اخبار سینمای ایران
موضوعات داغ

اکبر عبدی؛ مردی که شبیه هیچ‌کس نبود و دیگر تکرار نخواهد شد

خلاصه نوشته
  • درگذشت اکبر عبدی تنها پایان زندگی یکی از محبوب‌ترین بازیگران ایران نیست؛ بلکه وداع با هنرمندی است که بیش از چهار دهه، مرز میان کمدی و درام را جابه‌جا کرد و با خلق شخصیت‌هایی فراموش‌نشدنی، به بخشی از حافظه جمعی ایرانیان تبدیل شد. او بازیگری بود که هیچ‌گاه در قالب یک تیپ باقی نماند و با هر نقش، چهره‌ای تازه از توانایی‌های خود را به نمایش گذاشت؛ هنرمندی که سینمای ایران دیگر به‌سادگی نمونه‌ای مانند او نخواهد دید.

چارسو پرس: سینمای ایران در طول تاریخ خود ستاره‌های بزرگی را به چشم دیده است؛ بازیگرانی که هر کدام دوره‌ای از تاریخ این هنر را شکل داده‌اند. اما تنها تعداد اندکی از آن‌ها توانسته‌اند به جای تقلید از دیگران، سبک و زبان بازیگری ویژه خود را خلق کنند. اکبر عبدی یکی از همین معدود چهره‌ها بود؛ بازیگری که از نخستین حضورهایش در تلویزیون و سینما تا واپسین نقش‌هایش، همواره غافلگیرکننده باقی ماند.

خبر درگذشت او، تنها فقدان یک بازیگر محبوب نیست؛ بلکه یادآور پایان نسل هنرمندانی است که برای هر نقش زندگی می‌کردند، نه صرفاً بازی. عبدی در بیش از چهار دهه فعالیت حرفه‌ای، ده‌ها شخصیت متفاوت خلق کرد؛ شخصیت‌هایی که بسیاری از آن‌ها به بخشی جدایی‌ناپذیر از تاریخ سینمای ایران تبدیل شده‌اند. اکنون که پرده زندگی او برای همیشه فرود آمده است، نگاهی دوباره به کارنامه این هنرمند، نشان می‌دهد چرا بسیاری معتقدند اکبر عبدی واقعاً شبیه هیچ‌کس نبود.

اکبرعبدی در فیلم «ای ایران» ساخته ناصر تقوایی

پایان یک دوران

سینمای ایران، بارها ستاره از دست داده است؛ اما گاهی رفتن یک بازیگر، تنها پایان زندگی یک هنرمند نیست، بلکه پایان یک شیوه بازیگری است.

اکبر عبدی از همین جنس بود.

او متعلق به نسلی بود که بازیگر، تنها اجراکننده دیالوگ نبود؛ شخصیت را از نو خلق می‌کرد. صورتش، بدنش، لحن حرف زدن، راه رفتن، سکوت کردن و حتی نگاهش، ابزار بازیگری بودند. عبدی از معدود بازیگرانی بود که پیش از شنیدن دیالوگ، تنها با حضورش مخاطب را درگیر می‌کرد.

شامگاه جمعه دوم مرداد، پس از یک دوره بیماری، این بازیگر برجسته سینما و تلویزیون در ۶۶ سالگی در منزل خود درگذشت؛ خبری که از سوی مسعود ده‌نمکی تأیید شد و موجی از اندوه را در میان هنرمندان و مردم برانگیخت.

اکبر عبدی؛ بازیگری که «تیپ» نمی‌ساخت، «شخصیت» خلق می‌کرد

بزرگ‌ترین ویژگی عبدی این بود که هرگز اسیر یک قالب نشد.

بسیاری از کمدین‌ها پس از موفقیت در یک نقش، سال‌ها همان شخصیت را تکرار می‌کنند، اما عبدی برخلاف این جریان حرکت کرد. او از پیرزن تا نوجوان، از روستایی ساده‌دل تا مرد شهری، از آدمی کودک‌صفت تا شخصیت‌های تاریخی را با چنان دقتی بازی می‌کرد که مخاطب پس از چند دقیقه، بازیگر را فراموش می‌کرد و تنها شخصیت را می‌دید.

این همان ویژگی است که در ادبیات سینما از آن به عنوان «بازیگر مؤلف» یاد می‌شود؛ بازیگری که هر نقش را دوباره می‌سازد.

مرد هزارچهره سینمای ایران

اگر قرار باشد تنها یک لقب برای اکبر عبدی انتخاب شود، شاید «مرد هزارچهره» دقیق‌ترین باشد. او از معدود بازیگران ایرانی بود که تغییر چهره را نه صرفاً با گریم، بلکه با تغییر کامل فیزیک و رفتار انجام می‌داد، صدایش تغییر می‌کرد، حرکات دستش تغییر می‌کرد، راه رفتنش تغییر می‌کرد، حتی ریتم نفس کشیدنش نیز متناسب با شخصیت عوض می‌شد. به همین دلیل بود که تماشاگر هنگام دیدن فیلم‌های او، کمتر به یاد اکبر عبدی می‌افتاد و بیشتر با شخصیت داستان زندگی می‌کرد.

از «اجاره‌نشین‌ها» تا «مادر»؛ وقتی کمدی و تراژدی به هم رسیدند

کارنامه عبدی مجموعه‌ای از نقش‌هایی است که هر کدام می‌توانند در تاریخ سینمای ایران ماندگار باشند.

در «اجاره‌نشین‌ها» ساخته داریوش مهرجویی، او نمونه‌ای کم‌نظیر از کمدی اجتماعی را ارائه داد؛ کمدی‌ای که نه به شوخی‌های سطحی، بلکه به شخصیت‌پردازی متکی بود.

اما تنها یک سال بعد در «مادر» علی حاتمی، وجه دیگری از توانایی‌هایش را نشان داد. بازی او در نقش غلامرضا، هنوز هم یکی از تأثیرگذارترین اجراهای تاریخ سینمای ایران به شمار می‌رود؛ اجرایی که برایش نخستین سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر را به ارمغان آورد. بعدها نیز برای «خوابم می‌آد» دومین سیمرغ خود را دریافت کرد.

«آدم برفی»؛ جسارتی که کمتر کسی داشت

شاید هیچ نقش دیگری به اندازه «عباس» در فیلم «آدم برفی» داوود میرباقری، جسارت بازیگری عبدی را نشان ندهد.

بازی در نقش زنی که مردی ایرانی برای مهاجرت به آن تبدیل می‌شود، می‌توانست به نمایشی اغراق‌آمیز تبدیل شود؛ اما عبدی با شناخت دقیق از بدن، لحن و رفتار، شخصیتی ساخت که هم خنده‌دار بود، هم باورپذیر و هم تلخ.

این نقش، هنوز هم یکی از دشوارترین اجراهای تاریخ سینمای ایران محسوب می‌شود.

 

علی حاتمی، مهرجویی، میرباقری، تقوایی؛ همه به او اعتماد داشتند

کمتر بازیگری را می‌توان یافت که همزمان مورد اعتماد فیلمسازانی با جهان‌بینی‌های کاملاً متفاوت باشد.

داریوش مهرجویی، علی حاتمی، داوود میرباقری، ناصر تقوایی، رضا عطاران، مسعود ده‌نمکی و بسیاری دیگر، هر یک در دوره‌ای از فعالیت حرفه‌ای خود سراغ اکبر عبدی رفتند.

دلیل این اعتماد روشن بود؛ او بازیگری بود که می‌توانست جهان هر کارگردان را به زبان خودش ترجمه کند.

چرا هیچ‌کس شبیه اکبر عبدی نشد؟

بازیگران کمدی فراوانی آمده‌اند، بازیگران توانمند نیز کم نبوده‌اند. اما ترکیب این دو ویژگی، همراه با قدرت تغییر شخصیت، تقریباً منحصر به اکبر عبدی بود. او نه نسخه ایرانی چارلی چاپلین بود، نه تقلیدی از پیتر سلرز و نه شبیه جری لوئیس. اکبر عبدی، تنها اکبر عبدی بود. او کمدی را با رئالیسم، اغراق را با صداقت و طنز را با اندوه در هم می‌آمیخت؛ ترکیبی که کمتر بازیگری توان دستیابی به آن را داشت.

بازیگری که مردم دوستش داشتند

محبوبیت عبدی فقط به دلیل موفقیت‌های جشنواره‌ای نبود.

او بازیگر مردم بود.

نسل‌های مختلف، او را از «بازم مدرسه‌ام دیر شد»، «محله بروبیا»، «امام علی(ع)»، «اخراجی‌ها»، «در چشم باد»، «شاهگوش»، «زیر آسمان شهر» و ده‌ها فیلم و سریال دیگر به خاطر دارند. او در بیش از یکصد اثر سینمایی و تلویزیونی ایفای نقش کرد و ردپایی ماندگار در حافظه جمعی ایرانیان بر جای گذاشت.

جای خالی که پر نخواهد شد

سینما همیشه بازیگر تازه پیدا می‌کند، ستاره‌های جدید نیز متولد می‌شوند، اما بعضی هنرمندان را نمی‌توان جایگزین کرد، زیرا آن‌ها یک سبک نیستند؛ خودشان یک مکتب‌اند. اکبر عبدی از همین دسته بود.

بازیگری که نشان داد کمدی، پایین‌تر از درام نیست؛ اگر بازیگر، هنر شخصیت‌سازی را بلد باشد.

او رفت، اما بسیاری از شخصیت‌هایی که خلق کرد، همچنان روی پرده سینما و در حافظه مخاطبان زندگی خواهند کرد.

و شاید سال‌ها بعد، وقتی دوباره «مادر»، «اجاره‌نشین‌ها»، «آدم برفی»، «هنرپیشه»، «دلشدگان» یا «ناصرالدین‌شاه آکتور سینما» را تماشا کنیم، بیش از هر چیز به این فکر کنیم که سینمای ایران، بازیگری داشت که واقعاً شبیه هیچ‌کس نبود؛ و احتمالاً دیگر هم نخواهد داشت.

گرد آورنده
خسرو خالقی
مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا