«Arctic Link»؛ فیلمی درباره اینترنت که بیش از حد دیر ساخته شد

- مستند «Arctic Link» نخستین فیلم بلند ایان پورنل، کارگردان سوئیسی، با حضور در بخش مسابقه اصلی جشنواره CPH:DOX تلاش میکند تأثیر ورود اینترنت به جزیرهای دورافتاده در آلاسکا را بررسی کند، اما با وجود تصاویر خیرهکننده و فیلمبرداری چشمنواز، به دلیل روایت کمجان و فقدان دیدگاه روشن، در انتقال پیام خود ناکام میماند.
چارسو پرس: مستندهایی که به رابطه انسان و فناوری میپردازند، معمولاً زمانی موفق هستند که علاوه بر نمایش تغییرات تکنولوژیک، بتوانند تأثیر این تحولات را بر زندگی واقعی انسانها به تصویر بکشند. «Arctic Link» نیز با چنین هدفی آغاز میشود؛ فیلمی که ورود اینترنت پرسرعت به یکی از دورافتادهترین جزایر آلاسکا را دستمایه بررسی مفهوم ارتباط، انزوا و پیشرفت قرار داده است. با این حال، نتیجه نهایی بیش از آنکه روایتی تأثیرگذار درباره انسانها باشد، مجموعهای از تصاویر زیبا و ایدههایی نیمهکاره است.
نقد فیلم «Arctic Link»؛ تأملی بصری درباره اینترنت که به مقصد نمیرسد
«Arctic Link»، نخستین مستند بلند ایان پورنل، فیلمساز سوئیسی، تجربهای گیجکننده برای تماشاگر رقم میزند. این فیلم که نخستین نمایش خود را در بخش مسابقه اصلی جشنواره مستند CPH:DOX تجربه کرده، در ظاهر قصد دارد ورود اینترنت به جزیرهای دورافتاده در نزدیکی آلاسکا را روایت کند؛ منطقهای که سالها پس از گسترش اینترنت در سراسر جهان، تازه به شبکه جهانی متصل میشود.
اما فیلم بخش قابل توجهی از زمان خود را صرف فرآیند تولید، حملونقل و نصب کابلهای فیبر نوری میکند و در مقابل، توجه بسیار اندکی به ساکنان این جزیره نشان میدهد. بخشی دیگر از فیلم نیز روی عرشه کشتیای میگذرد که بهآرامی در اقیانوس حرکت میکند تا این کابلها را به مقصد برساند.
با وجود فیلمبرداری دقیق و نماهای طولانی و آرام از طبیعت که یادآور حرکت نرم پهپادها هستند، اثر از یک روایت منسجم بیبهره است و در نهایت نمیتواند دیدگاه مشخصی درباره تأثیر فناوری بر زندگی امروز ارائه دهد.
اینترنت اگر یک موجود زنده بود، چه شکلی داشت؟
پورنل فیلم خود را با پرسشی آغاز میکند: «اگر اینترنت یک موجود زنده بود، چه شکلی داشت؟»
پاسخهایی که از افراد مختلف با سنین و تجربیات متفاوت دریافت میشود، از «ترسناک» گرفته تا «مار» و «خلأیی بیانتها» متغیر است.
میان صدای آرام راوی و تصاویر کشتیهایی که کابلهای عظیم را حمل کرده و در اعماق اقیانوس رها میکنند تا اینترنت به این جزیره برسد، نوعی تضاد جذاب شکل میگیرد. پس از آن، کارگردان سراغ تعدادی از ساکنان جزیره میرود تا درباره تغییراتی که اینترنت ممکن است در زندگی آنها ایجاد کند، صحبت کنند.
شخصیتهایی که هرگز جان نمیگیرند
با این حال، پورنل موفق نمیشود این مصاحبهها را به بخشهایی زنده و تأثیرگذار تبدیل کند.
در ابتدا صدای مصاحبهشوندگان روی تصاویر طبیعت شنیده میشود و تنها بعد از مدتی چهره آنها دیده میشود. میان این دو بخش هیچ پیوند معناداری شکل نمیگیرد. به نظر میرسد کارگردان عامدانه تلاش کرده از شیوه متداول مستندهای مصاحبهمحور فاصله بگیرد، اما رویکرد جایگزین او نیز نتیجه مطلوبی به همراه ندارد.
گفتههای شخصیتها نیز چندان جذاب نیست؛ بیشتر آنها به کلیاتی مانند ارتباط سریعتر با اعضای خانواده، تماس آسانتر با دوستان دوردست یا امید والدین به استفاده آموزشی از اینترنت برای فرزندانشان اشاره میکنند؛ در حالی که همزمان نسبت به پیامدهای ورود این فناوری نیز نگرانیهایی دارند.
«Arctic Link» از نظر بصری اثری چشمگیر است، اما زیبایی تصاویر نمیتواند جای خالی روایت، شخصیتپردازی و دیدگاه روشن را پر کند؛ نتیجه فیلمی است که بیش از آنکه درباره انسانها باشد، درباره کابلهایی است که اینترنت را حمل میکنند.
نگاهی بدبینانه به فناوری بدون ارائه پاسخی روشن
در سراسر فیلم، نگاهی آشکارا بدبینانه نسبت به اینترنت وجود دارد؛ نگرشی که شاید با فضای اضطرابآلود دنیای امروز همخوان باشد، اما الزاماً تجربهای جذاب برای مخاطب ایجاد نمیکند.
مشکل اصلی اینجاست که دیدگاه یا تز اصلی پورنل هیچگاه بهروشنی مشخص نمیشود. معمولاً اگر یک مستند پرسشهای درستی مطرح کند، مخاطب فرصت خواهد داشت برداشت شخصی خود را شکل دهد. اما این پرسش مطرح میشود که در سال ۲۰۲۶، چرا باید تأثیر فناوری بر جهان امروز با چنین رویکردی بررسی شود؟
امروزه اینترنت بخش جداییناپذیر زندگی بشر است و بازگشتی به دوران پیش از آن وجود ندارد. از همین رو، «Arctic Link» دستکم سه دهه دیرتر از زمان مناسب خود ساخته شده است. بدون تردید هنوز داستانهای مهمی درباره پیامدهای فناوری وجود دارد، اما داستانی که پورنل انتخاب کرده ــ یا شاید از روایت آن اجتناب کرده ــ چندان جذاب و تأثیرگذار نیست.
زیباترین لحظات فیلم روی عرشه کشتی شکل میگیرد
بخش عمده تصاویر فیلم به ساخت کابلهای فیبر نوری، بارگیری آنها روی کشتی و نماهای طولانی از آب، دریا و طبیعت اختصاص یافته است؛ تصاویری که گاه به اندازه تماشای خشک شدن رنگ یا چکیدن آرام روغن غلیظ، کشدار و کمهیجان به نظر میرسند.
موسیقی اتمسفریک فیلم نیز فضای تیره و اندوهگین روایت را تشدید میکند.
فیلم تنها زمانی اندکی جان میگیرد که دوربین وارد کشتی میشود. در این بخش، خدمه فیلیپینی کشتی را میبینیم که برای گذراندن ساعتهای طولانی سفر، با بازی ورق، تماس تصویری با خانوادههایشان یا تشکیل یک گروه موسیقی زنده، لحظاتی از سرگرمی و صمیمیت خلق میکنند.
جمعبندی
کاش پورنل همان اندازه که برای سرگرم کردن خدمه کشتی وقت گذاشته، به فکر جذب مخاطب خود نیز بود.
در نهایت، «Arctic Link» همانند کشتیای که با حوصله آن را دنبال میکند، سرگردان باقی میماند. این مستند ۸۴ دقیقهای بسیار طولانیتر از زمان واقعی خود احساس میشود و هیچگاه ریتم، هدف یا دلیلی قانعکننده برای وجودش پیدا نمیکند.
هرچند قاببندیهای زیبا و تصاویر چشمنواز گاهی چشم مخاطب را خیره میکنند، اما این لحظات پراکنده نمیتوانند یکنواختی کلی اثر را جبران کنند. فیلمی که میتوانست تأملی عمیق درباره انزوا، فناوری و مفهوم ارتباط باشد، در نهایت به مجموعهای از تصاویر زیبا و ایدههای ناتمام تبدیل میشود و تماشاگر را در همان بلاتکلیفی و سرگردانی خود رها میکند.
«Arctic Link» نمونهای از مستندهایی است که بیش از اندازه به فرم بصری تکیه میکنند و از پرداخت دراماتیک و روایت انسانی غافل میمانند. اگرچه فیلم از نظر تصویربرداری و فضاسازی استانداردهای بالایی دارد، اما نبود شخصیتهای ماندگار و فقدان یک موضع مشخص باعث میشود نتواند به اثری تأثیرگذار در ژانر مستند فناوری تبدیل شود.
امتیاز نویسنده
کارگردانی
فیلمنامه
جنبههای فنی (فیلمبرداری، تدوین، موسیقی و...)
ارزش تماشا
امتیاز نویسنده به این فیلم









