب و مرگ

در آثار رفيعي (حتي دو فيلمش) تلخي، سياهي و شوربختي تصويري زيبا دارد و با سليقه ساخته شده‌ اما اين به معني كاسته شدن از پلشتي مشكلات نيست. قرباني شدن جواني و زيبايي در «خانه برناردا آلبا» به همان اندازه هولناك است كه در «ماهي‌ها عاشق مي‌شوند» سرنوشت زوج ميانسال فيلم عزيز و آتيه (رضا كيانيان و رويا نونهالي) كه قرباني سياست شده‌اند.

نظری به مونولوگ «کاردآجین» به کارگردانی محمد میر علی‌اکبری / وقتی رئالیسم آشفته می‌شود ۰۵ بهمن ۱۳۹۷

نظری به مونولوگ «کاردآجین» به کارگردانی محمد میر علی‌اکبری / وقتی رئالیسم آشفته می‌شود

این روزها مونولوگ «کاردآجین» به نویسندگی و کارگردانی محمد میرعلی اکبری در خانه نمایش مهرگان روی صحنه رفته است. ژانر این مونولوگ «رئالیسم اجتماعی» است و در مدت زمان ٨٠ دقیقه اجرا می‌شود. گروهی از بازیگران هنرجوی این نمایش اولین بار است روی صحنه تئاتر می‌روند و همین موضوع پاشنه آشیل نمایش جدید محمد میر علی‌اکبری شده است.

یک تابستان گرم و البته ملال‌زده ۰۴ بهمن ۱۳۹۷

یک تابستان گرم و البته ملال‌زده

تابستان از آن دست نمایش‌هایی‌ست که در مقابل تفسیر شدن مقاومت می‌کند و به‌شکل پارادوکسیکال به تفسیرهای تازه، میدان می‌دهد. اگر از روایت رئالیستی ابتدای نمایش گذر کنیم، حضور نابهنگام شخصیت دوم با آن جان‌یابی بهت‌آور، تابستان را واجد مازادی رهایی‌بخش و صد البته هولناک کرده است. اصولاً زندگی تکرار شونده روزمره می‌تواند مقدمه معناباختگی و ملال شود.

نگاهی به نمایش در انتظار گودو؛ در انتظار بسته شدن درهای سالن ۰۳ بهمن ۱۳۹۷

نگاهی به نمایش در انتظار گودو؛ در انتظار بسته شدن درهای سالن

حسام لک خوانشی تازه از «در انتظار گودو»ی بکت در قشقایی روی صحنه برده است که به نظر هم ترکیبی از خوانش‌های پیشین است و هم پشت‌پا زدن به همان خوانش‌ها، جایی که بیابان برهوت بی‌آب و علف به زباله‌دانی چند دقیقه‌ای بدل می‌شود.