نوشته‎ای بر نمایش «غلامرضا لبخندی» به کارگردانی کهبد تاراج / لبخندی با طعمِ خون ۲۸ فروردین ۱۳۹۸

نوشته‎ای بر نمایش «غلامرضا لبخندی» به کارگردانی کهبد تاراج / لبخندی با طعمِ خون

آنچه از داستان غلامرضا خوشرو برصحنه داریم، در مرزی نصف و نیمه است که اگرچه کارگردانی دغدغه‌مند و گروهی‌ حرفه ای دارد اما شتابزدگی در آن به چشم می آید.نه داستان‌ها جذابیتِ خاصی دارند، نه کاراکتر غلامرضاخوشرو بیشتر مورد کاوش و طرح قرار می گیرد و اساسا دلیل و چراییِ قصد این اجرا و مضمونش اگر به صرف روخوانی ازیک واقعه باشد، مبهم باقی می ماند.

نقد Archives - پایگاه خبری تئاتر و سینما
نوشته ای بر نمایش سرزمین های شمالی به کارگردانی شیما عرب/ هستی متلاطم ۱۶ اسفند ۱۳۹۷

نوشته ای بر نمایش سرزمین های شمالی به کارگردانی شیما عرب/ هستی متلاطم

نمایش سرزمین های شمالی، اجرایی ست که به نظر می رسد تمام تلاشش را می کند تا قابل قبول به نظر برسد، هرچند راه بسیاری تا پختگی در پیش دارد اما این تلاش قابل ستایش ست .

نقدی بر نمایش «در انتظار نمایش» / در انتظارِانتظار… ۱۴ اسفند ۱۳۹۷

نقدی بر نمایش «در انتظار نمایش» / در انتظارِانتظار…

اثر از نوعی نجابت و تواضعی که در خود نهفته سود می‌برد و نقش موثری را در ارتباط مخاطب با اثر بازی می‌کند. رفت و برگشت مخاطب میان اپیزودها، جانی دوباره به ریتم اثر می‌بخشد و آن را از کسالت و سستی بری می‌کند.

نگاهی به نمایش افرا؛ قد خمیده افرا ۱۴ اسفند ۱۳۹۷

نگاهی به نمایش افرا؛ قد خمیده افرا

سهیل ساعی نمی‌تواند سایه بیضایی را از اثرش محو کند و می‌توان ردپایی بیضایی را همه جا دید، ردپایی که در بیشتر متون اجراشده از او در این سال‌ها شاهد بودیم.

درباره‌ی «وقتی خروس می خواند»/ ماژور کارتاژی در زمان سفر می‌کند! ۰۷ اسفند ۱۳۹۷

درباره‌ی «وقتی خروس می خواند»/ ماژور کارتاژی در زمان سفر می‌کند!

جهان خودبسنده و البته مالیخولیایی علی شمس با عنایت به فرضیاتی که دانشمندان در باب بعد چهارم زمان مطرح کرده‌اند، تلاش دارد آینده را به میانجی اتصال به گذشته و مداخله در آن، نجات دهد. امکان سفر کردن در زمان، تلاشی است برای مهار جبّار و جلوگیری از قتل و خشونت.

«خانه برناردا آلبا»؛ زیبای بیهوده ۲۷ بهمن ۱۳۹۷

«خانه برناردا آلبا»؛ زیبای بیهوده

نمایش علی رفیعی عظیم و زیباست، چشمت را می‌گیرد و حتی کمی کاتارسیس تزریقت می‌کند؛ اما همه اینها همه برای هیچ است، هیچی که نمی‌تواند اندیشه حمایتی رفیعی نسبت به زن‌ها را برجسته کند.

نمایش تبرئه؛ مرا هم نیست جرمی بیگناهم ۲۴ بهمن ۱۳۹۷

نمایش تبرئه؛ مرا هم نیست جرمی بیگناهم

محامدی تلاش کرده است با میزانسن‌ها و بازیگردانیش کمی از قالب مستند متن «تبرئه شده» خارج شود و کمی به نمایش بار دراماتیک دهد و در نهایت بگوید قانون برای بی‌گناه چیزی را جبران نمی‌کند.

درباره نمایش برزخ به کارگردانی مسعود طیبی / بازگشت پدر خطاکار ۲۳ بهمن ۱۳۹۷

درباره نمایش برزخ به کارگردانی مسعود طیبی / بازگشت پدر خطاکار

روایت برزخ دوپاره است، یک پاره مربوط است به کسانی که گذشته برای آنان تمام نشده و پاره دوم روایت آنان که خاطره‌ای از جنگ ندارند. پاره اول، حدیث نفسی‌ست پر از لکنت و یادآوری محنت‌زای گذشته. پاره دوم اما در نسبت است با روح زمانه و تمنای زیستن. یک فضا، سوبژکتیو و اکسپرسیونیستی‌ست و فضای دیگر واقعی و مربوط به زندگی هر روزه.

نقد نمایش «۳۰/دی/۹۵ » به نویسندگی و کارگردانی احسان حاجی‌پور /«سریال زرد اجتماعی تلویزیونی؟» ۲۰ بهمن ۱۳۹۷

نقد نمایش «۳۰/دی/۹۵ » به نویسندگی و کارگردانی احسان حاجی‌پور /«سریال زرد اجتماعی تلویزیونی؟»

۳۰ دی ۹۵، نمایشی است با مشخصات و الگوهای کاملا منطبق بر نمایش‌های به اصطلاح اجتماعی جریان غالب و تجارتی که این روزها در سالن‌های تئاتر پایتخت اجرا می‌روند. نمایش‌هایی با رنگ و لعاب و استفاده از چهره‌هایی که فروش را تضمین می‌کند و البته عمدتا واجد متونی کم‌مایه با رویکرد زرد و سطحی‌ا‌‌نگارانه و نابسنده نسبت به مسائل اجتماعی هستند که بیشتر به لایه‌ی بیرونی و سطح روابط می‌پردازند و بخشی از مناسبات را که معمولا صرفا به روابط عاطفی خلاصه می‌شود، برجسته می‌سازند تا جذابیت‌های لازم را برای دست‌کم آن‌دسته از مخاطبانی که به شوق دیدن چهره‌های محبوبشان به سالن آمده‌اند، فراهم نمایند. این شکل از نمایش‌ها، برداشت عموما ناموجه و یا ناقصی از امر اجتماعی و مسائل مرتبط بازتاب می‌دهند.

نقد «پابرهنه، لخت، قلبی در مشت» به کارگردانی علیرضا کوشک جلالی / نوپِرابلِمو… ۲۰ بهمن ۱۳۹۷

نقد «پابرهنه، لخت، قلبی در مشت» به کارگردانی علیرضا کوشک جلالی / نوپِرابلِمو…

وضعیت انسان مدرن در جهان امروز با همه مصایب و مشکلاتش و با هر متر و مقیاسی که هست از جمله دغدغه‌های جلالی است و این مهم را به خوبی می‌توان در سلول‌ها و بافت نمایش‌هایش جُست و واکاوی‌اش کرد. حتی نمایش‌هایی که در آلمان به روی صحنه برده نیز از این دایره بیرون نیستند و مومن به دغدغه‌های جلالی به زیست رسیده‌اند.

رمز و راز موفقیت در صحنه تئاتر / “تن شوری” و یک نقطه الماس گون برای پانته‌آ پناهی‌ها ۱۹ بهمن ۱۳۹۷

رمز و راز موفقیت در صحنه تئاتر / “تن شوری” و یک نقطه الماس گون برای پانته‌آ پناهی‌ها

پانته‌آ پناهی‌ها بازیگری‌ است که ابزار بیانی و بدنی توانمندی برخوردار است که دامنه خلق نقشش را می‌تواند گسترده گرداند و بازی‌اش را از دایره تصورات مخاطبانش بیرون ببرد.