اخبار سینمای جهان

«Leviticus»؛ عاشقانه‌ای غیرمنتظره در دل سینمای وحشت

خلاصه نوشته
  • فیلم ترسناک «لاویان» (Leviticus) در ظاهر اثری درباره شیاطین و وحشت‌های ماورایی است، اما در لایه‌های عمیق‌تر خود روایتی احساسی از عشق، هویت و مبارزه با شرم تحمیل‌شده را به تصویر می‌کشد؛ روایتی که آن را به یکی از متفاوت‌ترین آثار ژانر وحشت در سال جاری تبدیل کرده است.

چارسو پرس: در میانه فیلم ترسناک «لاویان» (Leviticus)، صحنه‌ای وجود دارد که قدرت تأثیرگذاری آن از سادگی‌اش سرچشمه می‌گیرد. «نایم» با بازی جو برد و «رایان» با بازی استیسی کلاوسن، دو نوجوانی هستند که هم با مشکلات روزمره و هم با نیروهای ماورایی دست‌وپنجه نرم کرده‌اند. اکنون آن‌ها در صندلی عقب یک اتوبوس تقریباً خالی کنار یکدیگر نشسته‌اند و برای لحظاتی از فشارهای بیرونی فاصله گرفته‌اند؛ لحظاتی که به آن‌ها اجازه می‌دهد احساسات خود را با بوسه و تماس‌هایی آرام و صمیمانه ابراز کنند.

اهمیت این صحنه در آن است که نخستین فرصت واقعی این دو شخصیت برای لذت بردن از حضور یکدیگر محسوب می‌شود. در نخستین دیدارشان، زمانی که رایان، نوجوانی با ظاهری مردانه، گمان می‌کند نایمِ خجالتی ممکن است احساساتی مشابه او داشته باشد، برخورد آن‌ها در مرز باریک میان صمیمیت و خشونت شکل می‌گیرد.

پس از آن، هر دو نوجوان که در منطقه‌ای روستایی در استرالیا و در خانواده‌هایی وابسته به یک کلیسای سختگیر بزرگ شده‌اند، نزد فردی موسوم به «شفادهنده رهایی» برده می‌شوند؛ شخصیتی شبیه جن‌گیر که آن‌ها را نفرین می‌کند تا همواره با تصویری از همان کسی که بیش از همه دوستش دارند، روبه‌رو شوند. نایم باید از نسخه‌ای شبح‌گونه از رایان فرار کند و رایان نیز با نسخه‌ای خیالی از نایم مواجه می‌شود.

در واقع، فیلم نوعی استعاره از «درمان تبدیلی» ارائه می‌دهد؛ روشی که می‌کوشد با ایجاد ترس و بیزاری، احساسات عاطفی را سرکوب کند. اگر این دو نوجوان هرگز نتوانند تشخیص دهند محبوبشان واقعی است یا موجودی مرگبار، احتمالاً از یکدیگر فاصله خواهند گرفت. اما همان‌طور که بسیاری از نوجوانانی که در محیط‌های مذهبی سختگیر رشد کرده‌اند می‌دانند، میل و احساسات انسانی به این سادگی سرکوب نمی‌شود.

سفر مشترک نایم و رایان با اتوبوس در حالی رخ می‌دهد که آن‌ها در تلاش برای کشف حقیقت درباره نیروی شیطانی تعقیب‌کننده خود هستند. این سفر تفریحی نیست، اما فرصتی کوتاه برای تجربه لحظه‌ای از آرامش و نزدیکی به آن‌ها می‌دهد.

«لاویان» که پس از نمایش در جشنواره ساندنس توسط شرکت نئون خریداری شد، یکی از نمونه‌های موفق موج جدید فیلم‌های ترسناک ساخته کارگردانان نخستین به شمار می‌رود. در کنار آثاری مانند «وسواس» (Obsession) و «بک‌رومز» (Backrooms)، این فیلم نیز نشان می‌دهد سینمای وحشت امروز می‌تواند فراتر از ترساندن مخاطب حرکت کند و به موضوعات انسانی و اجتماعی بپردازد.

با وجود شباهت‌های ظاهری میان «لاویان» و «وسواس» ــ از جمله تولید مستقل و حضور کارگردانان تازه‌کار ــ دو فیلم از نظر مضمونی مسیرهای متفاوتی را طی می‌کنند. «وسواس» تصویری تاریک از روابط عاطفی میان زن و مرد ارائه می‌دهد و از عناصر ژانر وحشت برای نمایش شخصیتی سوءاستفاده‌گر و ترسو بهره می‌گیرد؛ فردی که سرانجام از مواجهه با مسئولیت‌های خود ناتوان می‌ماند.

در مقابل، «لاویان» با نگاهی انسانی‌تر به شخصیت‌هایش نزدیک می‌شود و تجربه نوجوانان همجنس‌گرایی را روایت می‌کند که یافتن عشق برایشان دشوار نیست، اما حفظ آن مستلزم غلبه بر احساس شرم و ترسی است که سال‌ها در وجودشان نهادینه شده است.

فیلم از همان صحنه‌های ابتدایی نشان می‌دهد چگونه عشق و خشونت در ذهن شخصیت‌ها به هم گره خورده‌اند. موجود شیطانی ابتدا با رفتاری شبیه نوازش ظاهر می‌شود، اما ناگهان به تهدیدی مرگبار تبدیل می‌شود؛ گویی خودِ احساس صمیمیت به چیزی هراس‌آور بدل شده است.

این تردید و خودسرزنش‌گری برای بسیاری از مخاطبانی که به دلیل تفاوت‌های شخصی یا اجتماعی احساس طردشدگی را تجربه کرده‌اند، آشنا خواهد بود.

یکی از نکات برجسته فیلم، شخصیت مادر نایم با بازی میا واسیکوفسکا است. او هیولایی بی‌رحم نیست؛ مادری است که تصور می‌کند بهترین راه را برای فرزندش انتخاب کرده و همچنان او را دوست دارد. با این حال، تصمیم‌هایی که می‌گیرد ــ از جمله وادار کردن نایم به درمانی غیرمتعارف با وجود آگاهی از پیامدهای مرگبار آن ــ نتایجی هولناک به همراه دارد.

فیلم در نهایت نشان می‌دهد نایم از کودکی آموخته است که هیچ مکانی برای امنیت وجود ندارد؛ نه خانه، نه جامعه و حتی نه درون قلب و ذهن خودش.

گرد آورنده
نسرین پورمند
منبع
variety
مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا