۶ سریال فانتزی جذابی که زیر سایه «بازی تاجوتخت» نادیده گرفته شدند

- وقتی صحبت از سریالهای فانتزی تلویزیونی میشود، کمتر اثری توانسته به اندازه «Game of Thrones» تأثیرگذار باشد. موفقیت عظیم این سریال باعث شد موجی از آثار فانتزی جدید ساخته شوند؛ اما بسیاری از آنها به دلیل مقایسه دائمی با این پدیده جهانی، هرگز آنطور که شایسته بودند دیده نشدند. از ماجراجوییهای جادویی «The Magicians» گرفته تا دنیای آخرالزمانی «The Shannara Chronicles»، این سریالها نشان دادند فانتزی تلویزیونی فقط به یک نام بزرگ محدود نمیشود.
چارسو پرس: «بازی تاجوتخت» یک پدیده فرهنگی بزرگ بود. این سریال که از سال ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۹ پخش شد و بر اساس رمانهای جورج آر. آر. مارتین ساخته شده بود، به یکی از موفقترین مجموعههای تلویزیونی تاریخ تبدیل شد. این اثر موج بزرگی از تولید سریالهای فانتزی را به راه انداخت که اثر آن تا امروز نیز ادامه دارد و جوایز متعددی را به دست آورد.
محبوبیت این سریال به اندازهای بود که قسمت پایانی آن به یک رویداد بزرگ فرهنگی تبدیل شد و حتی شرکتها و برندهای مختلفی که ارتباط مستقیمی با سریال نداشتند نیز برای استفاده از این موج رسانهای وارد ماجرا شدند.
احتمالاً تلویزیون برای مدت طولانی دیگر شاهد پدیدهای مشابه «بازی تاجوتخت» نخواهد بود. به همین دلیل بسیاری از سریالهای فانتزی دیگر تلاش کردند همزمان با موفقیت این مجموعه، مخاطبان آن را جذب کنند. البته میزان موفقیت این آثار متفاوت بود. بسیاری از آنها کیفیت بالایی داشتند، اما در نهایت زیر سایه سنگین «بازی تاجوتخت» قرار گرفتند و هرگز توجهی را که شایسته آن بودند دریافت نکردند.
در ادامه با بهترین سریالهای فانتزی آشنا میشویم که تحت تأثیر موفقیت «بازی تاجوتخت» کمتر دیده شدند.

۶. «خدایان آمریکایی» (American Gods) | ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۱
سریال «خدایان آمریکایی» درست زمانی منتشر شد که «بازی تاجوتخت» به فصل ماقبل پایانی خود نزدیک میشد؛ اما همین موضوع نیز تا حدی روی روند توسعه و میزان محبوبیت آن تأثیر گذاشت.
این مجموعه فانتزی کموبیش واقعگرایانه، جهانی پنهان را روایت میکند که در آن خدایان و نیروهای جادویی واقعاً وجود دارند. خدایان قدیمی یا همان Old Gods با تهدیدی جدی از سوی چیزی روبهرو هستند که آن را «خدایان جدید» مینامند.
خدایان جدید شامل مفاهیمی مانند فناوری، رسانه و پدیدههای مدرن هستند؛ نیروهایی که روزبهروز نفوذ بیشتری میان مردم پیدا میکنند و حتی نوعی پرستش مدرن را به وجود آوردهاند. در نتیجه، خدایان قدیمی به تدریج قدرت و جایگاه خود را در جهان از دست میدهند.
برای مقابله با این کاهش نفوذ، خدایان قدیمی تصمیم میگیرند متحد شوند و علیه خدایان جدید وارد جنگ شوند تا تعادل قدرت را دوباره برقرار کنند.
این سریال حتی دو نامزدی جایزه امی دریافت کرد، هرچند در نهایت موفق به کسب جایزه نشد. با این حال، واکنش منتقدان نسبت به آن عمدتاً مثبت بود. با وجود این، «خدایان آمریکایی» در بیشتر دوران پخش خود اثری کمتر دیدهشده باقی ماند.
یکی از دلایل اصلی این اتفاق میتواند زمان انتشار آن باشد؛ زیرا این سریال درست در دورهای روی آنتن رفت که «بازی تاجوتخت» به اوج محبوبیت خود رسیده بود و سطح انتظارات مخاطبان از آثار فانتزی به شکل بیسابقهای بالا رفته بود.
در نهایت، «خدایان آمریکایی» پس از سه فصل لغو شد. اگرچه این مجموعه دو سال بیشتر از «بازی تاجوتخت» دوام آورد، اما از ابتدا نتوانست تعداد مخاطب مورد نیاز خود را به دست آورد و همین مسئله سرنوشت آن را تغییر داد.
۵. «شیاطین داوینچی» (Da Vinci’s Demons) | ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۵
«شیاطین داوینچی» یک سریال فانتزی کمدامنه است که داستان آن در دوران رنسانس ایتالیا اتفاق میافتد. این مجموعه تعدادی از شخصیتهای تاریخی واقعی، از جمله لئوناردو داوینچی با بازی تام رایلی، را وارد داستان میکند؛ البته با تغییراتی تخیلی و فانتزی.
در این سریال، داوینچی نابغهای عجیب و متفاوت است که با خاندان قدرتمند مدیچی همکاری میکند؛ خانوادهای تاریخی که یکی از مهمترین نیروهای سیاسی جمهوری فلورانس محسوب میشدند.
داوینچی که بسیاری او را فردی عجیب و غیرمتعارف میدانند، در پشت پرده تلاش میکند جاسوسانی را که در ساختار سیاسی شهر نفوذ کردهاند شناسایی کند؛ بهخصوص نیروهایی که به خاندانهای رقیب مانند بورجیا و پاتزی وابسته هستند.
اما بخش فانتزی داستان زمانی آغاز میشود که داوینچی با فرقهای مرموز به نام پسران میترا (Sons of Mithras) روبهرو میشود. این اتفاق او را وارد دنیایی از رؤیاهای ماورایی، کتابهای جادویی حاوی تمام دانش جهان و شخصیتهای اسطورهای زنده میکند.
اگرچه عناصر فانتزی «شیاطین داوینچی» نسبت به «بازی تاجوتخت» کمتر است، اما شباهتهای مهمی میان آنها وجود دارد. مهمترین شباهت، تمرکز بر دسیسههای سیاسی، رقابت خاندانها و نبرد برای قدرت است.
همین موضوع شاید باعث شد مخاطبانی که پیشتر جذب «بازی تاجوتخت» شده بودند، دلیل کافی برای دنبال کردن این سریال پیدا نکنند.
در نهایت این مجموعه جذاب پس از سه فصل لغو شد؛ با اینکه توانست دنیایی متفاوت و سرگرمکننده ارائه دهد.
۴. «گرایم» (Grimm) | ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۷
«گرایم» داستان یک کارآگاه جنایی را روایت میکند که متوجه میشود خانوادهاش نسلهاست به گروهی از شکارچیان حرفهای هیولاها به نام گرایمها تعلق دارند.
وظیفه اصلی گرایمها محافظت از دنیای انسانها در برابر موجوداتی افسانهای به نام Wesen است؛ اصطلاحی که برای انواع موجودات اسطورهای و هیولاهای خیالی استفاده میشود.
شخصیت اصلی داستان پس از آگاهی از این میراث خانوادگی، وارد دنیایی تازه میشود و باید با موجودات مختلفی از افسانهها و اسطورهها مبارزه کند.
یکی از ویژگیهای جذاب «گرایم» ترکیب هوشمندانه ژانر پلیسی با عناصر فانتزی و وحشت است. این سریال در واقع یک پرونده جنایی هفتگی را با دنیایی پر از موجودات خیالی ترکیب میکند.
جالب اینکه «گرایم» تنها سریال این فهرست است که هرگز به دلیل لغو ناگهانی متوقف نشد؛ اتفاقی قابل توجه با توجه به اینکه این مجموعه همان سالی آغاز شد که «بازی تاجوتخت» روی آنتن رفت.
البته دلیل دوام آن احتمالاً تفاوت زیاد مخاطبانش با «بازی تاجوتخت» بود. «گرایم» بیشتر یادآور سریالهای فانتزی دهه ۹۰ و اوایل دهه ۲۰۰۰ بود که از ساختار «هیولای هفته» استفاده میکردند؛ آثاری مانند Buffy the Vampire Slayer و Supernatural.
با وجود موفقیت نسبی، این سریال هیچگاه به محبوبیتی که شایستهاش بود نرسید. شاید شباهت آن به دیگر آثار مشابه یا شاید حضور سنگین «بازی تاجوتخت» در فضای رسانهای دلیل این اتفاق بود، اما در هر صورت «گرایم» یکی از آثار فانتزی کمتر دیدهشده تلویزیون باقی ماند.

۳. «Galavant» (۲۰۱۵–۲۰۱۶)
Galavant تجربهای کاملاً متفاوت در میان آثار فانتزی تلویزیونی است. این سریال برخلاف بسیاری از آثار این ژانر، یک درام حماسی یا مجموعهای اکشن و ماجراجویانه نیست؛ بلکه یک کمدی رمانتیک موزیکال فانتزی است.
داستان سریال حالوهوایی شبیه افسانههای کلاسیک دارد و درباره شوالیهای شجاع و خوشقلب است که برای نجات شاهزادهای که عشق زندگیاش محسوب میشود، از چنگ یک پادشاه شرور وارد ماجراجویی میشود. با این حال، سریال برخلاف ظاهر ساده و افسانهای خود، محتوایی پختهتر از چیزی دارد که در نگاه اول به نظر میرسد و برای طرفداران بزرگسال داستانهای شاهزادهها و افسانههای دیزنی هم جذاب است.
در طول قسمتها، قطعات موسیقی بزرگ و سرگرمکنندهای توسط بازیگران اجرا میشود که یکی از مهمترین نقاط قوت مجموعه به شمار میرود. ترکیب طنز، موسیقی، ماجراجویی و فضای فانتزی باعث شده بود «Galavant» تجربهای متفاوت و تازه در موج سریالهای فانتزی دهه ۲۰۱۰ باشد.
اما بزرگترین مشکل این سریال زمان پخش آن بود. سالهای ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶ همزمان با پخش فصلهای پنجم و ششم Game of Thrones بودند؛ دورهای که این سریال از نظر مقیاس، داستان و محبوبیت به اوج خود رسیده بود.
«Galavant» هرگز نمیتوانست از نظر عظمت و بودجه با غول فرهنگیای مانند «Game of Thrones» رقابت کند. با اینکه منتقدان و مخاطبان از آن استقبال کردند و آن را یک نفس تازه در میان آثار فانتزی آن دوران میدانستند، اما نتوانست مخاطبان کافی جذب کند و در نهایت پس از دو فصل لغو شد.

۲. «The Magicians» (۲۰۱۵–۲۰۲۰)
The Magicians درباره دانشجویی جوان است که برای یادگیری جادو وارد دانشگاهی معتبر میشود. اما در جریان تحصیل متوجه میشود که جادو واقعاً وجود دارد و دنیای جادویی کتاب محبوب دوران کودکیاش نیز واقعی است.
او خیلی زود وارد جهانی پنهان و خطرناک میشود؛ جهانی که با تهدید نابودی روبهرو است و شخصیتهای اصلی باید یاد بگیرند چگونه تواناییهای فراطبیعی خود را کنترل کنند تا هم از این دنیا محافظت کنند و هم مانع نابودی آن شوند.
«The Magicians» از همان ابتدا یکی از سریالهای فانتزی کمتر دیدهشده بود. این مجموعه برخلاف بسیاری از آثار مشابه، توانست مسیر طولانیتری را طی کند و پنج فصل ادامه پیدا کند؛ موفقیتی قابل توجه برای سریالی که در اوج تب و هیجان «Game of Thrones» وارد تلویزیون شد.
با وجود اینکه این سریال در نهایت لغو شد، حداقل فرصت پیدا کرد داستان خود را به پایان برساند و با یک فصل پایانی مناسب جمعبندی شود؛ برخلاف بسیاری از مجموعههایی که پیش از پایان واقعی داستانشان متوقف شدند.
پنج فصل برای اثری که در سایه سنگین محبوبیت «Game of Thrones» ساخته شد، دستاورد بزرگی محسوب میشود. با این حال، هنوز هم بسیاری معتقدند این سریال شایسته توجه بسیار بیشتری بود و میتوانست جایگاه مهمتری در تاریخ تلویزیون فانتزی پیدا کند.

۱. «The Shannara Chronicles» (۲۰۱۶–۲۰۱۷)
The Shannara Chronicles بر اساس مجموعه رمانهای محبوب نوشته Terry Brooks ساخته شده است.
داستان سریال در آیندهای بسیار دور اتفاق میافتد؛ زمانی که زمین پس از هزاران سال دیگر شباهت چندانی به دنیای امروزی ندارد. در این جهان، درخت جادویی «الکریس» (Ellcrys) در حال مرگ است و با ضعیف شدن قدرت آن، شیاطینی که زمانی از جهان تبعید شده بودند دوباره بازمیگردند.
برای نجات جهان، سه نوجوان به همراه آخرین دروید زنده، مأموریتی خطرناک را آغاز میکنند تا درخت را نجات دهند و شیاطین را دوباره به قلمرویی به نام «Forbidding» بازگردانند.
با توجه به اینکه این سریال بر اساس مجموعهای بسیار محبوب ساخته شده بود و در دوره اوج علاقه مخاطبان به آثار فانتزی منتشر شد، انتظار میرفت موفقیت بزرگی به دست آورد. اما تأثیر عظیم «Game of Thrones» همچنان بیش از حد سنگین بود.
«The Shannara Chronicles» با وجود اینکه میتوانست به یکی از آثار بزرگ فانتزی تلویزیون تبدیل شود، نتوانست مخاطبان کافی برای توجیه هزینههای بالای تولید خود جذب کند و پس از تنها دو فصل لغو شد.
هرچند سریال در همه بخشها کاملاً وفادار به کتابها نبود، اما واکنش منتقدان و بسیاری از طرفداران مثبت بود. مشکل اصلی این بود که در زمان نامناسبی منتشر شد؛ زمانی که هر اثر فانتزی تلویزیونی ناخواسته با استانداردهای بسیار بالای «Game of Thrones» مقایسه میشد.
«The Shannara Chronicles» نمونهای از سریالهایی است که شاید در دورهای دیگر میتوانست به موفقیتی بزرگ تبدیل شود، اما در سایه یک پدیده جهانی قرار گرفت.




