نقد فیلم خارجی

نقد فیلم «تعطیلات نیمه زمستان»؛ بحران پنهان یک زندگی مشترک در سال‌های پایانی عمر

خلاصه نوشته
  • فیلم «تعطیلات نیمه زمستان» به کارگردانی پولی فایندلی، با بازی درخشان لسلی منویل و کیاران هایندز، داستان زوجی سالخورده را روایت می‌کند که در جریان سفری چند روزه به آمستردام، با حقیقت‌هایی درباره خود و زندگی مشترکشان روبه‌رو می‌شوند؛ حقیقت‌هایی که سال‌ها زیر لایه‌های عادت، سکوت و رضایت ظاهری پنهان مانده‌اند.

چارسو پرس: سینمای معاصر بارها به سراغ بحران‌های عاطفی زوج‌های جوان رفته است، اما کمتر اثری پیدا می‌شود که با چنین ظرافتی به زندگی مشترک در سال‌های پایانی عمر بپردازد. فیلم «تعطیلات نیمه زمستان» اقتباسی از رمان برنارد مک‌لاورتی است که در ظاهر داستان سفری کوتاه به آمستردام را روایت می‌کند، اما در لایه‌های زیرین خود به مفاهیمی چون ایمان، پشیمانی، عادت، عشق و فاصله‌های پنهان میان نزدیک‌ترین آدم‌ها می‌پردازد. حضور لسلی منویل و کیاران هایندز نیز به این درام آرام و انسانی عمق و گرمایی ویژه بخشیده است.

منتقد در همان ابتدای نقد تأکید می‌کند که لسلی منویل و کیران هایندز از آن دسته بازیگرانی هستند که تماشاگر حاضر است برای دیدن بازی آن‌ها هر فیلمی را دنبال کند.

در «Midwinter Break» این دو نقش استلا و جری را بازی می‌کنند؛ زوجی اهل ایرلند شمالی که وارد دهه هشتم زندگی خود شده‌اند.

آن‌ها سال‌هاست با آرامش و نظمی همیشگی کنار یکدیگر زندگی می‌کنند.

روزهایشان تقریباً همیشه به یک شکل می‌گذرد؛

نشستن کنار هم، مطالعه، نوشیدن، صرف غذا، گفت‌وگوهای کوتاه و مهربانانه و سپس آغاز روزی دیگر که تفاوت چندانی با روز قبل ندارد.

منتقد این زندگی را به دو قطعه مبلمان قدیمی و راحت تشبیه می‌کند که سال‌هاست کنار هم قرار گرفته‌اند و بخشی جدایی‌ناپذیر از یک خانه شده‌اند.

فیلم می‌خواهد آن‌ها را از منطقه امنشان بیرون بکشد

تمام ساختار فیلم بر این ایده استوار است که این زوج را از دنیای آرام و آشنای خود جدا کند.

هدف فیلم، شکستن پوسته آرام زندگی آن‌ها و رسیدن به احساساتی است که سال‌ها زیر لایه‌ای از عادت، سکوت و رضایت ظاهری پنهان مانده‌اند.

این احساسات، به‌ویژه در وجود یکی از آن‌ها، هنوز زنده هستند اما هرگز فرصت بروز پیدا نکرده‌اند.

کریسمسی که همه‌چیز را تغییر می‌دهد

داستان در روزهای کریسمس آغاز می‌شود.

جری در اتاق نشیمن نشسته و مانند همیشه نوشیدنی عصرگاهی‌اش را می‌نوشد.

استلا از او می‌پرسد:

«هنوز هم می‌توانم وسوسه‌ات کنم؟»

منتقد می‌گوید این جمله در ابتدا معنایی عاشقانه و حتی جنسی به ذهن می‌آورد.

وقتی جری پاسخ منفی می‌دهد، تماشاگر تصور می‌کند شاید شعله رابطه عاطفی آن‌ها سال‌ها پیش خاموش شده باشد.

اما خیلی زود مشخص می‌شود منظور استلا تنها رفتن به کلیساست.

همین شوخی ظریف، تصویری از زندگی آرام، قابل پیش‌بینی و بی‌هیجان آن‌ها ارائه می‌دهد.

«Midwinter Break» نشان می‌دهد بزرگ‌ترین بحران‌های یک زندگی مشترک، همیشه با فریاد و خیانت آغاز نمی‌شوند؛ گاهی سکوت و عادت، آرام‌آرام فاصله‌ای عمیق میان دو انسان ایجاد می‌کنند.

مهاجرانی که هنوز ایرلندی مانده‌اند

استلا و جری اکنون در گلاسگو زندگی می‌کنند، اما فیلم آن‌ها را همچنان کاملاً ایرلندی نشان می‌دهد.

آن‌ها پسری بزرگسال دارند که ارتباط چندانی با والدینش ندارد.

در عین حال، مشخص است که سال‌ها پیش به دلیلی وطن خود را ترک کرده‌اند؛ دلیلی که فیلم به‌تدریج آن را آشکار می‌کند.

هدیه‌ای غیرمنتظره

نیمه‌شب، استلا ناگهان از خواب بیدار می‌شود و پشت رایانه می‌نشیند.

صبح روز کریسمس، پس از ردوبدل کردن هدیه‌ها، پاکتی به جری می‌دهد.

داخل پاکت، دو بلیت هواپیما به مقصد آمستردام قرار دارد.

استلا تصمیم گرفته با این سفر چهارروزه، زندگی یکنواختشان را تغییر دهد و آن‌ها را از چرخه تکراری روزمرگی خارج کند.

اما منتقد می‌گوید خیلی زود روشن می‌شود که تغییر مکان، الزاماً به معنای تغییر رابطه نیست.

گذشته‌ای که هنوز فراموش نشده است

فیلم با یک فلاش‌بک تکان‌دهنده آغاز می‌شود.

استلای جوان با بازی جولی لمبرتون در حالی که باردار است، پس از حادثه‌ای نامعلوم به بیمارستان منتقل می‌شود.

خون روی دست او دیده می‌شود و تماشاگر نمی‌داند چه اتفاقی رخ داده است.

منتقد می‌گوید فیلم عمداً این سؤال را در ذهن مخاطب ایجاد می‌کند که آیا او فرزندش را از دست داده یا راز دیگری در گذشته این خانواده پنهان شده است.

این معما، تا بخش مهمی از فیلم، موتور محرک روایت باقی می‌ماند.

زوجی که همه چیز را درباره هم می‌دانند… یا شاید نه

استلا و جری روزهای خود را در آمستردام با صبحانه‌های آرام، بازدید از موزه‌های مشهور و نوشیدن نوشیدنی‌های مختلف سپری می‌کنند.

جری تقریباً همیشه بطری ویسکی خود را همراه دارد تا در صورت نیاز دوباره لیوانش را پر کند.

منتقد معتقد است این جزئیات، نزدیکی و صمیمیت عمیق این زوج را به‌خوبی نشان می‌دهد.

حتی برخلاف تصور اولیه، رابطه عاطفی آن‌ها نیز هنوز زنده است.

به نظر می‌رسد دیگر هیچ راز یا ناشناخته‌ای میانشان باقی نمانده باشد.

اما فیلم ثابت می‌کند که این تصور اشتباه است.

جست‌وجوی ایمان؛ سفری که مقصد واقعی آن درون انسان است

در جریان سفر به آمستردام، استلا از جری می‌خواهد به مکانی خاص بروند؛ اقامتگاهی مذهبی برای زنان که در دل یک صومعه قدیمی کاتولیک قرار گرفته است.

جری که همیشه نگاهی سکولار به زندگی داشته، از این درخواست همسرش تعجب می‌کند.

اما برای استلا، این بازدید صرفاً یک گردش ساده نیست.

او که سال‌ها یک کاتولیک معتقد بوده، اکنون احساس می‌کند به چیزی فراتر از زندگی روزمره نیاز دارد.

او به جری می‌گوید که می‌خواهد در زندگی‌اش «بیشتر» داشته باشد.

همین واژه ساده، آغاز بحران اصلی فیلم است.

«بیشتر» یعنی چه؟

جری نمی‌تواند منظور همسرش را درک کند.

از نگاه او، زندگی مشترکشان کامل است.

خانه‌ای آرام، ازدواجی پایدار، امنیت، خاطرات مشترک و سال‌ها همراهی؛ مگر انسان به چه چیز دیگری نیاز دارد؟

اما استلا احساس می‌کند چیزی در درونش خالی مانده است.

منتقد تأکید می‌کند که فیلم دقیقاً از همین نقطه به یکی از مهم‌ترین پرسش‌های خود می‌رسد:

آیا دو نفر می‌توانند دهه‌ها کنار هم زندگی کنند، اما نیازهای درونی یکدیگر را هرگز نشناسند؟

راز فلاش‌بک آغاز فیلم

به‌تدریج مشخص می‌شود حادثه‌ای که در ابتدای فیلم دیده‌ایم، ارتباط مستقیمی با دغدغه‌های امروز استلا دارد.

با این حال، منتقد توضیح می‌دهد که اهمیت فیلم در خود آن اتفاق نیست.

حتی اینکه آیا آن حادثه نوعی معجزه بوده یا نه، مسئله اصلی محسوب نمی‌شود.

استلا باور دارد آنچه رخ داده، جنبه‌ای معجزه‌آسا داشته است.

اما فیلم بیش از هر چیز می‌خواهد نشان دهد که دو انسان می‌توانند تجربه‌ای واحد را به دو شکل کاملاً متفاوت درک کنند.

«Midwinter Break» بیش از آنکه درباره یک راز قدیمی باشد، درباره این حقیقت است که حتی نزدیک‌ترین زوج‌ها نیز جهان درونی متفاوتی دارند؛ جهانی که گاهی پس از دهه‌ها زندگی مشترک تازه آشکار می‌شود.

مشکل واقعی جری فقط نوشیدن نیست

منتقد اشاره می‌کند که جری بیش از اندازه الکل مصرف می‌کند.

او نمونه کامل یک الکلیِ کارآمد است؛ کسی که با وجود نوشیدن مداوم، همچنان زندگی روزمره‌اش را مدیریت می‌کند.

اما فیلم هرگز قصد ندارد اعتیاد به الکل را موضوع اصلی خود قرار دهد.

مسئله مهم‌تر، خلأ درونی جری است.

او با نوشیدن تلاش می‌کند سکوت و پوچی درون خود را پنهان کند، در حالی که استلا می‌خواهد همین خلأ را از راه ایمان پر کند.

این تفاوت، شکاف پنهان میان آن‌ها را آشکار می‌کند.

کارگردانی آرام و بازی‌محور

منتقد معتقد است پالی فیندلی فیلم را با سبکی شبیه درام‌های تلویزیونی باکیفیت و کلاسیک کارگردانی کرده است.

فیلم بر اساس رمان سال ۲۰۱۷ برنارد مک‌لاورتی ساخته شده و فیلمنامه را خود او به همراه نیک پین نوشته‌اند.

فیندلی بیش از هر چیز، فضایی آرام برای بازیگران ایجاد کرده تا شخصیت‌ها از طریق گفت‌وگوها و سکوت‌هایشان شکل بگیرند.

اگرچه فیلم در برخی لحظات بیش از حد آرام و محافظه‌کار به نظر می‌رسد، اما بازی دو بازیگر اصلی آن را به اثری تأثیرگذار تبدیل می‌کند.

لسلی منویل؛ زنی آرام با طوفانی پنهان

منتقد یادآوری می‌کند که لسلی منویل معمولاً نقش زنانی مقتدر، سرسخت یا حتی سلطه‌جو را بازی می‌کند.

او به نمونه‌هایی مانند خواهر متکبر فیلم «Phantom Thread» یا منشی الکلی فیلم «Another Year» اشاره می‌کند.

اما استلا در «Midwinter Break» در ابتدا کاملاً متفاوت به نظر می‌رسد.

او زنی آرام، متواضع و مذهبی است.

با پیشرفت داستان، لایه‌های عمیق شخصیت او آشکار می‌شود و تماشاگر درمی‌یابد که این آرامش، پوششی برای روحی ناآرام و جست‌وجوگر است.

منتقد بازی منویل را یکی از مهم‌ترین نقاط قوت فیلم می‌داند؛ زیرا او بدون اغراق، کشمکش درونی شخصیت را به تصویر می‌کشد.

کیران هایندز؛ مردی مهربان که در سکون زندگی غرق شده است

در مقابل، کیران هایندز شخصیت جری را با گرمایی دوست‌داشتنی بازی می‌کند.

منتقد او را به یک سگ گله پیر و وفادار تشبیه می‌کند؛ انسانی مهربان، قابل اعتماد و خیرخواه که سال‌هاست در آسایش زندگی مشترک غرق شده است.

مشکل جری نه بدذاتی است و نه بی‌تفاوتی؛ بلکه رضایت بیش از حد از وضع موجود است.

او تصور می‌کند هیچ چیز نیاز به تغییر ندارد، در حالی که همسرش مدت‌هاست احساس می‌کند زندگی‌اش به معنایی تازه نیاز دارد.

در پایان، منتقد معتقد است «Midwinter Break» فیلمی نیست که بخواهد با پیچش‌های داستانی بزرگ یا اتفاقات تکان‌دهنده مخاطب را غافلگیر کند. قدرت فیلم در ظرافت، سکوت و مشاهده دقیق روابط انسانی نهفته است.

این اثر نشان می‌دهد که حتی پس از چند دهه زندگی مشترک، انسان‌ها همچنان می‌توانند برای یکدیگر ناشناخته باقی بمانند. نه به دلیل وجود رازهای بزرگ، بلکه چون هر فرد دنیای درونی، ترس‌ها، باورها و نیازهای خاص خود را دارد.

فیلم با نگاهی آرام و انسانی، تفاوت میان عشق، عادت، ایمان و رضایت از زندگی را بررسی می‌کند و بدون قضاوت، مخاطب را به تأمل درباره مفهوم همراهی در سال‌های پایانی عمر دعوت می‌کند.

نتیجه‌گیری

«Midwinter Break» یک درام کوچک اما تأثیرگذار است که بیش از هر چیز بر قدرت بازیگری لسلی منویل و کیران هایندز تکیه دارد.

اگرچه روایت فیلم آرام پیش می‌رود و گاهی بیش از حد محافظه‌کارانه به نظر می‌رسد، اما شیمی فوق‌العاده دو بازیگر اصلی باعث می‌شود رابطه استلا و جری کاملاً واقعی و باورپذیر جلوه کند.

فیلم یادآور این حقیقت است که عشق فقط در شور و هیجان جوانی خلاصه نمی‌شود؛ گاهی مهم‌ترین بحران‌های یک رابطه، زمانی شکل می‌گیرند که همه چیز در ظاهر آرام و بی‌نقص به نظر می‌رسد.

«Midwinter Break» ثابت می‌کند شناخت واقعی انسان‌ها هرگز پایان نمی‌یابد؛ حتی پس از پنجاه سال زندگی مشترک، هنوز می‌توان حقیقتی تازه درباره کسی که دوستش داریم کشف کرد.

درامی مانند «Midwinter Break» شاید مخاطبان علاقه‌مند به داستان‌های پرحادثه را راضی نکند، اما برای کسانی که به سینمای شخصیت‌محور و روابط انسانی علاقه دارند، تجربه‌ای آرام، صمیمی و عمیق خواهد بود. فیلم با پرهیز از اغراق‌های رایج، تصویری صادقانه از عشق، پیری، ایمان و نیاز همیشگی انسان به درک شدن ارائه می‌دهد.

امتیاز نویسنده

کارگردانی
فیلمنامه
بازیگری
جنبه‌های فنی (فیلمبرداری، تدوین، موسیقی و...)
ارزش تماشا

امتیاز نویسنده به این فیلم

امتیاز کاربران: 3.7 ( 1 رای)
گرد آورنده
نسرین پورمند
منبع
ّvariety
مشاهده بیشتر
دکمه بازگشت به بالا