آیا «Wild Horse Nine» به طلسم ۳۰ ساله جان مالکوویچ در اسکار پایان میدهد؟
چارسو پرس: جان مالکوویچ شاید سرانجام برگ برندهای برای بازگشت به رقابت اسکار داشته باشد؛ نام این برگ برنده مارتین مکدونا است.
«Wild Horse Nine»، کمدی سیاهی که در بخش مسابقه جشنواره فیلم ونیز روی پرده رفت و ۱۳ دقیقه تشویق ایستاده دریافت کرد، روز جمعه در تلوراید نیز بهعنوان نمایش ویژه جشنواره به نمایش درآمد. فیلم دو مأمور سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا را در روزهای پرتنش پیش از کودتای شیلی در سال ۱۹۷۳ به جزیره ایستر میفرستد و از آنجا به بعد، موقعیتهای پوچ و عبث داستان را بهتدریج تشدید میکند.
گروه بازیگران فیلم بسیار قدرتمند است و استیو بوشمی، تام ویتس، پارکر پوزی و ماریانا دیگیرولامو، ستاره نوظهور سینمای شیلی، در آن حضور دارند؛ اما فیلم بر دوش بازی مشترک سم راکول و جان مالکوویچ است؛ بهویژه مالکوویچ که در حال حاضر بیشترین توجه فصل جوایز را به خود جلب کرده است.
نام مارتین مکدونا بهتنهایی برای اسکار اعتبار میآورد
فیلمی از مارتین مکدونا بهطور طبیعی با توجه ویژه فصل جوایز روبهرو میشود و او این اعتبار را بهدست آورده است.
«سه بیلبورد خارج از ابینگ، میزوری» و «بنشیهای اینیشرین» هر دو نخستین نمایش جشنوارهای خود را به مسیری موفق در رقابت اسکار تبدیل کردند. فیلم نخست هفت نامزدی اسکار به دست آورد و فیلم دوم با ۹ نامزدی همراه شد.
هر دو فیلم همچنین توانایی غیرمعمول مکدونا را در متقاعد کردن اعضای آکادمی برای جدی گرفتن نوع خاصی از فیلمهایش نشان دادند؛ آثاری که در آنها ناسزاگویی، اندوه و طنز فراوان در کنار یکدیگر قرار میگیرند و وزن احساسی آنها آنقدر زیاد است که نمیتوان بهسادگی برچسب «کمدی» بر آنها زد.
از سوی دیگر، شرکت سرچلایت پیکچرز مسیر تبدیل موفقیت در ونیز به حضور در مراسم اسکار را بهخوبی میشناسد. اسکار امسال و سال آینده از آخرین دورههایی خواهد بود که در سالن دالبی برگزار میشود و از سال ۲۰۲۹ قرار است مراسم به مرکز شهر لسآنجلس و یوتیوب منتقل شود.
این شرکت سابقه طولانی در تبدیل آثار فیلمسازمحور به مدعیان جدی اسکار دارد، بدون اینکه ویژگیهای نامتعارف و متفاوت این فیلمها را از بین ببرد.
پرسش اصلی اسکار: آیا بالاخره نوبت جان مالکوویچ است؟
با این حال، شاید جذابترین پرسش اسکاری درباره «وایلد هورس ناین» اصلاً به جایزه بهترین فیلم مربوط نباشد.
پرسش سادهتر است: آیا بالاخره نوبت جان مالکوویچ رسیده است؟
مالکوویچ تاکنون دو بار نامزد جایزه اسکار شده و هر دو نامزدی او در بخش بهترین بازیگر نقش مکمل بوده است؛ نخست برای «مکانهایی در قلب» در سال ۱۹۸۴ و سپس برای «در خط آتش» در سال ۱۹۹۳. او در هر دو رقابت شکست خورد.
پس از آن، تقریباً صحبت درباره بازگشت او به رقابت بازیگری اسکار متوقف شد.
«روابط خطرناک» در فاصله میان این دو نامزدی قرار داشت و پس از آن نیز فیلمهایی مانند «جان مالکوویچ بودن» و «پس از خواندن بسوزان» از مهمترین آثار کارنامه او بودند؛ اما هیچکدام نتوانستند مالکوویچ را دوباره به مرکز توجه آکادمی در بخش بازیگری بازگردانند.
چرا «وایلد هورس ناین» میتواند بازگشت مالکوویچ باشد؟
مالکوویچ بیش از سه دهه در سینما، تلویزیون و تئاتر فعالیت کرده و برخی از ماندگارترین بازیهای نسل خود را ارائه داده است، اما در تمام این مدت حتی یک بار دیگر نیز به فهرست جدی مدعیان آکادمی بازنگشته است.
همین غیبت طولانی است که «وایلد هورس ناین» را به گزینهای جذاب برای بازگشت او تبدیل میکند.
فیلمهای مکدونا معمولاً پر از شخصیتهایی هستند که به دلیل زخمهایشان خندهدار به نظر میرسند، به دلیل حماقت و پوچی رفتارشان خطرناک میشوند و به این دلیل تراژیک هستند که خودشان دقیقاً نمیدانند چه میخواهند.
مالکوویچ در چنین جهان داستانی تقریباً یک امتیاز ویژه دارد.
تواناییهای شاخص او شامل ایجاد تهدید حتی با یک نجوا، اجرای طنز خشک و بیحالت، دقت نمایشی و توانایی تبدیل عجیبترین دیالوگها به لحظاتی کوبنده است.
نقش او در «وایلد هورس ناین» میتواند به نمونهای کلاسیک از روایت «هنرمندی که بیش از حد دیر مورد توجه قرار گرفته» تبدیل شود، بدون آنکه رأیدهندگان مجبور شوند تاریخ را از نو تفسیر کنند.
او قبلاً در این رقابت بوده است؛ فقط از دوران دولتهای رونالد ریگان و بیل کلینتون تاکنون به آن بازنگشته است.
آکادمی اسکار از بازنگری در کارنامه بازیگران استقبال میکند
آکادمی اسکار همیشه از بازنگری در کارنامه هنری بازیگران باسابقه استقبال کرده است؛ بهخصوص زمانی که یک بازیگر شناختهشده در اختیار فیلمسازی قرار میگیرد که بتواند بهترین ویژگیهای او را دوباره آشکار کند.
نمونه روشن آن گری اولدمن در «تاریکترین ساعت» است.
اما مالکوویچ برای بازگشت به رقابت اسکار نیازی ندارد که رأیدهندگان او را از نو کشف کنند. چیزی که او نیاز دارد این است که آنها دوباره به یاد بیاورند چه چیزی او را از دیگران متمایز میکرد و مارتین مکدونا شاید بهترین فیلمسازی باشد که بتواند این خاطره را زنده کند.
«وایلد هورس ناین» برای بهترین فیلم چقدر شانس دارد؟
«وایلد هورس ناین» هنوز باید ثابت کند که این فرمول در رقابتی که قرار است بسیار شلوغ باشد، همچنان جواب میدهد.
حضور در جشنوارههای مهم دیگر بهتنهایی نامزدی بهترین فیلم اسکار را تضمین نمیکند. ونیز و تلوراید هر سال تعداد زیادی از مدعیان فصل جوایز را معرفی میکنند و واکنش آکادمی به کمدیهای دشوار و نامتعارف نیز همیشه قابل پیشبینی نیست.
مکدونا از اعتبار لازم برای برخورداری از اعتماد اولیه برخوردار است، اما حتی اعتبار او نیز باید دوباره فعال شود.
بنابراین نخستین پرسش این نیست که آیا «وایلد هورس ناین» میتواند نامزد بهترین فیلم شود یا نه.
پرسش این است که آیا فیلم میتواند به یکی از مدعیان رده اول تبدیل شود؟
پاسخ به این پرسش، دستکم در شرایط فعلی، مثبت به نظر میرسد.
سم راکول و استیو بوشمی هم میتوانند وارد رقابت اسکار شوند
مالکوویچ واضحترین گزینه برای تبلیغات اسکاری سرچلایت است، اما تنها گزینه نیست.
سم راکول نیز میتواند بهسرعت وارد رقابت بهترین بازیگر نقش مکمل شود؛ منابع میگویند او در همین بخش برای اسکار فعالیت تبلیغاتی خواهد داشت.
این اتفاق میتواند یادآور مسیر «سه بیلبورد خارج از ابینگ، میزوری» باشد؛ جایی که حضور راکول در رقابت به تقویت جایگاه همبازیاش وودی هارلسون در همان بخش کمک کرد.
در «وایلد هورس ناین» نیز شتاب گرفتن نام راکول میتواند توجهها را به سمت استیو بوشمی جلب کند؛ بازیگری باسابقه که به شکل شگفتانگیزی هنوز هیچگاه نامزد اسکار نشده است.
ماریانا دیگیرولامو، بازیگر شیلیایی که پابلو لارائین با فیلم «اما» او را به مخاطبان جهان معرفی کرد، نیز میتواند نظر رأیدهندگان آمریکایی را جلب کند و وارد بحث نامزدی بهترین بازیگر نقش مکمل زن شود.
تام ویتس و پارکر پوزی نیز باعث میشوند خود گروه بازیگران بخشی از هویت فصل جوایز فیلم باشد.
این موضوع بهخصوص در جوایز انجمن بازیگران سینما میتواند یک امتیاز باشد؛ جایی که فعالیت تبلیغاتی یک گروه بازیگری میتواند حتی در شرایطی که هر بازیگر بهتنهایی برای جلب توجه با رقابت شدیدی روبهروست، به ایجاد شتاب کمک کند.
اما محاسبات مربوط به اسکار پیچیدهتر است.

کودتای شیلی و بار سیاسی فیلم
پشتزمینه تاریخی «وایلد هورس ناین» نیز موضوع دیگری است که میتواند در مسیر اسکار اهمیت پیدا کند.
داستان فیلم در بستر کودتای شیلی در سال ۱۹۷۳ اتفاق میافتد؛ یکی از مهمترین و در عین حال بحثبرانگیزترین رویدادهای دوران جنگ سرد.
قرار دادن مأموران سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا در مرکز یک کمدی سیاه که در چنین دورهای میگذرد، به فیلم بار سیاسی اجتنابناپذیری میدهد.
پرسش این است که رأیدهندگان در سال ۲۰۲۶ این فیلم را چگونه خواهند خواند؟
بهعنوان یک روایت تاریخی؟ یک هجو سیاسی؟ تفسیری درباره قدرت آمریکا؟ یا ترکیبی ناپایدار از همه اینها؟
آکادمی اسکار هیچگاه از فیلمهای سیاسی گریزان نبوده است، اما در چنین آثاری لحن میتواند همهچیز را تعیین کند.
فیلمی که از تاریخ برای روشن کردن مسائل امروز استفاده کند، میتواند اثری فوری و ضروری به نظر برسد؛ اما فیلمی که به نظر برسد سیاست امروز را به زور بر یک داستان تاریخی تحمیل میکند، ممکن است بهجای آنکه درباره خود فیلم قضاوت شود، به همهپرسی درباره شرایط سیاسی روز تبدیل شود.
جان مالکوویچ همچنان مهمترین داستان «وایلد هورس ناین» است
با وجود تمام احتمالات مربوط به بهترین فیلم، فیلمنامه و گروه بازیگران، مالکوویچ همچنان روشنترین و جذابترین داستان اسکاری فیلم است.
بازگشت یک بازیگر بزرگ به رقابت اسکار پس از چنین غیبت طولانی، ذاتاً روایتی سینمایی و جذاب دارد.
اما اسکار فقط درباره میراث هنری نیست؛ زمانبندی نیز اهمیت دارد.
و شاید زمان بالاخره به نفع جان مالکوویچ تغییر کرده باشد.
آکادمی تقریباً ۳۰ سال مالکوویچ را فراموش کرد.
شاید این بار مارتین مکدونا آمده باشد تا اجازه ندهد چنین اتفاقی دوباره رخ دهد.








