اخبار سینمای ایران

کوئنتین تارانتینو چگونه از زیرمتن برای خلق فیلمنامه‌های ماندگار استفاده می‌کند؟

خلاصه نوشته
  • کوئنتین تارانتینو تنها با دیالوگ‌های تند، خشونت‌های غافلگیرکننده و شخصیت‌های عجیب شناخته نمی‌شود؛ یکی از مهم‌ترین رازهای موفقیت او استفاده استادانه از «زیرمتن» در فیلمنامه‌نویسی است. روشی که باعث می‌شود پشت هر گفت‌وگو، سکوت و رفتار شخصیت‌ها معنایی پنهان وجود داشته باشد.

چارسو پرس: وقتی صحبت از فیلمنامه‌نویسان تأثیرگذار سینمای معاصر می‌شود، نام کوئنتین تارانتینو معمولاً در میان نخستین گزینه‌ها قرار می‌گیرد. او با فیلم‌هایی مانند «سگ‌های انباری»، «داستان عامه‌پسند»، «بیل را بکش» و «روزی روزگاری در هالیوود» نشان داده که چگونه می‌توان از گفت‌وگوهای روزمره، موقعیت‌های ساده و حتی سکوت‌های طولانی برای ساختن لحظاتی ماندگار استفاده کرد.

اما پشت ظاهر پرزرق‌وبرق آثار تارانتینو، یک عنصر مهم داستانی وجود دارد که شاید کمتر دیده شود: زیرمتن. همان چیزی که شخصیت‌ها نمی‌گویند اما مخاطب آن را احساس می‌کند. تارانتینو در آغاز مسیر حرفه‌ای خود تصور می‌کرد «سگ‌های انباری» داستانی ساده درباره چند خلافکار است، اما یکی از مربیان و دوستانش به او یادآوری کرد که یک نویسنده فقط نباید داستان را روی کاغذ خلق کند؛ بلکه باید به لایه‌های پنهان شخصیت‌ها و روابط میان آن‌ها نیز فکر کند.

به گفته تارانتینو، «کار نویسنده را انجام داده‌ای؛ حالا باید کار کارگردان را انجام بدهی.» این جمله نشان می‌دهد که برای او فیلمنامه فقط مجموعه‌ای از اتفاقات و دیالوگ‌ها نیست، بلکه نقشه‌ای برای کشف احساسات، انگیزه‌ها و تضادهای پنهان شخصیت‌هاست.

زیرمتن چیست و چرا اهمیت دارد؟

زیرمتن به معنای لایه‌ای از معناست که در زیر اتفاقات ظاهری داستان جریان دارد. ممکن است شخصیت‌ها درباره موضوعی کاملاً معمولی صحبت کنند، اما دلیل واقعی حرف زدن آن‌ها چیز دیگری باشد.

برای مثال، وقتی یک شخصیت با فردی که دوستش دارد رفتار سردی نشان می‌دهد، سؤال مهم این نیست که فقط «چه می‌گوید؟» بلکه باید پرسید: «واقعاً چه احساسی پشت این رفتار وجود دارد؟»

یک فیلمنامه قدرتمند تنها بر اتفاقات بیرونی تکیه نمی‌کند؛ بلکه باید خواسته‌ها، ترس‌ها، گذشته و انگیزه‌های پنهان شخصیت‌ها را نیز مشخص کند.

زیرمتن در پایان «روزی روزگاری در هالیوود»

یکی از بهترین نمونه‌های استفاده تارانتینو از زیرمتن، پایان فیلم «روزی روزگاری در هالیوود» محصول ۲۰۱۹ است. داستان فیلم در اواخر دهه ۱۹۶۰ هالیوود می‌گذرد و در پس‌زمینه آن، حادثه تلخ قتل‌های خانواده منسون و کشته شدن شارون تیت قرار دارد.

تارانتینو که معمولاً به دلیل نمایش خشونت شناخته می‌شود، بیشتر خشونت فیلم را تا دقایق پایانی نگه می‌دارد. در پایان، اعضای خانواده منسون به جای خانه شارون تیت، وارد خانه کلیف بوث (برد پیت) می‌شوند و او، ریک دالتون (لئوناردو دی‌کاپریو) و سگش آن‌ها را از بین می‌برند.

پس از این اتفاق، ریک دالتون به خانه شارون تیت دعوت می‌شود و با او دیدار می‌کند؛ صحنه‌ای که در واقع هرگز در تاریخ واقعی رخ نداده است.

زیرمتن این پایان بسیار واضح اما تأثیرگذار است: تارانتینو نسخه‌ای خیالی از تاریخ را ارائه می‌دهد؛ نسخه‌ای که در آن قربانیان زنده می‌مانند و هالیوود فرصت دیگری برای تغییر گذشته پیدا می‌کند. این پایان در کنار فضای نوستالژیک فیلم، تبدیل به نوعی افسانه تلخ و شیرین درباره از دست رفتن یک دوره تاریخی می‌شود.

حتی انتخاب زمان نمایش عنوان پایانی فیلم نیز بخشی از همین معناست؛ عبارت «Once Upon a Time» ابتدا ظاهر می‌شود و بعد از مکثی کوتاه، کلمه «Hollywood» اضافه می‌شود؛ گویی تارانتینو ابتدا یک افسانه را آغاز می‌کند و سپس یادآوری می‌کند که این افسانه درباره هالیوود است.

چگونه نویسندگان می‌توانند از زیرمتن استفاده کنند؟

تارانتینو درباره «سگ‌های انباری» گفته است که برای ساخت رابطه میان آقای نارنجی و آقای سفید، مهم‌ترین سؤال برای او این بوده است:

«این شخصیت‌ها بیش از هر چیز در دنیا چه چیزی می‌خواهند؟»

پاسخ به چنین پرسش‌هایی می‌تواند مسیر یک فیلمنامه را تغییر دهد. نویسندگان باید پیش از نوشتن، درباره گذشته شخصیت‌ها، اهداف، ترس‌ها و خواسته‌های پنهان آن‌ها تحقیق کنند.

ساخت یک نقشه دقیق از شخصیت‌ها می‌تواند کمک بزرگی باشد؛ نقشه‌ای که مشخص کند هر شخصیت چه چیزی می‌خواهد، چه چیزی را پنهان می‌کند و چه تضادی میان ظاهر و باطن او وجود دارد.

در این صورت، حتی ساده‌ترین دیالوگ‌ها نیز می‌توانند معنای بیشتری پیدا کنند و مخاطب احساس کند پشت هر صحنه داستانی بزرگ‌تر در جریان است.

زیرمتن یکی از مهم‌ترین ابزارهایی است که تفاوت میان یک داستان معمولی و یک اثر ماندگار را رقم می‌زند. موفقیت فیلم‌های کوئنتین تارانتینو تنها به دیالوگ‌های مشهور یا ساختارهای غیرخطی آن‌ها محدود نمی‌شود؛ بلکه به توانایی او در خلق شخصیت‌هایی بازمی‌گردد که همیشه چیزی بیشتر از آنچه می‌گویند، در خود دارند.

از «سگ‌های انباری» تا «روزی روزگاری در هالیوود»، تارانتینو ثابت کرده است که سینما فقط درباره اتفاقاتی نیست که روی پرده دیده می‌شوند؛ بلکه درباره احساسات، خاطرات و معناهایی است که در پشت آن تصاویر پنهان شده‌اند. زیرمتن همان چیزی است که یک داستان را از یک روایت ساده به تجربه‌ای ماندگار تبدیل می‌کند.

سوالات متداول

زیرمتن در فیلمنامه‌نویسی چیست؟

زیرمتن به معناها، احساسات و انگیزه‌هایی گفته می‌شود که مستقیماً در دیالوگ یا اتفاقات داستان بیان نمی‌شوند، اما در رفتار شخصیت‌ها، انتخاب کلمات و موقعیت‌ها حضور دارند. زیرمتن باعث می‌شود داستان لایه‌های عمیق‌تری پیدا کند.

چرا زیرمتن در آثار کوئنتین تارانتینو اهمیت دارد؟

تارانتینو از زیرمتن برای نشان دادن روابط پیچیده میان شخصیت‌ها، انگیزه‌های پنهان و احساساتی استفاده می‌کند که شخصیت‌ها به زبان نمی‌آورند. این روش باعث می‌شود گفت‌وگوهای ساده ظاهری، معنای عمیق‌تری پیدا کنند.

تارانتینو چگونه در «سگ‌های انباری» از زیرمتن استفاده کرد؟

در «سگ‌های انباری»، رابطه میان آقای نارنجی و آقای سفید فراتر از یک داستان جنایی ساده است. تارانتینو با تمرکز بر اعتماد، خیانت و نیاز شخصیت‌ها به ارتباط انسانی، داستانی با لایه‌های احساسی خلق کرد.

نمونه معروف استفاده از زیرمتن در «روزی روزگاری در هالیوود» چیست؟

پایان فیلم «روزی روزگاری در هالیوود» نمونه‌ای از استفاده تارانتینو از زیرمتن است؛ جایی که او تاریخ واقعی قتل‌های خانواده منسون را تغییر می‌دهد و نسخه‌ای خیال‌انگیز از نجات قربانیان ارائه می‌کند. این پایان در واقع ادای احترامی به کسانی است که در آن حادثه جان باختند.

نویسندگان چگونه می‌توانند از تکنیک زیرمتن تارانتینو استفاده کنند؟

نویسندگان باید پیش از نوشتن دیالوگ‌ها، درباره خواسته‌های عمیق، ترس‌ها، گذشته و اهداف هر شخصیت فکر کنند. شناخت دقیق شخصیت‌ها کمک می‌کند دیالوگ‌ها تنها اطلاعات منتقل نکنند، بلکه احساس و معنای پنهان هم داشته باشند.

آیا زیرمتن فقط برای فیلم‌های درام کاربرد دارد؟

خیر. زیرمتن می‌تواند در تمام ژانرها از جمله جنایی، کمدی، اکشن و علمی‌تخیلی استفاده شود. حتی یک گفت‌وگوی ساده در یک فیلم اکشن می‌تواند دارای معناهای پنهان درباره روابط یا انگیزه‌های شخصیت‌ها باشد.

منظور تارانتینو از جمله «کار نویسنده را انجام داده‌ای، حالا باید کار کارگردان را انجام دهی» چیست؟

این جمله به اهمیت تبدیل متن روی کاغذ به تجربه‌ای تصویری اشاره دارد. تارانتینو معتقد است فیلمنامه‌نویس نباید فقط به داستان و دیالوگ فکر کند، بلکه باید به میزانسن، بازی بازیگران، سکوت‌ها و جزئیات تصویری هم توجه داشته باشد.

گرد آورنده
اعظم خالقی
مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا