بررسی فیلم «The Bride» / «عروس»؛ روایت هیولایی زنانه از افسانه فرانکشتاین

- فیلم «The Bride!» ساخته مگی جیلنهال، برداشتی پستفمینیستی و پانک از اسطوره فرانکشتاین است که با بازیهای درخشان جسی باکلی و کریستین بیل، بیش از آنکه یک بازآفرینی کلاسیک باشد، یک تراژدی-کمدی سرکش درباره عشق، خشونت و هویت است.
چارسو پرس: افسانه فرانکشتاین بار دیگر به سینما بازگشته است، اما این بار نه در قالبی کلاسیک یا صرفاً ترسناک، بلکه در هیأتی آشفته، جسور و فمینیستی. مگی جیلنهال در دومین تجربه کارگردانی خود تلاش کرده این اسطوره ادبی را از نو بازآفرینی کند؛ روایتی که هم به ریشههای گوتیک وفادار است و هم آن را به دنیای امروز، با دغدغههای هویت و قدرت زنانه پیوند میزند.
هیولایی که زنده است… دوباره
«زنده است!» درباره افسانه «فرانکشتاین» صحبت میکنم. تصور میکردم نسخه باززندهشده این افسانه در فیلم «فرانکشتاین» ساخته گییرمو دل تورو تا حدی در آستانه مرگ مغزی قرار گرفته بود؛ فیلمی که برای من چیزی جز طراحی صحنههای باروک و پرزرقوبرق نبود. آنقدر سنگین و متظاهرانه بود که باعث شد دیگر نخواهم فیلمی از «فرانکشتاین» ببینم.
اما حالا، شش ماه بعد، با «The Bride!» مگی جیلنهال روبهرو هستیم. آیا این یک فیلم ترسناک است؟ نه دقیقاً. فیلمی برای جوایز؟ اصلاً. یک اثر موفق گیشهای؟ بعید میدانم. این فیلم یک تراژیککمدی پانک، آشفته و فمینیستی درباره عشق دیوانهوار است؛ بازخوانی سرکش از اسطوره فرانکشتاین. فیلم کامل کار نمیکند، لنگ میزند و گاهی از هم میپاشد؛ گوشت و خون دارد اما ستون فقرات روایی کافی نه. با این حال، جسارتی در آن هست که باعث میشود زنده باشد؛ برخلاف نسخه دل تورو.
جیلنهال در دومین فیلمش، پس از «The Lost Daughter»، به جای مومیایی کردن این افسانه، آن را دوباره تصور کرده است. «The Bride!» گاهی شبیه کولاژی از آثار مختلف است، از «Joker: Folie à Deux» تا «Thelma & Louise»، اما در عین حال یک افسانه خرابکارانه با دندان است.

فرانکشتاین در شیکاگوی ۱۹۳۶
این فیلم یک داستان عاشقانه بیمارگونه است. مری شلی رمان مشهور خود «فرانکشتاین؛ یا پرومتئوس مدرن» را در سال ۱۸۱۸ نوشت، اما فیلم در سال ۱۹۳۶ جریان دارد؛ جایی که هیولای فرانکشتاین در شهر گانگستری شیکاگو ظاهر میشود.
او سالها در جهان سرگردان بوده و این را کاملاً میتوان در ظاهرش دید: پیشانی پر از منگنههای زنگزده، زخمی مورب روی صورت، و بدنی که انگار از پوست گاوهای فاسد توسط یک مکانیک مست سرهم شده است. در یک کلام: این نقش برای کریستین بیل ساخته شده است.
The Bride! یک بازخوانی پانک و فمینیستی از افسانه فرانکشتاین است که به جای ترس کلاسیک، بر رابطه، هویت و شورش زنانه تمرکز میکند؛ جایی که هیولاها بیش از آنکه ترسناک باشند، انسانی و زخمیاند.
فرانک و دکتر یوفورنیوس
بیل این هیولا را با نوعی حماقت دوستداشتنی بازی میکند؛ موجودی کندذهن اما در حدی آگاه که بتواند حرف بزند. او با صدایی شبیه فردی که تازه از شوک مغزی بیرون آمده صحبت میکند.
او که حالا «فرانک» نام دارد، به آزمایشگاه دکتر یوفورنیوس (با بازی آنِت بنینگ) میرسد؛ دانشمندی که برخلاف کلیشهها، چندان هم دیوانه به نظر نمیرسد، اما در واقع هست. او به فرانک چیزی میدهد که نیاز دارد: یک همراه و یک عشق.

عروس واقعی کیست؟
در نسخههای قبلی اسطوره، «عروس فرانکشتاین» فقط چند دقیقه حضور داشت. اما در این فیلم، محور اصلی رابطه فرانک و آیدا (جسی باکلی) است.
آیدا ابتدا یک دختر مهمانی در دهه ۱۹۳۰ است، اما خیلی زود میمیرد و سپس توسط فرانک و دکتر یوفورنیوس دوباره زنده میشود. او موجودی آشفته، فراموشکار و در عین حال سرکش است؛ چیزی بین یک عروسک زنده و یک هیولای شاعر.
او نمیداند کیست، اما گاهی با لهجهای اشرافی حرف میزند؛ گویی مری شلی درون او صحبت میکند. در سکانسهای سیاهوسفید، خود شلی نیز توسط باکلی بازی میشود و داستان را روایت میکند.
عشق هیولاها
با پیش رفتن داستان، فرانک و آیدا به یک زوج عجیب تبدیل میشوند؛ دو موجود آسیبدیده که در دنیایی بیرحم یکدیگر را پیدا کردهاند. رابطه آنها ترکیبی از عشق، خشونت و سرگشتگی است.
اما بعد از درگیری با چند تبهکار، همه چیز به سمت فرار و جرم پیش میرود و فیلم تبدیل میشود به داستان عاشقانهای درباره قانونشکنها؛ چیزی بین «Joker: Folie à Deux» و «Natural Born Killers».

فمینیسم یا شعار؟
آیدا به تدریج به نوعی نماد شورش زنانه تبدیل میشود؛ زنی که نمیخواهد در چارچوبهای مردانه تعریف شود. جمله معروف «ترجیح میدهم نه» از هِرمان ملویل تبدیل به شعار او میشود.
اما مشکل اینجاست که انقلاب فیلم بیشتر انتزاعی است تا ملموس؛ ایدهها وجود دارند اما به اندازه کافی پرداخت نشدهاند.
جمعبندی
«The Bride» فیلمی پرانرژی اما ناهماهنگ است. بازیهای جسی باکلی و کریستین بیل نقطه قوت اصلی آن هستند، اما روایت گاهی از هم میپاشد و ریتمی سنگین پیدا میکند.
فیلم زنده است، اما میتوانست بسیار منسجمتر و پرقدرتتر باشد؛ درست مثل هیولایی که قلب دارد اما مغز نه.
در نهایت، «The Bride» بیش از آنکه یک بازسازی وفادارانه از فرانکشتاین باشد، تلاشی است برای بیرون کشیدن روحی تازه از یک افسانه قدیمی. فیلم گاهی از مسیر خود منحرف میشود، اما جسارتش در بازتعریف هیولاها به عنوان موجوداتی عاشق و آسیبپذیر، آن را به تجربهای قابل توجه تبدیل میکند؛ حتی اگر کامل نباشد.
امتیاز نویسنده
کارگردانی
فیلمنامه
بازیگری
جنبههای فنی (فیلمبرداری، تدوین، موسیقی و...)
ارزش تماشا
امتیاز نویسنده به این فیلم









