حکایت احوال ما و سلبریتی‌ها/ وقتی همه بیماریم! ۲۷ خرداد ۱۳۹۸

نگاهی متفاوت به یک آسیب؛
حکایت احوال ما و سلبریتی‌ها/ وقتی همه بیماریم!

دیگر نمی‌شود چهره‌های مشهور و محبوب را پشت پرده نگه داشت و همان طور که دیدگاه رسمی می‌خواهد برای مردم، معرفی کرد اما سهم مردم در این فضای پرتناقض چیست؟

یادداشت و مقاله Archives - صفحه 6 از 25 - پایگاه خبری تئاتر و سینما
چه کسی بذر دستمزدهای نامتعارف در تئاتر را کاشت؟ ۱۲ مرداد ۱۳۹۷

چه کسی بذر دستمزدهای نامتعارف در تئاتر را کاشت؟

صنف تهیه‌کنندگان سینمای ایران تصمیم گرفته است با دستمزدهای نامتعارف بازیگران سینما مقابله کند؛ اما آیا گروهی برای مقابله با دستمزد نامتعارف بازیگران تئاتر هم اقدام می‌کند؟

منتظر تئاتر زندان باشیم؟ ۰۲ مرداد ۱۳۹۷
برسد به دست نماينده شوراي شهر

منتظر تئاتر زندان باشیم؟

اجراي تئاتر در زندان اتفاق تازه‌اي نيست. براي نمونه سابقه اين شكل از ارايه و اجراي نمايش در ايتاليا به دهه‌هاي ٧٠ و ٨٠ بازمي‌گردد و نتايج اين شيوه تا امروز موفق به جلب نظر نهادهاي دولتي و غيردولتي شده است‌. تئاتر در زندان در حال حاضر به عنوان يكي از ابزارهاي مرسوم «بازگرداندن فرد به اجتماع» شناخته مي‌شود. براي نمونه مي‌توان به فعاليت‌هاي گروه «فورتتزا» كه آرماندو پونتزو٭، در سال ١٩٨٨ و در زندان «ولترا» بنيان گذاشت، اشاره كرد. اما مساله اين يادداشت پرداختن به تئاتر زندان و ضرورت توجه مسوولان حوزه‌هاي شهري، سازمان زندان‌ها و نهادهاي دولتي و غير دولتي به موضوع نيست.

پدر تئاتر ایران یک جان به گالیله بدهکار ماند ۲۲ تیر ۱۳۹۷
به مناسبت ششمین سالگرد درگذشت سمندریان؛

پدر تئاتر ایران یک جان به گالیله بدهکار ماند

شش سال گذشت از روزهای نبودن «حمید سمندریان» هنرمندی که صحنه تئاتر را در ایران جلا بخشید، امروز این هنر با باقی مانده دانشجویانش سرپامانده است.

ای‌کاش جشنواره تئاتر فجر همچنان آیین‌نامه نداشت! ۱۵ تیر ۱۳۹۷

ای‌کاش جشنواره تئاتر فجر همچنان آیین‌نامه نداشت!

ای‌کاش شهرام کرمی تلاشی برای تصویب و انتشار این آیین‌نامه نمی‌کرد؛ ای‌کاش جشنواره همچنان هیچ دستور‌العملی نداشت. انتشار این آیین‌نامه صرفاً تلاش برای قانونی‌کردن همه رفتارهای فاقد قانون و گاه حتی فاقد منطق برگزارکنندگان جشنواره به‌نظر می‌رسد.

همه چیز درباره آقای “ع” ۱۳ تیر ۱۳۹۷

همه چیز درباره آقای “ع”

آرش عباسی در نمایش تازه خود عقب‌گرد می‌کند. او لذت دیدن دیالوگ‌های جذاب را به یک مونولوگ کم‌تحرک و یک احمد مهرانفر سقوط کرده را از مخاطبش می‌گیرد. «همه چیز درباره آقای ف» یک عقب‌گرد برای نویسنده جوانی چون عباسی است.

قفل سکوت را بشکن ۱۳ تیر ۱۳۹۷
تغيير مديريت در تئاترشهر و ادامه يك ماجرا

قفل سکوت را بشکن

مراسم توديع و معارفه مديران سابق و جديد مجموعه تئاتر شهر پشت درهاي بسته، دور از چشم خبرنگاران به‌صورت خصوصي برگزار شد اما روابط عمومي اداره كل هنرهاي نمايشي با ارسال گزارش كامل اين جلسه امكاني به دست داد تا يك بار ديگر با مساله‌اي مهم در تئاتر شهر مواجه شويم. به اين دليل كه معمولا سابقه نداشته پيمان شريعتي گلايه‌هاي خود را در طول دوران مسووليت رسانه‌اي كند اما در آخرين روز حضور به عنوان مدير تئاترشهر سرانجام قفل سكوت شكست.

هرز‌رفتن‌های دل‌انگیز ۱۲ تیر ۱۳۹۷
یادداشت برای نمایش پرتی

هرز‌رفتن‌های دل‌انگیز

«پرتی» از آن دست اجراهایی است که انگار غایتی برای خود متصور نیستند. تکه‌ای از زندگی روزمره را رَج زده‌اند و مدام از فرط ملال یا رهایی از آن، تکرارش می‌کنند. حال اگر روایتی باشد از زیست و زمانه دخترانی که در یک خوابگاه دانشجویی، به اجبار روزگار می‌گذرانند و عادی‌ترین لحظات را به پرشورترین مباحثات تبدیل می‌کنند.

تئاتر خصوصی دکانی شده که دلال‌بازی‌ها آنجا اتفاق می‌افتد ۱۲ تیر ۱۳۹۷

تئاتر خصوصی دکانی شده که دلال‌بازی‌ها آنجا اتفاق می‌افتد

رضا بهرامی با انتقاد از وضعیت کنونی خصوصی‌سازی در تئاتر می‌گوید: امروز تئاتر خصوصی دکانی است که دلال‌بازی‌های پشت صحنه تئاتر در آنجا اتفاق می‌افتد. با آوردن چهره‌های سینمایی مردم را فریب داده به تئاتر می‌کشانند و در نتیجه فکر کردن به نمایش اولویت آخر گروه‌های نمایشی شده است.

خواهران و مادران روایت عشق و حرمان و حسادت ۰۸ تیر ۱۳۹۷

خواهران و مادران روایت عشق و حرمان و حسادت

تو مشغول مردنت بودی یکی از اخلاقی‌ترین مواجهه‌ها با روایت رنج زنانه است. صحنه‌آرایی انتزاعی همراه با استفاده از نور موضعی، با مداخلات گاه‌و‌بی‌گاه کارگردان، فضاسازی هراسناکی را تدارک دیده که تماشاگران را دچار بهت و وجدان معذب می‌کند. انگار به تماشا نشستن این دادخواهی با آشنازدایی از تمام مناسبات مرسوم، هر نوع نظربازی و چشم‌چرانی را به حسی دلهره‌آور تبدیل می‌کند.

ما همه خوابیم در چهارراه هزارویکم ۰۳ تیر ۱۳۹۷

ما همه خوابیم در چهارراه هزارویکم

بهرام بیضایی در مملکتم نیست. او دورتر، بسیار دورتر از اینجا، در آمریکا و در دانشگاه استنفورد در ایالت کالیفرنیای آمریکا روزگار می‌گذراند تا ما تنها نظاره کنیم سپیدی موهایش را پسِ پشتِ صفحه‌ای نیمه‌روشن، وقتی همه تمنایمان دیدار اوست در صحنه‌ای که از حال، خالی است.