نقد فیلم «Flies» | درامی لطیف و تأثیرگذار درباره تنهایی، فقدان و پیوندهای انسانی
- فیلم «Flies» ساخته فرناندو ایمبکه، روایتگر برخورد غیرمنتظره یک زن بازنشسته و منزوی با پسربچهای است که در میانه بحرانی خانوادگی قرار دارد. این درام مکزیکی با نگاهی انسانی و ظریف، از دل روزمرگیهای ساده، داستانی عمیق درباره تنهایی، سوگ و نیاز انسان به ارتباط خلق میکند.
چارسو پرس: برخی فیلمها بدون تکیه بر اتفاقات بزرگ یا پیچشهای داستانی پیچیده، به آرامی راه خود را به قلب مخاطب باز میکنند. «Flies» از همین دسته آثار است؛ فیلمی که در ظاهر روایتی ساده از همزیستی موقت دو غریبه را به تصویر میکشد، اما در لایههای زیرین خود به موضوعاتی چون فقدان، انزوا، پیری، کودکی و معنای همدلی میپردازد. فرناندو ایمبکه در جدیدترین اثرش بار دیگر نشان میدهد که چگونه میتوان از دل جزئیات کوچک زندگی، احساسی ماندگار خلق کرد.
فیلمی درباره پیوندی غیرمنتظره در دل بحران
در سینمای هنری، بارها شاهد داستانهایی بودهایم که در آن یک کودک پرانرژی و یک بزرگسال منزوی در مسیر یکدیگر قرار میگیرند و این مواجهه به تغییر هر دو شخصیت منجر میشود. فیلم «Flies» نیز در نگاه نخست از همین الگو پیروی میکند؛ اما فرناندو ایمبکه با ظرافت و صداقتی کمنظیر، اثری خلق کرده که هرگز به دام احساساتگرایی افراطی یا کلیشههای رایج نمیافتد.
بازگشت موفق فرناندو ایمبکه به جشنواره برلین
«Flies» در بخش مسابقه جشنواره فیلم برلین به نمایش درآمد؛ نخستین حضور فرناندو ایمبکه در این بخش از زمان نمایش فیلم «Lake Tahoe» در سال ۲۰۰۸.
این فیلم ادامه مسیر بازگشت خلاقانه کارگردان مکزیکی به سینما پس از سالها فاصله از فیلمسازی بلند است. اگرچه اثر قبلی او، «Olmo»، فیلمی دوستداشتنی بود، اما «Flies» از نظر عاطفی تأثیر عمیقتری بر مخاطب میگذارد و مدت بیشتری در ذهن باقی میماند.
زنی تنها در آپارتمانی ساکت
شخصیت اصلی فیلم، اولگا با بازی درخشان ترسیتا سانچز، زنی بازنشسته و تنهاست که در آپارتمانی کوچک در مکزیکوسیتی زندگی میکند.
زندگی او در سکوت و نظم میگذرد. نشانههایی از گذشتهای متفاوت در خانه دیده میشود، اما اکنون او به زندگی آرام و تکراری خود خو گرفته است. تنها مزاحمت دائمی زندگیاش مگسهایی هستند که مدام در فضای خانه پرسه میزنند و آرامش او را بر هم میزنند.
اما مشکلات مالی باعث میشود تصمیم بگیرد یکی از اتاقهای خانه را اجاره دهد؛ تصمیمی که مسیر زندگیاش را تغییر میدهد.
ورود پسربچهای که همه چیز را تغییر میدهد
کریستیان، پسربچهای نه ساله، به همراه پدرش برای اجاره اتاق وارد زندگی اولگا میشود.
آنها از شهرستان به مکزیکوسیتی آمدهاند تا در نزدیکی بیمارستانی اقامت کنند که مادر کریستیان در آن تحت درمان سرطان قرار دارد.
کریستیان هنوز آنقدر کوچک است که تصور کند هر بیماری سرانجام درمان میشود. اما مخاطب به تدریج از خلال سکوتهای پدر، رفتار کارکنان بیمارستان و نشانههای مختلف درمییابد که وضعیت مادر بسیار وخیمتر از آن چیزی است که کودک تصور میکند.
«Flies» داستان دو انسان تنها از دو نسل متفاوت است که در میانه درد، فقدان و ناامیدی، آرامآرام در وجود یکدیگر پناهگاهی موقت پیدا میکنند.
کودکی در آستانه از دست دادن معصومیت
کریستیان بخش زیادی از زمان خود را با بازی و خیالپردازی سپری میکند. دستگاه بازی قدیمی کنار یک فروشگاه محلی به مهمترین سرگرمی او تبدیل میشود و به نوعی پناهگاه ذهنی برای فرار از واقعیت تلخ پیرامونش بدل میشود.
ایمبکه با دقت فراوان، اضطرابها و ترسهای کودکانه او را بدون اغراق و احساساتگرایی به تصویر میکشد.
شکلگیری رابطهای فراتر از سن و سال
اولگا در ابتدا هیچ علاقهای به حضور یک کودک در خانه خود ندارد. اما شرایط زندگی باعث میشود ناخواسته مسئولیت مراقبت از کریستیان را بر عهده بگیرد.
در همین روند، فاصلهای که سالها میان او و جهان بیرون شکل گرفته بود، به آرامی از بین میرود.
فیلم بدون توضیحهای اضافی و دیالوگهای مستقیم، از طریق اشیایی مانند پازلهای قدیمی، بازیهای رومیزی و خاطرات پنهان در خانه، گذشته شخصیت اولگا را آشکار میکند.
زیبایی بصری در دل سادگی
فیلم با تصویربرداری سیاهوسفید ماریا سکو، فضایی شاعرانه و آرام خلق میکند. نورهای ملایم آپارتمان اولگا در تضاد با خیابانهای روشن و خشن بیرون قرار میگیرند و خانه او را به پناهگاهی موقت در برابر آشوب جهان تبدیل میکنند.
طراحی صدا نیز نقش مهمی در شکل دادن به فضای فیلم دارد. صدای شهر، ترافیک و هیاهوی بیرون همواره در پسزمینه حضور دارند، اما پنجرههای خانه اولگا آنها را تا حد زیادی دور نگه میدارند.
دو بازیگر که قلب فیلم را میسازند
باستیان اسکوبار، بازیگر نوجوان فیلم، حضوری کاملاً طبیعی و باورپذیر دارد. او به خوبی ناآرامی، کنجکاوی و بیثباتی عاطفی دوران کودکی را به تصویر میکشد.
در مقابل، ترسیتا سانچز با اجرایی کنترلشده و ظریف، زنی را به نمایش میگذارد که سالها برای محافظت از خود، دیواری میان خویش و دیگران ساخته است.
تعامل این دو بازیگر به تدریج به مهمترین نقطه قوت فیلم تبدیل میشود.
روایتی درباره شباهتهای پنهان انسانها
«Flies» هرگز تلاش نمیکند از شخصیتهایش یک زوج عجیب و بامزه بسازد. برعکس، فیلم با صبر و مهربانی نشان میدهد که چگونه دو انسان از دو نسل و دو جهان متفاوت، در عمیقترین لایههای وجودی خود به یکدیگر شبیهاند.
هر دو با فقدان روبهرو هستند، هر دو احساس تنهایی میکنند و هر دو به دنبال جایی برای آرام گرفتن میگردند.
جمعبندی نهایی
فیلم «Flies» یکی از لطیفترین و انسانیترین آثار جشنواره برلین امسال است؛ فیلمی که بدون هیاهو، بدون شعار و بدون احساساتگرایی اغراقآمیز، درباره نیاز همیشگی انسان به ارتباط و همدلی سخن میگوید.
فرناندو ایمبکه با بهرهگیری از بازیهای درخشان، فضاسازی دقیق و روایتی آرام اما عمیق، اثری خلق کرده که گرچه داستانی کوچک دارد، اما تأثیر احساسی آن بزرگ و ماندگار است.
«Flies» یادآور این حقیقت ساده اما فراموششده است که گاهی نجاتبخشترین روابط زندگی، نه از دل پیوندهای خانوادگی یا عاشقانه، بلکه از برخوردهای اتفاقی و کوتاهمدتی شکل میگیرند که به ما یادآوری میکنند هنوز تنها نیستیم.
امتیاز نویسنده
کارگردانی
فیلمنامه
بازیگری
جنبههای فنی (فیلمبرداری، تدوین، موسیقی و...)
ارزش تماشا
امتیاز نویسنده به این فیلم









