نقد فیلم خارجی

نقد فیلم «آموزش جین کامینگ»؛ شایعه‌ای که زندگی دو زن را نابود کرد

خلاصه نوشته
  • فیلم «آموزش جین کامینگ» ساخته سوفی هلدمن، با بازگویی ماجرای واقعی الهام‌بخش نمایشنامه مشهور «ساعت کودکان»، روایتی دردناک از تبعیض، شایعه و بی‌عدالتی اجتماعی ارائه می‌دهد. این درام تاریخی با تمرکز بر زندگی دختری دورگه در اسکاتلند قرن نوزدهم، همزمان به موضوعات نژادپرستی، جایگاه زنان و سرکوب روابط عاطفی خارج از هنجارهای زمانه می‌پردازد.

چارسو پرس: بسیاری از مخاطبان سینما و تئاتر، نمایشنامه «ساعت کودکان» نوشته لیلیان هلمن را به‌عنوان یکی از آثار بحث‌برانگیز قرن بیستم می‌شناسند؛ اثری که بارها اقتباس شده اما کمتر فرصتی برای بررسی ریشه‌های واقعی آن فراهم آمده است. فیلم «آموزش جین کامینگ» این خلأ را پر می‌کند و به سراغ پرونده‌ای تاریخی می‌رود که الهام‌بخش شکل‌گیری آن نمایشنامه مشهور بوده است.

سوفی هلدمن در دومین فیلم بلند خود، به جای بازآفرینی اثر هلمن، مستقیماً به واقعیت تاریخی رجوع می‌کند و با نگاهی انسانی و دقیق، داستانی را روایت می‌کند که در آن شایعه‌ای ساده زندگی چند نفر را برای همیشه تغییر می‌دهد. نتیجه، درامی تاریخی، تأثیرگذار و چندلایه است که فراتر از یک بازسازی تاریخی صرف عمل می‌کند.

بازگشت به پرونده‌ای واقعی در تاریخ اسکاتلند

داستان فیلم در سال ۱۸۱۰ میلادی می‌گذرد و زندگی «جین کامینگ» را دنبال می‌کند؛ دختر پانزده‌ساله‌ای که حاصل ازدواج یک زن هندی از طبقه کارگر و یک افسر اشراف‌زاده اسکاتلندی است. پس از مرگ والدینش، جین به بریتانیا فرستاده می‌شود تا تحت سرپرستی مادربزرگ ثروتمند اما سرد و متکبر خود زندگی کند.

اما جامعه بریتانیا در اوایل قرن نوزدهم، به‌ویژه برای دختری رنگین‌پوست در طبقات بالای اجتماعی، فضایی پذیرنده نیست. مادربزرگ جین ترجیح می‌دهد او را از دید عموم دور نگه دارد و به همین دلیل وی را به یک مدرسه شبانه‌روزی دخترانه می‌فرستد.

مدرسه‌ای که قرار بود آینده زنان را تغییر دهد

مدرسه تحت مدیریت دو آموزگار پیشرو، خانم پیری و خانم وودز اداره می‌شود؛ زنانی که برخلاف باورهای رایج زمان خود، اعتقاد دارند دختران باید از آموزش کامل و گسترده برخوردار باشند.

آن‌ها تلاش می‌کنند محیطی متفاوت برای شاگردانشان فراهم کنند؛ محیطی که در آن آموزش تنها به آداب معاشرت و مهارت‌های سنتی زنان محدود نباشد. همین نگاه مترقی، از همان ابتدا آن‌ها را در برابر بخش محافظه‌کار جامعه قرار می‌دهد.

«آموزش جین کامینگ» تنها داستان یک شایعه ویرانگر نیست؛ فیلمی است درباره اینکه چگونه تبعیض نژادی، تعصب اجتماعی و ترس از تفاوت می‌توانند زندگی انسان‌ها را نابود کنند.

جین؛ قربانی تنهایی و طردشدگی

یکی از نقاط قوت فیلم، بازتعریف شخصیت جین کامینگ است. برخلاف نسخه‌های اقتباسی «ساعت کودکان» که شخصیت الهام‌گرفته از او را بیشتر به‌عنوان دختری شرور و دردسرساز تصویر می‌کردند، اینجا جین شخصیتی بسیار پیچیده‌تر و انسانی‌تر دارد.

او در مدرسه به دلیل رنگ پوست و ظاهر متفاوتش هدف آزار و تمسخر دیگر دانش‌آموزان قرار می‌گیرد. در مقابل، تنها کسانی که با احترام و مهربانی با او رفتار می‌کنند، خانم پیری و خانم وودز هستند.

همین توجه و محبت باعث شکل‌گیری وابستگی عاطفی عمیقی میان جین و آموزگارانش می‌شود؛ وابستگی‌ای که بعدها به منشأ بحرانی بزرگ تبدیل خواهد شد.

سوءتفاهمی که به فاجعه تبدیل می‌شود

جین به‌تدریج متوجه پیوند عاطفی خاص میان دو آموزگار می‌شود. او که هنوز درکی کامل از روابط انسانی ندارد، این ارتباط را از زاویه نگاه کودکانه خود تفسیر می‌کند.

زمانی که احساس می‌کند از سوی معلمان محبوبش طرد شده، از روی خشم، سردرگمی و احساس تنهایی، نزد مادربزرگش ادعا می‌کند که این دو زن با یکدیگر رابطه عاشقانه دارند و حتی پا را فراتر گذاشته و روایت‌هایی ساختگی را نیز به ماجرا اضافه می‌کند.

شایعه‌ای که در ابتدا از دل احساسات جریحه‌دارشده یک نوجوان بیرون آمده، خیلی زود به بحرانی اجتماعی و حقوقی تبدیل می‌شود.

روایتی متفاوت از «ساعت کودکان»

یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های فیلم با اقتباس‌های قبلی، نگاه پیچیده‌تر آن به شخصیت‌هاست. فیلم هیچ‌کس را کاملاً مقصر یا کاملاً بی‌گناه نشان نمی‌دهد.

جین نه یک شخصیت شرور، بلکه نوجوانی آسیب‌دیده است که در محیطی سرشار از تبعیض و طردشدگی رشد کرده است. از سوی دیگر، دو آموزگار نیز قربانی ساختار اجتماعی‌ای هستند که تحمل هیچ‌گونه تفاوتی را ندارد.

همین رویکرد باعث شده «آموزش جین کامینگ» از قالب یک ملودرام ساده فراتر برود و به اثری انسانی و چندبعدی تبدیل شود.

بازی‌های درخشان و کارگردانی کنترل‌شده

میا تاریا در نقش جین کامینگ یکی از مهم‌ترین نقاط قوت فیلم است. او موفق می‌شود همزمان آسیب‌پذیری، تنهایی، خشم و سردرگمی شخصیت را به شکلی باورپذیر به تصویر بکشد.

کلر دان و فلورا نیکلسون نیز در نقش دو آموزگار، اجرایی ظریف و تأثیرگذار ارائه می‌دهند. در این میان، فیونا شاو با ایفای نقش مادربزرگ مقتدر و سختگیر جین، حضوری فراموش‌نشدنی در فیلم دارد.

سوفی هلدمن نیز با پرهیز از اغراق‌های رایج در آثار تاریخی، فضای فیلم را کنترل‌شده و واقع‌گرایانه نگه می‌دارد.

بازآفرینی چشمگیر فضای قرن نوزدهم

فیلم از نظر طراحی صحنه، لباس و فیلمبرداری نیز دستاورد قابل توجهی دارد. تضاد میان پوشش و ظاهر جین با سایر دانش‌آموزان، به‌خوبی شکاف فرهنگی و نژادی موجود را برجسته می‌کند.

فیلمبرداری با رنگ‌های سرد و مه‌آلود اسکاتلند هماهنگ شده و فضایی خلق می‌کند که به‌خوبی حس انزوا، فشار اجتماعی و محدودیت‌های آن دوران را منتقل می‌سازد.

حتی صحنه‌های عاشقانه فیلم نیز با ظرافتی مثال‌زدنی طراحی شده‌اند و بدون نمایش‌های اغراق‌آمیز، بار احساسی قابل توجهی دارند.

جمع‌بندی

«آموزش جین کامینگ» درامی تاریخی، ظریف و تأثیرگذار است که موفق می‌شود پشت یکی از مشهورترین رسوایی‌های اجتماعی قرن نوزدهم را با نگاهی انسانی و امروزی بازخوانی کند. سوفی هلدمن با تمرکز بر واقعیت تاریخی، روایتی خلق کرده که نه‌تنها درباره یک شایعه ویرانگر، بلکه درباره تبعیض نژادی، سرکوب اجتماعی و آسیب‌های ناشی از طردشدگی است.

بازی درخشان میا تاریا، فیلمنامه‌ای هوشمندانه و کارگردانی سنجیده باعث شده «آموزش جین کامینگ» به یکی از آثار قابل توجه جشنواره برلین تبدیل شود؛ فیلمی که نشان می‌دهد چگونه یک دروغ یا سوءبرداشت می‌تواند سرنوشت انسان‌ها را برای همیشه تغییر دهد.

امتیاز نویسنده

کارگردانی
فیلمنامه
بازیگری
جنبه‌های فنی (فیلمبرداری، تدوین، موسیقی و...)
ارزش تماشا

امتیاز نویسنده به این فیلم

امتیاز کاربران: اولین نفری باشید که امتیاز می دهد!
گرد آورنده
الهام پورمند
منبع
variety
مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا