نقد فیلم خارجی

نقد فیلم «هیولای آرام»؛ فروپاشی یک خانواده زیر سایه حقیقتی هولناک

خلاصه نوشته
  • ماری کرویتسر پس از موفقیت فیلم «کورساژ»، این بار با «هیولای آرام» سراغ یکی از تاریک‌ترین و حساس‌ترین موضوعات اجتماعی رفته است؛ فیلمی که هرچند از نظر ساختار و بازی‌ها تحسین‌برانگیز است، اما در نهایت بیش از آنکه پاسخی برای پرسش‌هایش بیابد، مخاطب را با اضطراب، تردید و اندوهی عمیق تنها می‌گذارد.

چارسو پرس: گاهی یک فیلم نه با صحنه‌های پرهیجان، بلکه با آشکار شدن تدریجی حقیقتی غیرقابل‌تحمل، تماشاگر را درگیر می‌کند. «هیولای آرام» تازه‌ترین ساخته ماری کرویتسر از همین دست آثار است؛ درامی روان‌شناختی که به جای نمایش مستقیم خشونت، تأثیر ویرانگر آن بر بنیان خانواده را به تصویر می‌کشد. فیلم با تکیه بر بازی خیره‌کننده لئا سیدو، سفری تلخ به دل بی‌اعتمادی، انکار و فروپاشی عاطفی را روایت می‌کند.

داستانی که با یک تصویر شاد آغاز می‌شود و به کابوسی بی‌پایان می‌رسد

نکته کنایه‌آمیز فیلم این است که با وجود تلخی مطلقش، هم آغاز و هم پایان آن با تصویری از یک ترامپولین گره خورده است؛ جایی که پسربچه‌ای با شادی مشغول پریدن و پشتک زدن است. این تصویر ساده و سرشار از زندگی، درست نقطه مقابل مسیری است که فیلم در ادامه طی می‌کند.

در جهان «هیولای آرام»، خبری از فراز و فرودهای امیدبخش نیست. روایت به شکلی خطی و پیوسته رو به سقوط حرکت می‌کند؛ سقوطی که هر لحظه عمیق‌تر می‌شود و راه بازگشتی برای شخصیت‌ها باقی نمی‌گذارد.

نقد فیلم «هیولای آرام»؛ فروپاشی یک خانواده زیر سایه حقیقتی هولناک

خانواده‌ای معمولی که ناگهان همه چیزش فرو می‌ریزد

جانی، پسربچه خانواده، همراه مادرش لوسی و پدرش فیلیپ زندگی می‌کند.

لوسی زنی فرانسوی و موسیقی‌دانی تجربی است که ترانه‌های مشهور خوانندگان مرد را با سازهایی نامتعارف و تنظیمی کاملاً شخصی اجرا می‌کند. در مقابل، فیلیپ فیلمسازی اتریشی است که برای تأمین هزینه‌های زندگی در تلویزیون کار می‌کند؛ فشاری که او را تا مرز فرسودگی روانی پیش برده است.

فیلم با صحنه‌ای آغاز می‌شود که لوسی پشت پیانو مشغول تمرین نسخه‌ای تازه از ترانه «آیا به تو دروغ می‌گویم؟» است؛ اجرایی که بعدها معنایی پیشگویانه پیدا می‌کند. در همین لحظه فیلیپ، گرفتار حمله شدید اضطراب، وارد خانه می‌شود.

امیدی برای شروع دوباره

خانواده تصمیم می‌گیرد زندگی شهری را رها کند و به خانه‌ای در منطقه‌ای آرام در حومه آلمان نقل مکان کند.

خانه هنوز کاملاً آماده سکونت نیست؛ اتاق‌ها تقریباً خالی‌اند، باغچه رسیدگی نشده و وسایل زندگی هنوز کامل نشده‌اند. طراحی صحنه با همین جزئیات، حس آغاز دوباره را به‌خوبی منتقل می‌کند.

آن‌ها درباره کنار گذاشتن تلفن‌های همراه و نصب تلفن ثابت حرف می‌زنند، برای جانی ترامپولین می‌خرند و فیلیپ از پنجره طبقه بالا با دوربین، شادی پسرش را ثبت می‌کند.

همه چیز نشان می‌دهد این خانواده می‌تواند دوباره آرامش را پیدا کند.

اما این آرامش تنها چند دقیقه دوام دارد.

نقد فیلم «هیولای آرام»؛ فروپاشی یک خانواده زیر سایه حقیقتی هولناک

حقیقتی که همه چیز را نابود می‌کند

ناگهان مأموران پلیس جرایم علیه کودکان از مونیخ وارد خانه می‌شوند.

آن‌ها تمام رایانه‌ها و تلفن‌های همراه را ضبط کرده و فیلیپ را بازداشت می‌کنند.

چهره رنگ‌پریده او نشان می‌دهد دقیقاً می‌داند علت این بازداشت چیست.

از این لحظه، فیلم کاملاً در کنار لوسی می‌ایستد؛ زنی که ابتدا دچار سردرگمی می‌شود، سپس ترس و در نهایت وحشتی فلج‌کننده وجودش را فرا می‌گیرد.

او با این احتمال روبه‌رو می‌شود که شاید همسر محبوبش نه‌تنها در انتشار تصاویر آزار جنسی کودکان نقش داشته، بلکه ممکن است فرزند خودشان نیز قربانی او شده باشد.

این بدترین کابوسی است که می‌تواند برای یک مادر اتفاق بیفتد.

نقد فیلم «هیولای آرام»؛ فروپاشی یک خانواده زیر سایه حقیقتی هولناک

بازی لئا سیدو؛ تصویر انسانی از انکار، وحشت و فروپاشی

بار اصلی فیلم بر دوش لئا سیدو قرار دارد و او نیز یکی از پیچیده‌ترین نقش‌آفرینی‌های سال‌های اخیرش را ارائه می‌دهد.

لوسی نمی‌تواند آنچه را که شنیده بپذیرد. ذهنش مدام در تلاش است راهی برای بی‌اثر کردن این کابوس پیدا کند. او همان‌طور که خودش می‌گوید، فقط می‌خواهد «کاری کند که انگار هیچ‌وقت چنین اتفاقی نیفتاده است.»

فیلیپ در نخستین گفت‌وگویش ادعا می‌کند تصاویر غیرقانونی را تنها برای کسب درآمد منتشر کرده است. لوسی با شنیدن این جمله، با وجود وحشت، برای لحظه‌ای احساس آسودگی می‌کند؛ گویی می‌تواند هنوز بخشی از انسانیت همسرش را حفظ کند.

اما این آرامش نیز خیلی زود فرو می‌ریزد.

پیش‌تر نیز فیلیپ گفته بود همه این فایل‌ها صرفاً برای تحقیق درباره ساخت یک مستند جمع‌آوری شده‌اند، اما آن ادعا هم دروغ از آب درآمده بود. یکی از مأموران باسابقه پلیس با لحنی آمیخته به تمسخر از همکارش می‌پرسد: «کدام پول؟» جمله‌ای کوتاه که نشان می‌دهد چنین توجیه‌هایی برای پلیس کاملاً تکراری و بی‌اعتبار است.

نقد فیلم «هیولای آرام»؛ فروپاشی یک خانواده زیر سایه حقیقتی هولناک

روایتی موازی که همان زخم را از زاویه‌ای دیگر باز می‌کند

تنها فاصله‌ای که فیلم از بحران لوسی می‌گیرد، به داستان فرعی زندگی مأمور پلیس، الزه کوهن، مربوط می‌شود.

پدر سالخورده او که به زوال عقل مبتلا شده، بارها پرستارش ناتالیا را به شکلی ناخواسته لمس می‌کند و مورد آزار قرار می‌دهد.

اما نکته تلخ اینجاست که خود الزه نیز همان رفتاری را انجام می‌دهد که پیش‌تر از لوسی بابت آن انتقاد می‌کرد.

او رفتار پدرش را صرفاً نتیجه بیماری سالمندی می‌داند و به جای برخورد جدی، فقط مبلغ بیشتری به ناتالیا پیشنهاد می‌دهد تا این وضعیت را تحمل کند.

بدین ترتیب، فیلم نشان می‌دهد انسان‌ها حتی زمانی که خود را مدافع حقیقت می‌دانند، در مواجهه با نزدیکانشان ناخودآگاه به سمت توجیه و کوچک‌نمایی واقعیت می‌روند.

آیا فیلم بیش از اندازه بدبین است؟

«هیولای آرام» پژوهش دقیقی درباره پیامدهای روانی چنین پرونده‌هایی انجام داده و در نمایش فروپاشی تدریجی یک خانواده بسیار باورپذیر عمل می‌کند.

با این حال، پرسش مهمی در پایان باقی می‌ماند؛ هدف نهایی فیلم چیست؟

آیا فیلم می‌خواهد هشدار دهد که هر مرد آرام و محترمی ممکن است در پشت چهره عادی خود، هیولایی پنهان کرده باشد؟

اگر چنین باشد، آیا این نگاه خود به نوعی افراط دیگر نیست؟ آیا شک کردن بی‌دلیل به همسر یا پدر خانواده، خود شکل دیگری از ویران کردن اعتماد محسوب نمی‌شود؟

ماری کرویتسر پاسخ روشنی به این پرسش‌ها نمی‌دهد و همین مسئله باعث می‌شود فیلم بیش از آنکه راهی برای خروج از تاریکی ارائه کند، مخاطب را در دل همان تاریکی رها سازد.

جمع‌بندی

«هیولای آرام» فیلمی نیست که تماشاگر را سرگرم کند یا حتی آرامش ببخشد. این اثر تجربه‌ای سنگین، تلخ و آزاردهنده است که با دقتی موشکافانه روند نابودی اعتماد در یک خانواده را به تصویر می‌کشد.

قدرت اصلی فیلم در بازی کم‌نظیر لئا سیدو، کارگردانی کنترل‌شده ماری کرویتسر و فضاسازی واقع‌گرایانه آن نهفته است. اما در مقابل، روایت چنان در تاریکی و یأس غرق می‌شود که روزنه‌ای برای امید یا حتی تأمل سازنده باقی نمی‌گذارد.

فیلم در لحظاتی که لوسی روی صحنه موسیقی اجرا می‌کند و ترانه‌ای را از خالق مردش پس می‌گیرد و با صدای خودش دوباره متولد می‌کند، اندکی نور به این جهان تاریک می‌تاباند؛ اما این نور هرگز آن‌قدر دوام نمی‌آورد که بتواند بر سیاهی گسترده داستان غلبه کند.

«هیولای آرام» اثری دقیق، تلخ و از نظر فنی چشمگیر است که بیش از هر چیز بر ویرانی روانی ناشی از خیانت، انکار و فروپاشی اعتماد تمرکز دارد. اگرچه بازی لئا سیدو به‌تنهایی ارزش تماشای فیلم را دارد، اما فضای بی‌وقفه تیره و پاسخ ندادن به بسیاری از پرسش‌های اخلاقی، باعث می‌شود این فیلم بیش از آنکه اثری رهایی‌بخش باشد، تجربه‌ای سنگین و فرساینده باقی بماند. با این حال، برای علاقه‌مندان به درام‌های روان‌شناختی و آثار شخصیت‌محور، «هیولای آرام» یکی از قابل‌توجه‌ترین فیلم‌های سال ۲۰۲۶ محسوب می‌شود.


اطلاعات فیلم

• نام فیلم: هیولای آرام (Gentle Monster)
• سال تولید: ۲۰۲۶
• ژانر: درام، روان‌شناختی
• کارگردان: ماری کرویتسر
• نویسنده: ماری کرویتسر
• بازیگران: لئا سیدو، لورنس روپ، یلا هاسه، مالو بلانشه
• فیلمبردار: یودیت کافمان
• آهنگساز: کامیل
• طراحی صحنه: میرنا ولف
• زبان: فرانسوی، آلمانی و انگلیسی
• محصول: اتریش، فرانسه، آلمان
• نخستین نمایش: بخش مسابقه جشنواره فیلم کن ۲۰۲۶


پرسش‌های متداول

فیلم «هیولای آرام» درباره چیست؟

این فیلم داستان زنی را روایت می‌کند که پس از بازداشت همسرش به اتهام انتشار محتوای مربوط به سوءاستفاده از کودکان، با بحرانی عمیق در زندگی شخصی و خانوادگی خود روبه‌رو می‌شود.

ژانر فیلم «هیولای آرام» چیست؟

این اثر یک درام روان‌شناختی و اجتماعی است که بر موضوع اعتماد، فروپاشی خانواده و پیامدهای روانی جرم تمرکز دارد.

مهم‌ترین نقطه قوت فیلم چیست؟

بازی فوق‌العاده لئا سیدو، کارگردانی دقیق ماری کرویتسر و فضاسازی واقع‌گرایانه، مهم‌ترین نقاط قوت فیلم به شمار می‌روند.

آیا «هیولای آرام» ارزش تماشا دارد؟

اگر به درام‌های جدی، شخصیت‌محور و روان‌شناختی علاقه‌مند باشید، این فیلم تجربه‌ای تأثیرگذار است؛ هرچند فضای بسیار تلخ و سنگین آن ممکن است برای همه مخاطبان مناسب نباشد.


امتیاز تحریریه

کارگردانی
فیلمنامه
بازیگری
جنبه‌های فنی (فیلمبرداری، تدوین، موسیقی و...)
ارزش تماشا

امتیاز تحریریه به این فیلم

امتیاز کاربران: 4.25 ( 1 رای)
گرد آورنده
الهام پورمند
منبع
variety
مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا