۱۰ فیلم برتر نئو-نوآر در ۲۵ سال گذشته
- نئو-نوآر یکی از جذابترین ژانرهای سینماست که تاریکی نوآر کلاسیک را با داستانهای مدرن، شخصیتهای پیچیده و فضاهای متفاوت ترکیب میکند. در این مقاله ۱۰ فیلم برتر نئو-نوآر ۲۵ سال اخیر را بررسی میکنیم؛ از تریلرهای جنایی واقعگرایانه تا آثار سوررئال و روانشناختی.
چارسو پرس: ژانر نوآر تقریباً همیشه تصاویری از دوران گذشته را در ذهن تداعی میکند؛ دوران کارآگاهان سرسخت، زنان اغواگر، پلیسهای فاسد و دنیایی پر از خیانت و جنایت. دورانی که بیشتر در فیلمها و رمانهای جنایی عامهپسند وجود داشت و در واقعیت تنها بخشی از تاریخ این ژانر را تشکیل میدهد.
دوره کلاسیک نوآر معمولاً بین سالهای ۱۹۴۰ تا ۱۹۶۰ در نظر گرفته میشود. البته پیش از آن نیز نمونههای اولیهای در دهه ۱۹۳۰ وجود داشت و فیلمهایی مانند آثار متأثر از اکسپرسیونیسم آلمانی نیز نقش مهمی در شکلگیری این سبک داشتند. اگر بخواهیم یک محدوده مشخص برای این دوره تعیین کنیم، میتوان از فیلمهایی مانند The Maltese Falcon تا Touch of Evil بهعنوان نمونههای شاخص یاد کرد. هر اثری که پس از این دوره با همان ویژگیها، مضامین یا زیباییشناسی ساخته شده باشد، معمولاً در دسته نئو-نوآر قرار میگیرد.
فیلمهای نئو-نوآر از همان عناصر اصلی نوآر کلاسیک استفاده میکنند؛ اما آنها را وارد فضاها و موضوعات جدید میکنند. برخی از آنها داستانهایی مدرن دارند، بعضی در گذشته اتفاق میافتند و برخی دیگر نوآر را با ژانرهایی مانند علمیتخیلی، وسترن یا وحشت ترکیب میکنند.
نئو-نوآرها برای دههها سنتهای این ژانر را زنده نگه داشتهاند و در قرن بیستویکم نیز ادامه پیدا کردهاند. تنها در ۲۵ سال گذشته، فیلمهای فوقالعادهای در این سبک ساخته شدهاند که این ۱۰ فیلم از میان بهترینهای آنها هستند.

۱۰: Brick (2005)
اولین فیلم بلند کارگردان Rian Johnson، یعنی Brick، یکی از واضحترین نمونههایی است که نشان میدهد نئو-نوآر چگونه مرزهای این ژانر را گسترش داده است.
این فیلم همان دیالوگهای سخت و پیچیدهای را دارد که انتظار دارید در یک رمان جنایی از نویسندهای مانند Dashiell Hammett بخوانید؛ داستانی پر از مواد مخدر، خیانت، جنایت و دنیای زیرزمینی خلافکاران. اما تفاوت بزرگ اینجاست که تمام این اتفاقات توسط نوجوانان تجربه و بیان میشود.
با این حال، نباید Brick را یک درام نوجوانانه خشن مانند Kids دانست. این فیلم همچنان حالوهوای اغراقشده و تاریک نوآر را حفظ میکند، فقط شخصیتهای آن از میان دانشآموزان دبیرستانی انتخاب شدهاند.
«برندن» با بازی Joseph Gordon-Levitt پس از دریافت یک تماس مرموز از دوستدختر سابقش «امیلی» (Emilie de Ravin) نگران میشود. وقتی جسد امیلی پیدا میشود، برندن تصمیم میگیرد حقیقت را کشف کند؛ اما تحقیقات او خیلی زود او را وارد دنیایی از قاچاقچیان، رئیسهای جنایتکار و جنگ گروههای خلافکار میکند.
بازیگران فیلم همهچیز را کاملاً جدی اجرا میکنند. حتی در لحظاتی که فیلم به عجیب بودن ایده خود اشاره میکند، شخصیتها هرگز متوجه شوخی موجود در موقعیت نیستند.
Brick شاید برای طرفداران سختگیر نوآر یک اثر بحثبرانگیز باشد، اما تعهد آن به ساختار و روح ژانر، آن را به فیلمی بسیار ارزشمند تبدیل کرده است.

۹: Before the Devil Knows You’re Dead (2007)
Before the Devil Knows You’re Dead یکی از دستکمگرفتهشدهترین نئو-نوآرهای دهه ۲۰۰۰ است؛ بهخصوص با توجه به اینکه این فیلم آخرین ساخته کارگردان بزرگ، Sidney Lumet بود.
لومِت که پیشتر فیلمهای بزرگی مانند Dog Day Afternoon، Network و The Verdict را ساخته بود، در این اثر نیز توانایی خود در روایت جنایت و شخصیتپردازی را نشان میدهد.
داستان درباره دو برادر است: «اندی» (Philip Seymour Hoffman)، فردی حسابگر و گرفتار مشکلات مالی، و «هنک» (Ethan Hawke)، برادری آرامتر که او نیز به پول نیاز دارد.
اندی نقشهای طراحی میکند تا از فروشگاه جواهرات والدینشان سرقت کنند. آنها تصور میکنند این جرم قربانی ندارد، اما طبق قوانین همیشگی نوآر، همهچیز به سرعت از کنترل خارج میشود.
فیلمنامه غیرخطی نوشته Kelly Masterson پر از پیچشهای داستانی است، اما چیزی که فیلم را برجسته میکند کارگردانی لومِت و بازیهای قدرتمند بازیگران اصلی است.
Before the Devil Knows You’re Dead یکی از آثار ضروری نئو-نوآر قرن بیستویکم محسوب میشود.

۸: Minority Report (2002)
ژانر علمیتخیلی یکی از ترکیبهای محبوب با نوآر است. ترکیب فناوریهای پیشرفته با شخصیتهای خلافکار، آدمهای شکستخورده و دنیایی تاریک، همیشه جذابیت خاصی برای بخشی از طرفداران سینما داشته است.
برخی از بزرگترین فیلمهای نئو-نوآر، علمیتخیلی نیز هستند؛ آثاری مانند Blade Runner که تأثیر بسیار زیادی بر این سبک گذاشتهاند، یا فیلمهایی مانند Dark City و Strange Days که نمونههای کمتر دیدهشده این ترکیب هستند. حتی فیلمهایی مانند The Matrix نیز از عناصر نوآر الهام گرفتهاند.
اما در قرن بیستویکم، یکی از بهترین نمونههای این ترکیب، فیلم Minority Report ساخته Steven Spielberg است که بر اساس داستانی از نویسنده مشهور علمیتخیلی Philip K. Dick ساخته شده است.
داستان فیلم در سال ۲۰۵۴ اتفاق میافتد؛ زمانی که پلیس برنامهای به نام «پیشگیری از جرم» یا Precrime راهاندازی کرده است. در این سیستم، سه انسان دارای توانایی پیشبینی آینده که «پریکاگ» نامیده میشوند، قتلهایی را که هنوز رخ ندادهاند پیشبینی میکنند و پلیس قبل از وقوع جرم، مجرمان را دستگیر میکند.
اما زمانی که رئیس این بخش، «جان اندرتون» با بازی Tom Cruise، خودش متهم به قتلی میشود که هنوز اتفاق نیفتاده است، همهچیز تغییر میکند. او مجبور میشود فرار کند و برای اثبات بیگناهی خود حقیقت پشت این سیستم را کشف کند.
اسپیلبرگ در این فیلم مجموعهای از صحنههای تعقیبوگریز و هیجانانگیز خلق میکند. Minority Report با وجود ظاهر یک فیلم پرفروش بزرگ، اثری تاریکتر و پیچیدهتر از بسیاری از آثار مشابه خود است.

۷: Collateral (2004)
Michael Mann پیش از این نیز با فیلمهایی مانند Thief و Heat به دنیای نوآر نزدیک شده بود. او یکی از فیلمسازانی است که به شکلگیری ظاهر مدرن نئو-نوآر در دهه ۱۹۸۰ کمک کرد.
فیلم Collateral نشاندهنده تحول بصری او در استفاده از دوربینهای دیجیتال با کیفیت بالا است. در اوایل دهه ۲۰۰۰، استفاده از این فناوری هنوز چندان رایج نبود و مان یکی از پیشگامان آن به شمار میرفت. نتیجه، تصویری سرد، فشرده و واقعگرایانه از شهر لسآنجلس در شب است.
داستان درباره «مکس» (Jamie Foxx)، راننده تاکسیای است که زندگی آرامی دارد؛ تا اینکه مسافری به نام «وینسنت» (Tom Cruise) سوار تاکسی او میشود.
اما وینسنت یک مسافر معمولی نیست؛ او یک آدمکش حرفهای است که برای انجام چند قتل در یک شب به لسآنجلس آمده است.
مکس ناخواسته مجبور میشود او را در طول شب جابهجا کند و داستان به یک بازی موش و گربه میان این دو شخصیت تبدیل میشود؛ جایی که مکس تلاش میکند از هوش و اراده خود برای زنده ماندن استفاده کند.
تام کروز در نقش یک شخصیت منفی، حضوری سرد و ترسناک دارد و جیمی فاکس نیز قهرمانی انسانی و قابل همذاتپنداری خلق میکند.
Collateral یکی از آخرین شاهکارهای واقعی مایکل مان و یکی از مهمترین نئو-نوآرهای دوران مدرن است.

۶: Drive (2011)
فیلم Drive نمونهای از قدرت سبک و فضا در سینماست. این فیلم بیشتر از آنکه بر پیچیدگی داستانی تکیه کند، با تصویر، موسیقی و سکوت شخصیت اصلی تأثیر خود را میگذارد.
فضای فیلم و شخصیت اصلی آن یادآور آثاری مانند Le Samouraï، Thief و The Driver است.
این اثر آنقدر خونسرد و کنترلشده است که گاهی مرز میان یک نوآر جدی و یک تقلید آگاهانه از نوآر را از بین میبرد.
وقتی Ryan Gosling به پروژه پیوست و تصمیم گرفت Nicolas Winding Refn آن را کارگردانی کند، نتیجه فیلمی شد که بهطور همزمان یک داستان جنایی عاشقانه و یک اثر سبکپردازانه است.
گاسلینگ نقش «راننده» را بازی میکند؛ مردی که روزها بدلکار سینما و مکانیک خودرو است و شبها برای خلافکاران رانندگی میکند.
او پس از آشنایی با «آیرین» (Carey Mulligan) و پسرش، به آنها علاقهمند میشود. اما زمانی که همسر سابق آیرین، «استاندارد» (Oscar Isaac)، وارد مشکلات جنایی میشود، راننده تصمیم میگیرد کمک کند؛ تصمیمی که او را وارد چرخهای از خشونت و قتل میکند.
Drive با طراحی بصری فوقالعاده، موسیقی ماندگار، بازیهای دقیق و صحنههای خشونت ناگهانی، یکی از خاصترین آثار نئو-نوآر سالهای اخیر است.

۵: «بوس بوس بنگ بنگ» (Kiss Kiss Bang Bang) – ۲۰۰۵
Kiss Kiss Bang Bang ثابت میکند که نوآر همیشه فقط دربارهٔ تاریکی، بدبینی و جنایت نیست؛ این ژانر میتواند بسیار خندهدار هم باشد.
Shane Black، نویسنده و کارگردان فیلم، پیشتر با نوشتن فیلمنامهٔ Lethal Weapon به دلیل ترکیب اکشن، شوخیهای هوشمندانه و عناصر نوآر مشهور شده بود.
او در قرن بیستویکم دو فیلم مهم نئو-نوآر ساخت: The Nice Guys و «بوس بوس بنگ بنگ».
داستان دربارهٔ هری لاکهارت (با بازی Robert Downey Jr.) است؛ یک دزد خردهپا که برای فرار از پلیس، خودش را بهعنوان بازیگری معرفی میکند که برای تست بازیگری آمده است.
این دروغ باعث میشود او به لسآنجلس برود تا در یک پروژهٔ سینمایی شرکت کند. اما خیلی زود شاهد یک قتل میشود و وارد یک ماجرای جنایی واقعی میشود.
در این مسیر با پری ون شرایک (با بازی Val Kilmer)، یک کارآگاه خصوصی و مشاور فیلم، همراه میشود.
فیلم سرشار از طنز خاص شین بلک است و رابطهٔ میان دو شخصیت اصلی، یکی از نقاط قوت بزرگ آن محسوب میشود. همچنین بازی Michelle Monaghan در یکی از نقشهای مهم اولیهٔ حرفهایاش به جذابیت فیلم اضافه میکند.
«بوس بوس بنگ بنگ» یک نئو-نوآر است که علاوه بر ایجاد تعلیق، واقعاً شما را میخنداند.

۴: «تاریخچهای از خشونت» (A History of Violence) – ۲۰۰۵
A History of Violence برخلاف بسیاری از فیلمهای این فهرست که توسط کارگردانهایی با سابقهٔ مستقیم در ژانر جنایی و نوآر ساخته شدهاند، از سوی کارگردانی به وجود آمد که بیشتر با ژانر ترسناک شناخته میشود.
David Cronenberg هیچگاه با خشونت بیگانه نبوده است، اما بیشتر آثار خشن او در قلمرو وحشت، بهخصوص وحشت جسمانی (Body Horror)، قرار میگیرند.
«تاریخچهای از خشونت» که اقتباسی آزاد از رمان تصویری نوشتهٔ John Wagner و Vince Locke است، نسبت به دیگر آثار کراننبرگ فیلمی بسیار معمولیتر و واقعگرایانهتر به نظر میرسد.
اما چیزی که آن را به اثری برجسته تبدیل میکند، نگاه منحصربهفرد کارگردان و تعهد فوقالعادهٔ بازیگران آن است.
داستان دربارهٔ تام استال (با بازی Viggo Mortensen) است؛ صاحب یک رستوران کوچک در شهری آرام که به نظر میرسد زندگی ساده و عادیای با همسرش ادی (با بازی Maria Bello) و دو فرزندش دارد.
اما زمانی که دو مجرم تلاش میکنند رستوران او را سرقت کنند، تام با خشونتی ناگهانی از خود دفاع میکند. این اقدام باعث میشود او در رسانهها مشهور شود.
پس از آن، گروهی از خلافکاران به رهبری کارل فوگارتی (با بازی Ed Harris) وارد شهر میشوند و ادعا میکنند تام در حقیقت یک عضو سابق مافیای فیلادلفیا بوده که پس از خیانت به آنها ناپدید شده است.
کراننبرگ بدون ترس، جنبههای ملودراماتیک و تاریک ژانر را به تصویر میکشد. او همچنین موضوعاتی مانند هویت، گذشتهٔ پنهان، خشونت درونی انسان و تأثیر آن بر خانواده را بررسی میکند.
۳: «جادهٔ مالهالند» (Mulholland Drive) – ۲۰۰۱
Mulholland Drive شاید خالصترین نمونه از سبک شخصی David Lynch باشد.
لینچ فیلمسازی است که جهان سینمایی کاملاً مخصوص به خودش را دارد و «جادهٔ مالهالند» تقریباً تمام ویژگیهای امضای او را در خود جمع کرده است: رویا، کابوس، هویت شکسته، راز، و واقعیتی که مدام تغییر میکند.
این فیلم سفری سوررئال در دل هالیوود است؛ سفری که تقریباً هر صحنهٔ آن با نشانهها و رمزهای خاص کارگردان ساخته شده است.
خود لینچ معتقد بود فیلم دارای یک داستان نسبتاً معمولی است، اما بسیاری از مخاطبان و منتقدان سالها دربارهٔ معنای واقعی آن بحث کردهاند.
داستان دربارهٔ دو زن است.
بتی (با بازی Naomi Watts) بازیگری جوان است که تازه به هالیوود آمده و رؤیای موفقیت دارد.
ریتا (با بازی Laura Harring) زنی است که پس از یک تصادف رانندگی و تلاش برای قتلش، دچار فراموشی شده است.
بتی تلاش میکند به ریتا کمک کند تا گذشته و هویت واقعیاش را پیدا کند، اما هرچه بیشتر در این جستوجو فرو میروند، مرز میان واقعیت و خیال بیشتر از بین میرود.
در نیمهٔ فیلم، همه چیز تغییر میکند و شخصیتهایی که شبیه همان افراد قبلی هستند، زندگیهایی کاملاً متفاوت پیدا میکنند.
آیا یکی از این دنیاها رؤیای دیگری است؟ آیا همه چیز کابوسی ذهنی است؟ پاسخ قطعی وجود ندارد و همین بخش مهمی از جذابیت فیلم است.
«جادهٔ مالهالند» فقط یک فیلم نیست؛ یک تجربه است. هر طرفدار نوآر باید حداقل یک بار آن را تماشا کند.
۲: «جایی برای پیرمردها نیست» (No Country for Old Men) – ۲۰۰۷
No Country for Old Men ترکیبی بینقص از وسترن مدرن و نئو-نوآر است.
این فیلم اقتباسی از رمان جنایی Cormac McCarthy است و توسط برادران Joel Coen و Ethan Coen ساخته شده است.
فیلم یک تریلر نفسگیر پر از ترس وجودی، خشونت ناگهانی و فضایی سرد و بیرحم است.
داستان دربارهٔ لوولین ماس (با بازی Josh Brolin)، یک جوشکار تگزاسی است که هنگام شکار در بیابان، با صحنهٔ یک درگیری مرگبار روبهرو میشود.
او در محل حادثه یک کیف پر از پول پیدا میکند و تصمیم میگیرد آن را بردارد.
اما وقتی دوباره به صحنهٔ جرم بازمیگردد، خود را هدف چند گروه جنایتکار قرار میدهد.
در سوی دیگر داستان، کلانتر پیر اد تام بل (با بازی Tommy Lee Jones) قرار دارد؛ مردی که تلاش میکند با موج جدید خشونتی که اطرافش را فرا گرفته کنار بیاید.
اما مهمترین شخصیت فیلم آنتون چیگور (با بازی Javier Bardem) است؛ قاتلی سرد و بیرحم که مانند نیرویی توقفناپذیر عمل میکند.
چیگور نه فقط به دنبال پول است، بلکه بر اساس قانون اخلاقی عجیب و شخصی خودش رفتار میکند.

۱: «خاطرات قتل» (Memories of Murder) – ۲۰۰۳
Memories of Murder ساختهٔ Bong Joon Ho بهترین فیلم این فهرست معرفی شده است.
اگرچه فیلمهای نوآر معمولاً از جنایتهای واقعی الهام میگیرند، اما اغلب مستقیماً دربارهٔ یک پروندهٔ مشخص نیستند.
«خاطرات قتل» یکی از استثناهای مهم است. این فیلم بر اساس پروندهٔ واقعی قتلهای زنجیرهای در کرهٔ جنوبی ساخته شده؛ پروندهای که هنگام تولید فیلم هنوز حل نشده بود.
همین موضوع به فیلم فضایی سنگین، ترسناک و غمانگیز میدهد.
داستان دربارهٔ دو کارآگاه کرهای در دههٔ ۱۹۸۰ است که تلاش میکنند یک قاتل زنجیرهای را پیدا کنند، اما هرچه بیشتر تلاش میکنند، بیشتر با شکستهای شخصی و حرفهای روبهرو میشوند.
پارک دو-مان (با بازی Song Kang-ho) و سو ته-یون (با بازی Kim Sang-kyung) دو کارآگاه با روشها و دیدگاههای کاملاً متفاوت هستند.
یکی بیشتر بر تجربه و غریزه تکیه دارد و دیگری به روشهای منطقی و علمی اهمیت میدهد.
اما اشتباهات، محدودیتهای سیستم قضایی و موانع سیاسی باعث میشود نتوانند قاتل را پیدا کنند.
این شکست به مرور آنها را از نظر روحی نابود میکند و به یکی از تأثیرگذارترین پایانبندیهای تاریخ سینما منتهی میشود.
بونگ جون-هو بار دیگر مهارت فوقالعادهٔ خود در کنترل فضا و احساسات را نشان میدهد. باران، مه، محیط روستایی و فضای افسردهٔ فیلم، حس ترس و ناامیدی دائمی ایجاد میکند.
«خاطرات قتل» نمونهای کامل از نئو-نوآر مدرن است؛ فیلمی دربارهٔ وسواس، شکست، عدالت و ناتوانی انسان در پیدا کردن پاسخ همهٔ پرسشها.
سوالات متداول
نئو-نوآر چیست؟
نئو-نوآر سبکی در سینماست که عناصر نوآر کلاسیک مانند جنایت، فضای تاریک، شخصیتهای پیچیده و داستانهای اخلاقی مبهم را با موضوعات مدرن ترکیب میکند.
بهترین فیلم نئو-نوآر کدام است؟
فیلمهایی مانند Memories of Murder، No Country for Old Men، Mulholland Drive و Drive از برجستهترین آثار نئو-نوآر مدرن محسوب میشوند.
آیا برای دیدن فیلمهای نئو-نوآر باید نوآر کلاسیک را شناخت؟
خیر. بیشتر فیلمهای نئو-نوآر داستان مستقل دارند، اما شناخت نوآر کلاسیک باعث درک بهتر سبک و ارجاعات آنها میشود.
بهترین فیلم نئو-نوآر قرن ۲۱ چیست؟
بسیاری از منتقدان فیلمهایی مانند Memories of Murder و No Country for Old Men را از بهترین نمونههای نئو-نوآر قرن ۲۱ میدانند.












