اخبار سینمای ایران

علیرضا خمسه از اکبر عبدی می‌گوید؛ «حداقل باید ۲۰ سال دیگر می‌خنداند»

خلاصه نوشته
  • علیرضا خمسه در گفت‌وگویی درباره درگذشت اکبر عبدی، از توانایی و خلاقیت کم‌نظیر این بازیگر و جایگاه او در سینمای ایران گفت و تأکید کرد که عبدی می‌توانست دست‌کم دو دهه دیگر به شکلی خلاقانه و اثرگذار به فعالیت هنری ادامه دهد. خمسه همچنین درباره فراز و فرود کارنامه عبدی، وضعیت سینمای کمدی، نقش سیاست‌گذاران فرهنگی و نبود سازوکار مناسب برای پرورش نسل تازه بازیگران و کمدین‌ها صحبت کرد.

چارسو پرس: اکبر عبدی برای بازیگری زاده شده بود؛ آن‌قدر توانایی و خلاقیت منحصربه‌فرد داشت که حتی در آثار ضعیف نیز خودش را نشان می‌داد و می‌درخشید. او نمونه‌ای مثال‌زدنی از یک استعداد بی‌نظیر بود و با درگذشتش، سینمای ایران یکی دیگر از چهره‌های نخبه خود را از دست داد. حالا بار دیگر این پرسش مطرح می‌شود که آیا برای چنین هنرمندانی جایگزینی خواهیم داشت؟

با علیرضا خمسه، یکی از بازیگران شناخته‌شده کمدی و از همکاران اکبر عبدی، درباره جهان بازیگری این هنرمند، فراز و فرودهای کارنامه‌اش، وضعیت کمدی در سینمای ایران و مسئله آموزش و پرورش نسل تازه بازیگران گفت‌وگو کرده‌ایم.

در ابتدا اگر موافق باشید بحث را از خودتان شروع کنیم. این روزها چه می‌کنید؟

این روزها منتظرم ببینم تکلیف‌مان چه می‌شود. آیا قرار است دوباره جنگ گسترده شود یا صلح برقرار می‌شود؟ آیا ما در وضعیت تعلیق هستیم یا هدفمند؟ چه داریم می‌کنیم؟ چون فرهنگ و هنر تابع یک متغیر است. اساساً همه ارکان یک جامعه، از اقتصاد و فرهنگ و هنر گرفته تا سایر حوزه‌ها، تابع متغیری به نام سیاست هستند.

خب، کشور ما به کجا می‌رود؟ به سوی جنگ یا به سوی صلح؟ اگر این موضوع مشخص شود، تکلیف منِ بازیگر هم معلوم می‌شود؛ تکلیف برادرم که سوپری دارد مشخص می‌شود و تکلیف خواهرم که آرایشگاه دارد نیز روشن خواهد شد.

این روزها همه در حالت تعلیق هستند که چه می‌شود. من هم در همین شرایط هستم.

درست می‌فرمایید؛ چه به لحاظ اقتصادی و چه از نظر روحی و معیشتی، در اوضاع نامطلوبی به سر می‌بریم. به نظر می‌رسد در چنین شرایطی چیزی بهتر از مدارا کردن با خود و اطرافیان‌مان نیست.

دقیقاً.

اما در روزهای گذشته یکی از مهم‌ترین بازیگران سینمای ایران، آقای عبدی، را از دست دادیم. در یک نگاه کلی، این اتفاق فقط درباره آقای عبدی نیست و سینمای ایران در سال‌های اخیر بسیاری از بزرگان خود را ناباورانه از دست داده است. نظر شما درباره کوچ غم‌انگیز شمار زیادی از هنرمندان چیست؟

جوامع سالم ویژگی‌هایی دارند که یکی از مهم‌ترین آنها این است که خنده را به عنوان یک رفتار و شادی را به عنوان یک حقیقت پذیرفته‌اند و این مسئله در میان مردم مشهود است. اما در جامعه ناسالم نشانی از شادی، امید و خنده وجود ندارد. در سینما، اقتصاد و سایر ارکان آن نیز نقصان می‌بینیم.

در جامعه سالم که همه ارکان سر جای خود قرار دارند و مردان سیاسی به‌درستی نقش خود را ایفا می‌کنند، میانگین عمر آدم‌ها نیز بالاتر می‌رود.

این‌طور نیست که در یک جامعه سالم، هنرمندی در ۶۶سالگی فوت کند یا کارگردانی جوان، درست در آستانه شکوفایی، از دنیا برود. بنابراین جامعه‌ای را که در آن زندگی می‌کنیم باید با نشانه‌هایش تبیین کنیم. باید ببینیم آیا جامعه ما نشانی از سلامت دارد یا نه.

اگر جامعه سالم باشد، وقتی در خیابان حرکت می‌کنیم، مردم لبخند می‌زنند. اما در جامعه‌ای که هنگام رانندگی، توقف یا حرکت، پرخاشگری و عصبانیت می‌بینید، باید آن جامعه را به درمانگر سپرد و برایش راه چاره پیدا کرد.

به نظر من یکی از دلایلی که بسیاری از هنرمندان و حتی افراد دیگر را از دست می‌دهیم، فشار روحی و روانی و استرسی است که به زندگی تک‌تک ما وارد شده است.

سوپری محل در ۵۰سالگی سکته می‌کند، هنرمند ما در ۶۶سالگی فوت می‌کند، کارگردان ما در جوانی از دنیا می‌رود. منظورم این است که قبل از اینکه دیر شود، باید به تک‌تک آدم‌های پیرامون‌مان نگاه کنیم.

باید به کلیت جامعه نگاه کنیم و ببینیم آیا جامعه ما نشانی از یک جامعه سالم دارد یا نه. اگر ندارد، برای نجات آن چه باید کرد؟

به نکته مهمی اشاره کردید، اما سؤال دیگری هم به وجود می‌آید. بسیاری از هنرمندان هستند که سن و سالی از آنها گذشته و با سختی کار می‌کنند و امورشان را می‌گذرانند. به نظر شما درگذشت برخی هنرمندان چقدر به خودشان وابسته است؟ اگر همه تقصیر را متوجه جامعه ندانیم، بخشی از آن به نوع زیست و مراقبت خودشان هم برمی‌گردد. موافقید؟

فکر کنید شما در جامعه‌ای زندگی می‌کنید که تصمیم گرفته… [دارم مثال می‌زنم] اما تکلیف هنرمند چیست؟ دو تصمیم و راه پیش روی هنرمند قرار می‌گیرد؛ یا به تصمیم مسئولان و سیاستمداران گردن می‌نهد یا راه و رسالتی را که هنر برایش قائل شده، تحقق می‌بخشد.

بنابراین این مثال پاسخ حرف شماست. یعنی مسئولیت‌های خودمان کمتر از مسئولیت جامعه در قبال ما نیست. همین.

در همین راستا اگر بخواهیم درباره آقای عبدی صحبت کنیم، نظر شما چیست؟ ۶۶سالگی عمر طولانی‌ای برای یک هنرمند نیست. دوران کاری ایشان را چطور دیدید؟

درباره آقای عبدی صحبت بسیار است؛ از خلاقیت‌هایش، از ارزشمندی‌هایش و درباره کارنامه‌اش تحلیل‌های بسیاری وجود دارد. ولی ما باید از آقای عبدی گله‌مند باشیم که چرا به خودش نرسید و چرا توجهی به جسم خودش نکرد. ما به او احتیاج داشتیم.

۶۶سالگی برای عمر ایشان کم است. اکبر عبدی حداقل باید ۲۰ سال دیگر هنرمندانه و خلاقانه زندگی می‌کرد، اثربخشی داشت و در زمینه کار اصلی خود، یعنی کمدی، مردم را می‌خنداند. ما از او گله داریم که زود ما را ترک کرد.

کارنامه آقای عبدی در عین حال که تنوع نقش داشت، فراز و فرودهایی هم دارد؛ دوره‌هایی که در اوج بود و دوره‌هایی که آثارش افت کرد. تحلیل شما درباره این فراز و نشیب چیست؟

دقیقاً همین‌طور است. نه‌تنها کارنامه ایشان، بلکه درباره تک‌تک بازیگران و حتی کارگردانان کشور نیز فراز و نشیب می‌بینید.

فرازها حاصل دوران طلایی اجتماعی هستند و فرودها حاصل توقف، مانع‌تراشی و بد عمل کردن مدیران سینمایی کشور.

وقتی آدمی مثل اکبر عبدی در کارنامه‌اش «اجاره‌نشین‌ها»، «آدم‌برفی» و «ای ایران» را دارد، باید از جامعه و مدیر هنری توقع داشته باشیم که وقتی او از اوج شروع می‌کند، به اوج خودش اضافه کند و به فرود نرسد.

اگر آدمی از اوج شروع می‌کند و به فرود می‌رسد، بخش اصلی مسئولیت متوجه مسئولان و مدیران فرهنگی مربوط می‌شود.

آقای خمسه! همه از فیلم‌های «آدم‌برفی»، «ای ایران» و «اجاره‌نشین‌ها» در کارنامه آقای عبدی صحبت می‌کنند، اما کمتر کسی از «پاک‌باخته» ساخته غلامحسین لطفی یاد می‌کند؛ اثری که یکی از همکاری‌های تماشایی و شیرین شما و آقای عبدی بود و وجه دیگری از توانایی هر دوی شما را نشان می‌داد. نظر شما چیست؟

من با آقای عبدی کارهای زیادی انجام دادم؛ از جمله «هتل پیاده‌رو»، «سلامتی چه خوبه» و سریالی برای نوروز با نام «چوب خط» که سه سال پیش پخش شد.

اما شاخص‌ترین همکاری‌ای که در ذهن اکثر مخاطبان مانده، «پاک‌باخته» ساخته غلامحسین لطفی و تهیه‌کنندگی آقای فرح‌بخش است؛ حاصل کاری که در آن همه عوامل یکدیگر را دوست داشتند و اثری شریف و شسته‌رفته بود.

در صحبت‌ها و تحلیل‌هایی که درباره آقای عبدی مطرح می‌شود، یک نکته مهم این است که اکبر عبدی برای بازیگری زاده شده بود؛ یعنی اگر در نظر بگیریم که هرکدام از ما برای مسئولیتی آفریده شده‌ایم، اکبر عبدی برای بازیگری و کمدی زاده شده بود؛ همچون شما که بازیگری در وجودتان نهادینه شده است.

من هم مثل شما فکر می‌کنم. من و آقای عبدی و دیگر بازیگران کمدی داخل و حتی خارج از کشور برای کمدی زاده شده‌ایم. ما زاده شده‌ایم برای شادی و برای اینکه مردم را بخندانیم.

در ابتدای صحبت اشاره کردید که مردم نمی‌خندند و خوشحال نیستند. اجازه دهید اینجا از بعضی فیلم‌های کمدی همکاران شما گله کنیم. مسیری که سینمای کمدی در سال‌های اخیر در پیش گرفته، مسیر خوبی نیست. به‌جز تک‌وتوک آثار خوب، بیشتر فیلم‌ها به دام لودگی و ابتذال افتاده‌اند. نظر شما چیست؟

معتقدم ما قطار و مسافرهای بسیاری را می‌بینیم که در این قطار هستند. همه قطارها سمت و مقصد و هدفی دارند. مثلاً می‌گوییم قطار تهران ـ مشهد یا قطار تهران ـ شمال.

اما وقتی قطار تهران ـ شمال از جنوب سر درمی‌آورد، مشکل با مسافرها و قطار نیست؛ مشکل با سوزنبان‌هایی است که ریل‌ها را جابه‌جا می‌کنند. آنها هستند که ریل تهران ـ شمال را به تهران ـ جنوب تغییر می‌دهند.

در سینما و فرهنگ هم محصولات هنری همین وضعیت را دارند.

حرف شما متین، اما پس نقش فیلمنامه‌نویس و بازیگر در این میان چه می‌شود؟ آنها نباید تلاش کنند؟

سوزنبان‌ها یعنی مسئولان و سیاست‌گذاران بخش فرهنگ و هنر هستند که تصمیم می‌گیرند این قطار که برای زیارت می‌رود، برای سیاحت برود.

البته به تلاش کارگردان هم برمی‌گردد.

ببینید، الان ما همه مثل هم هستیم. وقتی کارگردان طرحی را برای ساخت ارائه می‌دهد، اما به او می‌گویند طرح شما رد شده است، در عین حال به او می‌گویند شما می‌توانید طرح دیگری را که تصویب شده بسازید. او هم همان طرحی را کار می‌کند که من و شما دوست نداریم.

به بیان دیگر، برای امرار معاش مجبور هستند به بعضی کارها تن بدهند.

دقیقاً.

با توجه به اوج و فرود کارنامه آقای عبدی، پیشنهاد شما به بازیگران چیست که دچار چنین نقصانی نشوند؟

ما بازیگرها زندگی و امرار معاش‌مان از طریق حرفه‌مان، یعنی بازیگری، سپری می‌شود.

مثلاً سه کار به من پیشنهاد می‌شود؛ یکی خوب است، یکی متوسط و دیگری ضعیف. عقل سلیم به من می‌گوید کار قوی را انتخاب کن.

اما اگر به جای این سه کار، سه کار ضعیف به من پیشنهاد شود و مجبور شوم یکی از آنها را انتخاب کنم، من باخته‌ام. یعنی نسبت به مسئولیت خودم کوتاهی کرده‌ام، ولی به خاطر امرار معاش مجبور بوده‌ام یکی از این سه کار ضعیف را قبول کنم.

مشکل اصلی ما این است.

اما بخش دردناک ماجرا اینجاست که جایگزینی برای اکبر عبدی‌ها و علیرضا خمسه‌ها نیست. سینمای ایران جزو معدود بازیگران و کارگردانان تراز خود، اکثریت هنرمندان قدیمی را از دست داده است و بخش غم‌انگیز ماجرا آنجاست که نسل جدیدی هم که می‌آیند یا سفارشی هستند یا آن‌قدر دچار غرور و منیت هستند که بعید است آن شکوه قدیمی در سینمای ایران دوباره تکرار شود. درباره این معضل چه نظری دارید؟

در یک شرایط متعارف و یک جامعه معقول، معمول و مرسوم این است که در هر ویترینی کالاهای متنوعی برای عرضه وجود داشته باشد.

مثلاً یک جامعه ساکن و بدون تلاطم، برای افرادی که فهم و درک کمتری دارند، سینما و کالای فرهنگی پیشنهاد می‌کند و برای فرهیختگانش فرآورده هنری ویژه‌ای ارائه می‌دهد.

مشکل از آنجا آغاز می‌شود که جامعه مرزبندی‌هایش را در هم بریزد. مثلاً در سینمای فرانسه، ژاک تاتی برای روشنفکرها و مشکل‌پسندهای سینمای کمدی کار می‌کند و از آن طرف، لویی دو فونس برای سهل‌پسندان بازی دارد.

اما اگر جامعه‌ای به این چیزها فکر نکند و بگوید همه کمدی کار کنند و همه هم کمدی بوف و سطح پایین باشد، معلوم است که غلط است.

در جامعه‌ای مثل ایران، «اجاره‌نشین‌ها» ساخته می‌شود و از آن طرف سه کمدی سطح پایین هم ساخته می‌شود. وقتی فیلمی مثل «آپارتمان» ساخته می‌شود، در مقابلش سه فیلم لاله‌زاری ساخته می‌شود.

امان از روزی که دوغ و دوشاب یکی شود و همه فیلم‌ها را با هم قاطی کنیم. متأسفانه الان وضعیت این‌گونه است.

و اهمیت آموزش و پژوهش…

در یک جامعه سالم به مسئله آموزش و پژوهش بسیار بها داده می‌شود.

آموزش یعنی چه؟ یعنی اینکه در جامعه آمریکا جری لوئیس به عنوان یک کمدین بزرگ حضور دارد، اما حالا که جری لوئیس پیر شده، جیم کری را ارائه می‌دهد. یعنی نسل‌های جدید را آموزش و پرورش می‌دهند تا جای کمدین‌های قدیم را کمدین‌های بهتری پر کنند.

اما وقتی جامعه‌ای به این نکات توجه نکند، همین می‌شود که می‌گوییم اکبر عبدی می‌رود و جایگزینی برایش نیست.

در جامعه سالم نگران نیستند، چون مدارس بزرگ برای پرورش بازیگر دارند. کمدین‌های قدیمی که می‌روند، کمدین‌های جدیدتری آموزش می‌بینند.

در حال حاضر آموزشگاه‌های زیادی برای تربیت بازیگر فعالیت می‌کنند، اما به نظر شما شرایط سینما خوب است و می‌شود برای اکبر عبدی‌ها جایگزینی داشت؟

اول باید کسی به عنوان کمدین زاده شود تا او را آموزش داد. اگر کسی برای بازیگری زاده نشده باشد، هیچ تکنیکی نمی‌تواند به او کمک کند.

گرد آورنده
تینا جلالی
منبع
روزنامه اعتماد
مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا