نقد فیلم «Forest High» | روایتی آرام و شاعرانه از فرار سه زن به دل کوهستان
- در نخستین ساخته مانون کوبیا، «Forest High»، سه زن در فصلهای مختلف زندگی خود در یک پناهگاه کوهستانی دورافتاده بهتدریج با مفهوم سکوت، تنهایی و بازتعریف هویت روبهرو میشوند. این فیلم شاعرانه و آرام، بهجای روایتهای پرحادثه، بر جزئیات زیسته انسان در دل طبیعت تمرکز دارد و تصویری حسی و تأملبرانگیز از فاصله انسان مدرن با جهان بیرون ارائه میدهد.
چارسو پرس: سینمای «Forest High» از همان ابتدا تکلیف خود را با مخاطب روشن میکند؛ اینجا قرار نیست با داستانی پرحادثه، گرههای دراماتیک یا اوج و فرودهای کلاسیک روبهرو شویم. مانون کوبیا در نخستین فیلم بلند خود، دوربین را به دل یک پناهگاه کوهستانی در آلپ میبرد؛ جایی که زندگی در سادهترین شکل خود جریان دارد و سکوت، به مهمترین عنصر روایت تبدیل میشود.
در این فضای خلوت و دورافتاده، سه زن در فصلهای مختلف سال حضور پیدا میکنند و هرکدام به شکلی متفاوت با مفهوم تنهایی، کار، طبیعت و بازنگری در زندگی روبهرو میشوند. نتیجه، فیلمی است که بیش از آنکه «داستان تعریف کند»، «حس» میسازد و مخاطب را به تجربهای آرام، تدریجی و درونی دعوت میکند.
در «Forest High» هیچ خبری از رفاه و امکانات لوکس نیست. در این پناهگاه دورافتاده کوهستانی، آب گرم تنها چند ساعت در روز در دسترس است، شام ساده و بیادعا سرو میشود و حتی پرسیدن درباره شارژ گوشی با پاسخی محترمانه اما قاطع مواجه میشود. اینجا نه مقصد گردشگری، بلکه مکانی برای توقف کوتاه کوهنوردان است؛ اما برای زنانی که در آن کار میکنند، این فضا به نوعی توقف زندگی و فرصتی برای شنیدن سکوت تبدیل شده است.
فیلم نخست مانون کوبیا، اثری آرام، لطیف و درونی است که بهجای رویدادهای پرتنش، بر تجربه زیسته و درک تدریجی لحظات تکیه دارد.
الهام از تجربه زیسته
این فیلم برگرفته از تجربه واقعی دهساله کوبیا در مدیریت یک پناهگاه کوهستانی است. او پیشتر نیز در آثار کوتاه خود بهویژه فیلم «The Fullness of Time» بر مناظر آلپ تمرکز داشته است. هرچند در این اثر خط داستانی ظریفی وجود دارد، بهویژه در بخش پایانی، اما تمرکز اصلی فیلم بر جزئیات محیطی و کیفیت حسی فضاست.
«Forest High» تجربهای آرام و حسی از زندگی در یک پناهگاه کوهستانی است؛ جایی که طبیعت، سکوت و تنهایی نه پسزمینه، بلکه خودِ روایت هستند. مانون کوبیا در نخستین فیلم خود، تصویری شاعرانه از توقف زندگی مدرن و بازگشت به درون انسان ارائه میدهد.
ساختاری مستندگونه در دل داستان
فیلم طی چهار فصل واقعی و در یک پناهگاه فعال فیلمبرداری شده است. بازیگران در کنار کوهنوردان واقعی قرار گرفتهاند و همین موضوع، کیفیتی مستندگونه به اثر داده است. ساختار سهگانه فیلم و تمرکز آن بر سه زن در مراحل مختلف زندگی، یادآور آثاری چون «Certain Women» است، اما «Forest High» هویتی کاملاً مستقل دارد.
سه زن، سه فصل زندگی
فیلم در فصل بهار با آنا آغاز میشود؛ زنی که این کوهستان را خانه خود میداند اما تصمیم دارد این فصل آخر حضورش باشد. او میان وظیفه و میل به تغییر در نوسان است.
با آغاز تابستان، هِلن وارد میشود؛ زنی باتجربه که سالها در چنین محیطهایی کار کرده و با ریتم پررفتوآمد پناهگاه بهخوبی هماهنگ است، هرچند گاهی برای فرار از شلوغی به دل طبیعت پناه میبرد.
در نهایت، زمستان با حضور سوزان از راه میرسد؛ زنی که پس از پایان نقشهای خانوادگیاش، در پی نوعی آزادی شخصی است و تنهایی را نه تهدید، بلکه انتخاب میبیند.
طبیعت بهعنوان شخصیت اصلی
کوهها، مه، باران و سکوت در این فیلم تنها پسزمینه نیستند، بلکه نقش فعالی در روایت دارند. فیلم با فیلمبرداری ۱۶ میلیمتری، حس لمسپذیری به طبیعت میبخشد و مخاطب را در فضای سرد و در عین حال زنده آلپ غرق میکند.
جمعبندی
«Forest High» فیلمی نیست که بر اساس حادثه یا گرههای داستانی پیش برود؛ بلکه تجربهای حسی، آرام و تأملبرانگیز است. اثری درباره توقف، شنیدن سکوت و بازگشت به درون در جهانی که مدام در حال حرکت است.
در نهایت، «Forest High» بیش از آنکه یک فیلم روایی به معنای متعارف باشد، تجربهای زیسته از حضور در طبیعت و مواجهه با سکوت است. مانون کوبیا با تکیه بر مشاهده دقیق، ریتمی آرام و نگاهی مستندگونه، جهانی خلق میکند که در آن زمان کند میشود و انسان فرصت مییابد به درون خود نگاه کند.
امتیاز نویسنده
کارگردانی
فیلمنامه
بازیگری
جنبههای فنی (فیلمبرداری، تدوین، موسیقی و...)
ارزش تماشا
امتیاز نویسنده به این فیلم









