تئاتر در محاصره هزینهها / وقتی تمرین، آغاز بحران است

- افزایش هزینههای تولید، گرانی اجاره پلاتو و کمبود فضاهای مناسب تمرین، تئاتر مستقل و تجربی را پیش از رسیدن به صحنه با چالشهای جدی مواجه کرده است؛ شرایطی که به گفته فعالان این حوزه، نهتنها امکان تولید را محدود کرده، بلکه بر کیفیت آثار و استمرار فعالیت نسل تازه تئاتر نیز تأثیر گذاشته است.
چارسو پرس: تئاتر ایران با وجود تمام دشواریها همچنان به حیات خود ادامه میدهد، اما افزایش هزینههای تولید و نبود امکانات مناسب برای تمرین، مسیر ورود هنرمندان جوان و دانشجویان به عرصه حرفهای را بیش از گذشته دشوار کرده است.
تئاتر را میتوان یکی از زندهترین جریانهای جامعه هنری ایران دانست؛ هنری که با وجود محدودیتها و مشکلات متعدد، همچنان به تولید و اجرا ادامه میدهد. با این حال، شرایط امروز تولید و اجرای نمایش نشان میدهد که این جریان با دشواریهای جدی مواجه شده است؛ مشکلاتی که علاوه بر محدود کردن امکان فعالیت گروهها و کارگردانان، فضای تجربهگرایی و ورود نیروهای تازهنفس را نیز تهدید میکند.
یکی از مهمترین مسائل در این زمینه، افزایش هزینههای تولید تئاتر است. این مسئله حتی در سادهترین و دانشجوییترین شکل تولید نیز خود را نشان میدهد و باعث شده بسیاری از دانشجویان و هنرجویان تئاتر از تولید اثر و تجربه نخستین اجرای عمومی خود صرفنظر کنند.
در کنار هزینههای تولید، مسئله تأمین فضای تمرین نیز به یکی از چالشهای جدی گروههای نمایشی تبدیل شده است. از زمان انحلال اداره تئاتر، هنرمندان تئاتر از یک فضای مشخص و حمایتی برای تمرین برخوردار نیستند و همین موضوع باعث گسترش پلاتوهای خصوصی و افزایش هزینههای تولید شده است. برخی گروهها نیز برای کاهش هزینهها ناچار شدهاند به فضاهای عمومی مانند پارکها پناه ببرند و تمرینهای خود را در چنین مکانهایی انجام دهند.
تمرین تئاتر؛ هزینهای که دیده نمیشود
اگر برای تولید یک نمایش در شرایط حداقلی حدود ۳۰ جلسه تمرین سهساعته در نظر بگیریم و میانگین اجاره هر ساعت پلاتو را حدود ۲۰۰ هزار تومان محاسبه کنیم، هزینه اجاره محل تمرین برای هر جلسه به حدود ۶۰۰ هزار تومان میرسد. با احتساب هزینههای جانبی مانند آب، چای و میانوعده، این رقم میتواند به حدود ۸۰۰ هزار تومان در هر جلسه برسد.
به این ترتیب، تنها هزینه تمرین یک گروه در ۳۰ جلسه به حدود ۲۴ میلیون تومان میرسد؛ رقمی که هنوز هزینههای اصلی تولید مانند طراحی و ساخت دکور، نور، لباس، گریم، تبلیغات و دیگر عوامل اجرایی به آن اضافه نشده است.
این هزینه برای گروههای دانشجویی و جوانی که معمولاً بدون تهیهکننده یا حامی مالی فعالیت میکنند، قابل توجه است و میتواند از همان ابتدا مانع شکلگیری یک پروژه نمایشی شود.
تئاتر دانشگاهی در تنگنای تولید
در شرایطی که تنها تمرین یک نمایش چنین هزینهای دارد، تولید اثر برای دانشجویان، بهخصوص دانشجویانی که در دانشگاههای غیردولتی تحصیل میکنند، به مسئلهای دشوار تبدیل میشود.
از سوی دیگر، حذف جشنواره تئاتر دانشگاهی، نبود کمکهزینه تولید و کمبود فضاهای دولتی برای تمرین، فرصتهای تجربه و ورود نسل تازه به تئاتر حرفهای را محدود کرده است.
در چنین شرایطی، نمیتوان از کاهش حضور نیروهای جوان و کمبود خون تازه در تئاتر گلایه کرد، بدون آنکه به زیرساختهای تولید و حمایت از این گروهها توجه شود. دانشجوی تئاتر برای ورود به عرصه حرفهای، پیش از هر چیز به امکان تمرین و تولید نیاز دارد؛ اما همین نخستین گام نیز با هزینههای قابل توجهی همراه شده است.
وقتی مینیمالیسم انتخاب نیست
افزایش هزینههای تولید، تأثیر خود را حتی بر شکل ظاهری آثار نیز گذاشته است. در سالهای اخیر، طراحی صحنه و دکور بسیاری از نمایشها سادهتر و کمهزینهتر شده و مینیمالیسم در مواردی دیگر صرفاً یک انتخاب زیباییشناسانه نیست، بلکه پاسخی به شرایط اقتصادی تولید است.
اما اگر بتوان از هزینههای دکور، آکسسوار یا برخی بخشهای اجرایی کاست، نمیتوان از تمرین صرفنظر کرد. گروه نمایشی برای رسیدن به کیفیت مناسب، به زمان و فضای کافی برای تمرین نیاز دارد و حذف این مرحله مستقیماً بر کیفیت اثر تأثیر میگذارد.
این مسئله برای گروههای دانشجویی و مستقل جدیتر است؛ گروههایی که معمولاً بدون اسپانسر و تهیهکننده شناختهشده فعالیت میکنند و حتی در صورت تأمین هزینههای تولید، از امنیت لازم برای دریافت نوبت اجرا برخوردار نیستند.
دانشجویان تئاتر؛ پشت درهای اجرا
در شرایط فعلی، دانشجویان تئاتر با محدودیتهای متعددی برای ورود به عرصه حرفهای مواجه هستند. تالار مولوی یکی از مهمترین امیدهای این گروههاست، اما به گفته برخی فعالان، اولویت اجرا در این تالار با دانشجویان دانشگاه تهران است.
از سوی دیگر، جشنواره تئاتر دانشگاهی دیگر برگزار نمیشود و جشنواره تئاتر فجر نیز اجرای عمومی را به عنوان یکی از پیششرطهای حضور آثار در نظر میگیرد. بنابراین گروهی که هنوز امکان اجرای عمومی پیدا نکرده، عملاً در یک چرخه بسته گرفتار میشود: برای حضور در جشنواره به اجرای عمومی نیاز دارد و برای رسیدن به اجرای عمومی نیز باید از مسیر دشوار تولید و دریافت سالن عبور کند.
در چنین وضعیتی، تولید تئاتر برای یک هنرمند جوان به ماراتنی شبیه شده که خط پایان مشخصی ندارد. هرچه هزینهها بیشتر میشود، امکان تجربه و آزمونوخطا کمتر شده و در نهایت خلاقیت و نوآوری نیز تحت تأثیر قرار میگیرد.
با وجود این مشکلات، هنرمندان جوان همچنان به فعالیت خود ادامه میدهند و عشق به تئاتر باعث شده بسیاری از آنها با وجود دشواریهای اقتصادی و نبود حمایت کافی، چراغ اجرا را روشن نگه دارند.
در همین زمینه با دو کارگردان تئاتر که از فضای دانشگاهی و تجربی برخاستهاند و بهتازگی اجراهای عمومی خود را به پایان رساندهاند، درباره مشکلات اقتصادی اجاره پلاتو و کمبود فضای تمرین گفتوگو کردهایم.
حسین امتی: پلاتوی استاندارد نداریم
حسین امتی، نویسنده و کارگردان تئاتر که بهتازگی اجرای نمایش «یحتمل، بهترین بازیگر نقش اول زن» را در تالار مولوی به پایان رسانده است، درباره هزینه اجاره پلاتوهای تمرین گفت: هزینه اجاره پلاتو حتی برای گروههایی که تهیهکننده یا اسپانسر دارند نیز سنگین است؛ چه رسد به گروههای دانشجویی و کمتجربهای که از حمایت مالی برخوردار نیستند.
او یکی دیگر از مشکلات را کمبود پلاتوهای استاندارد دانست و گفت: پلاتویی که از نظر ابعاد، کف و ارتفاع سقف استاندارد باشد، عملاً وجود ندارد. تعداد اندکی از پلاتوهایی که به استاندارد نزدیک هستند نیز در اختیار بخش خصوصی قرار دارند و علاوه بر هزینه بالا، امکانات ویژهای در اختیار گروهها نمیگذارند و با قوانین سختگیرانه، محدودیتهای مختلفی برای گروههای نمایشی ایجاد میکنند.
امتی با اشاره به ظرفیت دانشگاهها افزود: بسیاری از دانشگاهها پلاتوی تمرین دارند، اما این فضاها عملاً در اختیار دانشجویان و گروههای دانشجویی قرار نمیگیرد.
او ادامه داد: در بسیاری از شهرهای دنیا، شهرداریها از فعالیتهای فرهنگی حمایت میکنند و بخشی از این حمایت به تأمین فضای تمرین اختصاص دارد. در گذشته نیز اداره تئاتر علاوه بر اختصاص پلاتو به گروههای دانشجویی، کمکهزینههایی برای تولید آثار نمایشی در نظر میگرفت؛ اما امروز حتی هزینه اجاره پلاتوها نیز برای گروههای دانشجویی به شکل اشتراکی تأمین میشود.
این کارگردان تئاتر با اشاره به افزایش هزینه تولید و بلیت گفت: در چنین شرایطی، تولید تئاتر به فعالیتی سرمایهبر تبدیل شده است. از سوی دیگر، قیمت بلیت نمایشها در سالنهای خصوصی نیز افزایش پیدا کرده و در برخی موارد به یک میلیون تومان رسیده است؛ بنابراین تماشای تئاتر نیز به اتفاقی سرمایهدارانه تبدیل شده است.
امتی تأکید کرد که شهرداریها میتوانند در این زمینه نقش مؤثرتری ایفا کنند و افزود: برای مثال در استانبول، شهرداری با دعوت از هنرمندان و خوانندگان، در نقاط مختلف شهر برنامههای فرهنگی برگزار میکند و در حوزه تئاتر نیز سالنهایی را در اختیار گروههای نمایشی قرار میدهد.
او در پایان گفت: با وجود همه این مشکلات، آنچه بیش از هر چیز قابل توجه است، حضور و خلاقیت هنرمندان تئاتر ایران در هر شرایطی است. حتی میتوان گفت میزان خلاقیتی که از سوی تئاتریهای ما شاهد هستیم، در بسیاری از شهرهایی که از حمایتهای کلان فرهنگی برخوردارند نیز کمتر دیده میشود. با این حال، این مسئله نیازمند توجه جدی متولیان فرهنگی در برنامهریزیهای کلان است؛ موضوعی که متأسفانه مانند همیشه در اولویت قرار ندارد.
صالح رجایی: برای استفاده از فضاهای دولتی نباید به ارتباطات نیاز داشت
صالح رجایی، نویسنده و کارگردان تئاتر که بهتازگی اجرای نمایش «میرزا مخنث» را در تماشاخانه هامون به پایان رسانده است، نیز درباره کمبود فضاهای دولتی برای تمرین گروههای نمایشی گفت: برای مثال، وضعیت «کارگاه دکور» رودکی مشخص نیست و معلوم نیست متولی اصلی آن کدام نهاد است.
او ادامه داد: اگر این مجموعه زیر نظر معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فعالیت میکند، چرا هنگام مراجعه اعلام میشود متولی دیگری دارد؟ اگر زیرمجموعه ادارهکل هنرهای نمایشی است، چرا پاسخگوی درخواست گروههای نمایشی نیست؟ و اگر نهادی مستقل است، چرا این حجم از فعالیتها و برنامههای دولتی در آن برگزار میشود و برخی گروهها امکان استفاده از امکانات آن، از جمله فضای تمرین، را ندارند؟
رجایی با طرح این پرسش که چرا گروههای نمایشی نمیتوانند از فضاهایی مانند پلاتوی آینهای تالار وحدت برای تمرین استفاده کنند، افزود: چرا فضایی وجود ندارد که دستکم ۵۰ ساعت امکان تمرین را در اختیار یک گروه قرار دهد تا باقی زمان مورد نیاز از طریق پلاتوهای خصوصی تأمین شود؟
او کمبود فضای تمرین را عاملی مؤثر بر کیفیت آثار دانست و گفت: کمبود فضای تمرین، تعامل و هماهنگی میان اعضای گروه را کاهش میدهد و در نهایت کیفیت آثار را پایین میآورد. یکی از دلایل کوتاه شدن دوره تولید نمایشها نیز همین مسئله است، زیرا کارگردان و گروه ناچار میشوند در مدت زمانی بسیار محدود به جمعبندی برسند.
رجایی ادامه داد: اگر تولید یک اثر نمایشی در شرایط استاندارد به حدود ۲۰۰ ساعت تمرین نیاز داشته باشد، امروز گروهها برای کاهش هزینهها ناچارند همان روند را در حدود ۵۰ ساعت به پایان برسانند؛ موضوعی که طبیعی است بر کیفیت نهایی اثر تأثیر منفی بگذارد.
این کارگردان در پایان گفت: حتی اگر بخواهیم برای استفاده از فضاهای دولتی راهحلی پیدا کنیم، ناچاریم امتیازها و ارتباطات مختلفی داشته باشیم. به بیان دیگر، باید به دنبال لابی یا ارتباط باشیم تا بتوانیم از فضاهای دولتی مناسب برای تمرین استفاده کنیم؛ در حالی که این امکانات باید به شکل عادلانه در اختیار همه گروههای نمایشی قرار بگیرد.
تئاتر برای زنده ماندن، به امکان تجربه نیاز دارد
مشکل هزینه تمرین تنها یک مسئله اقتصادی برای چند گروه نمایشی نیست؛ این موضوع به شکل مستقیم با آینده تئاتر ایران ارتباط دارد. اگر نسل جوان امکان تجربه، تمرین و اجرای اثر نداشته باشد، طبیعی است که جریان تئاتر نیز به مرور از ورود ایدهها و نیروهای تازه محروم شود.
تئاتر تجربی و دانشگاهی همواره یکی از مسیرهای مهم کشف استعدادهای تازه بوده است. محدود شدن این فضا، در نهایت تنها دانشجویان و کارگردانان جوان را متضرر نمیکند، بلکه بر بدنه کلی تئاتر کشور اثر خواهد گذاشت.
در چنین شرایطی، حمایت از تولید تئاتر لزوماً به معنای پرداخت مستقیم هزینه تولید نیست. فراهم کردن پلاتوهای استاندارد، اختصاص زمان تمرین در فضاهای دولتی، ایجاد سازوکار شفاف برای دسترسی گروهها به امکانات موجود و حمایت از جشنوارهها و جریانهای دانشگاهی میتواند بخشی از این خلأ را جبران کند.
تئاتر ایران نشان داده است که حتی در دشوارترین شرایط نیز از حرکت بازنمیایستد، اما برای ادامه این مسیر، تنها عشق و انگیزه هنرمندان کافی نیست. اگر قرار است نسل تازهای به تئاتر ایران اضافه شود و این هنر همچنان امکان تجربه و نوآوری داشته باشد، باید برای ابتداییترین نیاز آن، یعنی امکان تمرین و تولید، راهحلی جدی پیدا کرد.








