اندرو اسکات با «السینور» به اسکار نزدیک میشود؟

- اندرو اسکات با بازی در «السینور» به یکی از جدیترین مدعیان اسکار بهترین بازیگر مرد تبدیل شده است؛ فیلمی درباره ایان چارلسون، بازیگر فقید اسکاتلندی که در آخرین سال زندگیاش و در حالی که با بیماری ایدز دستوپنجه نرم میکرد، نقش هملت را روی صحنه تئاتر ملی لندن بازی کرد.
چارسو پرس: اندرو اسکات حالا یکی از چهرههای اصلی تلوراید است.
بعضی بازیها شبیه تسویهحساب با گذشتهاند و بعضی دیگر شبیه رستاخیز. بازی اندرو اسکات در «السینور» که جمعه شب نخستین نمایش جهانی خود را در جشنواره فیلم تلوراید تجربه کرد، به شکلی شگفتانگیز هر دو ویژگی را دارد؛ بازیگری بزرگ که نقش بازیگری بزرگ را ایفا میکند، درست در زمانی که پرده زندگی او در حال پایین آمدن است و او حاضر نیست اجازه دهد این پرده فرود بیاید.
سایمون استون کارگردانی «السینور» را برعهده دارد و استفن برزفورد فیلمنامه آن را نوشته است. فیلم داستان واقعی ایان چارلسون، ستاره اسکاتلندی فیلم «ارابههای آتش»، را روایت میکند؛ بازیگری که آخرین سال زندگیاش را در نقش هملت در تئاتر ملی لندن گذراند، در حالی که بیماری ایدز بهتدریج جانش را میگرفت. چارلسون در سال ۱۹۹۰ و در ۴۰ سالگی درگذشت. هملت او که در همان زمان یکی از بهترین اجراهای نسل خود توصیف شده بود، به وداعی تبدیل شد که در قالب یک نقش پنهان شده بود.
انتخاب اندرو اسکات برای این نقش بیش از حد مناسب است که تصادفی به نظر برسد. اسکات خود نیز یکی از هملتهای تحسینشده لندن است و حالا مردی را بازی میکند که اجرای هملت برای او آخرین اقدام سرکشانه زندگی بود.
«السینور» در قلب خود نامهای عاشقانه به بازیگران است؛ به هنر بازیگری بهعنوان یک رسالت، به شجاعت ایستادن زیر نور صحنه در زمانی که بدن رو به فرسودگی میرود و به معنای مقاومت از طریق هنر.
در دل این نقش، یک اتفاق تاریخی نیز میتواند رقم بخورد: هیچ مرد همجنسگرای آشکارا شناختهشدهای تاکنون اسکار بهترین بازیگر مرد را نبرده است و اندرو اسکات میتواند نخستین نفر باشد.
مهمترین نقش کارنامه اندرو اسکات
اشتباه نکنید؛ «السینور» میتواند مهمترین نقش دوران حرفهای اسکات باشد و او را در مرکز رقابت اسکار بهترین بازیگر مرد قرار دهد؛ رقابتی که سالهاست نام او به آن نزدیک شده اما هنوز به یک نامزدی رسمی برایش منجر نشده است.
اسکات تاکنون نامزد اسکار نشده است؛ واقعیتی که پس از نادیده گرفته شدن بازی تکاندهندهاش در «همه ما غریبهها هستیم» به نوعی دلخوری آشکار از آکادمی تبدیل شد.
«السینور» میتواند همان اصلاحیهای باشد که سالها منتظرش بودهایم. اسکات در این فیلم شوخطبعی، خودشیفتگی، وحشت و ظرافت چارلسون را همزمان در خود جای میدهد و در بخش پایانی فیلم، آمادگی هملت برای مواجهه با مرگ را در کنار آمادگی مردی در حال مرگ به شکلی خیرهکننده اجرا میکند؛ همان نوع بازی دشوار و ممتدی که اعضای آکادمی ماهها بعد، هنگام رأی دادن، هنوز تصویرش را در ذهن خواهند داشت.
این دقیقاً همان نوع نقشی است که آکادمی اسکار معمولاً در برابرش مقاومت نمیکند.
رأیدهندگان اسکار بارها تحت تأثیر بازیگرانی قرار گرفتهاند که مستقیماً به سوی مرگ میروند؛ از تام هنکس در «فیلادلفیا» در سال ۱۹۹۳ گرفته تا متیو مککانهی در «باشگاه خریداران دالاس» در سال ۲۰۱۳ و آنتونی هاپکینز که در «پدر» محصول ۲۰۲۰ در نقش مردی گرفتار زوال عقل ناپدید شد.
«السینور» روایت دوران ایدز را به این الگو اضافه میکند، با این تفاوت که پشت آن یک تاریخ واقعی نیز قرار دارد؛ داستانی که حتی برای کسانی که تصور میکنند آن را میشناسند، چیزهای تازهای برای کشف دارد.
چارلسون مردی واقعی و بازیگری واقعی بود که در شرایط واقعی درگذشت و همزمان نقش هملت را بازی کرد. این واقعیت چیزی نیست که الزاماً از اعضای آکادمی رأی بخواهد؛ بیشتر شبیه حکمی است که آنها را وادار میکند ارزش بزرگداشت چنین زندگیای را ببینند، آن هم از طریق بازیگری با استعداد اسکات.

اولیویا کلمن و بیلی پایپر؛ دو برگ برنده دیگر فیلم
در کنار اسکات، اولیویا کلمن نیز حضور دارد؛ بازیگری که به نظر میرسد وارد دورهای شبیه دوران متأخر مگی اسمیت شده و کاملاً از فرصت خود لذت میبرد.
کلمن در نقش پزشک چارلسون، بازی مکملی پر از خشونت کنترلشده و شیطنت ارائه میدهد؛ یک لحظه بداخلاق و لحظهای بعد تکاندهنده. او که پیشتر برای «سوگلی» اسکار گرفته، همچنان موفق میشود وجوهی تازه از تواناییهایش را نشان دهد که کمتر کسی انتظارش را دارد.
این بازی بدون هیچ اما و اگری میتواند در رقابت بهترین بازیگر زن مکمل قرار بگیرد؛ یکی از جذابترین و نقلقولپذیرترین نمایشهای یک بازیگر زن سالخورده در فصل جوایز، از زمان خود مگی اسمیت.
بیلی پایپر را نیز باید زیر نظر داشت. او در نقش مدیر انتخاب بازیگران و یکی از نزدیکترین افراد به چارلسون، کاری بسیار آرامتر و شاید غافلگیرکنندهتر ارائه میدهد.
این بازی از آن دست نقشهایی است که ممکن است ابتدا چندان به چشم نیاید اما در ادامه به یک شگفتی تبدیل شود.
سایمون استون پیشتر پایپر را در اجرای رادیکال «یرما» روی صحنه کارگردانی کرده بود؛ اجرایی که برای پایپر جایزه اولیویه را به همراه داشت. حالا این همکاری دوباره میتواند برای نخستین بار او را وارد گفتوگوهای فصل جوایز سینمایی کند.
اگر فوکس فیچرز با جسارت روی کمپین او سرمایهگذاری کند، پایپر میتواند یکی از غافلگیرکنندهترین مدعیان بهترین بازیگر زن مکمل باشد؛ کسی که هنوز بسیاری او را جدی نگرفتهاند.
فیلمی که تمام اجزایش برای فصل جوایز آماده است
دیگر بخشهای فنی «السینور» نیز کمنقص به نظر میرسند.
موسیقی استفن گرگوری پرانرژی و تأثیرگذار است؛ جایی که انتظار یک موسیقی باشکوه و سنگین دارید، موسیقی به حرکت درمیآید و جایی که منتظر صدایی بلند هستید، لطافت را انتخاب میکند.
سایمون استون با احترام یک تئاترساز به چهره بازیگر نگاه میکند و استفن برزفورد، فیلمنامهنویس «غرور»، داستانی نوشته که بسیار خندهدارتر از آن چیزی است که خلاصه داستان فیلم ممکن است القا کند و درست در لحظهای که باید، ضربه احساسی خود را وارد میکند.
اما یک نکته عجیب درباره فیلمنامه وجود دارد. نام «ایتن سیلورمن» بهعنوان صاحب ایده اولیه فیلم در تیتراژ آمده است. همین موضوع میتواند بحثی را میان کارشناسان فصل جوایز ایجاد کند: آیا آکادمی این فیلم را در بخش فیلمنامه اصیل قرار میدهد یا اقتباسی؟
انجمن نویسندگان آمریکا، فیلمنامه را اصیل طبقهبندی کرده است.
آیا «السینور» فقط فیلم اندرو اسکات است؟
اما پرسش اصلی این است: آیا «السینور» فقط فیلم اندرو اسکات است یا باید منتظر حضور گستردهتر آن در فهرست نامزدهای اسکار باشیم؟
یک بازیگر اصلی که کاملاً مورد توجه قرار بگیرد، گاهی میتواند کل فیلم را روی برگه رأی بالا بکشد.
«نقطه کور» با بازی ساندرا بولاک آنقدر محبوب بود که توانست فیلم را به جمع نامزدهای بهترین فیلم برساند؛ در حالی که تنها نامزدی دیگر فیلم نیز متعلق به خود بولاک بود و او در نهایت اسکار را برد.
«فوقالعاده بلند و بیش از حد نزدیک» نیز توانست با اتکا به بازی ماکس فون سیدو در نقش مکمل به نامزدی بهترین فیلم برسد. فیلم در نهایت هیچکدام از جوایز را نبرد، اما فون سیدو آشکارا یکی از رقبای اصلی کریستوفر پلامر برای بازی در «تازهکارها» بود؛ فیلمی که خود تنها همان یک نامزدی را به دست آورد.
از سوی دیگر، بازیهایی نیز وجود دارند که تحسین منتقدان را به تنهایی به دست میآورند.
کالین فرث در فیلم «یک مرد مجرد» ساخته تام فورد دقیقاً چنین شرایطی داشت؛ فیلم تنها یک نامزدی اسکار، برای فرث، به دست آورد و او نیز شکست خورد. اما یک سال بعد، فرث در میان موج ۱۲ نامزدی «سخنرانی پادشاه» قرار گرفت و جایزه را از آن خود کرد.
یک نامزدی تنها در بخش بازیگری، جایگاهی شکننده است و اسکات برای تبدیل نامزدی احتمالی خود به مجسمه طلایی، به حمایت بیشتری نیاز دارد.
«السینور» احتمالاً به نامزدی کلمن و پایپر در بخش بازیگری مکمل، حضور فیلمنامه برزفورد در میان نامزدها و شاید حتی چند نامزدی فنی مانند چهرهپردازی و تدوین نیاز دارد. حتی نامزدی بهترین فیلم نیز میتواند تعیینکننده باشد.
یک بازی بزرگ شما را نامزد میکند؛ فیلمی پر از بازیهای بزرگ است که شما را روی صحنه میبرد.
فوکس فیچرز استاد ساختن برندههای اسکار از زندگینامههاست
این دقیقاً میتواند نقطه قوت فوکس فیچرز باشد.
در ۲۵ سال گذشته، هیچ توزیعکننده تخصصی دیگری به اندازه فوکس در تبدیل بازیگران نقشآفرین در فیلمهای زندگینامهای به برندگان اسکار بهترین بازیگر مرد موفق نبوده است.
آدرین برودی برای «پیانیست»، شان پن برای «میلک»، متیو مککانهی برای «باشگاه خریداران دالاس»، ادی ردمین برای «تئوری همهچیز» و گری اولدمن برای «تاریکترین ساعت»؛ پنج بازیگر، که هر پنج نفر یک شخصیت واقعی را بازی کردند، فیلمهایشان در جشنوارههای پاییزی معرفی شد و سپس با اکرانی حسابشده و تدریجی وارد فصل جوایز شدند.
نکته مهمتر اینکه تمام این فیلمها نامزد اسکار بهترین فیلم نیز شدند.
«السینور» دقیقاً همین مسیر را دنبال میکند.
«هملت» بار دیگر برای فوکس خوشیمن است
خود ماده داستانی نیز پیشینهای اسکاری دارد و فوکس روی همین اعتبار حساب باز کرده است.
زمستان گذشته، این استودیو نخستین اسکار بهترین بازیگر زن خود را با جسی باکلی برای «همنت» به دست آورد؛ فیلمی درباره فقدان خانوادگیای که در نهایت به خلق «هملت» انجامید.
چند سال پیش نیز کنت برانا، یکی از مهمترین چهرههای سینمای شکسپیری، برای فیلمنامه اصیل «بلفاست» که توسط فوکس منتشر شده بود، اسکار گرفت.
علاقه آکادمی به آثار شکسپیری البته به اینجا ختم نمیشود. «شکسپیر عاشق» نیز پیشتر اسکارهای بازیگری را برای گوئینت پالترو و جودی دنچ به ارمغان آورده بود.
حالا برای دومین سال پیاپی، فوکس فیلمی مرتبط با «هملت» را وارد رقابت کرده است.
شکسپیر تاکنون برای این استودیو خوشیمن بوده است.
آیا اندرو اسکات بالاخره اسکار میگیرد؟
آخرین کلمات هملت این است: «باقی، سکوت است.»
اما «السینور» و بازیگری که در مرکز آن ایستاده، این جمله را به زیباترین شکل ممکن دروغ جلوه میدهند.
جمعه شب، در میان کوههای تلوراید، باقیمانده داستان سکوت نبود؛ یک سالن ایستاده بود و بازیگری که سرانجام برای نقشی که انگار از ابتدا برای او نوشته شده بود، همان استقبالی را دریافت کرد که سالها انتظارش را میکشید.
حالا باید دید آیا این تشویق ایستاده در تلوراید، نخستین نشانه از چیزی بزرگتر است یا نه.
اندرو اسکات هنوز اسکار ندارد. حتی یک نامزدی هم در کارنامهاش نیست. اما «السینور» میتواند همان نقشی باشد که این بازیگر را از حاشیه رقابت بیرون میآورد و مستقیماً به مرکز آن میرساند.
اگر فوکس فیچرز بتواند فیلم را در طول فصل جوایز بهدرستی هدایت کند، اسکات نهتنها میتواند نخستین نامزدی جوایز اسکار خود را به دست آورد، بلکه شاید در نهایت به نخستین مرد همجنسگرای آشکارا شناختهشدهای تبدیل شود که اسکار بهترین بازیگر مرد را دریافت میکند.
و برای بازیگری که سالها منتظر چنین نقشی بوده، زمانبندی شاید بالاخره به نفع او تغییر کرده باشد.
پرسشهای متداول
«السینور» درباره چیست؟
این فیلم داستان واقعی ایان چارلسون، بازیگر اسکاتلندی فیلم «ارابههای آتش»، را روایت میکند که در آخرین سال زندگی خود و در شرایط ابتلا به ایدز، نقش هملت را در تئاتر ملی لندن بازی کرد.
اندرو اسکات در «السینور» چه نقشی دارد؟
اسکات نقش ایان چارلسون را بازی میکند؛ بازیگری که آخرین اجرای مهم زندگیاش را در نقش هملت روی صحنه برد.
آیا اندرو اسکات تاکنون نامزد اسکار شده است؟
خیر. او تاکنون نامزد جایزه اسکار نشده است و «السینور» میتواند نخستین فرصت جدی او برای ورود به رقابت باشد.
آیا «السینور» میتواند برای اندرو اسکات اسکار بیاورد؟
بله، دستکم در ابتدای فصل جوایز، نقش و بازی او ظرفیت بالایی برای تبدیل شدن به یکی از مدعیان بهترین بازیگر مرد دارد؛ هرچند موفقیت نهایی به کمپین فیلم و میزان استقبال آکادمی از خود فیلم نیز بستگی خواهد داشت.
اولیویا کلمن در «السینور» چه نقشی دارد؟
کلمن نقش پزشک ایان چارلسون را بازی میکند و یکی از مهمترین بازیهای مکمل فیلم را ارائه میدهد.









