موقعیت جبلی متزلزل شد؛ مجلس هم پشت او نایستاد

- تنها ۷۴ نماینده مجلس پای نامه حمایت از عملکرد پنجساله پیمان جبلی در صداوسیما را امضا کردند؛ اتفاقی که میتواند نشانهای از کاهش حمایت از مدیریت او و افزایش انتقادها نسبت به رویکرد جبلی و تیم وحید جلیلی در رسانه ملی باشد.
چارسو پرس: تنها ۷۴ نماینده مجلس پای نامه حمایت از عملکرد پنجساله پیمان جبلی در صداوسیما را امضا کردند؛ اتفاقی که میتواند نشانهای از کاهش حمایت سیاسی از مدیریت فعلی این سازمان و افزایش انتقادها نسبت به رویکرد جبلی و تیم وحید جلیلی باشد.
اکثریت نمایندگان مجلس حاضر نشدند از پیمان جبلی و کارنامه پنجساله او در صدا و سیما حمایت کنند. امضای تنها ۷۴ نماینده پای این نامه، در حالی که مجلس شمار بسیار بیشتری نماینده دارد، نشان میدهد مدیریت فعلی صداوسیما نتوانسته حمایت گستردهای در مجلس به دست آورد.
منتقدان، بخش مهمی از این وضعیت را به رویکردی نسبت میدهند که از زمان حضور وحید جلیلی و تیم او در ساختار مدیریتی صداوسیما پررنگتر شد؛ رویکردی که به باور آنها فاصله رسانه ملی را با جامعه و واقعیتهای اجتماعی بیشتر کرد. در این دوره، نهتنها بسیاری از صداهای موجود در جامعه کمتر مجال حضور در تلویزیون پیدا کردند، بلکه در مواردی حتی اظهارات و دیدگاههای مسئولان ارشد کشور نیز با محدودیتهایی در صداوسیما مواجه شد.
یکی از مهمترین انتقادها به دوره جبلی و جلیلی، حذف یا کمرنگ شدن صداهای مستقل و میدان دادن بیشتر به جریانهایی است که تندروی و ادبیات تقابلی را در دستور کار دارند. در همین مسیر، بخشی از برنامههای مخاطبمحور و پربیننده کنار گذاشته شدند و جای آنها را چهرهها و برنامههایی گرفتند که گاه بیش از تولید محتوای جذاب، بر ایجاد دوقطبی و حمله به منتقدان تمرکز داشتند.
حاصل چنین رویکردی، کاهش ارتباط بخشی از جامعه با صداوسیما و افزایش این تصور بود که رسانهای که باید نماینده طیفهای مختلف جامعه باشد، بیش از گذشته به رسانه یک جریان سیاسی خاص تبدیل شده است.
اکنون با توجه به کاهش حمایت نمایندگان مجلس، آینده مدیریت پیمان جبلی بیش از گذشته در کانون توجه قرار گرفته است. با این حال، مسئله صداوسیما صرفاً به تغییر یک مدیر محدود نمیشود. حتی اگر جبلی از این سازمان کنار گذاشته شود، ادامه همان سیاستها با مدیری دیگر نمیتواند مسئله اصلی رسانه ملی را حل کند.
صداوسیما بیش از تغییر یک نام یا جابهجایی یک صندلی، به تغییر رویکرد نیاز دارد؛ رویکردی که بتواند دوباره اعتماد مخاطب را جلب کند و طیفهای مختلف جامعه را به رسمیت بشناسد.
رسانه ملی برای بازگشت به جامعه باید صدای جامعه را بشنود و بازتاب دهد؛ نه فقط صدای یک جناح، یک جریان سیاسی یا یک اقلیت پر سر و صدا را. در غیر این صورت، تغییر مدیر تنها یک جابهجایی مدیریتی خواهد بود و نه آغاز دورهای تازه برای صداوسیما.