نقد فیلم «How to Make a Killing» | کمدی جنایی سیاه درباره قتل، ثروت و جاهطلبی
- فیلم «How to Make a Killing» به نویسندگی و کارگردانی جان پاتون فورد، بازآفرینی مدرنی از کمدی کلاسیک «Kind Hearts and Coronets» است که با بازی گلن پاول، داستان مردی جاهطلب را روایت میکند که برای رسیدن به ثروتی افسانهای، تصمیم میگیرد یکی پس از دیگری اعضای خانواده خود را از میان بردارد.
چارسو پرس: اقتباس از آثار کلاسیک سینما همیشه با ریسک بزرگی همراه است؛ بهویژه زمانی که فیلم اصلی جایگاه ویژهای در تاریخ سینما داشته باشد. «How to Make a Killing» با الهام از فیلم مشهور «Kind Hearts and Coronets» محصول ۱۹۴۹ ساخته شده، اما بهجای بازسازی مستقیم، تلاش میکند داستانی تازه درباره حرص، جاهطلبی و فرهنگ ثروت در دنیای معاصر ارائه دهد. نتیجه اثری است که در آن قتلهای زنجیرهای، طنز سیاه و نقد سرمایهداری در کنار هم قرار میگیرند.
بازآفرینی مدرن یک کلاسیک بریتانیایی
احتمالاً بخش بزرگی از تماشاگران «How to Make a Killing» هرگز فیلم کلاسیک «Kind Hearts and Coronets» محصول ۱۹۴۹ را ندیدهاند یا حتی نام آن را نشنیدهاند. با این حال، فیلم جدید جان پاتون فورد نه یک بازسازی مستقیم، بلکه بازآفرینی آزادی از آن اثر کلاسیک محسوب میشود.
فیلم اصلی که یکی از آثار شاخص استودیوهای ایلینگ به شمار میرود، داستان مردی را روایت میکرد که برای رسیدن به ارث خانوادگی، تصمیم میگرفت تمام بستگان ثروتمند خود را به قتل برساند. اثری که با طنز سیاه بریتانیایی و بازی درخشان الک گینس به یک کلاسیک ماندگار تبدیل شد.
مردی که برای ثروت حاضر است همه را حذف کند
در نسخه جدید، گلن پاول نقش بکت ردفلو را بازی میکند؛ جوانترین و کماهمیتترین عضو یک خاندان فوقالعاده ثروتمند.
بکت در شرایطی نهچندان مطلوب بزرگ شده است. مادرش پس از بارداری خارج از ازدواج از خانواده طرد شده و او زندگی خود را در محلهای معمولی در نیوجرسی سپری کرده است. اما پس از تحمل سالها تحقیر و ناکامی، تصمیم میگیرد مسیر رسیدن به ثروت خانوادگی را کوتاه کند؛ مسیری که از قتل هفت نفر از بستگانش میگذرد.
«How to Make a Killing» داستان مردی است که برای رسیدن به ثروت خانوادگی، قتل را به ابزاری برای صعود اجتماعی تبدیل میکند؛ کمدی سیاهی که در پس شوخیهایش، نقدی تند به فرهنگ پول و قدرت ارائه میدهد.
قتلهایی که با طنز سیاه همراه میشوند
اولین قربانی بکت، تیلور، یک فعال بازار مالی است. اما این تنها آغاز ماجراست. او بهتدریج سایر اعضای خانواده را نیز هدف قرار میدهد و در این مسیر وارد روابط پیچیدهای میشود.
از جمله این روابط، آشنایی او با روث است؛ زنی که پیشتر نامزد یکی از قربانیان بوده است. در کنار او، شخصیت جولیا با بازی مارگارت کوالی نیز حضوری تعیینکننده دارد؛ زنی جاهطلب و بیرحم که تجسم عطش سیریناپذیر برای پول و قدرت است.
نقد فرهنگ ثروت و سرمایهداری مدرن
فیلم تنها درباره قتل نیست. جان پاتون فورد تلاش میکند داستان را به بستری برای نقد فرهنگ ثروت در جامعه امروز تبدیل کند.
خاندان ردفلو نماینده «ثروت قدیمی» هستند؛ خانوادهای که نسلها از امتیازات اقتصادی و اجتماعی بهره بردهاند. بکت نیز در تلاش است خود را به این طبقه برساند و برای دستیابی به آن، هیچ مرزی را به رسمیت نمیشناسد.
گلن پاول؛ نقطه قوت اصلی فیلم
بزرگترین سرمایه فیلم بدون تردید گلن پاول است. بازیگری که پس از موفقیتهای اخیرش، بار دیگر توانایی خود را در ایفای شخصیتهای پیچیده و خاکستری نشان میدهد.
بکت شخصیتی است که دائماً در حال برنامهریزی، محاسبه و تصمیمگیری است و پاول موفق میشود این ذهن فعال و جاهطلب را به شکلی باورپذیر به تصویر بکشد. او انرژی لازم برای پیش بردن داستان را فراهم میکند و حتی در لحظات ضعیف فیلم نیز مخاطب را با خود همراه نگه میدارد.
بازیگران مکمل و جهان عجیب فیلم
در میان بازیگران مکمل، بیل کمپ و تاپر گریس عملکرد قابل توجهی دارند. یکی نقش یکی از چهرههای بانفوذ دنیای مالی را ایفا میکند و دیگری در نقش یک کشیش فاسد ظاهر میشود.
فیلم همچنین با مراسمهای تشییع جنازه متعدد و قتلهایی که به شکل غیرمنتظرهای آسان رخ میدهند، فضایی سورئال و اغراقآمیز خلق میکند؛ فضایی که گاهی یادآور آثار طنز سیاه کلاسیک است.
مقایسه با آثار مشابه
«How to Make a Killing» در کنار فیلمهایی مانند «Dexter»، «Succession» و «Beef» قرار میگیرد؛ آثاری که مخاطب را وادار میکنند با شخصیتهایی همدلی کند که از نظر اخلاقی چندان قابل دفاع نیستند.
با این حال، فیلم جان پاتون فورد بیشتر از آنکه بخواهد شوکه کند، قصد سرگرم کردن دارد و قتل را به ابزاری برای روایت طنزی تلخ درباره جاهطلبی و طمع تبدیل میکند.
جمعبندی نهایی
فیلم «How to Make a Killing» شاید به جسارت و تأثیرگذاری نسخه کلاسیک «Kind Hearts and Coronets» نرسد، اما همچنان اثری سرگرمکننده و قابلتوجه است که با بهرهگیری از طنز سیاه، قتلهای زنجیرهای و نقد فرهنگ ثروت، تجربهای متفاوت ارائه میدهد.
حضور گلن پاول و مارگارت کوالی مهمترین نقطه قوت فیلم است و باعث میشود حتی در لحظاتی که روایت دچار افت میشود، جذابیت خود را حفظ کند. در نهایت، «How to Make a Killing» بیش از آنکه درباره جنایت باشد، درباره وسوسه پول و قدرت است؛ وسوسهای که شخصیتهایش را به هر قیمتی به پیش میراند.
«How to Make a Killing» با ترکیب طنز سیاه، تریلر جنایی و نقد اجتماعی، تصویری کنایهآمیز از دنیایی ارائه میدهد که در آن ثروت میتواند ارزش هر چیز دیگری را تحتالشعاع قرار دهد. فیلم اگرچه به یک شاهکار تبدیل نمیشود، اما به لطف بازی گلن پاول و نگاه طعنهآمیزش به فرهنگ پول و قدرت، اثری سرگرمکننده و قابل بحث باقی میماند.
امتیاز نویسنده
کارگردانی
فیلمنامه
بازیگری
جنبههای فنی (فیلمبرداری، تدوین، موسیقی و...)
ارزش تماشا
امتیاز نویسنده به این فیلم









