«پروسیکیوشن»؛ درامی پرتنش درباره وکیلی که خود قربانی جنایت نفرتمحور میشود
- فیلم «پروسيکیوشن» ساخته فرّاز شریعت، برنده بخش پانورامای برلیناله، یک درام دادگاهی پرتنش است که در قالبی نزدیک به تریلر انتقامی، داستان یک وکیل زن آلمانی-کرهای را روایت میکند؛ زنی که پس از قربانی شدن در یک حمله نفرتمحور، تصمیم میگیرد سیستم قضایی را از درون به چالش بکشد.
چارسو پرس: فرّاز شریعت در فیلم «پروسیکیوشن» (Staatsschutz) دنیای پیچیده و خشک حقوقی آلمان را به صحنهای پرهیجان و پرتنش تبدیل میکند؛ جایی که قانون، عدالت و خشونت سیاسی در هم تنیده میشوند. این فیلم با الهام از افزایش جرایم نفرتمحور در آلمان، داستان زنی را دنبال میکند که در دل یک سیستم بهظاهر بیطرف، به دنبال عدالت میگردد؛ اما خود در مرکز یک حمله هدفمند قرار میگیرد.
عدالت در مرز قانون و انتقام
«پروسیکیوشن» یک درام دادگاهی فشرده است که در دل زبان خشک حقوقی، با شدت و هیجان یک تریلر انتقامی روایت میشود. داستان درباره «سِیو کیم» (Seyo Kim)، یک وکیل دولتی آلمانی-کرهای است که در پروندههای جرایم نفرتمحور کار میکند؛ پروندههایی که اغلب با نرخ بالای بسته شدن بدون نتیجه در سیستم قضایی آلمان مواجهاند.
او در ظاهر، بخشی از یک سیستم است که ادعای بیطرفی دارد؛ اما در عمل، همین بیطرفی به پوششی برای نادیده گرفتن خشونتهای راستافراطی تبدیل شده است.
زندگی شخصی و انزوای یک وکیل
در خانه، سِیو در آپارتمانی کوچک و سرد زندگی میکند. او با پدرش به آلمانی صحبت میکند و پدرش به کرهای پاسخ میدهد؛ نشانهای از فاصله عاطفی و فرهنگی که او را از همه جدا کرده است. تنها ارتباط انسانی واقعیاش، رابطهای پراکنده با دوستدخترش «مین-سو» است.
در دادگاه، او با نگاههای خصمانه متهمان نئونازی و حامیانشان روبهرو میشود، اما تلاش میکند خونسردی خود را حفظ کند. در جهانی که «بیطرفی» ارزش مطلق تلقی میشود، او نیز مجبور است همین نقش را بازی کند.
«وقتی بیطرفی خودش به شکل خشونت درمیآید»
در «پروسیکیوشن»، سیستم قضایی بهجای محافظت از قربانیان، در بسیاری مواقع به ابزاری برای انکار واقعیت خشونت تبدیل میشود. فیلم نشان میدهد که چگونه مفهوم بیطرفی میتواند در برابر خشونت راستافراطی، خود به نوعی همدستی خاموش تبدیل شود.
حمله و نقطه انفجار
پس از آنکه سِیو در یک پارک عمومی با حملهای خشونتبار مواجه میشود و هدف کوکتل مولوتوف قرار میگیرد، همهچیز تغییر میکند. او نهتنها قربانی یک جنایت نفرتمحور است، بلکه حالا در برابر سیستمی قرار دارد که تمایل چندانی به پیگیری جدی پرونده ندارد.
با وجود مخالفت مقامات ارشد، او تصمیم میگیرد خودش وارد تحقیقات شود؛ حتی اگر مجبور باشد از مرزهای قانونی عبور کند.
تحقیق شخصی و فروپاشی مرز قانون
سِیو بهطور مخفیانه اسناد پروندههای قدیمی را بررسی میکند، عکسها و مقالات را روی پنجره خانهاش میچسباند و عملاً خود را از جامعه جدا میکند. در نهایت، او حتی در دادگاه نقش وکیل خودش را برعهده میگیرد و شاهدان را مجبور به شهادت میکند؛ حتی اگر این کار جان آنها را به خطر بیندازد.
در این نقطه، فیلم بهتدریج از یک درام حقوقی به یک تریلر اخلاقی تاریک تبدیل میشود.
ضدقهرمان در دل سیستم
سِیو را نمیتوان یک قهرمان سنتی دانست. او نه قدرت ماورایی دارد و نه ابزارهای فانتزی. اما خشم و حس بقا، او را به شخصیتی تبدیل میکند که از درون سیستم علیه همان سیستم میجنگد.
فیلم بهطور هوشمندانه او را به یک ضدقهرمان شبیه «لزبث سالاندر» در «دختری با خالکوبی اژدها» نزدیک میکند؛ فردی که عدالت را نه در چارچوب قانون، بلکه در مرزهای شکسته آن جستوجو میکند.
نمادها و جهان بصری
یکی از نمادهای مهم فیلم، خودروی عضلانی مشکیرنگی است که در پایان فیلم ظاهر میشود؛ نشانهای از خشم مهارناپذیر و حرکت به سمت نوعی عدالت شخصی. همچنین طراحی بصری فیلم، با قاببندیهای فشرده و فضای خفقانآور، حس فشار دائمی بر شخصیت اصلی را تقویت میکند.
نتیجهگیری؛ عدالت یا انتقام؟
در نهایت، «پروسیکیوشن» بیش از آنکه پاسخ دهد، پرسش ایجاد میکند: وقتی سیستم قضایی از پاسخگویی بازمیماند، آیا عبور از قانون قابل توجیه است؟ فیلم پاسخی قطعی ارائه نمیدهد، اما تماشاگر را در میانه یک بحران اخلاقی رها میکند.
«پروسیکیوشن» یک تریلر دادگاهی پرکشش است که با وجود ساختار نسبتاً کلاسیک خود، به لطف اجرای پرتنش و نگاه سیاسیاش، به تجربهای درگیرکننده تبدیل میشود. فرّاز شریعت در این فیلم نشان میدهد که چگونه عدالت میتواند در سایه بیطرفی ادعایی، به مفهومی شکننده و گاه خطرناک تبدیل شود؛ مفهومی که هر لحظه ممکن است به جای حمایت از قربانی، او را به تنهایی و خشم سوق دهد.
امتیاز نویسنده
کارگردانی
فیلمنامه
بازیگری
جنبههای فنی (فیلمبرداری، تدوین، موسیقی و...)
ارزش تماشا
امتیاز نویسنده به این فیلم









