اخبار سینمای جهان
موضوعات داغ

آلبرت لاموریس؛ فیلم‌سازی که در آسمان ایران جاودانه شد

خلاصه نوشته
  • کمتر فیلم‌سازی را می‌توان یافت که پایان زندگی‌اش به اندازه یکی از فیلم‌هایش شاعرانه و تلخ باشد. آلبر لاموریس، کارگردان نامدار فرانسوی و خالق فیلم جاودانه «بادکنک قرمز»، پس از کسب افتخارات جهانی و دریافت نخل طلای فیلم کوتاه جشنواره کن، برای ساخت مستندی درباره ایران راهی این کشور شد. اما در حالی که دوربینش مشغول ثبت چشم‌اندازهای بی‌نظیر ایران بود، سقوط بالگرد به زندگی او پایان داد. امروز، بیش از نیم قرن پس از آن حادثه، آرامگاه این فیلم‌ساز در گورستان دولاب تهران قرار دارد؛ جایی که کمتر علاقه‌مند سینمایی از وجود آن خبر دارد.

چارسو پرس: در تاریخ سینما، برخی فیلم‌سازان نه فقط با آثارشان، بلکه با سرنوشت زندگی‌شان نیز به اسطوره تبدیل می‌شوند. آلبرت لاموریس یکی از همین چهره‌هاست؛ هنرمندی که نگاه شاعرانه‌اش به جهان، مرز میان سینما، خیال و واقعیت را از میان برداشت و آثاری خلق کرد که هنوز هم در معتبرترین مدارس سینمایی جهان تدریس می‌شوند.

نام او بیش از هر چیز با فیلم کوتاه «بادکنک قرمز» گره خورده است؛ اثری که ثابت کرد برای روایت یک داستان بزرگ، همیشه به دیالوگ‌های طولانی یا جلوه‌های ویژه نیاز نیست. اما زندگی لاموریس تنها به موفقیت‌های هنری محدود نمی‌شود. او مخترع، ماجراجو، عاشق پرواز و شیفته ثبت تصاویر هوایی بود؛ علاقه‌ای که در نهایت او را به ایران کشاند و سرنوشتش را برای همیشه با این سرزمین پیوند زد.

داستان زندگی لاموریس، روایتی از کودکی، خلاقیت، شهرت، عشق به سینما، ماجراجویی و مرگی تراژیک است؛ روایتی که نشان می‌دهد گاهی واقعیت، از هر فیلمی تأثیرگذارتر است.

روایت زندگی آلبرت لاموریس؛ فیلم‌سازی که از بادکنک قرمز تا آسمان ایران پرواز کرد

گاهی سرنوشت، پایان زندگی یک هنرمند را چنان رقم می‌زند که خود می‌تواند سوژه یکی از فیلم‌هایش باشد. زندگی آلبرت لاموریس دقیقاً چنین روایتی دارد؛ مردی که با فیلمی درباره یک بادکنک قرمز، قلب میلیون‌ها کودک و بزرگسال را تسخیر کرد، سینمای شاعرانه فرانسه را دگرگون ساخت و سرانجام هنگام فیلم‌برداری از مناظر ایران، در آسمان این سرزمین جان سپرد.

امروز، بیش از نیم قرن پس از مرگش، آرامگاه او در گورستان ارامنه تهران قرار دارد؛ جایی که کمتر علاقه‌مند سینمایی از وجود آن خبر دارد.

کودکی پسری که عاشق پرواز بود

آلبرت لاموریس در ۱۳ ژانویه ۱۹۲۲ در پاریس متولد شد. پدرش پزشک بود و خانواده‌اش انتظار داشتند او نیز راهی مشابه را دنبال کند، اما از همان کودکی، دو علاقه بزرگ زندگی‌اش شکل گرفت؛ سینما و هوانوردی.

او ساعت‌ها به آسمان خیره می‌شد، مدل هواپیما می‌ساخت و در کنار آن، شیفته قصه‌گویی و تصویر بود.

همین دو علاقه، سال‌ها بعد سرنوشت او را رقم زد.

از معلمی تا ساخت فیلم

پس از پایان جنگ جهانی دوم، لاموریس مدتی به تدریس پرداخت اما خیلی زود دریافت که دنیای کلاس درس برای روحیه ماجراجویش کافی نیست.

او دوربین به دست گرفت و شروع به ساخت فیلم‌های کوتاه کرد؛ آثاری که برخلاف سینمای رایج آن زمان، کمتر به گفت‌وگو متکی بودند و بیشتر با تصویر، موسیقی و احساس روایت می‌شدند.

منتقدان بعدها او را از پیشگامان سینمای شاعرانه کودک نامیدند.

آلبرت لاموریس؛ فیلم‌سازی که در آسمان ایران جاودانه شد
اسب سفید – ۱۹۵۳

«اسب سفید»؛ آغاز شهرت

در سال ۱۹۵۳، لاموریس فیلم اسب سفید را ساخت؛ داستان دوستی پسربچه‌ای با اسبی وحشی در منطقه کامارگ فرانسه.

فیلم با تصاویر خیره‌کننده و روایت احساسی خود، تحسین گسترده منتقدان را برانگیخت و جایزه بزرگ فیلم کوتاه جشنواره کن را برای او به ارمغان آورد.

اما شاهکار واقعی هنوز از راه نرسیده بود.

بادکنک قرمز – ۱۹۵۶

بادکنکی که جاودانه شد

سال ۱۹۵۶، لاموریس فیلمی تنها ۳۴ دقیقه‌ای ساخت که بعدها یکی از مشهورترین آثار تاریخ سینمای کودک شد: «بادکنک قرمز».

داستان بسیار ساده است.

پسرکی در خیابان‌های پاریس، بادکنکی قرمز پیدا می‌کند؛ اما این بادکنک مانند موجودی زنده رفتار می‌کند، صاحبش را دنبال می‌کند، از او محافظت می‌کند و به دوست وفادارش تبدیل می‌شود.

فیلم تقریباً بدون دیالوگ است، اما با زبان تصویر، احساساتی عمیق از تنهایی، دوستی، آزادی و خیال را منتقل می‌کند.

منتقدان آن را یکی از شاعرانه‌ترین فیلم‌های تاریخ سینما می‌دانند.

فیلم کوتاه بادکنک قرمز

موفقیتی که کسی انتظارش را نداشت

«بادکنک قرمز» موفقیتی فراتر از تصور سازندگانش به دست آورد.

این فیلم:

  • برنده نخل طلای فیلم کوتاه جشنواره کن شد.
  • جایزه اسکار بهترین فیلم‌نامه اورجینال را دریافت کرد.
  • ده‌ها جایزه بین‌المللی دیگر را از آن خود کرد.
  • هنوز هم در مدارس سینمایی جهان تدریس می‌شود.

نکته جالب اینکه پسر خردسال فیلم، پاسکال لاموریس، فرزند واقعی کارگردان بود.

لاموریس – جشنواره فیلم کن – ۱۹۵۶

نخل طلایی که با نخل طلای اصلی اشتباه گرفته می‌شود

یکی از باورهای نادرست درباره آلبرت لاموریس این است که گفته می‌شود او برنده نخل طلای جشنواره کن شده است. این ادعا از نظر کلی درست به نظر می‌رسد، اما یک نکته مهم دارد که معمولاً نادیده گرفته می‌شود.

لاموریس در سال ۱۹۵۶ برای فیلم «بادکنک قرمز» (Le Ballon Rouge) برنده نخل طلای بخش فیلم کوتاه جشنواره کن شد؛ جایزه‌ای که بالاترین افتخار بخش فیلم‌های کوتاه این جشنواره به شمار می‌رود و با نخل طلای اصلی که به بهترین فیلم بلند مسابقه تعلق می‌گیرد، تفاوت دارد.

شهرت جهانی این فیلم تنها به جشنواره کن محدود نشد. یک سال بعد، «بادکنک قرمز» موفق شد جایزه اسکار بهترین فیلم‌نامه اورجینال را نیز برای آلبرت لاموریس به ارمغان بیاورد؛ افتخاری کم‌نظیر که این فیلم را به تنها فیلم کوتاه تاریخ تبدیل کرد که توانسته اسکار بهترین فیلم‌نامه اورجینال را از آن خود کند.

همین موفقیت استثنایی باعث شد نام آلبرت لاموریس در تاریخ سینما ثبت شود و «بادکنک قرمز» همچنان به‌عنوان یکی از مهم‌ترین فیلم‌های کوتاه تاریخ شناخته شود؛ اثری که ثابت کرد یک فیلم ۳۴ دقیقه‌ای نیز می‌تواند هم معتبرترین جایزه بخش فیلم کوتاه جشنواره کن را ببرد و هم در اسکار، رقیب فیلم‌های بلند شود.

اختراعی که دنیا را تغییر داد

کمتر کسی می‌داند لاموریس فقط فیلم‌ساز نبود.

او در دهه ۱۹۵۰ بازی رومیزی مشهور Risk را طراحی کرد.

این بازی ابتدا با نام «فتح جهان» معرفی شد و بعدها با عنوان Risk به یکی از پرفروش‌ترین بازی‌های رومیزی تاریخ تبدیل شد.

جالب اینکه درآمد حاصل از این بازی، امکان ساخت پروژه‌های سینمایی بعدی او را فراهم کرد.

عاشق فیلم‌برداری هوایی

لاموریس شیفته ثبت تصاویر از آسمان بود.

او برای رسیدن به نماهایی که پیش از آن دیده نشده بود، حتی نوعی هلیکوپتر سبک ویژه تصویربرداری طراحی و اصلاح کرد.

به اعتقاد او، زمین از آسمان، شعر دیگری دارد.

همین علاقه، او را به ایران رساند.

نمایی از فیلم مستند باد صبا

ایران؛ آخرین مقصد

در اواخر دهه ۱۳۴۰، دولت وقت ایران از لاموریس دعوت کرد تا مستندی درباره طبیعت، تاریخ و فرهنگ ایران بسازد.

نتیجه این همکاری، فیلم مستند باد صبا بود؛ اثری شاعرانه که ایران را از زاویه‌ای نشان می‌داد که کمتر کسی تا آن زمان دیده بود.

دوربین او بر فراز کویرها، رشته‌کوه‌های زاگرس، جنگل‌های شمال، شهرهای تاریخی، تخت جمشید، اصفهان و روستاهای دورافتاده پرواز می‌کرد.

او بارها گفته بود ایران یکی از زیباترین کشورهایی است که تاکنون دیده است.

نمایی از فیلم مستند باد صبا

مرگی در آسمان

در دوم ژوئن ۱۹۷۰، هنگام تصویربرداری هوایی از سد کرج (امیرکبیر)، هلیکوپتر حامل لاموریس به دلیل برخورد با کابل‌های برق فشار قوی سقوط کرد.او و خلبان ایرانی در دم جان باختند.

فیلم ناتمام ماند.

مرگ او شوک بزرگی برای جامعه هنری فرانسه و ایران بود.

مزار آلبرت لاموریس در قبرستان دولاب تهران

چرا پیکرش به فرانسه بازنگشت؟

خانواده لاموریس تصمیم گرفتند به وصیت و علاقه او احترام بگذارند.

او عاشق ایران شده بود و بخش مهمی از آخرین اثرش را در این کشور ساخته بود.

به همین دلیل، پیکرش در گورستان ارامنه تهران به خاک سپرده شد؛ آرامگاهی که هنوز هم برای علاقه‌مندان سینما و پژوهشگران، مکانی خاص و کمتر شناخته‌شده است.

فیلمی که پس از مرگش کامل شد

پس از درگذشت او، همسرش فرانسین لاموریس و گروه تولید، تصاویر باقی‌مانده را تدوین کردند و فیلم «باد صبا» سرانجام در سال ۱۹۷۸ اکران شد.

این مستند، امروز نه‌تنها اثری سینمایی، بلکه سندی تاریخی از چهره ایران پیش از انقلاب به شمار می‌آید.

میراث مردی که خیال را فیلم‌برداری کرد

آلبرت لاموریس تنها یک کارگردان موفق نبود؛ او هنرمندی بود که باور داشت تصویر می‌تواند بدون نیاز به کلمات، عمیق‌ترین احساسات انسانی را منتقل کند.

از خیابان‌های پاریس و بادکنک قرمز گرفته تا آسمان آبی ایران، او همواره در جست‌وجوی زیبایی بود؛ جست‌وجویی که سرانجام جانش را گرفت، اما نامش را برای همیشه در تاریخ سینما و در حافظه فرهنگی ایران ماندگار کرد.

و شاید به همین دلیل است که هر بار نام «باد صبا» یا «بادکنک قرمز» به میان می‌آید، یاد مردی زنده می‌شود که آخرین قاب زندگی‌اش را در آسمان ایران ثبت کرد.

جمع بندی

بیش از پنجاه سال از مرگ آلبرت لاموریس می‌گذرد، اما آثار او همچنان زنده‌اند. «بادکنک قرمز» هنوز یکی از تأثیرگذارترین فیلم‌های کوتاه تاریخ سینما به شمار می‌رود و «باد صبا» نیز به سندی تصویری از ایران پیش از انقلاب تبدیل شده است.

شاید کمتر کسی بداند که یکی از مهم‌ترین فیلم‌سازان قرن بیستم، هزاران کیلومتر دورتر از زادگاهش و در دل تهران آرمیده است. همین موضوع، زندگی او را به روایتی منحصربه‌فرد تبدیل می‌کند؛ هنرمندی که برای ثبت زیبایی‌های ایران جان خود را از دست داد و بخشی از تاریخ سینمای فرانسه را برای همیشه با ایران گره زد.

آلبرت لاموریس نه‌تنها با فیلم‌هایش، بلکه با شیوه نگاهش به جهان در حافظه سینما ماندگار شد؛ نگاهی که در آن، آسمان، باد، کودکی و رؤیا، شخصیت‌های اصلی هر داستان بودند.

سؤالات متداول (FAQ)

آلبرت لاموریس که بود؟

آلبرت لاموریس کارگردان، نویسنده، تهیه‌کننده و مخترع فرانسوی بود که با فیلم «بادکنک قرمز» به شهرت جهانی رسید.

آلبرت لاموریس چگونه در ایران کشته شد؟

او در ۱۲ خرداد ۱۳۴۹ (۲ ژوئن ۱۹۷۰) هنگام فیلم‌برداری هوایی مستند «باد صبا» بر اثر سقوط بالگرد در نزدیکی سد کرج جان باخت.

قبر آلبرت لاموریس کجاست؟

پیکر او در گورستان دولاب تهران (بخش ارامنه کاتولیک) به خاک سپرده شده است.

مشهورترین فیلم آلبرت لاموریس چیست؟

«بادکنک قرمز» (Le Ballon Rouge) مشهورترین اثر اوست که نخل طلای فیلم کوتاه جشنواره کن و جایزه اسکار بهترین فیلم‌نامه اورجینال را دریافت کرد.

مستند «باد صبا» درباره چیست؟

این مستند با استفاده از فیلم‌برداری هوایی، طبیعت، شهرها، آثار تاریخی و فرهنگ ایران را به شکلی شاعرانه به تصویر می‌کشد و پس از مرگ لاموریس تکمیل و منتشر شد.

گرد آورنده
خسرو خالقی
مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا