نقد فیلم خارجی

نقد فیلم «زندگی یک زن» | درامی ظریف با بازی درخشان لئا دروکر که تصویری پیچیده از زنانگی امروز ارائه می‌دهد

خلاصه نوشته
  • فیلم «زندگی یک زن» (A Woman's Life) به کارگردانی شارلین بورژوا-تاکه، با تکیه بر بازی خیره‌کننده لئا دروکر، پرتره‌ای چندلایه از زنی موفق، مستقل و میانسال را ترسیم می‌کند که میان مسئولیت‌های حرفه‌ای، بحران‌های خانوادگی و کشف دوباره احساساتش گرفتار شده است؛ درامی انسانی که در جشنواره کن ۲۰۲۶ به نمایش درآمد.

چارسو پرس: در سال‌های اخیر سینمای فرانسه بارها به سراغ روایت زندگی زنان رفته، اما کمتر اثری توانسته بدون شعارزدگی و اغراق، پیچیدگی‌های یک زن میانسال را با چنین دقت و ظرافتی به تصویر بکشد. «زندگی یک زن» دومین فیلم بلند شارلین بورژوا-تاکه است؛ اثری که با وجود روایت آرام و روزمره‌اش، لایه‌های عمیقی از هویت، عشق، پیری، مسئولیت و تبعیض جنسیتی را آشکار می‌کند. منتقد ورایتی نیز مهم‌ترین نقطه قوت فیلم را بازی فوق‌العاده لئا دروکر می‌داند؛ اجرایی که بار دیگر جایگاه او را به عنوان یکی از بهترین بازیگران امروز سینمای فرانسه تثبیت می‌کند.

نقد فیلم «زندگی یک زن»

«آنا در عشق» (Anaïs in Love)، نخستین فیلم بلند شارلین بورژوا-تاکه در سال ۲۰۲۱، تصویری آفتابی و سرزنده از زنانگی فرانسوی ارائه می‌داد؛ فیلمی که هرچه پیش می‌رفت، زیر ظاهر سبک و رمانتیک خود، لایه‌هایی از ناامنی، آشفتگی و پیچیدگی شخصیت اصلی را آشکار می‌کرد و در نهایت حرف‌های بیشتری نسبت به انتظار مخاطب برای گفتن داشت. اگر آن فیلم تمرینی موفق در شناخت شخصیت از طریق ظاهر او بود، دومین ساخته کارگردان، یعنی «زندگی یک زن»، مسیر متفاوتی را انتخاب می‌کند. این بار قهرمان داستان زنی میانسال است که کاملاً می‌داند چه کسی است و در برابر هر کسی که این هویت را نادیده بگیرد، مقاومت می‌کند.

فیلم به همان اندازه که با اثر قبلی بورژوا-تاکه تفاوت دارد، از نظر شخصیت‌پردازی نیز فاصله‌ای آشکار با قهرمان «آنا در عشق» پیدا می‌کند. لئا دروکر شخصیتی را خلق می‌کند که برخلاف معصومیت و سبک‌بالی آنا دموستیه، زنی صریح، سرسخت و واقع‌بین است؛ هرچند طنزی تلخ و نوعی جذابیت پخته در شخصیت او جریان دارد که به روایت گرما و انرژی می‌بخشد و خستگی‌ها و فرسودگی‌های زندگی میانسالی را زنده و ملموس می‌کند.

فیلم که در بخش مسابقه اصلی جشنواره کن به نمایش درآمد ــ ارتقایی مهم برای کارگردانی که نخستین فیلمش در بخش هفته منتقدان حضور داشت ــ قصد ندارد سینما را از نو اختراع کند، اما در پرداخت جزئیات، اثری دقیق، سنجیده و رضایت‌بخش است.

روایتی از زندگی روزمره، بدون اغراق و شعار

عنوان فیلم شاید در نگاه نخست ساده و حتی معمولی به نظر برسد و ممکن است با فیلم اقتباسی استفان بریزه از رمان گی دو موپاسان که با همین عنوان انگلیسی در سال ۲۰۱۶ اکران شد اشتباه گرفته شود؛ اما این سادگی کاملاً با ماهیت فیلم هماهنگ است. «زندگی یک زن» بدون تظاهر و بدون تکیه بر ایده‌های فلسفی پرطمطراق، نه‌تنها شخصیتی چندبعدی خلق می‌کند، بلکه ضرباهنگ زندگی روزمره او را نیز به تصویر می‌کشد؛ زندگی‌ای که میان فشارهای شغلی، انتخاب‌های شخصی و روابط خانوادگی دائماً در حال تغییر است.

داستان نه ساختاری کاملاً کلاسیک دارد و نه پایان‌بندی مرتب و از پیش طراحی‌شده، اما در هیچ لحظه‌ای خسته‌کننده نمی‌شود. این فیلم یادآور پرتره‌های زنانه میا هانسن-لاو است؛ هرچند بورژوا-تاکه هنوز به ظرافت شاعرانه آثار او نرسیده، اما نسبت به فیلم نخست خود گامی بلند رو به جلو برداشته است.

زنی که همه‌چیز را نمی‌خواهد، اما از آنچه انتخاب کرده عقب‌نشینی نمی‌کند

نخستین فصل فیلم با عنوان «همه‌چیز را می‌خواهم» آغاز می‌شود؛ عبارتی که در نگاه اول به آرمان کلاسیک فمینیستی اشاره دارد؛ اینکه یک زن بتواند هم در حرفه خود موفق باشد و هم زندگی خانوادگی کاملی داشته باشد. اما خیلی زود مشخص می‌شود که گابریل (با بازی لئا دروکر)، جراح ۵۵ ساله فک و صورت، اصلاً در پی چنین کمال‌گرایی‌ای نیست.

او یکی از بهترین جراحان بیمارستانی در شهر لیون است؛ پزشکی که تمام هویت خود را در کارش تعریف می‌کند. برای او، حرفه پزشکی همیشه بر هر چیز دیگری اولویت داشته است؛ حتی بر همسر مهربان اما گاه بی‌وفایش، آنری (شارل برلینگ). گابریل اگرچه رابطه‌ای محترمانه با فرزندان نوجوان همسرش دارد، اما هرگز تمایلی به مادر شدن نداشته و اکنون نیز هیچ حسرتی نسبت به این انتخاب در وجودش دیده نمی‌شود.

با این حال، در زندگی شخصی او خلائی عاطفی احساس می‌شود؛ خلائی که در تضاد آشکار با شور، تمرکز و وسواسی است که در محیط کار از خود نشان می‌دهد.

رابطه‌ای که تمام معادلات زندگی گابریل را تغییر می‌دهد

همه‌چیز زمانی تغییر می‌کند که فریدا (ملانی تیری)، نویسنده‌ای جوان، برای تحقیق درباره رمان جدیدش از گابریل درخواست می‌کند اجازه دهد او را هنگام کار زیر نظر بگیرد.

حضور این زن جوان باعث می‌شود گابریل برای نخستین بار به این فکر کند که زندگی‌اش از نگاه دیگران چگونه به نظر می‌رسد؛ اما این تنها تغییر نیست. رابطه حرفه‌ای آن‌ها به تدریج رنگی شخصی و عاطفی به خود می‌گیرد و دو زن بیش از پیش به یکدیگر نزدیک می‌شوند.

برای گابریل، تجربه یک رابطه عاشقانه با زنی دیگر، آن هم در میانسالی، سرزمینی ناشناخته است. او که همیشه در تصمیم‌گیری قاطع بوده، این بار با تردیدهایی روبه‌رو می‌شود که تا پیش از این تجربه نکرده بود.

با این حال، زمانی که همسرش نسبت به این رابطه اعتراض می‌کند، پاسخ او کوتاه، قاطع و طعنه‌آمیز است: اگر خیانت برای مردان مجاز است، چرا برای زنان نباشد؟

هم‌زمان با کشف عشق، زندگی از هم می‌پاشد

در همان زمانی که گابریل وارد مرحله تازه‌ای از زندگی عاطفی خود می‌شود، سایر بخش‌های زندگی‌اش نیز یکی پس از دیگری دچار بحران می‌شوند.

مادرش آرلت (ماری-کریستین بارو)، که رابطه‌ای همواره پرتنش با او داشته، به تدریج در بیماری آلزایمر فرو می‌رود و گابریل ناچار می‌شود مسئولیت مراقبت از او را بر عهده بگیرد؛ وظیفه‌ای که این بار نمی‌تواند مانند یک پزشک صرف، با فاصله و بی‌احساس به آن نگاه کند.

از سوی دیگر، او با نزدیک‌ترین دوست و همکارش کامیار (لوران کاپلوتو) نیز دچار اختلاف می‌شود. دلیل این تنش، درخواست دو ماه مرخصی پدری از سوی کامیار است؛ درخواستی که از نظر گابریل، با روحیه فداکارانه و مسئولیت‌پذیر حرفه پزشکی سازگار نیست، اما کامیار نگاه او را نمونه‌ای از فداکاری افراطی و غیرانسانی می‌داند.

صویری صادقانه از تبعیض، قدرت و تنهایی زنان

یکی از مهم‌ترین نقاط قوت فیلمنامه شارلین بورژوا-تاکه این است که شخصیت اصلی خود را نه قدیس معرفی می‌کند و نه قربانی. فیلم کاملاً در کنار گابریل قرار می‌گیرد، اما هرگز او را بی‌نقص جلوه نمی‌دهد.

در یکی از صحنه‌های مهم فیلم، کامیار در اوج اختلافشان به گابریل می‌گوید:

«رئیس بخش بودن، شب‌ها یک زن تنها را گرم نمی‌کند.»

جمله‌ای که نشان می‌دهد حتی در محیطی حرفه‌ای، زنان موفق هنوز هم با کلیشه‌های جنسیتی و نگاه مردسالارانه مواجه‌اند. فیلم به‌خوبی نشان می‌دهد چگونه چنین زنانی برای اثبات شایستگی خود گاهی ناچار می‌شوند رفتاری سختگیرانه‌تر از همکاران مردشان داشته باشند و همین موضوع به مرور آن‌ها را از دیگران دور می‌کند.

همسر گابریل نیز بارها او را با لقب «روبوکاپ» خطاب می‌کند؛ لقبی که هم نشانه احترام به اقتدار اوست و هم کنایه‌ای به ظاهر سرد و شکست‌ناپذیرش.

اما فیلم به تدریج نشان می‌دهد پشت این ظاهر آهنین، زنی قرار دارد که همچنان نیازمند عشق، صمیمیت و لمس شدن است.

لئا دروکر؛ قلب تپنده فیلم

اگر «زندگی یک زن» تا این اندازه تأثیرگذار از کار درآمده، بخش بزرگی از آن را باید مدیون بازی فوق‌العاده لئا دروکر دانست.

او که به‌تازگی دومین جایزه سزار بهترین بازیگر زن خود را برای فیلم «پرونده ۱۳۷» (Case ۱۳۷) دریافت کرده، بار دیگر توانایی کم‌نظیرش را در خلق شخصیت‌های پیچیده به نمایش می‌گذارد.

دروکر گابریل را زنی خسته، مقتدر، آسیب‌پذیر، مغرور و در عین حال عمیقاً انسانی تصویر می‌کند. بازی او سرشار از جزئیات ظریف است؛ از نحوه راه رفتن و لحن صحبت کردن گرفته تا تغییرات بسیار کوچک در حالت چهره.

در کنار فریدا، ناگهان انرژی و سبکی خاصی در بدن او شکل می‌گیرد؛ لبخندهای کوتاه، نگاه‌هایی سرشار از کنجکاوی و نوعی سرزندگی که در محیط بیمارستان کاملاً جای خود را به حرکاتی خشک، سریع و حساب‌شده می‌دهد.

کارگردانی و فیلمبرداری؛ زبان تصویر در خدمت شخصیت

بورژوا-تاکه تنها به بازی بازیگران تکیه نمی‌کند. فیلمبرداری دقیق نوئه باخ نیز نقش مهمی در انتقال وضعیت روحی گابریل دارد.

هرگاه شخصیت اصلی در کنار فریدا قرار می‌گیرد، دوربین آرام‌تر، نرم‌تر و صمیمی‌تر می‌شود؛ نورها گرم‌ترند و قاب‌ها حس نزدیکی بیشتری ایجاد می‌کنند.

اما در بیمارستان، همه‌چیز تغییر می‌کند. دوربین با حرکات سریع و تراولینگ‌های پی‌درپی، گابریل را همچون بخشی از یک ماشین عظیم درمانی دنبال می‌کند؛ پزشکی که مدام در حال حرکت است و فرصتی برای ایستادن ندارد.

فیلم تنها ۹۹ دقیقه زمان دارد، اما در همین مدت کوتاه موفق می‌شود تصویری کامل از شخصیت اصلی ارائه دهد؛ زنی که گاهی تحسین‌برانگیز است، گاهی آزاردهنده و گاهی کاملاً معمولی، درست مانند هر انسان دیگری.

جمع‌بندی

«زندگی یک زن» فیلمی نیست که با پیچش‌های داستانی یا اتفاقات بزرگ مخاطب را غافلگیر کند. نقطه قوت آن در مشاهده دقیق زندگی روزمره، شخصیت‌پردازی عمیق و بازی درخشان لئا دروکر نهفته است.

شارلین بورژوا-تاکه در دومین فیلم بلند خود نشان می‌دهد بیش از هر چیز به انسان‌ها و تناقض‌های درونی آن‌ها علاقه‌مند است. او پرتره زنی را ترسیم می‌کند که میان قدرت و آسیب‌پذیری، استقلال و نیاز به عشق، موفقیت شغلی و بحران‌های شخصی در نوسان است؛ شخصیتی که هرگز به قهرمانی بی‌نقص یا قربانی صرف تبدیل نمی‌شود.

«زندگی یک زن» شاید اثری انقلابی در سینمای فرانسه نباشد، اما با ظرافت، صداقت و جزئی‌نگری خود ثابت می‌کند که هنوز هم می‌توان از دل زندگی روزمره، درامی عمیق، تأمل‌برانگیز و ماندگار خلق کرد.


سوالات متداول

فیلم «زندگی یک زن» درباره چیست؟

داستان فیلم درباره جراحی موفق و میانسال است که هم‌زمان با مواجهه با بحران‌های خانوادگی، بیماری مادر، یک رابطه عاشقانه غیرمنتظره و فشارهای محیط کار، ناچار می‌شود زندگی و هویت خود را از نو بازتعریف کند.

مهم‌ترین نقطه قوت فیلم چیست؟

بازی درخشان لئا دروکر، شخصیت‌پردازی دقیق، فیلمنامه ظریف و کارگردانی واقع‌گرایانه شارلین بورژوا-تاکه مهم‌ترین نقاط قوت فیلم محسوب می‌شوند.

«زندگی یک زن» برای چه مخاطبانی مناسب است؟

اگر به درام‌های شخصیت‌محور، سینمای هنری فرانسه و روایت‌هایی درباره هویت، زنانگی و روابط انسانی علاقه دارید، این فیلم یکی از آثار قابل توجه سال ۲۰۲۶ خواهد بود.


اطلاعات فیلم

نام فیلم: A Woman’s Life
عنوان فارسی: زندگی یک زن
سال تولید: ۲۰۲۶
ژانر: درام
کارگردان: Charline Bourgeois-Tacquet
نویسنده: Charline Bourgeois-Tacquet
بازیگران: Léa Drucker، Mélanie Thierry، Charles Berling، Laurent Capelluto، Marie-Christine Barrault
مدت زمان: ۹۹ دقیقه
کشور: فرانسه
زبان: فرانسوی
محل نخستین نمایش: بخش مسابقه اصلی جشنواره فیلم کن ۲۰۲۶


امتیاز تحریریه

کارگردانی
فیلمنامه
بازیگری
جنبه‌های فنی (فیلمبرداری، تدوین، موسیقی و...)
ارزش تماشا

امتیاز تحریریه به این فیلم

امتیاز کاربران: اولین نفری باشید که امتیاز می دهد!
گرد آورنده
نسرین پورمند
منبع
variety
مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا