تیلور سوئیفت در گرمی ۲۰۲۷

- تیلور سوئیفت با سه ترانه موفق در دوره واجد شرایط رقابت برای جوایز گرمی ۲۰۲۷ وارد فصل نامزدی شده است، اما برای شاخههای «ضبط سال» و «ترانه سال» نمیتواند هر سه را انتخاب کند. حالا این پرسش مطرح است که او کدام ترانه را برای رقابت در مهمترین بخشهای گرمی ارسال خواهد کرد.
چارسو پرس: دو دیدگاه درباره سابقه تیلور سوئیفت در جوایز گرمی میتوان داشت: نخست اینکه سوئیفت آنقدر جایزه برده که تقریباً میتوان او را مجموعهدار گرمی دانست؛ و دوم اینکه آکادمی ضبط بارها و بارها حق او را خورده است. کدامیک از این دو گزاره متناقض درست است؟
پاسخ میتواند این باشد: هر دو.
این دو گزاره آنقدرها هم متناقض نیستند و همهچیز به شاخههایی بستگی دارد که دربارهشان صحبت میکنیم. از یک سو، سوئیفت در بخش «آلبوم سال» پرافتخارترین هنرمند تاریخ است و چهار بار این جایزه را برای آلبومهای «بیباک»، «۱۹۸۹»، «فولکلور» و «نیمهشبها» دریافت کرده؛ چهار بردی که در فاصله ۱۴ سال به دست آمدهاند.
این رکوردشکنی چهارباره آنقدر مورد توجه قرار گرفت که شاید تصور عمومی این باشد که سوئیفت برای یک عمر، به اندازه کافی از آکادمی ضبط جایزه گرفته است؛ یعنی ۱۴ گرمی. البته این رقم در مقایسه با ۳۵ جایزه بیانسه چندان هم رقم بزرگی نیست، اما همچنان برای پر کردن یک قفسه کافی است.
اما نکتهای که افراد بسیار کمی متوجه آن شدهاند یا آن را به خاطر میآورند این است که سوئیفت هرگز جایزه «ضبط سال» یا «ترانه سال» را نبرده است. این اشتباه چاپی نیست.
بزرگترین ستاره موسیقی پاپ قرن بیستویکم، هنرمندی که بیش از هر خواننده دیگری در این قرن، یعنی ۱۵ بار، ترانههایش به صدر جدول هات ۱۰۰ بیلبورد رسیدهاند، هرگز در هیچیک از دو شاخه اصلی گرمی که به تکآهنگها اختصاص دارند، برنده نشده است.
چه طرفدار دوآتشه سوئیفت باشید و چه هیچگاه به جمع هوادارانش نپیوسته باشید، نادیده گرفتن چنین موفقیتی برای هنرمندی که بهطور کمّی یکی از مطمئنترین ترانهسازان دوران مدرن در خلق قطعات ماندگار است، واقعاً حیرتانگیز به نظر میرسد.
البته اگر قرار بود این وضعیت چنین نامتوازن باقی بماند و سوئیفت مجبور شود تنها یکی از سه شاخه اصلی گرمی را انتخاب کند تا در آن به نیرویی مسلط تبدیل شود، احتمالاً خودش میگفت از جایگاهی که به دست آورده کاملاً راضی است.
او بارها درباره خوشحالیاش از اینکه توانسته قالب آلبوم را در عصر پخش سریع و تکآهنگمحور موسیقی زنده نگه دارد، صحبت کرده است؛ هم بهعنوان یک شکل هنری و هم بهعنوان یک نیروی تجاری.
با این حال، میتوان حدس زد که او آنقدر روحیه رقابتی دارد که ناکامیهای پیاپی در دو شاخه «ضبط سال» و «ترانه سال» نمیتواند برایش بیاهمیت باشد. این ناکامیها قطعاً در میان هواداران سوئیفت، که با دقتی ماندگار و گاه بیرحمانه به آنچه نادیدهگرفتهشدنهای او میدانند توجه میکنند، بهعنوان نقاط ضعف آکادمی دیده میشود.
آیا سال ۲۰۲۷ نوبت جبران سوئیفت است؟
آیا امسال بالاخره سالی خواهد بود که سوئیفت در یکی از دو شاخه «ضبط سال» یا «ترانه سال»، یا حتی هر دو، زمان ازدسترفته را جبران کند؟
منصفانه است که بگوییم او با دست پر وارد فرایند نامزدی شده است. از آن ۱۵ ترانهای که سوئیفت تاکنون به صدر جدول هات ۱۰۰ رسانده، سه قطعه در دوره واجد شرایط جوایز گرمی ۲۰۲۷ قرار داشتهاند؛ دورهای که بهتازگی به پایان رسیده است.
هیچ هنرمند دیگری نمیتواند ادعا کند که در همین دوره سه ترانه شماره یک داشته است. در نگاه اول، این مزیت بسیار بزرگی به نظر میرسد؛ بهخصوص اینکه «سرنوشت اوفلیا»، «اوپالایت» و «میدانستم، میدانستم تو را» همگی در فاصلهای کوتاه به صدر جدول رسیدند.
البته یک مشکل کوچک وجود دارد: سوئیفت باید یکی را انتخاب کند.
این موضوع به معنای واقعی کلمه الزامآور نیست. سوئیفت یا تیمش میتوانند چند اثر را در یک شاخه برای قرار گرفتن در برگه اولیه نامزدی که ۱۲ اکتبر برای رأیدهندگان آکادمی ضبط ارسال میشود، معرفی کنند.
اما واضح است که چنین کاری نخواهند کرد؛ چرا که معمولاً شانس با سوارکاری است که تلاش نمیکند همزمان روی دو اسب یا بیشتر مسابقه بدهد.
بنابراین اندکی تعلیق وجود دارد که سوئیفت و تیمش روی کدامیک از این سه موفقیت بزرگ شرطبندی خواهند کرد.
ما در ورایتی تقریباً مطمئن هستیم که مسیر انتخاب او را فهمیدهایم. اگر نمیتوانید تا پایان صبر کنید، میتوانید مستقیماً به نتیجه نهایی بروید. اما اگر میخواهید بدانید تیم سوئیفت هنگام تصمیمگیری چه استدلالهایی را در نظر خواهد گرفت، در ادامه مزایا و معایب هر گزینه را بررسی میکنیم.
«اوپالایت»
میتوان با اطمینان نسبی کنار گذاشت که سوئیفت «اوپالایت» را بهعنوان تنها انتخاب خود در یکی از شاخههای اصلی گرمی ارسال کند.
این تصمیم را با اندکی تأسف میگیریم، زیرا منتقد ورایتی رسماً «اوپالایت» را بهعنوان جذابترین و سرگرمکنندهترین ترانه کل آلبوم «زندگی یک شوگرل» انتخاب کرده است.
اگر این دیدگاه طرفداران زیادی داشته باشد ــ و البته در این زمینه تنها نیستیم ــ «اوپالایت» ظاهراً میتوانست انتخابی طبیعی برای شاخه «ضبط سال» باشد؛ هرچند برای «ترانه سال» انتخاب چندان بدیهیای نیست، زیرا آن شاخه بیش از حالوهوای یک قطعه، به کیفیت ترانهسرایی توجه دارد.
با این حال، «اوپالایت» هرچند به رتبه اول رسید، اما چند هفته در صدر باقی نماند. همین مسئله باعث میشود در مقایسه با دو قطعه دیگر، از نظر میزان تأثیرگذاری ادراکشده، از همان ابتدا عقبتر باشد.
چرا «اوپالایت» با وجود محبوبیت فراوان میان هواداران از همان لحظه انتشار آلبوم «شوگرل» در اکتبر گذشته، مدت بیشتری در رتبه اول نماند؟
بخشی از پاسخ به موفقیت «اوفلیا» و ادامه طولانیمدت موج موفقیت آن مربوط میشود. پیش از آنکه «اوپالایت» رسماً به یک تکآهنگ تبدیل شود، میزان شنیدهشدن آن طی ماهها میان مخاطبان پخش شده بود.
این ترانه بهعنوان یکی از قطعات آلبوم، در هفته انتشار «شوگرل» در رتبه دوم هات ۱۰۰ آغاز کرد و پیش از آنکه حتی موزیکویدئو داشته باشد یا تبلیغ رادیویی آن آغاز شود، در مجموع ۱۴ هفته در مقاطعی در میان ۱۰ ترانه برتر قرار گرفت.
اما «اوفلیا» آنقدر بزرگ شده بود که خیلی زود مشخص شد میتواند رکورد شخصی سوئیفت برای بیشترین هفته حضور یکی از تکآهنگهایش در رتبه اول را بشکند. همین موضوع احتمالاً یکی از دلایلی بود که باعث شد تبلیغ و حمایت از «اوفلیا» ادامه پیدا کند و «اوپالایت» مدام به تعویق بیفتد.
در نهایت «اوفلیا» به ۱۰ هفته حضور در رتبه اول رسید؛ موفقیتی نادر.
وقتی سرانجام زمان آن رسید که سوئیفت از «اوفلیا» عبور کند، «اوپالایت» آنقدر در حجم عظیم توسط مخاطبان شنیده شده بود که دیگر نمیتوانست برای مدت طولانی در صدر بماند.
اما در یک جهان موازی، شاید این دو ترانه با حرف «او» جایشان را عوض میکردند و «اوپالایت» از جایگاه مناسبتری برای موفقیت برخوردار میشد.
«سرنوشت اوفلیا»
۱۰ هفته حضور «سرنوشت اوفلیا» در رتبه اول، همانطور که گفته شد، رکورد شخصی جدیدی برای سوئیفت محسوب میشود.
آیا کسی تصور میکرد ترانهای با نام شخصیتی از شکسپیر که در آب غرق شد، قرار است طولانیترین حضور یک ترانه سوئیفت در صدر جدول را رقم بزند و از نظر برخی معیارهای تجاری به بزرگترین ترانه دوران حرفهای او تبدیل شود؟
خود سوئیفت چنین چیزی را تصور کرده بود و در نهایت همین پیشبینی پیش از انتشار بود که اهمیت داشت.
این ترانه رکوردهای استریم یکروزه و یکهفتهای اسپاتیفای را شکست. اما سرنوشت آن تنها با میزان شنیدهشدن موسیقی تعیین نشد؛ میزان دیدهشدن هم نقش بسیار مهمی داشت.
سوئیفت کارگردانی موزیکویدئوی این ترانه را بر عهده داشت؛ ویدئویی که در آن او و گروهی از رقصندگان در مجموعهای از دکورهای مختلف استودیویی ظاهر میشوند و سوئیفت را در نقشهایی از یک دختر گرفتار در فیلمهای صامت تا یک دختر رقصنده دهه ۱۹۶۰ به تصویر میکشند.
اما سرنوشت واقعی «سرنوشت اوفلیا» را نمیتوان فقط با اعداد سنجید.
بخش مهمی از موفقیت آن را باید در کلیپهای تیکتاک، استوریهای اینستاگرام، ویدئوهای فیسبوک و دیگر شبکههای اجتماعی جستوجو کرد؛ جایی که حرکات رقص موزیکویدئو توسط میلیونها کاربر حفظ و با ظرافت بازسازی شد.
بیشتر این کاربران، بله، کودکان بودند؛ اما برخی از اجراهای خلاقانهتر نیز بهشدت وایرال شدند.
مادرها و مادربزرگهایی که حرکات «اوفلیا» را اجرا میکردند؟ مربیان سگهایی که برای وارد کردن ژرمن شپردهایشان به این ماجرا، حرکات رقص مخصوص طراحی میکردند؟
این موج، نوعی شیرینی و جذابیت خاص داشت.
واضح بود که این افراد صرفاً بهزور یک ترانه محبوب را تبلیغ نمیکردند. آنها این ترانه را به دل خود راه داده بودند، چون موسیقی آنها را به حرکت وادار میکرد.
هر یک از اعضای آکادمی ضبط که این ویدئوهای خانگی را دیده باشد، یا فرزندی داشته باشد که چنین ویدئوهایی دیده، ممکن است هنگام دیدن نام «اوفلیا» روی برگه رأی، دوباره همان حس علاقه را تجربه کند.
البته اگر اصلاً «اوفلیا» را روی برگه رأی ببینند.
چون گزینه سوم را هم نباید فراموش کنیم؛ ترانهای از آثار اخیر سوئیفت که ظاهراً به همان اندازه «اوفلیا» دلایل محکمی برای قرار گرفتن در برابر رأیدهندگان آکادمی در ماه آینده دارد.
«میدانستم، میدانستم تو را»
دلایل اینکه چرا سوئیفت ممکن است ترانه اصلی «داستان اسباببازی ۵» را به هر دو ترانه «زندگی یک شوگرل» ترجیح دهد، بسیار ساده است.
تازگی اثر
طبیعی است که این ترانه در ذهن مردم تازهتر از «سرنوشت اوفلیا» باشد؛ ترانهای که در ابتدای دوره واجد شرایط، یعنی اکتبر گذشته، منتشر شد و زمانی که رأیدهندگان شش هفته دیگر برگههای خود را دریافت میکنند، بیش از یک سال از انتشارش گذشته است.
اما ترانه دیزنی و پیکسار تنها در ماه ژوئن منتشر شد؛ یعنی هشت ماه کامل بعد از «اوفلیا».
این مسئله، حتی اگر تمام تاریخهای انتشار از نظر فنی باید ارزش یکسانی داشته باشند، قطعاً یک امتیاز محسوب میشود.
به قول ترانه «فنتستیکس»: سعی کن به یاد بیاوری / آن اکتبر را / وقتی آن موفقیت قدیمی پاییزی منتشر شد…
مزیت یک فیلم پرفروش
ستارهای به بزرگی سوئیفت را نمیتوان متهم کرد که صرفاً از محبوبیت یک مجموعه سینمایی دیگر استفاده کرده است.
حتی هنگام انتشار این تکآهنگ، معرفی گسترده آنچنان سروصدایی ایجاد کرد که تقریباً میشد تصور کرد «داستان اسباببازی ۵» به همان اندازه که سوئیفت به فیلم کمک میکند، خودش میخواهد از شهرت او استفاده کند.
با این حال، باید این نکته را در نظر گرفت که میان رأیدهندگان گرمی، افراد عمدتاً مسنتری حضور دارند که ممکن است به دلیل بیعلاقگی به سوئیفت یا دوری از آثار روز موسیقی، هرگز «اوفلیا» را نشنیده باشند.
اما آنها احتمالاً «میدانستم، میدانستم تو را» را شنیدهاند؛ چون خودشان را از بزرگترین یا تحسینشدهترین فیلمهای سال جدا نمیکنند.
و اگر هنگام شروع تیتراژ پایانی از سالن خارج نشده باشند، فرصتی پیدا کردهاند تا سوئیفت را در یکی از دوستداشتنیترین و جذابترین شکلهایش ببینند.
وجه ملایم و حالوهوای کانتری
بار دیگر، رأیدهندگان مسنتری که بسیاری از آثار پاپ معاصر را تهاجمی و آزاردهنده میدانند، ممکن است با ترانهای از سوئیفت که تا این اندازه گوشنواز و آرام است، ارتباط بیشتری برقرار کنند.
بازگشت سوئیفت به صدایی نزدیک به پاپ ــ کانتری، پس از سالها فعالیت در مسیر دیگری، ممکن است برای رأیدهندگان نشویل نیز جذاب باشد؛ بهخصوص که سوئیفت تلاش قابل توجهی برای جلب حمایت رادیوهای موسیقی کانتری انجام داده و به شکلی رفتار کرده که انگار این سبک هیچگاه از قلبش خارج نشده است.
البته او باید با این واقعیت هم کنار بیاید که رأیدهندگان متمایل به موسیقی کانتری ممکن است به سمت «Choosin’ Texas» از الا لنگلی بروند.
با این حال، پس از سالها نادیده گرفتهشدن موسیقی کانتری در سه شاخه اصلی گرمی ــ موضوعی که ورایتی سال گذشته درباره آن یادداشتی منتشر کرد ــ جالب خواهد بود اگر سوئیفت و لنگلی در کنار یکدیگر فرصتی وسوسهانگیز برای آکادمی ایجاد کنند تا دو ترانه کانتری را در میان نامزدهای نهایی مهمترین جوایز قرار دهد.
ماندگاری غیرمنتظره
«میدانستم، میدانستم تو را» در تمام معیارهای آماری نتوانسته به پای «اوفلیا» برسد، اما برای تقریباً هر هنرمند دیگری، همین ترانه میتوانست بزرگترین موفقیت دوران حرفهای باشد.
اینکه «داستان اسباببازی ۵» پس از کسب درآمدی نجومی اندکی در جدول فروش سینماها پایین آمده، تأثیر چندانی بر ماندگاری ترانه سوئیفت نداشته است.
این ترانه اکنون در رتبه سوم هات ۱۰۰ قرار دارد و پس از ۱۲ هفته از انتشار، به نظر میرسد جایگاه خود را تثبیت کرده است.
ترانههایی که به فیلمهای انیمیشن پیوند میخورند معمولاً عمر محدودی دارند، اما این قطعه به شکل بسیار نادری توانسته ماندگاری آثاری مانند «We Don’t Care About Bruno» یا «A Whole New World» را پیدا کند؛ البته با چاشنی حالوهوای کانتری.
وقتی نسخه خانگی فیلم منتشر شود، اینکه این ترانه تا چه اندازه دوباره مورد توجه قرار خواهد گرفت، قابل پیشبینی نیست.
او یک اسکار لعنتی میخواهد
خب، دستکم ما اینطور فرض میکنیم؛ مگر اینکه همه دوست نداشته باشند اسکار بگیرند؟
شاید بزرگترین دلیل اینکه «میدانستم، میدانستم تو را» میتواند انتخاب سوئیفت برای کمپین گرمی باشد، این است که او میتواند با همان ترانه، همزمان کمپین اسکار را نیز دنبال کند.
این تصور که «میدانستم، میدانستم تو را» ممکن است انتخاب اصلی او برای رأیدهندگان گرمی باشد، زمانی قوت بیشتری گرفت که سوئیفت اخیراً در یک برنامه اختصاصی و فقط با دعوت قبلی در موزه گرمی، مقابل اعضای بخش ترانهسرایان آکادمی حاضر شد.
او در گفتوگویی با هاروی میسن جونیور، مدیرعامل آکادمی، درباره هیچیک از ترانههای واجد شرایط بهطور مستقیم برگهای خود را رو نکرد.
اما وقتی برای اجرای پایانی پشت پیانو نشست، ترکیبی شبیه اجراهای تور «دوران» از سه ترانه را اجرا کرد که به گفته خودش از نظر مضمون، بهخصوص در پرداختن به مفهوم خاطره، با یکدیگر ارتباط داشتند.
«میدانستم، میدانستم تو را» یکی از آن سه ترانه بود.
این انتخاب، معنادار به نظر میرسید.
پس انتخاب نهایی چه خواهد بود؟
نتیجه: یک تصمیم دوگانه
هنرمندان این امکان را دارند که برای شاخههای «ضبط سال» و «ترانه سال» ترانههای متفاوتی ارسال کنند، هرچند در بیشتر موارد، یک ترانه واحد را برای هر دو شاخه انتخاب میکنند.
اما هر چیزی که درباره مسیر احتمالی سوئیفت احساس میکنیم، ما را به این نتیجه میرساند که او احتمالاً برای این دو شاخه دو انتخاب متفاوت خواهد داشت؛ زیرا هر دو ترانه دلایل بسیار محکمی برای رقابت دارند و در مورد «میدانستم، میدانستم تو را»، جوایز دیگری نیز در میان است.
برای «ضبط سال»، پیشبینی ما این است که سوئیفت «سرنوشت اوفلیا» را انتخاب کند.
در این شاخه، ترانههای پرانرژی و پرتحرک معمولاً شانس بیشتری نسبت به قطعات بالاد دارند.
اما برای «ترانه سال»، او میتواند «میدانستم، میدانستم تو را» را انتخاب کند؛ جایی که مهارت سوئیفت در ترانهسرایی راحتتر از انتخابهای مربوط به تنظیم و تولید موسیقی قابل تشخیص است.
این ترانه همچنین در کنار کلماتی که کودکان هم بهراحتی میتوانند درک کنند، رگههایی بسیار برجسته از نوستالژی دارد.
هیچ دلیل واقعی وجود ندارد که انتخاب نکردن یک ترانه واحد برای هر دو شاخه، شانس سوئیفت را در یکی از آنها کاهش دهد.
آیا پیشبینی ما درست است؟
۱۲ اکتبر دوباره به این موضوع برگردید؛ زمانی که برگه اولیه، که البته چندان هم محرمانه نیست، برای اعضای رأیدهنده آکادمی ارسال میشود.
آن زمان مشخص خواهد شد که آیا سوئیفت واقعاً از یک استراتژی دوگانه استفاده کرده است یا نه و آیا ما واقعاً آنقدر که فکر میکنیم از ماجرا خبر داشتهایم.





