نقد فیلم The Drama؛ وقتی عشق به کابوس تبدیل میشود

- فیلم «The Drama» به کارگردانی کریستوفر بورگلی با بازی رابرت پتینسون و زندایا تلاش میکند اضطراب پیش از ازدواج را به یک کمدی سیاه روانشناختی تبدیل کند. اما با وجود بازیهای درخشان بازیگران و ایدهای متفاوت، فیلم در ایجاد تعادل میان طنز، هراس و باورپذیری همیشه موفق عمل نمیکند.
چارسو پرس: ازدواج، حتی در آرامترین شرایط، میتواند سرشار از تردید، اضطراب و پرسشهای بیپاسخ باشد. بسیاری از فیلمها این دغدغه را دستمایه خلق آثار کمدی یا درام قرار دادهاند، اما کریستوفر بورگلی در فیلم «The Drama» پا را فراتر میگذارد و با ترکیب کمدی سیاه، روانشناسی و موقعیتهای آزاردهنده، سعی میکند ترس از تعهد را به شکلی افراطی به تصویر بکشد. نتیجه اثری است که هم لحظاتی خندهدار دارد و هم مخاطب را معذب میکند، اما بیش از هر چیز به دلیل ایده مرکزی بحثبرانگیزش، واکنشهای متفاوتی برمیانگیزد.
رابرت پتینسون؛ مردی که از همان ابتدا آرامش ندارد
اگر قرار باشد تنها یک ویژگی از بازی رابرت پتینسون در «The Drama» را توصیف کنیم، آن ویژگی «بیقراری» است.
او در این فیلم یکی از عصبیترین و پرتنشترین اجراهای کارنامه بازیگری خود را ارائه میدهد؛ اجرایی که شاید بتوان آن را در کنار بازیهای پرالتهاب دنیس هاپر در «Apocalypse Now» یا نیکلاس کیج در «Vampire’s Kiss» قرار داد.
اما یک تفاوت مهم وجود دارد.
شخصیتی که پتینسون بازی میکند، قرار نیست فردی عجیب یا روانپریش باشد.
او چارلی است؛ مدیر یک موزه، مردی انگلیسی، موفق و از طبقه متوسط رو به بالا که تنها چند روز تا مراسم ازدواجش باقی مانده است.
اگرچه در ادامه داستان اتفاقاتی رخ میدهد که میتواند هر انسانی را دچار بحران عصبی کند، اما نکته عجیب اینجاست که پتینسون از همان نخستین صحنه فیلم نیز رفتاری آشفته، مضطرب و نگران دارد.
آشنایی عاشقانهای که بیشتر به تعقیب شباهت دارد
فیلم با صحنه آشنایی چارلی و اما (با بازی زندایا) در یک کافیشاپ شیک آغاز میشود.
چارلی وانمود میکند رمانی را که اما مشغول مطالعه آن است، قبلاً خوانده و همین دروغ را بهانهای برای شروع گفتوگو قرار میدهد.
این نوع آغاز یک رابطه عاشقانه شاید در فیلمهای رمانتیک کلاسیکی با بازی هیو گرانت کاملاً طبیعی به نظر برسد، اما پتینسون آن را با چنان اضطراب و وسواسی اجرا میکند که بیشتر حس تعقیب یک غریبه را به مخاطب منتقل میکند.
منتقد فیلم با طنز مینویسد:
«اگر قرار است برای آشنا شدن با یک دختر تا این اندازه دروغ بگویی، دستکم کمی آرام باش!»
فیلم هم به اندازه شخصیت اصلی بیقرار است
فقط چارلی نیست که آرام و قرار ندارد.
کل فیلم چنین وضعیتی دارد.
کریستوفر بورگلی که پیشتر با فیلم تحسینشده «Sick of Myself» و همچنین کمدی عجیب «Dream Scenario» با بازی نیکلاس کیج توانایی خود را در ساخت آثار نامتعارف نشان داده بود، این بار نیز از همان سبک آشنای خود استفاده میکند.
او حتی سادهترین صحنههای فیلم را با نورپردازی واقعگرایانه، تدوین پرشهای مداوم و تغییرات ناگهانی زمان روایت میکند؛ گویی هر لحظه قرار است اتفاقی بسیار مهم رخ دهد.
بورگلی فیلمسازی خلاق و صاحبسبک است، اما در «The Drama» آنقدر میان گذشته و حال، خاطرات و زمان حال، و حتی میان احساسات مختلف جابهجا میشود که تماشاگر گاهی نمیداند باید بخندد یا از فروپاشی روانی شخصیت اصلی نگران شود.
«The Drama» از همان دقایق نخست نشان میدهد قرار نیست یک کمدی رمانتیک معمولی باشد؛ فیلمی است که اضطراب را جایگزین عاشقانه میکند و حتی سادهترین لحظات آشنایی دو شخصیت را به تجربهای عصبی و ناآرام تبدیل میسازد.
یک هفته مانده به عروسی، همه چیز تغییر میکند
پس از مرور کوتاهی از شکلگیری رابطه چارلی و اما ــ با مجموعهای از تصاویر سریع شامل لحظات عاشقانه، خندهها و صمیمیت آنها ــ فیلم مستقیماً به یک هفته پیش از مراسم ازدواج میرود.
چارلی و اما به همراه بهترین دوست چارلی، مایک (با بازی مامودو آتیه) و همسرش ریچل (با بازی آلانا هایم) برای انتخاب منوی مراسم عروسی دور یک میز نشستهاند.
پس از امتحان کردن غذاها، در نهایت ریزوتوی قارچ را انتخاب میکنند و همراه با نوشیدن مقدار زیادی شراب رز، بازی سادهای را آغاز میکنند:
«بدترین کاری که تا به حال انجام دادهای چه بوده است؟»
ابتدا ریچل داستانی تعریف میکند که همه را شوکه میکند.
او اعتراف میکند زمانی که در کلبهای جنگلی همراه پسری دارای معلولیت ذهنی بوده، به دلیل کلافه شدن از رفتارهای او، کودک را داخل کمد حبس کرده و همانجا رهایش کرده است؛ در حالی که پسر با فریاد کمک میخواسته است.
بهعنوان بدترین اشتباه زندگی، اعترافی تکاندهنده است.
آنچه این ماجرا را حتی آزاردهندهتر میکند، این است که ریچل هنوز هم احساس میکند کار اشتباهی انجام نداده است.
اعترافی که همه چیز را نابود میکند
اما شوک واقعی هنوز از راه نرسیده است.
نوبت به اما میرسد.
شخصیتی که تا این لحظه، زندایا او را زنی خوشبرخورد، مهربان، خوشبین و کاملاً دوستداشتنی تصویر کرده است.
دختری که هم برای چارلی و هم برای مخاطب، گزینهای ایدهآل برای ازدواج به نظر میرسد.
اما ناگهان او اعترافی میکند که فضای میز را کاملاً دگرگون میسازد.
اما میگوید زمانی که ۱۵ ساله بوده، به دلیل سالها تنهایی، خجالتی بودن و آزار دیدن در مدرسه، تا آستانه انجام یک تیراندازی در مدرسه پیش رفته است.
او حتی اسلحه پدرش را برداشته بود.
برای انجام این حمله برنامه داشت.
تمرین تیراندازی کرده بود؛ تمرینی که باعث شد شنوایی یکی از گوشهایش را از دست بدهد.
و اگر شرایط تغییر نمیکرد، واقعاً قصد داشت این جنایت را انجام دهد.
پس از شنیدن این اعتراف، سکوتی سنگین بر میز حاکم میشود.
بیش از همه، چارلی شوکه شده است.
چند دقیقه قبل، همه مشغول یک بازی دوستانه بودند؛ اما حالا او ناگهان با این ترس روبهرو شده که شاید قرار است با یک فرد روانپریش ازدواج کند.
ایدهای جسورانه که همیشه باورپذیر نیست
همین اعتراف، هسته اصلی داستان «The Drama» را شکل میدهد.
ایدهای که در نگاه اول هم تحریککننده است، هم طنز تلخی در خود دارد و هم پرسشهای مهمی را مطرح میکند.
اما منتقد فیلم از همان ابتدا با آن مشکل دارد.
او میپرسد:
«اصلاً یعنی چه که کسی نزدیک بوده تیراندازی در مدرسه انجام دهد؟»
فیلم در فلشبکهایی به دوران نوجوانی اما بازمیگردد.
در این صحنهها، جوردین کیورت نسخه نوجوان اما را بازی میکند و تصویری قانعکننده از دختری منزوی، افسرده و قربانی آزارهای مدرسه ارائه میدهد.
تماشاگر میبیند که این دختر، تحت تأثیر میمهای اینترنتی و اخبار واقعی، کمکم این تصور را در ذهن خود پرورش میدهد که شاید بتواند مرتکب جنایتی هولناک شود.
منتقد میپذیرد که چنین تخیلاتی ممکن است در ذهن یک نوجوان شکل بگیرد.
اما از نظر او، این با ادعای اینکه «او واقعاً تا آستانه انجام این جنایت پیش رفته بود» تفاوت زیادی دارد.
به همین دلیل، مهمترین ایده فیلم از همان ابتدا چندان باورپذیر از آب درنمیآید.
فروپاشی تدریجی مردی که دیگر به هیچ چیز مطمئن نیست
با وجود تمام تردیدهایی که درباره ایده اصلی فیلم وجود دارد، موتور محرک «The Drama» از همین نقطه روشن میشود.
از این لحظه به بعد، فیلم بیش از هر چیز به فروپاشی روانی چارلی میپردازد.
رابرت پتینسون این مسیر را با مهارتی قابل توجه طی میکند؛ شخصیتی که از ابتدا مضطرب بود، حالا قدمبهقدم به مرز ازهمپاشیدگی کامل نزدیک میشود.
چارلی مدام با خودش گفتوگو میکند، همه چیز را زیر سؤال میبرد و سعی دارد منطقی برای احساساتش پیدا کند.
آیا هنوز واقعاً میخواهد با اما ازدواج کند؟
آیا ترس او منطقی است؟
آیا گذشته نامزدش نشانه خطری واقعی است؟
یا همه اینها تنها نسخهای اغراقآمیز از همان اضطراب طبیعی پیش از ازدواج است؛ اضطرابی که تقریباً همه انسانها، به شکلی غریزی، آن را تجربه میکنند؟
همین کشمکش ذهنی، ستون اصلی روایت فیلم را تشکیل میدهد.
وقتی باورپذیری، کلید موفقیت یک کمدی سیاه است
منتقد فیلم تأکید میکند که شاید ایراد گرفتن از «واقعی بودن» اتفاقات یک کمدی سیاه کار درستی نباشد، اما درباره «The Drama» این موضوع اهمیت زیادی دارد.
دلیلش این است که کریستوفر بورگلی فیلمش را با فضایی سرد، واقعگرایانه و نزدیک به مستند ساخته است.
او که اهل نروژ است، از همان شیوه مینیمالیستی و واقعگرای سینمای اسکاندیناوی بهره میبرد؛ سبکی که باعث میشود مخاطب انتظار داشته باشد اتفاقات روی پرده تا حدی باورپذیر باشند.
در چنین فضایی، اگر ایده مرکزی فیلم برای تماشاگر قابل قبول نباشد، شوخیها و موقعیتهای طنز نیز تأثیر خود را از دست میدهند.
در واقع، باور مخاطب همان تکیهگاهی است که تمام طنز فیلم بر آن استوار شده است.
کریستوفر بورگلی بار دیگر ثابت میکند از ساخت فیلمهای آزاردهنده و تحریککننده هراسی ندارد؛ اما این بار، جاهطلبی او در خلق موقعیتی شوکآور، گاهی بیش از آنکه مخاطب را درگیر کند، باعث فاصله گرفتن او از داستان میشود.
کریستوفر بورگلی همچنان عاشق شوکه کردن مخاطب است
با این حال، بورگلی فیلمسازی نیست که از ریسک کردن بترسد.
پیش از این نیز در فیلم «Sick of Myself» داستان زنی را روایت کرده بود که برای جلب توجه دیگران، عمداً به بدن خود آسیب میزد؛ فیلمی که آن هم به موضوع تیراندازی در مدرسه اشارههایی داشت.
در «The Drama» نیز او به تدریج میزان موقعیتهای خجالتآور و کمدی مبتنی بر احساس معذب بودن را افزایش میدهد؛ رویکردی که باعث میشود مخاطب، با وجود همه ایرادها، همچنان فیلم را دنبال کند.
مراسم عروسی، هدف اصلی طنز فیلم
بخش مهمی از فیلم، در واقع هجویهای تلخ بر تشریفات و آیینهای ازدواج است.
برای مثال، چارلی و اما مجبورند رقص اول مراسم عروسی را زیر نظر مربیای تمرین کنند که رفتاری بهشدت سختگیرانه و اغراقآمیز دارد.
همین موقعیت ساده، به یکی از خندهدارترین بخشهای فیلم تبدیل میشود.
در بخشهای دیگر نیز اتفاقات عجیب و ناراحتکنندهای رخ میدهد؛ از جمله صحنهای که اما شاهد مصرف هروئین توسط دیجی مراسم در خیابان است.
فیلم همچنین بارها از استفراغ شخصیتها به عنوان ابزاری برای نمایش اضطراب شدید استفاده میکند؛ رویکردی که ممکن است برای برخی مخاطبان آزاردهنده باشد.
پرسشی عجیب اما تأملبرانگیز
یکی از خطوط فرعی فیلم، بحثی اخلاقی است که میان شخصیتها شکل میگیرد.
پرسش اصلی این است:
«کدام رفتار از نظر اخلاقی بدتر است؟»
آیا اینکه کسی تا آستانه انجام یک تیراندازی جمعی پیش برود، اما در نهایت آن را انجام ندهد؟
یا اینکه واقعاً کودکی را داخل یک کمد زندانی کند و همانجا رهایش کند؟
فیلم پاسخ روشنی به این سؤال نمیدهد، اما همین بحث، یکی از محورهای اصلی طنز تلخ آن را شکل میدهد.
زندایا؛ ستارهای که میتوانست نقش پیچیدهتری داشته باشد
زندایا در این فیلم بار دیگر کاریزمای همیشگی خود را به نمایش میگذارد.
او شخصیتی دوستداشتنی، آرام و کاملاً قابل همدلی خلق میکند.
با این حال، منتقد معتقد است فیلمنامه میتوانست نشانههای بیشتری از تاریکی درونی شخصیت اما را نشان دهد.
در نسخه نهایی فیلم، او تقریباً نقش «شخصیت عاقل» داستان را بر عهده دارد؛ فردی که نسبتاً آرام است و بیشتر واکنشهای اغراقآمیز از سوی چارلی دیده میشود.
به همین دلیل، بار اصلی فیلم روی دوش رابرت پتینسون قرار میگیرد.
رابرت پتینسون بهتدریج فیلم را از آنِ خود میکند
هرچه داستان جلوتر میرود، بازی پتینسون نیز قانعکنندهتر میشود.
فیلم رفتهرفته دلایل بیشتری برای فروپاشی شخصیت او فراهم میکند و مخاطب بهتر میتواند اضطرابش را درک کند.
نقطهای که نشان میدهد چارلی واقعاً کنترل خود را از دست داده، زمانی است که به دستیارش در موزه، میشا (با بازی هیلی بنتون گیتس) نزدیک میشود و رفتاری نامناسب از خود نشان میدهد.
همین اتفاق، زمینهساز مجموعهای از سوءتفاهمها و موقعیتهای کمیک در بخش پایانی فیلم میشود.
رابرت پتینسون با یکی از متفاوتترین بازیهای سال، مردی را به تصویر میکشد که میان عشق، ترس، سوءظن و اضطراب گرفتار شده است؛ شخصیتی که هرچه بیشتر تلاش میکند منطقی رفتار کند، بیشتر در آشفتگی ذهنی خود فرو میرود.
پایانبندیای که بالاخره نتیجه میدهد
پس از مجموعهای از تعللها، تکرارها و موقعیتهایی که گاه بیش از اندازه ساختگی به نظر میرسند، فیلم سرانجام در سکانس مراسم عروسی به اوج خود میرسد.
پایانی که برخلاف بسیاری از بخشهای قبلی، موفق میشود انرژی لازم را به فیلم تزریق کند و مخاطب را راضیتر از سالن سینما بدرقه کند.
منتقد معتقد است این پایانبندی نشان میدهد کریستوفر بورگلی همچنان فیلمسازی خلاق و غیرقابل پیشبینی است؛ فیلمسازی که آثارش را میتوان حاصل پیوندی عجیب میان واقعگرایی سرد سینمای Dogme 95 و کمدی شلوغ و دیوانهوار فیلم «Wedding Crashers» دانست.
جمعبندی
«The Drama» فیلمی است که بیش از هر چیز بر یک ایده تحریککننده بنا شده است؛ ایدهای که اگر برای مخاطب باورپذیر باشد، میتواند تجربهای متفاوت از یک کمدی سیاه روانشناختی خلق کند.
کریستوفر بورگلی بار دیگر نشان میدهد علاقه فراوانی به روایت داستانهایی دارد که مرز میان طنز، اضطراب و ناراحتی را از بین میبرند.
در این میان، رابرت پتینسون با اجرایی پرتنش و کنترلشده، یکی از بهترین بازیهای سالهای اخیر خود را ارائه میدهد و بهتنهایی بخش بزرگی از بار فیلم را به دوش میکشد.
زندایا نیز حضوری جذاب و مطمئن دارد، هرچند شخصیت او میتوانست پیچیدگی بیشتری داشته باشد.
«The Drama» از آن دسته فیلمهایی است که بیش از آنکه به دنبال روایت یک داستان عاشقانه باشد، میخواهد مخاطب را با ترسها، تردیدها و بحرانهای روانی انسان در آستانه یکی از مهمترین تصمیمهای زندگی روبهرو کند. کریستوفر بورگلی بار دیگر نشان میدهد به خلق موقعیتهای آزاردهنده اما تأملبرانگیز علاقه دارد و مرز میان کمدی و تراژدی را بارها جابهجا میکند.
اگرچه فیلمنامه در متقاعد کردن مخاطب نسبت به ایده مرکزی خود همیشه موفق نیست، اما بازی پرانرژی رابرت پتینسون، حضور کاریزماتیک زندایا و پایانبندی قابلقبول باعث میشوند «The Drama» به اثری تبدیل شود که ارزش تماشا و بحث درباره آن را دارد؛ فیلمی که شاید بیش از هر چیز، اضطرابهای پنهان روابط عاشقانه را به شکلی اغراقآمیز اما قابل تأمل به تصویر میکشد.
سوالات متداول (FAQ)
فیلم «The Drama» درباره چیست؟
«The Drama» داستان زوجی را روایت میکند که تنها یک هفته تا مراسم ازدواجشان فاصله دارند، اما اعترافی تکاندهنده از گذشته عروس، باعث میشود داماد نسبت به شناخت خود از نامزدش دچار تردید شود و وارد بحرانی روانی شود.
کارگردان فیلم «The Drama» کیست؟
کارگردانی این فیلم بر عهده کریستوفر بورگلی (Kristoffer Borgli)، فیلمساز نروژی است که پیش از این با فیلمهای «Sick of Myself» و «Dream Scenario» شناخته شده بود.
بازیگران اصلی فیلم «The Drama» چه کسانی هستند؟
رابرت پتینسون در نقش «چارلی» و زندایا در نقش «اما» بازیگران اصلی فیلم هستند. همچنین مامودو آتیه، آلانا هایم، هیلی بنتون گیتس و جوردین کیورت نیز در این اثر حضور دارند.
ژانر فیلم «The Drama» چیست؟
این فیلم ترکیبی از کمدی سیاه، درام روانشناختی و طنز اجتماعی است و با روایتی غیرمتعارف، اضطراب پیش از ازدواج را دستمایه داستان خود قرار میدهد.
نقطه قوت اصلی فیلم «The Drama» چیست؟
بازی متفاوت رابرت پتینسون، کارگردانی جسورانه کریستوفر بورگلی و پرداخت طنزآمیز به بحرانهای روانی و روابط عاطفی، مهمترین نقاط قوت فیلم محسوب میشوند.
بزرگترین ضعف فیلم «The Drama» چیست؟
بسیاری از منتقدان معتقدند ایده اصلی فیلم درباره گذشته شخصیت «اما» چندان باورپذیر نیست و همین موضوع باعث میشود بخشی از روایت تأثیر لازم را نداشته باشد.
آیا «The Drama» برای همه مخاطبان مناسب است؟
خیر. به دلیل پرداخت موضوعات روانشناختی، طنز تلخ، فضای آزاردهنده و برخی مضامین حساس، این فیلم بیشتر برای مخاطبان بزرگسال و علاقهمندان به سینمای متفاوت و مستقل مناسب است.
آیا فیلم «The Drama» ارزش تماشا دارد؟
اگر به آثار متفاوت، کمدیهای سیاه و فیلمهایی با فضای روانشناختی علاقهمند هستید، «The Drama» میتواند تجربهای جذاب باشد. هرچند ممکن است ایده مرکزی آن برای همه مخاطبان قانعکننده نباشد، اما بازیهای قدرتمند رابرت پتینسون و زندایا و سبک کارگردانی کریستوفر بورگلی، این اثر را به یکی از فیلمهای قابل بحث سال تبدیل کردهاند.
امتیاز نویسنده
کارگردانی
فیلمنامه
بازیگری
جنبههای فنی (فیلمبرداری، تدوین، موسیقی و...)
ارزش تماشا
امتیاز نویسنده به این فیلم









