نقد فیلم «Faces of Death»؛ بازگشت یک کابوس کالت با نگاهی تازه به عطش تماشای خشونت واقعی

- فیلم «Faces of Death» با بازی باربی فریرا و دیکر مونتگومری، به جای بازسازی مستقیم فیلم جنجالی سال ۱۹۷۸، روایتی اسلشر و روانشناختی ارائه میدهد که مرز میان خشونت واقعی، رسانههای اجتماعی و میل انسان به تماشای تصاویر ممنوعه را به چالش میکشد.
چارسو پرس: سینمای وحشت همواره آینهای از ترسهای هر دوره بوده است. اگر در دهههای گذشته، هیولاها و موجودات فراطبیعی نماد این ترسها بودند، امروز اینترنت، شبکههای اجتماعی و میل سیریناپذیر انسان به تماشای خشونت واقعی، به سوژه اصلی بسیاری از آثار ترسناک تبدیل شدهاند. فیلم «Faces of Death» نیز با الهام از یکی از جنجالیترین آثار کالت تاریخ سینما، تلاش میکند این وسواس مدرن را در قالب یک اسلشر پرتنش به تصویر بکشد؛ فیلمی که بیش از نمایش خون و خشونت، درباره اشتیاق مخاطب برای دیدن «واقعیت» است.
وقتی سینمای وحشت میخواست واقعی به نظر برسد
در دهه ۱۹۷۰، فیلمهای ترسناک روزبهروز خشنتر و بیرحمتر شدند.
اما آنچه تغییر کرد، فقط میزان خونریزی یا صحنههای خشونتآمیز نبود.
حس تازهای نیز به این آثار اضافه شد؛ این تصور که مخاطب دیگر صرفاً در حال تماشای خشونت سینمایی نیست، بلکه با خشونتی «واقعی» روبهرو شده است؛ خشونتی که تمام ترسهای وجودی انسان را به نمایش میگذارد.
اگر فیلم «Psycho» ساخته آلفرد هیچکاک در سال ۱۹۶۰ نخستین جرقه موج فیلمهای اسلشر را زد، بسیاری معتقدند نقطه عطف واقعی این جریان، قتلهای هولناک خانواده منسون بود.
این جنایتها چنان شوکی به جامعه آمریکا وارد کردند که به نوعی کابوس جمعی تبدیل شدند؛ کابوسی که بعدها در بسیاری از فیلمهای ترسناک دهه هفتاد بازتاب یافت.
«کشتار با ارهبرقی در تگزاس» و آغاز وسواس واقعگرایی
فیلمهایی مانند «The Texas Chain Saw Massacre» از همین فضای روانی الهام گرفتند.
این فیلم خود را بر اساس یک داستان واقعی معرفی میکرد و با تصویربرداری خشن، کثیف و مستندنما، تماشاگر را متقاعد میکرد که در حال دیدن اتفاقاتی واقعی است.
در ادامه، آثاری مانند «The Last House on the Left» نیز همین مسیر را ادامه دادند.
رفتهرفته، مخاطبان به این نوع از خشونت عادت کردند.
دیگر خون بیشتر یا قتلهای خشنتر کافی نبود.
تماشاگران، یا دستکم بخشی از آنها، به دنبال تجربهای شدیدتر بودند.
آنها میخواستند فیلمی ببینند که آنقدر افراطی باشد که مرز میان سینما و واقعیت را از بین ببرد.
دهه ۱۹۷۰ تنها دوران اوج فیلمهای اسلشر نبود؛ دورهای بود که مخاطبان برای نخستین بار احساس کردند شاید آنچه روی پرده میبینند، واقعاً اتفاق افتاده باشد. همین عطش برای دیدن «خشونت واقعی» مسیر تازهای را در تاریخ سینمای وحشت آغاز کرد.
فیلمی که مرز میان حقیقت و دروغ را از بین برد
در سال ۱۹۷۸، فیلم «Faces of Death» دقیقاً برای پاسخ دادن به همین عطش ساخته شد.
این اثر که در دسته فیلمهای موسوم به Mondo Horror قرار میگرفت، خود را یک مستند معرفی میکرد.
فیلم وانمود میکرد تصاویری واقعی از شکنجه و قتل انسانها و حیوانات را به نمایش میگذارد.
در واقع، بخشی از فیلم از تصاویر مستند واقعی استفاده میکرد، اما تقریباً تمام صحنههای قتل و اعدام ساختگی بودند.
آنچه مخاطب بهعنوان قتل واقعی میدید، در حقیقت صحنههایی بود که با بازیگران فیلمبرداری شده و تنها با ظاهری مستندنما ارائه شده بودند.
با وجود این، «Faces of Death» دقیقاً روی نقطه حساسی دست گذاشت.
فیلم در گیشه جهانی بیش از ۳۵ میلیون دلار فروش کرد؛ رقمی بسیار قابل توجه برای سال ۱۹۷۸.
در سالهای بعد نیز با گسترش نوارهای VHS، به یکی از مشهورترین آثار کالت تاریخ سینمای وحشت تبدیل شد.
فیلمی که آینده اینترنت را پیشبینی کرده بود
امروز که به «Faces of Death» نگاه میکنیم، به نظر میرسد این فیلم سالها از زمان خود جلوتر بوده است.
در واقع، این اثر عطشی را پیشبینی کرده بود که امروزه اینترنت هر روز آن را تغذیه میکند؛
میل انسان به دیدن چیزهایی که ممنوع، پنهان یا غیرقابل نمایش هستند.
همین ویژگی است که نسخه جدید «Faces of Death» را از یک بازسازی ساده متمایز میکند.
این بار خبری از بازسازی نیست
نسخه تازه «Faces of Death» در نگاه اول حالوهوای فیلمهای ارزانقیمت دهه هفتاد را زنده میکند.
اما برخلاف تصور، این اثر نه بازسازی مستقیم فیلم اصلی است و نه یک مستند ساختگی دیگر.
دنیل گلدهابر، کارگردان و یکی از نویسندگان فیلم که پیشتر با «How to Blow Up a Pipeline» شناخته شد، این بار یک فیلم اسلشر نوستالژیک ساخته که در پس ظاهر سادهاش، ایدهای جدی را دنبال میکند.
فیلم در واقع اثری درجه B است که درباره خود فیلم «Faces of Death» و تأثیر آن بر فرهنگ امروز تأمل میکند.
در مرکز داستان، قاتلی زنجیرهای قرار دارد که قتلها و اعدامهای مشهور فیلم سال ۱۹۷۸ را دوباره اجرا میکند و ویدئوهای آنها را در اینترنت منتشر میسازد.
قتل به عنوان جذابترین کلیک اینترنت
اما این قاتل تنها یک جنایتکار معمولی نیست.
او با آگاهی کامل از سازوکار رسانههای امروز عمل میکند.
قتلهایش را به شکلی طراحی میکند که بیشترین بازدید را در فضای مجازی داشته باشند.
در واقع، او قتل را به نهاییترین شکل کلیکبیت تبدیل کرده است.
پیام او ساده اما تکاندهنده است:
«قبول کنید؛ چیزی که واقعاً میخواهید، همین است.»
و اگر به حجم محتوای خشونتآمیز، ویدئوهای شوکهکننده و تصاویر ممنوعهای که هر روز در اینترنت جستوجو میشوند نگاه کنیم، شاید نتوان چندان هم با او مخالفت کرد.
فیلمی درباره عطش تماشای ممنوعه
منتقد معتقد است «Faces of Death» دقیقاً برای عصری ساخته شده که مرز میان حقیقت، شایعه و خشونت آنلاین بیش از هر زمان دیگری از بین رفته است.
او برای توضیح این موضوع به یکی از مشهورترین افسانههای اینترنتی، یعنی Frazzledrip اشاره میکند؛ شایعهای درباره یک فایل ویدئویی ادعایی که سالها در فضای مجازی دستبهدست شد و بسیاری از کاربران اینترنت درباره واقعی بودن آن بحث کردند.
منتقد عمداً از توضیح جزئیات این افسانه خودداری میکند و تنها میگوید همین کنجکاوی برای دیدن چیزهایی که نباید دیده شوند، نشان میدهد نسخه جدید «Faces of Death» دقیقاً مخاطب عصر اینترنت را هدف قرار داده است.
باربی فریرا در نقش دختری که وظیفهاش تشخیص حقیقت از دروغ است
شخصیت اصلی فیلم، مارگوت با بازی باربی فریرا، دختری خجالتی از نسل «زد» است که در شرکتی به نام Kino بهعنوان ناظر محتوای آنلاین کار میکند.
شغل او در ظاهر ساده به نظر میرسد، اما در عمل با یکی از تاریکترین جنبههای اینترنت سروکار دارد.
مارگوت باید ساعتها ویدئوهای ارسالی کاربران را تماشا کند و تشخیص دهد کدام تصاویر واقعی هستند، کدام ساختگیاند، کدام صرفاً آنقدر ممنوعه هستند که هیجان ایجاد کنند و کدام آنقدر افراطیاند که باید از انتشارشان جلوگیری شود.
فیلم البته هیچگاه دقیقاً توضیح نمیدهد معیار این مرزبندی چیست؛ بهویژه وقتی بسیاری از تصاویر خشونتآمیز همچنان اجازه انتشار پیدا میکنند.
باربی فریرا که پیشتر با سریال «Euphoria» و فیلم «Bob Trevino Likes It» مورد توجه قرار گرفته بود، مارگوت را با ترکیبی از آسیبپذیری، اضطراب و تردید بازی میکند.
همین ویژگی باعث میشود او نسبت به بسیاری از شخصیتهای کلیشهای «دختر نهایی» در فیلمهای اسلشر، شخصیتپردازی ملموستر و انسانیتری داشته باشد.
گذشتهای که هنوز دست از سر مارگوت برنداشته است
دلیل اصلی اضطراب دائمی مارگوت، تنها شغلش نیست.
او سالها پیش درگیر حادثهای شده که همچنان زندگیاش را تحت تأثیر قرار داده است.
در نوجوانی، هنگام اجرای یک حرکت خطرناک روی ریل قطار، خواهرش مقابل دوربین جان خود را از دست داده است.
همین اتفاق، مارگوت را ناخواسته به چهرهای شناختهشده در فضای مجازی تبدیل کرده؛ شهرتی که نه افتخارآمیز است و نه چیزی که او بخواهد دربارهاش صحبت کند.
به همین دلیل، مارگوت ترجیح میدهد در سکوت، پشت میز کار خود پنهان شود و از هرگونه جلب توجه دور بماند.
فیلم با انتخاب یک ناظر محتوای اینترنتی بهعنوان شخصیت اصلی، یکی از ترسناکترین واقعیتهای عصر دیجیتال را به تصویر میکشد؛ افرادی که هر روز ساعتها خشونت، مرگ و تصاویر تکاندهنده را تماشا میکنند تا دیگران هرگز آنها را نبینند.
ویدئوهایی که شاید واقعی باشند
در محل کار، مارگوت با مجموعهای از ویدئوهای زیرزمینی روبهرو میشود که بیش از هر زمان دیگری ذهنش را درگیر میکنند.
این تصاویر شامل صحنههایی از مرگهای آیینی و خشونتهای هولناک هستند؛ ویدئوهایی که آنقدر واقعی به نظر میرسند که تشخیص ساختگی یا واقعی بودنشان تقریباً غیرممکن است.
همین ابهام، هسته اصلی تعلیق فیلم را شکل میدهد.
آیا این ویدئوها صرفاً بازسازیهای سینماییاند؟
یا کسی واقعاً در حال ثبت و انتشار قتلهای واقعی است؟
کشف ارتباط با فیلم اصلی
مارگوت از طریق هماتاقیاش، رایان با بازی آرون هالیدی، که عاشق فیلمهای ترسناک کلاسیک است، با نسخه اصلی «Faces of Death» آشنا میشود.
رایان بهسرعت متوجه شباهت عجیب میان ویدئوهای جدید و صحنههای فیلم سال ۱۹۷۸ میشود.
کمکم روشن میشود تمام قتلهایی که مارگوت در فضای مجازی دیده، نسخههای تقلیدی همان قتلهای مشهور فیلم اصلی هستند.
این کشف، داستان را وارد مرحله تازهای میکند.
قاتلی که اینترنت را بهتر از همه میشناسد
تماشاگر از همان ابتدا میداند قتلهای جدید واقعیاند.
فیلم همزمان مسیر حرکت قاتل را نیز دنبال میکند.
قاتل داستان، آرتور با بازی دیکر مونتگومری، افراد نسبتاً مشهور اما کماهمیت را میرباید؛ از اینفلوئنسرهای جنجالی گرفته تا مجریان تلویزیونی محلی.
او قربانیانش را در قفسهایی داخل زیرزمین خانهای کاملاً معمولی در یکی از محلههای حومه فلوریدا زندانی میکند؛ خانهای که از بیرون هیچ تفاوتی با سایر خانههای منطقه ندارد.
قربانیان منتظر میمانند تا نوبتشان برسد و در یکی از ویدئوهای مرگبار آرتور ظاهر شوند.
دیکر مونتگومری؛ قاتلی با چهرهای فریبنده
دیکر مونتگومری با چهرهای آرام و حتی کودکانه، شخصیتی میآفریند که برخلاف ظاهرش، بسیار حسابگر و خطرناک است.
آرتور استاد تغییر چهره و بازی کردن نقشهای مختلف است.
گاهی مردی دستوپاچلفتی و خجالتی به نظر میرسد.
گاهی همسایهای مؤدب و قانونمدار است.
و گاهی فردی که وانمود میکند قربانی تجاوز به حریم خصوصی شده است.
هنگام ربودن قربانیان، ماسکی سفید و ترسناک بر چهره میزند و هنگام اجرای قتلها، از ماسکی پارچهای استفاده میکند.
اما مهمترین ویژگی شخصیت او، نه ظاهرش بلکه طرز فکرش است.
«من فقط چیزی را میدهم که مردم میخواهند»
یکی از جذابترین صحنههای فیلم زمانی است که آرتور درباره انگیزههای خود صحبت میکند.
او معتقد است اینترنت از وجود او سود میبرد.
شرکتهای تولید اسلحه از او سود میبرند، چون هرچه ترس مردم بیشتر شود، فروش سلاح هم افزایش پیدا میکند.
دولتها نیز از چنین فضایی استقبال میکنند، زیرا افزایش ترس و ناامنی، کنترل جامعه را آسانتر میکند.
از نگاه او، خودش تنها بخشی از یک چرخه بزرگتر است.
او با لحنی کنایهآمیز میگوید:
«من فقط همان چیزی را به مردم میدهم که خودشان میخواهند.»
قاتل «Faces of Death» تنها یک جنایتکار زنجیرهای نیست؛ او محصول اقتصاد توجه در عصر شبکههای اجتماعی است، جایی که هر تصویر شوکهکننده میتواند میلیونها بازدید و هزاران کلیک به همراه داشته باشد.
اقتصاد توجه؛ دشمن تازه سینمای وحشت
منتقد معتقد است همین ایده که یک قاتل زنجیرهای بخشی از اقتصاد توجه و فرهنگ وایرال شدن باشد، اگرچه تا حدی سادهسازی شده است، اما به فیلم بافتی متفاوت میبخشد.
درست مانند بسیاری از فیلمهای ارزانقیمت دهه هفتاد، «Faces of Death» نیز در پس ظاهر خشن خود، تلاش میکند درباره جامعه امروز حرفی بزند.
فیلم شاید اثری پرزرقوبرق و پر از اغراق باشد، اما جاهطلبی آن در طرح پرسشهای فرهنگی، آن را از بسیاری از اسلشرهای معمولی متمایز میکند.
حتی کمپین تبلیغاتی فیلم نیز از همین رویکرد پیروی میکند؛ تا جایی که بخشی از پوسترهای تبلیغاتی آن با عنوان «پوسترهای سانسورشده» منتشر شدهاند تا حس ممنوعه بودن اثر را تقویت کنند.
«Faces of Death»؛ احیای یک ایده قدیمی برای عصر اینترنت
منتقد در جمعبندی خود تأکید میکند که ایده اصلی فیلم، یعنی تبدیل یک قاتل زنجیرهای به محصول «اقتصاد توجه» و فرهنگ وایرال شدن، شاید از نظر پرداخت چندان عمیق نباشد، اما به فیلم هویتی متفاوت میبخشد.
درست مانند بسیاری از آثار گرایندهاوس (Grindhouse) دهه ۱۹۷۰، «Faces of Death» نیز تنها به نمایش خشونت بسنده نمیکند و میکوشد درباره جامعهای سخن بگوید که مرز میان سرگرمی، رسانه و خشونت در آن هر روز کمرنگتر میشود.
به اعتقاد منتقد، این فیلم نمونهای از یک «فیلم آشغال جاهطلب» است؛ اثری که با وجود بهرهگیری از عناصر سینمای درجه B، از مطرح کردن ایدههای بزرگ و بحثبرانگیز هراسی ندارد.
حتی کمپین تبلیغاتی آن نیز بر همین رویکرد بنا شده است؛ تا جایی که در بسته تبلیغاتی فیلم، مجموعهای از «پوسترهای سانسورشده» قرار داده شده تا حس ممنوعه بودن و ساختارشکنی اثر را تقویت کند.
ترس واقعی، همیشه درباره مرگ نبوده است
منتقد یادآوری میکند که جذابیت تماشای مرگ روی پرده سینما، پدیدهای نیست که با فیلم اصلی «Faces of Death» آغاز شده باشد.
از نخستین سالهای تاریخ سینما، آثاری مانند «Frankenstein» و «The Mummy» نیز مخاطبان را با وسوسه نگاه کردن به مرگ، ناشناختهها و امر ممنوعه روبهرو میکردند.
اما تفاوت نسخه جدید «Faces of Death» در این است که این وسوسه را به قرن بیستویکم میآورد؛ دورانی که شبکههای اجتماعی، اینترنت و دسترسی بیپایان به تصاویر، شکل تازهای از کنجکاوی و تماشاگری را به وجود آوردهاند.
«Faces of Death» بیش از آنکه درباره قتلهای زنجیرهای باشد، درباره مخاطبانی است که میخواهند هر تصویر ممنوعهای را ببینند؛ فیلمی که نشان میدهد در عصر اینترنت، مرز میان کنجکاوی، سرگرمی و سوءاستفاده از خشونت بیش از هر زمان دیگری مبهم شده است.
«پورنوگرافی مرگ»؛ ایده محوری فیلم
به باور منتقد، نسخه جدید «Faces of Death» بر مفهومی بنا شده که میتوان آن را «پورنوگرافی مرگ» نامید.
فیلم نشان میدهد انسان امروز دیگر صرفاً به دنبال تماشای فیلم ترسناک نیست.
آنچه او را جذب میکند، امکان دیدن چیزی است که نباید دیده شود؛ تصاویری که به دلیل ممنوع بودن، جذابتر به نظر میرسند.
در واقع، همان ویژگیای که فیلم اصلی سال ۱۹۷۸ را به اثری کالت تبدیل کرد، امروز نیز در اینترنت و شبکههای اجتماعی ادامه پیدا کرده است.
منتقد معتقد است واژه «وحشت» شاید بهترین توصیف برای این پدیده نباشد.
آنچه بسیاری از مخاطبان در جستوجوی آن هستند، صرفاً ترس نیست؛ بلکه نوعی شگفتی هولناک است؛ تجربهای که انسان را همزمان مجذوب و منزجر میکند.

جمعبندی
«Faces of Death» تلاش میکند میراث یکی از جنجالیترین فیلمهای تاریخ سینمای وحشت را برای مخاطبان عصر اینترنت بازآفرینی کند.
دنیل گلدهابر به جای ساخت یک بازسازی ساده، فیلمی ارائه داده که از دل سینمای اسلشر، پرسشهایی درباره مصرف خشونت، اقتصاد توجه، فرهنگ وایرال شدن و مرز میان حقیقت و جعل مطرح میکند.
اگرچه فیلم در پرداخت برخی ایدههای خود دچار سادهسازی میشود، اما به لطف فضای نوستالژیک، بازیهای قابل قبول باربی فریرا و دیکر مونتگومری و نگاه انتقادی به فرهنگ رسانهای امروز، از بسیاری از آثار همژانر خود متمایز است.
«Faces of Death» بیش از آنکه صرفاً فیلمی درباره یک قاتل زنجیرهای باشد، آینهای از جامعهای است که هر روز بیش از گذشته به تماشای تصاویر تکاندهنده و واقعیتهای ممنوعه عادت میکند؛ جامعهای که گاه خودِ مخاطب، مهمترین عامل ادامه این چرخه است.
نسخه جدید «Faces of Death» شاید نتواند جایگاه کالت فیلم اصلی را تکرار کند، اما با هوشمندی از نام آن برای نقد فرهنگ بصری قرن بیستویکم بهره میگیرد. فیلم این پرسش را مطرح میکند که آیا خشونت، زمانی که به محتوایی قابل اشتراکگذاری و ابزاری برای جذب کلیک تبدیل میشود، هنوز همان معنای گذشته را دارد یا به کالایی در اقتصاد توجه بدل شده است. همین نگاه انتقادی، «Faces of Death» را به اثری قابل تأمل برای علاقهمندان سینمای وحشت مدرن تبدیل میکند.
سوالات متداول (FAQ)
فیلم «Faces of Death» درباره چیست؟
«Faces of Death» داستان ناظر محتوای یک پلتفرم اینترنتی را روایت میکند که در جریان بررسی ویدئوهای خشونتآمیز، با مجموعهای از قتلهای زنجیرهای روبهرو میشود که از فیلم جنجالی سال ۱۹۷۸ الهام گرفتهاند.
آیا «Faces of Death» بازسازی فیلم سال ۱۹۷۸ است؟
خیر. این فیلم بازسازی مستقیم اثر کالت سال ۱۹۷۸ نیست، بلکه داستانی تازه را روایت میکند که از ایده و میراث آن فیلم الهام گرفته است.
کارگردان فیلم «Faces of Death» چه کسی است؟
کارگردانی فیلم بر عهده دنیل گلدهابر (Daniel Goldhaber) است؛ فیلمسازی که پیشتر با «How to Blow Up a Pipeline» شناخته شد.
بازیگران اصلی فیلم چه کسانی هستند؟
باربی فریرا در نقش مارگوت و دیکر مونتگومری در نقش آرتور، بازیگران اصلی فیلم هستند.
ژانر فیلم «Faces of Death» چیست؟
این اثر ترکیبی از اسلشر، وحشت روانشناختی، تریلر و طنز سیاه است و در عین حال نقدی بر فرهنگ رسانهای و فضای مجازی نیز ارائه میدهد.
مهمترین تفاوت نسخه جدید با فیلم اصلی چیست؟
نسخه جدید به جای تظاهر به نمایش تصاویر واقعی، بر تأثیر اینترنت، شبکههای اجتماعی، اقتصاد توجه و میل مخاطبان به تماشای خشونت تمرکز میکند.
آیا فیلم «Faces of Death» ارزش تماشا دارد؟
اگر به فیلمهای اسلشر مدرن و آثار وحشتی که در کنار ایجاد تعلیق، نقدی اجتماعی نیز ارائه میکنند علاقه دارید، «Faces of Death» میتواند گزینهای جذاب باشد.
پیام اصلی فیلم «Faces of Death» چیست؟
فیلم این پرسش را مطرح میکند که چرا انسان امروز تا این اندازه مشتاق دیدن تصاویر ممنوعه و خشونتآمیز است و چگونه اینترنت این میل را به بخشی از فرهنگ روزمره تبدیل کرده است.
امتیاز نویسنده
کارگردانی
فیلمنامه
بازیگری
جنبههای فنی (فیلمبرداری، تدوین، موسیقی و...)
ارزش تماشا
امتیاز نویسنده به این فیلم
















