نقد فیلم «شهروند عدالتخواه»؛ وقتی انتقام جای عدالت را میگیرد

- «شهروند عدالتخواه» به کارگردانی اووه بول، به جای آنکه درباره مرزهای اخلاقی عدالتخواهی شخصی و خطرات گرفتن قانون به دست خود باشد، به اثری خشن، آشفته و سطحی تبدیل میشود؛ فیلمی که بازگشت آرمی همر را نیز بیش از آنکه تقویت کند، با چالش روبهرو میکند.
چارسو پرس: پس از دههها سینما که داستان مردانی را روایت کرده است که وقتی «سیستم» از اجرای عدالت بازمیماند، خودشان دست به کار میشوند، شاید زمان آن رسیده باشد که درباره هزینهها و پیچیدگیهای اخلاقی چنین انتقامگیریهایی دوباره فکر کنیم. فیلمهای معدودی تلاش کردهاند چنین نگاهی داشته باشند، اما وقتی یکی از محبوبترین شخصیتهای تاریخ کمیک، یعنی بتمن، خود نمونهای از «قهرمانی خارج از چارچوب قانون» است، نقد این نوع قهرمانی گاهی شبیه جنگیدن با آسیابهای بادی به نظر میرسد.
با این حال، «شهروند عدالتخواه» (Citizen Vigilante) ساخته اووه بول چنان شیفته و بیتأمل به تصویر مردی میپردازد که در پی انتقام است که حتی توصیف آن به عنوان یک فانتزی انتقامجویانه نیز نوعی سادهانگاری خواهد بود.

اووه بول و یک فیلم استثماری آشفته
اووه بول که از اوایل دهه ۲۰۰۰ یکی از چهرههای بحثبرانگیز سینمای تجاری بوده، در این فیلم اثری خشن، نامنسجم و از نظر اخلاقی مسئلهدار ارائه کرده که از نظر کیفیت در همان محدوده آثاری مانند «خانه مردگان»، «تنها در تاریکی» و «بلاد رین» قرار میگیرد.
فیلم چنان ضعیف از کار درآمده که حتی این تصور ایجاد میشود که نویسنده، کارگردان و تهیهکننده آن عمداً در حال خراب کردن موقعیت ستاره فیلم، آرمی همر، است؛ بازیگری که قرار بود با این فیلم بخشی از مسیر بازگشت خود به سینما را طی کند.
همر نقش ساندرز را بازی میکند؛ مردی آمریکایی که خارج از کشور زندگی میکند و معتقد است کشوری که در آن ساکن است به دست مهاجران مجرم تسخیر شده است.
عنوانی که روی صفحه ظاهر میشود تنها یک کلمه است: «اروپا». اما فیلم توضیح بیشتری درباره محل وقوع داستان نمیدهد و همین مسئله تشخیص شخصیتهای خوب و بد را در میان بازیگران مختلف با لهجههای متفاوت دشوار میکند.
فیلم برای اینکه این ابهام را برطرف کند، داستان را با صحنهای آغاز میکند که در آن مردی سیاهپوست و نقابدار، در روشنایی روز، مادری را مقابل چشمان پسرش به قتل میرساند. کمی بعد نیز در صحنهای دیگر، والدین یک متجاوز اصرار دارند که با تکیه بر ارزشهای قرآن در حال تربیت پسرشان هستند.
قهرمانی که عدالت را شخصاً اجرا میکند
هویت ساندرز مخفی است و همین موضوع هنری، رئیس اینترپل با بازی کاستاس ماندیلور، را بهشدت نگران کرده است.
ساندرز اما به یک چهره محبوب در فضای مجازی تبدیل شده است. اینفلوئنسرها از او تمجید میکنند و او نیز زمانی که مشغول ضبط ویدئوهای تبلیغاتی با چهرهای تارشده نیست، بیانیههایی منتشر میکند و در آنها نظام قضایی را متهم میکند که از مجرمان حمایت میکند و قربانیان را دوباره در معرض آسیب قرار میدهد.
او هزینه فعالیتهای انتقامجویانهاش را از اجاره املاکی تأمین میکند که پس از مرگ پدرش به ارث برده است. ساندرز همان وسواسی را که در قضاوت مجرمان دارد، در اداره کسبوکار خانوادگی نیز به کار میگیرد.
اما یک برخورد اتفاقی در یکی از کافههایی که خودش مالک آن است، هنری را یک قدم به شناسایی این فرشته انتقامجو نزدیک میکند؛ هرچند شهروندان محلی آنقدر از فعالیتهای ساندرز حمایت میکنند که ظاهراً چندان علاقهای ندارند او دستگیر شود.

فیلمی که حتی به سینمای انتقام هم وفادار نمیماند
حتی اگر به فیلمهای مربوط به عدالتخواهی شخصی علاقه داشته باشید، از آثار کلاسیکی مانند «هری کثیف»، «راننده تاکسی» و «رعدوبرق» گرفته تا بسیاری از فیلمهای اکشن جیسون استاتهام، «شهروند عدالتخواه» کار را برای دفاع از خودش بسیار دشوار میکند.
مشکل فقط خشونت یا نگاه افراطی فیلم نیست؛ ساختار روایت نیز بیدلیل غیرخطی است و اساساً داستان چندانی در کار نیست.
تمام چیزی که اتفاق میافتد این است که ساندرز قربانیان جرایم خشن را متقاعد میکند مجازاتی که او اجرا میکند، بیش از مجازاتی که سیستم قضایی ارائه میدهد برایشان احساس رهایی ایجاد خواهد کرد و سپس همین مجازات را با بیشترین میزان سلاح، خشونت و بیرحمی اجرا میکند.
بول ظاهراً تقریباً تمام تصاویری را که هنگام ساخت فیلم گرفته، وارد نسخه نهایی کرده است؛ گاهی حتی یک اتفاق را چند بار تکرار میکند تا فیلم به زمان مناسب برای یک اثر سینمایی برسد.
این رویکرد گاهی چنان افراطی است که انگار کارگردان «سرگیجه» هیچکاک را دیده و به این نتیجه رسیده که دنبال کردن بازیگران در تکتک لحظات یک فعالیت میتواند به صحنهها معنایی بدهد که فیلمنامه اساساً فاقد آن است.

آرمی همر؛ بازگشتی که به نفع بازیگر تمام نمیشود
شخصیت ساندرز ترکیبی اغراقشده از بیگانههراسی و احساس استحقاق است. او دائماً از تهدیدهای خارجی حرف میزند، اسلحه مجهز به صداخفهکن را به سمت کسانی که مجرم تصورشان میکند میگیرد و در عین حال مونولوگهایی خودحقپندارانه درباره پیامدهای اجتماعی جرم ارائه میدهد.
حتی اگر رفتارهای شخصی آرمی همر باعث شده باشد که در آمریکا فرصتهای کاری بسیار کمتری داشته باشد، او در اوج دوران حرفهای خود بازیگری بااستعداد و کاریزماتیک بود.
اما بخش زیادی از آن جذابیت در این فیلم دیده نمیشود. همر بیشتر از آنکه شخصیت را زندگی کند، جملات و دیدگاههای متعصبانه فیلمنامه بول را بیان میکند.
در مقابل، کاستاس ماندیلور نوعی خستگی و فرسودگی را به شخصیت هنری میدهد، اما نه او و نه بول نمیتوانند این خستگی را با حس فوریت لازم برای دستگیری یک قاتل مرموز همراه کنند.
چون ساندرز آنقدر مدرک از خود به جا میگذارد که پیدا کردنش باید بسیار آسان باشد؛ از اثر انگشت گرفته تا ویدئوهایی که در آنها چهره و صدای خودش را، هرچند با تغییراتی جزئی، به نمایش گذاشته است.
چرا «شهروند عدالتخواه»؟
پس از آنکه فیلم از نظر قانونی اجازه استفاده از عنوان اولیه و مرتبط با دیسی، یعنی «شوالیه تاریکی» (The Dark Knight) را پیدا نکرد، این پرسش مطرح میشود که چرا بول عنوانی چنین ساده و بیهویت را انتخاب کرده است.
شاید «صاحبخانه» عنوان مناسبتری بود.
ساندرز آنقدر به وظایف خود به عنوان مالک املاک متعهد است که حتی در میانه رابطه با یک کارگر جنسی، ناگهان رابطه را متوقف میکند تا او را بابت کپکی که بالای تختش ایجاد شده سرزنش کند.
در نهایت، همین ترکیب دو کلمه ساده و فراموششدنی که جایگزین «شوالیه تاریکی» شده، شاید بیش از هر چیز نشاندهنده میزان خلاقیت و تخیل بول به عنوان فیلمساز باشد.
فیلمی که عدالت را با انتقام اشتباه میگیرد
«شهروند عدالتخواه» در پایان به قربانیان تجاوز جنسی در اروپا که به ادعای فیلم توسط نظام قضایی مورد خیانت قرار گرفتهاند تقدیم میشود.
اما مشکل اصلی این است که فیلم تلاش میکند ریشههای استثماری و انتقامجویانه خود را پشت ظاهری پنهان کند که وانمود میکند در حال بررسی یک مسئله اجتماعی مهم است؛ در حالی که عملاً با همان موضوع به شکلی نامناسب برخورد میکند.
در همکاری میان بول و همر، سخت است تشخیص دهیم کدامیک معامله بدتری انجام دادهاند.
اما کسانی که فیلم ظاهراً قصد دارد به آنها ادای احترام کند، احتمالاً بهتر است برای پیدا کردن قهرمان خود جای دیگری را جستوجو کنند تا اینکه این نمایش بیپروای انتقامجویی را با تلاشی صادقانه برای اجرای عدالت اشتباه بگیرند.
اطلاعات فیلم «شهروند عدالتخواه»
عنوان اصلی: Citizen Vigilante
عنوان قبلی: The Dark Knight
عنوان فارسی: شهروند عدالتخواه
کارگردان: اووه بول (Uwe Boll)
نویسنده: اووه بول
تهیهکننده: اووه بول
بازیگران: آرمی همر، کاستاس ماندیلور
ژانر: اکشن، جنایی، تریلر، استثماری
محصول: —
زبان: انگلیسی
مدت زمان: —
سوالات متداول درباره فیلم «شهروند عدالتخواه»
فیلم «شهروند عدالتخواه» درباره چیست؟
فیلم درباره مردی به نام ساندرز است که پس از ناامیدی از نظام قضایی، تصمیم میگیرد خودش مجرمان و عاملان جرایم خشن را مجازات کند.
آرمی همر در «شهروند عدالتخواه» چه نقشی دارد؟
آرمی همر نقش ساندرز، شخصیت اصلی فیلم و مردی را بازی میکند که به یک قهرمان انتقامجو و قانونگریز تبدیل شده است.
کارگردان «شهروند عدالتخواه» چه کسی است؟
اووه بول کارگردانی، نویسندگی و تهیهکنندگی فیلم را بر عهده داشته است.
آیا عنوان اصلی فیلم «شوالیه تاریکی» بوده است؟
بله. عنوان اولیه فیلم The Dark Knight بوده، اما طبق متن نقد، فیلم اجازه استفاده از این عنوان مرتبط با شخصیتها و آثار دیسی را پیدا نکرده و با عنوان «Citizen Vigilante» عرضه شده است.
آیا «شهروند عدالتخواه» درباره بتمن است؟
خیر. فیلم ارتباطی با بتمن ندارد. عنوان اولیه «The Dark Knight» صرفاً عنوانی بود که برای فیلم در نظر گرفته شده بود.
امتیاز تحریریه
کارگردانی
فیلمنامه
بازیگری
جنبههای فنی (فیلمبرداری، تدوین، موسیقی و...)
ارزش تماشا
امتیاز تحریریه به این فیلم










