معرفی فیلم
موضوعات داغ

بهترین فیلم‌های نیمه اول سال ۲۰۲۶ | معرفی برترین آثار سینمای جهان تا اینجای سال

خلاصه نوشته
  • سال ۲۰۲۶ هنوز به نیمه راه خود رسیده، اما سینمای جهان تاکنون مجموعه‌ای از آثار تحسین‌شده، موفق و غافلگیرکننده را روانه پرده کرده است. از بلاک‌باسترهای بزرگ و فیلم‌های مستقل گرفته تا آثار ترسناک، درام و علمی‌تخیلی، منتقدان ورایتی فهرست بهترین فیلم‌های نیمه اول سال ۲۰۲۶ را منتشر کرده‌اند؛ فهرستی که تصویری روشن از مهم‌ترین فیلم‌های سال تا این لحظه ارائه می‌دهد.

چارسو پرس: سال ۲۰۲۶ برای سینمای جهان، دست‌کم تا پایان شش‌ماهه نخست، سالی امیدوارکننده بوده است. برخلاف سال‌هایی که موفقیت گیشه تنها به چند دنباله و فرنچایز بزرگ محدود می‌شد، امسال آثار متنوعی از ژانرهای مختلف توانسته‌اند هم نظر منتقدان را جلب کنند و هم با استقبال مخاطبان روبه‌رو شوند.

قضاوت درباره یک سال سینمایی، آن هم زمانی که تنها نیمی از آن سپری شده، کار آسانی نیست. اما دست‌کم می‌توان نبض آن را سنجید. و اگر بخواهیم از وضعیت سینمای ۲۰۲۶ در میانه راه بگوییم، باید اعتراف کنیم که حال این بیمار، از مدت‌ها پیش بهتر به نظر می‌رسد.

اگر گیشه سینماها تنها به لطف دنباله‌ها و آثار بزرگ استودیویی رونق گرفته بود، شاید این اتفاق را باید موفقیتی نصفه‌ونیمه دانست. اما افزایش فروش امسال بیش از هر چیز مدیون مجموعه‌ای از فیلم‌های تجاری است که مخاطبان آن‌ها را آثاری سرگرم‌کننده، اصیل و رضایت‌بخش تلقی کرده‌اند؛ از کمدی پرانرژی و رسانه‌محور «شیطان پرادا می‌پوشد ۲» گرفته تا انیمیشن هوشمندانه و سرزنده «داستان اسباب‌بازی ۵».

در کنار این آثار، فیلم‌های ترسناک پرفروشی مانند «Obsession» و «Backrooms» نیز خارج از چارچوب‌های معمول ظاهر شدند و توجه مخاطبان را جلب کردند. همچنین فیلم‌های کنسرتی و موسیقایی مانند «EPiC: Elvis Presley in Concert» و «Billie Eilish: Hit Me Hard and Soft»، بلاک‌باسترهای پرمخاطبی با هویت و احساس مانند «Project Hail Mary» و «Michael» و آثار مستقل جسورانه‌ای همچون «Is God Is»، «The Drama»، «I Love Boosters»، «The Furious»، «The Invite» و «Our Hero, Balthazar» نیز سهم مهمی در کیفیت سینمای امسال داشته‌اند.

اکنون اوون گلایبرمن و گای لاج، منتقدان ارشد فیلم مجله Variety، فهرست بهترین فیلم‌های سال ۲۰۲۶ تا اینجای کار را ارائه کرده‌اند؛ فهرستی که تنها یک پیام دارد: سینما نه‌تنها هنوز زنده است، بلکه شاید بتوان گفت بار دیگر در مسیر شکوفایی قرار گرفته است.

در ادامه، این آثار را به همراه توضیحات و دلایل انتخاب آن‌ها مرور می‌کنیم.

Blue Heron

در میانه دهه ۱۹۹۰، خانواده‌ای مهاجر از مجارستان تلاش می‌کنند زندگی تازه‌ای را در حومه شهر ونکوور آغاز کرده و با جامعه جدید سازگار شوند؛ اما بیماری روانی رو به وخامت پسر بزرگ خانواده، که همیشه عضو متفاوت و طردشده جمع بوده، بارها بهترین نیت‌های آنان را با شکست روبه‌رو می‌کند. داستان از نگاه خواهر کوچک‌تر او روایت می‌شود؛ دختری که میان ترس از برادرش و ستایش او گرفتار شده و شاهد شکل‌گیری تدریجی یک تراژدی خانوادگی است.

سوفی رومواری، فیلمساز کانادایی، در نخستین فیلم بلند خود با الهام از بخشی واقعی از تاریخ خانواده‌اش، اثری خلق کرده که هم از نظر درام خانوادگی تأثیرگذار است و هم از لحاظ فرم، مرز میان خاطره، زندگی‌نامه شخصی و تخیل را به شکلی خلاقانه جست‌وجو می‌کند.

با وجود این جاه‌طلبی‌ها، «Blue Heron» هیچ‌گاه خودنمایی نمی‌کند و با نگاهی متواضعانه و پخته، زخم‌های عاطفی شخصیت‌هایش را به تصویر می‌کشد. فیلم بیش از آنکه بر آسیب‌های روحی تکیه داشته باشد، بر جزئیات دقیق زندگی روزمره و شیوه درک جهان از نگاه کودکان تمرکز می‌کند. حتی اگر این داستان کاملاً تخیلی بود نیز تأثیر احساسی خود را حفظ می‌کرد، اما شیوه‌ای که رومواری در ادامه روایت به قلمرو مستند وارد می‌شود، از برجسته‌ترین ویژگی‌های فیلم محسوب می‌شود.

گای لاج

EPiC: Elvis Presley in Concert

شاید این سؤال مطرح شود که چرا اکنون باید فیلمی درباره الویس پریسلی ساخته شود؟

پاسخ ساده این است که مستند پرشور باز لورمن، که بر پایه تصاویر باکیفیت و بازسازی‌شده از اجراهای الویس در لاس‌وگاس طی سال‌های ۱۹۶۹ و اوایل دهه ۱۹۷۰ ساخته شده، یکی از هیجان‌انگیزترین فیلم‌های کنسرتی سال‌های اخیر است.

اما پاسخ کامل‌تر به تصویری بازمی‌گردد که سال‌ها پیرامون الویس آن دوران شکل گرفته بود؛ لباس سفید پرزرق‌وبرق، عینک‌های بزرگ، خط ریش‌های بلند، عرقی که روی صورتش جاری بود و حرکات رزمی روی صحنه، همگی باعث شده بودند بسیاری او را نماد نوعی زرق‌وبرق اغراق‌آمیز بدانند.

با این حال، واقعیت چیز دیگری است. الویسِ سال‌های نخست اقامت در لاس‌وگاس، خواننده‌ای پرانرژی و انفجاری بود که حتی از بسیاری از اسطوره‌های راک، از جمله فردی مرکوری، هیجان بیشتری روی صحنه ایجاد می‌کرد. لرزش منحصربه‌فرد صدایش هر نت را به لحظه‌ای درخشان تبدیل می‌کرد.

باز لورمن با استفاده از مجموعه‌ای از تصاویر تازه کشف‌شده، فیلمی کنسرتی ساخته که ریتمی روان، اجرایی چشمگیر و شور و هیجانی مثال‌زدنی دارد؛ اثری که مخاطب را بارها به تشویق و تحسین اجراها وا می‌دارد.

اوون گلایبرمن

The Invite

«The Invite» یک کمدی-درام مهمانی شام است که می‌توان آن را نسخه‌ای امروزی از «چه کسی از ویرجینیا وولف می‌ترسد؟» دانست؛ انگار این فیلم کلاسیک را وودی آلنِ دوران «Husbands and Wives» بازسازی کرده باشد.

فیلم با وجود بهره گرفتن از موقعیتی آشنا، سرشار از غافلگیری است و با نگاهی امروزی به روابط انسانی، مخاطب را از ابتدا تا انتها درگیر خود نگه می‌دارد.

ست روگن و اولیویا وایلد نقش زوجی قدیمی و همیشه در حال مشاجره را بازی می‌کنند که همسایه‌های طبقه بالای خود، با بازی پنه‌لوپه کروز و ادوارد نورتون، را برای صرف شام دعوت می‌کنند. اما به‌زودی متوجه می‌شوند که مهمانانشان زوجی هستند که زمانی به آن‌ها «سوئینگر» گفته می‌شد و حالا خود را پیرو روابط آزاد و چندنفره می‌دانند.

این موقعیت ممکن است مخاطب را به یاد برخی فیلم‌های مستقل با محوریت روابط جنسی بیندازد، اما «The Invite» هرگز به آن مسیر کلیشه‌ای نمی‌رود.

اولیویا وایلد، که کارگردانی فیلم را نیز برعهده دارد، فیلمنامه تیزهوشانه ویل مک‌کورمک و رشیدا جونز را با فضایی کاملاً طبیعی و باورپذیر اجرا کرده است.

«The Invite» درباره میل، تنهایی، عشق و امکان تغییر است؛ فیلمی که از موقعیت مرکزی خود نهایت استفاده را می‌برد، بدون آنکه راه آسان یا قابل پیش‌بینی را انتخاب کند.

اوون گلایبرمن

Is God Is

یکی از پرسش‌های عجیب امسال این است که چگونه نخستین فیلم بلند آلیشا هریس، نمایشنامه‌نویس تحسین‌شده آمریکایی، تقریباً بدون حضور در جشنواره‌های مهم و با کمترین سر و صدا اکران شد.

در سالی دیگر، به‌راحتی می‌شد تصور کرد این درام انتقام‌جویانه، خشن و درعین‌حال طنزآمیز، یکی از مهم‌ترین آثار جشنواره‌هایی مانند ساندنس یا SXSW باشد. اما اکنون حتی بسیاری از منتقدان نیز هنوز فرصت تماشای آن را پیدا نکرده‌اند.

با این حال، احتمال زیادی وجود دارد که گذر زمان جایگاه واقعی «Is God Is» را تثبیت کند؛ به‌ویژه اگر کارا یانگ و مالوری جانسون، دو بازیگر اصلی فیلم، به موفقیت گسترده‌تری دست پیدا کنند.

آن‌ها در نقش دو خواهر دوقلو ظاهر می‌شوند که از نظر جسمی و روحی زخم‌خورده سال‌ها سوءاستفاده دوران کودکی هستند و تصمیم می‌گیرند از پدری که زندگی‌شان را نابود کرده انتقام بگیرند.

هریس که پیش‌تر توانایی خود را در نمایشنامه‌نویسی ثابت کرده بود، در نخستین تجربه سینمایی‌اش زبان سینمای انتقام‌جویانه و تئاتر فمینیستی را با مهارتی چشمگیر در هم می‌آمیزد. نتیجه، فیلمی است که از نظر جسارت روایی و قدرت اجرا، یکی از متفاوت‌ترین آثار سال به شمار می‌رود.

گای لاج

Obsession

نخستین فیلم بلند کری بارکر به یکی از غیرمنتظره‌ترین موفقیت‌های سینمای هالیوود در سال‌های اخیر تبدیل شده است؛ فیلمی ترسناک که با بودجه‌ای کمتر از یک میلیون دلار ساخته شد اما تاکنون بیش از ۲۰۰ میلیون دلار فروش جهانی داشته و حتی از جدیدترین قسمت مجموعه «جنگ ستارگان» نیز در گیشه به موفقیت بیشتری رسیده است.

موفقیت فیلم حتی اگر تنها از نظر تجاری بود نیز قابل توجه محسوب می‌شد، اما نکته مهم‌تر کیفیت خود اثر است.

بارکر در شرایطی که سینماهای تجاری مملو از دنباله‌ها و بازسازی‌ها هستند، نشان می‌دهد که یک فیلمنامه اورجینال و خوش‌ساخت هنوز هم می‌تواند مخاطبان را غافلگیر کند.

او داستان کلاسیک «برآورده شدن آرزویی که پیامدهای هولناکی دارد» را با نگاهی امروزی بازآفرینی کرده است؛ روایتی درباره جوانی که آرزو می‌کند دختر مورد علاقه‌اش عاشق او شود، اما خیلی زود درمی‌یابد عشقی که به اجبار به دست آمده، نه تنها خوشایند نیست بلکه می‌تواند به کابوسی واقعی تبدیل شود.

Obsession در کنار فضای دلهره‌آورش، به موضوعاتی مانند روابط ناسالم، خودشیفتگی افراطی در فرهنگ اینترنتی مردسالار و حتی خطرات هوش مصنوعی نیز اشاره می‌کند و در عین حال، یک فیلم ترسناک پرتعلیق و تأثیرگذار باقی می‌ماند.

بازی اینده ناوارت در نقش زنی که در اسارت خواسته‌های مردی دیگر گرفتار شده، از درخشان‌ترین بازی‌های سال محسوب می‌شود.

گای لاج

Our Hero, Balthazar

شخصیت اصلی «قهرمان ما، بالتازار» به هیچ‌وجه قهرمانی به معنای متعارف نیست، اما بی‌تردید یکی از شاخص‌ترین شخصیت‌های زمانه ما به شمار می‌رود.

بالتازار با بازی جیدن مارتل، نوجوانی ثروتمند از نیویورک است که برای فرار از ملال زندگی، ویدئوهایی از خود منتشر می‌کند که در آن‌ها با حالتی اغراق‌آمیز و به ظاهر کاملاً صادقانه اشک می‌ریزد. در جهانی که همه چیز به نمایشی برای جلب توجه تبدیل شده، اسکار بویسون در نخستین فیلم بلند خود، تصویری تیزبینانه و جسورانه از نسل جدیدی از جوانان طبقه متوسط ارائه می‌دهد؛ نسلی که نمایش احساسات را جایگزین واقعیت کرده است.

ماجرا زمانی پیچیده‌تر می‌شود که بالتازار پس از انتشار ویدئویی در همدردی با قربانیان یک تیراندازی در مدرسه، پیام‌هایی از فردی دریافت می‌کند که ادعا می‌کند عامل همان حادثه است. آیا او همزاد تاریک خود را پیدا کرده است؟

آسا باترفیلد در نقش این شخصیت مرموز، تصویری از جوانی سرگشته و اندوهگین ارائه می‌دهد؛ شخصیتی که به شکلی نگران‌کننده، بحران تنهایی و سردرگمی بسیاری از مردان جوان امروز را بازتاب می‌دهد.

«Our Hero, Balthazar» در ظاهر به نوعی فیلم رفاقتی نامتعارف تبدیل می‌شود، اما در لایه‌های عمیق‌تر خود، تصویری از فرهنگی مجازی ارائه می‌کند که مرز میان واقعیت، نمایش و هویت را از دست داده است.

اوون گلایبرمن

Power Ballad

کم پیش می‌آید که بتوان با اطمینان گفت فیلمی شایسته موفقیتی بسیار بزرگ‌تر بوده است، اما «Power Ballad» یکی از همان آثار است.

جدیدترین فیلم جان کارنی تمام ویژگی‌های آثار محبوب پیشین او را در خود دارد؛ شور موسیقی، اندوه شیرین شخصیت‌هایی که هنوز باور دارند یک ترانه می‌تواند زندگی انسان را تغییر دهد و در کنار آن، درامی احساسی که از خشم، حسرت و فقدان نیرو می‌گیرد.

پل راد در نقش «ریک پاور»، خواننده مستعد راک اواخر دهه ۱۹۸۰ و دهه ۱۹۹۰ ظاهر می‌شود؛ هنرمندی که هرگز به موفقیت بزرگ نرسید و اکنون زندگی آرامی به‌عنوان همسر، پدر و خواننده مراسم عروسی در ایرلند دارد.

یک شب، او همراه دنی با بازی نیک جوناس، خواننده سابق یک گروه پاپ، قطعه‌ای موسیقی خلق می‌کند. چند ماه بعد، دنی با همان آهنگ به موفقیتی بزرگ دست پیدا می‌کند؛ آهنگی که در واقع متعلق به ریک بوده است.

«Power Ballad» علاوه بر پرداختن به صنعت موسیقی، پرسش‌هایی درباره هویت، مالکیت هنری و ارزش واقعی خلق اثر مطرح می‌کند و به یکی از صادقانه‌ترین درام‌های موسیقایی سال تبدیل می‌شود.

اوون گلایبرمن

Rose of Nevada

در سال ۲۰۱۹، فیلم کم‌هزینه «Bait» ساخته مارک جنکین به یکی از غافلگیرکننده‌ترین موفقیت‌های سینمای مستقل بریتانیا تبدیل شد و هم منتقدان و هم مخاطبان محلی را تحت تأثیر قرار داد.

اکنون، دو فیلم بعد، «Rose of Nevada» در مقایسه با آن اثری بسیار بزرگ‌تر به نظر می‌رسد؛ حتی با حضور بازیگرانی چون جورج مک‌کی و کالوم ترنر که از گزینه‌های احتمالی آینده برای ایفای نقش جیمز باند به شمار می‌رود.

فیلم روی نگاتیو ۱۶ میلی‌متری فیلمبرداری شده و تصویری خلق می‌کند که یادآور آلبوم‌های قدیمی خانوادگی است.

داستان درباره دو ماهیگیر امروزی است که برای کسب درآمد، سوار یک کشتی فرسوده می‌شوند؛ سفری که آن‌ها را به گذشته می‌برد.

مارک جنکین در کنار ایده علمی‌تخیلی جذاب فیلم، بیش از هر چیز به پیامدهای انسانی این سفر زمانی علاقه‌مند است و همین موضوع، «Rose of Nevada» را به اثری متفاوت و تأمل‌برانگیز تبدیل کرده است.

گای لاج

Silent Friend

چرا اصطلاح «دوستدار درختان» به واژه‌ای تحقیرآمیز تبدیل شده است؟ مگر نباید همه ما درختان را بیشتر دوست داشته باشیم؟

ایلدیکو انیدی، فیلمساز مجارستانی، در تازه‌ترین اثر خود پاسخی شاعرانه به این پرسش می‌دهد.

«Silent Friend» مجموعه‌ای از سه داستان است که در دوره‌های زمانی مختلف روایت می‌شوند و همگی به شکلی غیرمنتظره با یک درخت جینکوی کهنسال به هم پیوند می‌خورند.

تونی لیانگ در نقش دانشمندی ظاهر می‌شود که در دوران همه‌گیری کرونا در دانشگاهی در هامبورگ گرفتار شده و در تنهایی خود راهی برای برقراری ارتباط با درختان پیدا می‌کند. در روایت‌های دیگر نیز دو دانشجوی جوان با بازی لونا ودلر و یوهانس هگمان نقش مهمی در کشف این ارتباط میان انسان و طبیعت دارند.

همانند فیلم تحسین‌شده و نامزد اسکار «On Body and Soul»، توصیف «Silent Friend» روی کاغذ چندان آسان نیست، اما فیلم هنگام تماشا با فضایی شاعرانه و خیال‌انگیز، مخاطب را کاملاً در بر می‌گیرد.

   —   گای لاج

Toy Story 5

اوون گلایبرمن «داستان اسباب‌بازی ۵» را «Abbey Road» مجموعه «داستان اسباب‌بازی» توصیف می‌کند؛ اثری که به شکلی کامل و پخته، مسیر این مجموعه محبوب را جمع‌بندی می‌کند.

با این حال، همان زمانی که تصور می‌کنید مجموعه به پایان طبیعی خود رسیده، تحولات فرهنگی جدید دلیلی تازه برای ادامه آن فراهم می‌کنند.

اندرو استنتون و تیم سازنده این بار با استفاده از ورود اسباب‌بازی‌های هوشمند و تبلت‌های مخصوص کودکان، پرسشی مهم‌تر از قدیمی شدن وودی، جسی و دیگر اسباب‌بازی‌های کلاسیک مطرح می‌کنند:

اگر کودکان توانایی بازی‌های تخیلی را از دست بدهند، در بزرگسالی به چه انسان‌هایی تبدیل خواهند شد؟

«داستان اسباب‌بازی ۵» علاوه بر لحظات سرگرم‌کننده و صحنه‌های به‌یادماندنی، از نظر احساسی نیز تأثیرگذار است و در نهایت مخاطب را به یک پیام ساده دعوت می‌کند؛ آرام‌تر زندگی کنید، واقعی باشید و بازی کردن را فراموش نکنید.

اوون گلایبرمن

هرچند هنوز نیمی از سال ۲۰۲۶ باقی مانده و بسیاری از فیلم‌های مهم اکران نشده‌اند، اما همین فهرست نیز نشان می‌دهد که سینمای امسال از نظر کیفیت و تنوع، یکی از امیدوارکننده‌ترین سال‌های چند وقت اخیر بوده است. حضور همزمان فیلم‌های مستقل، آثار هنری، بلاک‌باسترهای بزرگ، انیمیشن‌ها و فیلم‌های ترسناک در میان برترین‌های سال، نشان می‌دهد موفقیت دیگر تنها به بودجه‌های عظیم وابسته نیست و ایده‌های تازه همچنان می‌توانند مخاطبان و منتقدان را تحت تأثیر قرار دهند.

باید دید در نیمه دوم سال، فیلم‌های جدید چه جایگاهی در این فهرست پیدا خواهند کرد و آیا انتخاب‌های فعلی همچنان در میان بهترین آثار سال ۲۰۲۶ باقی می‌مانند یا خیر.

FAQ سوالات متداول

بهترین فیلم‌های نیمه اول سال ۲۰۲۶ کدام‌اند؟

در میان مهم‌ترین آثار نیمه نخست سال می‌توان به Toy Story ۵، Obsession، Blue Heron، Power Ballad، Silent Friend، Rose of Nevada، Is God Is، The Invite، Our Hero, Balthazar و EPiC: Elvis Presley in Concert اشاره کرد.

این فهرست بر چه اساسی تهیه شده است؟

این فهرست بر اساس انتخاب و ارزیابی اوون گلایبرمن و گای لاج، منتقدان ارشد نشریه Variety، تهیه شده است.

آیا این فهرست نهایی بهترین فیلم‌های سال ۲۰۲۶ است؟

خیر. این گزارش تنها به فیلم‌های اکران‌شده در نیمه نخست سال ۲۰۲۶ اختصاص دارد و با اکران آثار جدید، فهرست نهایی بهترین فیلم‌های سال می‌تواند تغییر کند.

گرد آورنده
نسرین پورمند
منبع
variety
مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا