نقد فیلم خارجی

نقد فیلم «کفاره»؛ زخم جنگ و عذاب وجدان سربازی که نمی‌تواند گذشته را پشت سر بگذارد

خلاصه نوشته
  • «کفاره» ساخته رید ون دایک، به‌جای روایت دیگری از میدان نبرد، سراغ پیامدهای یک تراژدی در جنگ عراق می‌رود؛ درامی تأثیرگذار درباره سربازی که سال‌ها پس از کشتن غیرنظامیان درگیر عذاب وجدان است و خانواده‌ای که هنوز با زخم آن حادثه زندگی می‌کند. فیلم با بازی بوید هالبروک و هیام عباس، مفهوم مسئولیت، بخشش و معنای واقعی جبران را به شکلی انسانی و پیچیده بررسی می‌کند.

چارسو پرس: در ابتدای «کفاره»، نبردی رخ می‌دهد که چنان در آشوب و بی‌نظمی خشونت جنگی غرق شده که مخاطب را مستقیماً وارد همان مه معروف جنگ می‌کند.

در آغاز جنگ عراق در سال ۲۰۰۳، چند صحنه را صرف آشنایی با خانواده خاچاتوریان می‌کنیم؛ خانواده‌ای پرجمعیت و پرسر‌وصدا که سه نسل از اعضای آن در خانه‌ای در بغداد کنار هم زندگی می‌کنند تا از خطر جنگ در امان بمانند. اما ناگهان انفجار یک بمب آرامش آنها را برهم می‌زند. اعضای خانواده سوار خودروها می‌شوند و به سمت بخش دیگری از شهر حرکت می‌کنند؛ جایی که تصور می‌کنند امن‌تر است.

دلیلی هم ندارند که خلاف این تصور فکر کنند. مردم زیادی در خیابان‌ها هستند و هرکس مشغول زندگی روزمره خودش است.

اما وقتی خودروها به مرکز شهری نزدیک می‌شوند، صدای تیراندازی از دور شنیده می‌شود. گروهی از تفنگداران دریایی آمریکا روی پشت‌بامی مستقر شده‌اند و تلاش می‌کنند نیروهای دشمن را هدف قرار دهند.

گلوله‌ها به خودرو برخورد می‌کنند. مادربزرگ خانواده، مریم با بازی هیام عباس، دستمال سفیدش را از پنجره بیرون می‌آورد تا نشان دهد آنها غیرنظامی هستند و با صلح آمده‌اند. اما دیگر دیر شده است. همسر و دو پسر بزرگسال او از خودرو پیاده می‌شوند و چند لحظه بعد، هر سه در خیابان جان باخته‌اند.

«تلفات غیرنظامی» وقتی دیگر یک عبارت انتزاعی نیست

در گزارش‌های مربوط به جنگ، عبارت «تلفات غیرنظامیان» آن‌قدر تکرار شده که ممکن است دیگر حساسیت ما را برنینگیزد. عبارتی که در ظاهر وحشتناک است، اما در عین حال می‌تواند بیش از اندازه انتزاعی به نظر برسد.

«کفاره» این عبارت را از حالت انتزاعی خارج می‌کند و مخاطب را با شوک، وحشت و مهم‌تر از همه، فردیت قربانیان غیرنظامی روبه‌رو می‌کند؛ با فاجعه‌ای که فقط آماری از پیامدهای جنگ نیست، بلکه یک بحران اخلاقی واقعی است.

اما این فاجعه فقط به قربانیان محدود نمی‌شود. سربازانی که گلوله‌ها را شلیک کردند نیز با پیامد آن روبه‌رو هستند. آنها به‌خوبی می‌دانند چه کرده‌اند، اما از طرف دیگر، حادثه یک اشتباه بوده و همین موضوع باعث می‌شود در انکار آنچه رخ داده فرو بروند.

ستوان دوم لو دالساندرو، با بازی بوید هالبروک، حتی از خود می‌پرسد غیرنظامیان اصلاً آنجا چه می‌کردند؛ انگار وظیفه آنها بوده که از جغرافیای دائماً در حال تغییر منطقه جنگی باخبر باشند.

به بیان دیگر، فیلم به شکلی تلخ نشان می‌دهد که چگونه حتی پس از وقوع فاجعه، قربانی می‌تواند در جایگاه متهم قرار بگیرد.

ده سال بعد؛ سربازی که از جنگ بازنگشته است

داستان سپس ۱۰ سال به جلو می‌رود.

لو پس از هشت دوره اعزام به مناطق جنگی، اکنون در سن‌دیگو زندگی می‌کند. او هم‌زمان به‌عنوان نگهبان یک کلوپ شبانه و کارگر ساختمانی کار می‌کند و تلاش دارد وارد دانشکده حقوق شود.

اما سابقه نظامی‌اش کار را برای او دشوار کرده است. لو با اخراج غیرشرافتمندانه از ارتش روبه‌رو شده؛ زیرا برای مقابله با دردهای جسمی خود به مواد مخدر بازار سیاه روی آورده بود، آن هم به این دلیل که برنامه درمانی سازمان امور کهنه‌سربازان هزینه آن را پوشش نمی‌داد.

می‌توان گفت «کفاره» در ظاهر داستانی درباره اختلال استرس پس از سانحه است، اما لو ــ دست‌کم لو که فیلم به ما نشان می‌دهد ــ گرفتار کابوس‌های مکرر یا بازگشت‌های ذهنی به میدان نبرد نیست.

چیزی دیگر او را از درون می‌خورد: نوعی عذاب وجدان پس از سانحه؛ اضطرابی حل‌نشده درباره کاری که در جنگ انجام داده است، زمانی که فرماندهی گروهی را بر عهده داشت که آن غیرنظامیان را کشتند.

این همان عذابی است که لو نمی‌تواند از آن فرار کند.

نقد فیلم «کفاره»؛ زخم جنگ و عذاب وجدان سربازی که نمی‌تواند گذشته را پشت سر بگذارد

فیلمی درباره امکان جبران یک فاجعه

«کفاره» بر اساس مقاله‌ای از دکستر فیلکینز در نشریه نیویورکر در سال ۲۰۱۲ ساخته شده است. فیلکینز در آن مقاله سربازی از جنگ عراق را با خانواده‌ای روبه‌رو کرده بود که اعضای آن توسط گروه همان سرباز کشته شده بودند.

در فیلم، شخصیت فیلکینز با نامی داستانی، مایکل رید، ظاهر می‌شود و کنت برانا نقش او را بازی می‌کند. رید در روایت فیلم شخصیتی وظیفه‌شناس و محترم است، هرچند پرداخت او چندان پیچیده نیست.

پس از انتقال داستان به آمریکا، مسیر روایت تا حدی قابل پیش‌بینی می‌شود. با این حال، رید ون دایک، که این فیلم نخستین تجربه بلند سینمایی اوست، داستان را به سکانسی پایانی می‌رساند که از نظر ظرافت و قدرت احساسی، بهترین بخش فیلم است.

لو پس از خواندن مقاله رید درباره خانواده خاچاتوریان، با او تماس می‌گیرد و سرانجام به خانه مریم و خانواده‌اش می‌رود.

اما پرسش اصلی اینجاست: او برای عذرخواهی آمده است؟ برای درخواست بخشش؟ آیا خانواده خاچاتوریان با این دیدار موافقت کرده‌اند تا این فرصت را برای بخشیدن او داشته باشند، یا خودشان چیزی از این ملاقات می‌خواهند؟

عذرخواهی همیشه به معنای جبران نیست

یکی از نقاط قوت «کفاره» این است که فیلم به‌خوبی می‌داند مخاطب از قبل پاسخ این پرسش‌ها را می‌داند.

لو می‌تواند عذرخواهی کند، اما عذرخواهی او هیچ‌یک از کشته‌شدگان را به زندگی بازنمی‌گرداند.

اگر این دیدار باعث شود لو سبک‌تر شود و از بار سنگین گذشته رها شود، چرا باید خانواده خاچاتوریان مسئول آرامش او باشند؟

آنها چنین مسئولیتی ندارند.

با این حال، شاید این دیدار بخشی از مسیر خود آنها نیز باشد.

فیلم در ابتدا با تمام وجود وارد پیچیدگی اخلاقی این موقعیت می‌شود و از ارائه پاسخ‌های ساده خودداری می‌کند. اما هم‌زمان ایده‌ای را مطرح می‌کند که دوست‌دختر لو، آنا، در جلسه گروه حمایتی به زبان می‌آورد: وقتی اسلحه را برمی‌دارید و شلیک می‌کنید، گلوله در هر دو جهت حرکت می‌کند.

این ایده برای یک فیلم جنگی، ایده‌ای تازه و قابل تأمل است.

بازی بوید هالبروک؛ درد ناگفته یک سرباز

بوید هالبروک درد ناگفته مردی را به نمایش می‌گذارد که سال‌ها با پیامد یک تصمیم زندگی کرده است.

او در نقشی جسورانه و تأثیرگذار، کشمکش عمیق لو را به تصویر می‌کشد؛ مردی که می‌خواهد از زیر بار کاری که قصد انجامش را نداشته خلاص شود.

اما مسئله دقیقاً همین است: او قصد انجامش را نداشت، ولی انجامش داد.

و حالا باید با معنای این واقعیت زندگی کند.

هالبروک به‌خوبی نشان می‌دهد که عذاب وجدان یک سرباز لزوماً از نفرت نسبت به جنگ یا ترس از مرگ ناشی نمی‌شود؛ گاهی از دانستن این واقعیت می‌آید که در میان آشوب جنگ، کاری انجام داده‌اید که دیگر امکان بازگرداندنش وجود ندارد.

هیام عباس و معنای واقعی بخشش

در مقابل، هیام عباس در نقش مریم به مرکز ثقل احساسی فیلم تبدیل می‌شود.

مریم زنی مغرور و سرسخت است که آن تراژدی او را چنان تغییر داده که نمی‌تواند پاسخ‌های ساده‌ای درباره بخشش ارائه کند.

اینجاست که فیلم معنای واقعی بخشش را به تصویر می‌کشد: بخشش سخت‌ترین شکل بزرگواری است.

عباس با اقتداری محکم و در عین حال شاعرانه، حضوری پیدا می‌کند که یادآور بازی‌های ونسا ردگریو است. او شخصیتی را بازی می‌کند که نه قربانی منفعل است و نه ابزاری برای رستگاری لو.

مریم گذشته را فراموش نکرده و فیلم نیز از او نمی‌خواهد که چنین کند.

«کفاره» چگونه مه جنگ را کنار می‌زند؟

«کفاره» در نهایت به نقطه‌ای می‌رسد که در فیلمی ضعیف‌تر ممکن بود بیش از اندازه احساسی یا حتی سانتی‌مانتال به نظر برسد.

اما اینجا چنین نیست.

رید ون دایک تلاش می‌کند نشان دهد جنگ فقط در میدان نبرد اتفاق نمی‌افتد. جنگ سال‌ها بعد نیز در ذهن سربازان، در زندگی خانواده‌های قربانیان و در رابطه میان کسانی که زنده مانده‌اند ادامه پیدا می‌کند.

فیلم با فاصله گرفتن از صحنه‌های معمول جنگی، به سراغ پرسشی دشوارتر می‌رود: آیا کسی که ناخواسته مرتکب یک فاجعه شده، حق دارد به دنبال بخشش باشد؟ و اگر پاسخ مثبت است، این بخشش متعلق به چه کسی است؟

«کفاره» پاسخ آسانی برای این پرسش ندارد و ارزش اصلی‌اش نیز دقیقاً در همین است.

فیلم در بهترین لحظات خود مه جنگ را کنار می‌زند تا چیزی را نشان دهد که معمولاً در روایت‌های جنگی کمتر دیده می‌شود: انسان‌هایی که سال‌ها پس از پایان نبرد، هنوز درگیر پیامدهای آن هستند.


نقد فیلم «کفاره»؛ زخم جنگ و عذاب وجدان سربازی که نمی‌تواند گذشته را پشت سر بگذارد

اطلاعات فیلم «کفاره»

عنوان: کفاره | Atonement
کارگردان: رید ون دایک (Reed Van Dyk)
فیلمنامه: رید ون دایک
بازیگران: بوید هالبروک، هیام عباس، کنت برانا، گراتیلا برانکوش
ژانر: درام، جنگی
موضوع: پیامدهای یک حادثه در جنگ عراق و عذاب وجدان سربازی که سال‌ها بعد با خانواده قربانیان روبه‌رو می‌شود.
کشور: آمریکا


سوالات متداول درباره فیلم «کفاره»

فیلم «کفاره» درباره چیست؟

«کفاره» داستان سربازی آمریکایی به نام لو دالساندرو است که پس از کشته شدن چند غیرنظامی عراقی در جریان جنگ عراق، سال‌ها با عذاب وجدان این حادثه زندگی می‌کند و سرانجام با خانواده قربانیان روبه‌رو می‌شود.

کارگردان فیلم «کفاره» کیست؟

رید ون دایک کارگردانی و نویسندگی «کفاره» را بر عهده داشته است. این فیلم نخستین فیلم بلند او محسوب می‌شود.

بازیگران فیلم «کفاره» چه کسانی هستند؟

بوید هالبروک، هیام عباس، کنت برانا و گراتیلا برانکوش از بازیگران فیلم هستند.

بوید هالبروک در «کفاره» چه نقشی دارد؟

هالبروک نقش لو دالساندرو، ستوان دوم ارتش آمریکا را بازی می‌کند؛ سربازی که پس از یک حادثه مرگبار در عراق، سال‌ها با عذاب وجدان و پیامدهای روانی آن زندگی می‌کند.

هیام عباس در فیلم «کفاره» چه نقشی دارد؟

هیام عباس نقش مریم، مادربزرگ خانواده عراقی را بازی می‌کند که همسر و دو پسرش در جریان تیراندازی کشته می‌شوند.

آیا «کفاره» درباره جنگ عراق است؟

بله. بخش مهمی از داستان در جریان جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ اتفاق می‌افتد، اما تمرکز اصلی فیلم بر پیامدهای این جنگ و زندگی قربانیان و سربازان پس از وقوع حادثه است.

آیا «کفاره» یک فیلم جنگی معمولی است؟

خیر. فیلم بیشتر از آنکه روی نبرد و عملیات نظامی تمرکز کند، به عذاب وجدان، مسئولیت اخلاقی، بخشش و پیامدهای یک حادثه جنگی می‌پردازد.

فیلم «کفاره» بر اساس داستان واقعی ساخته شده است؟

متن ارسالی می‌گوید فیلم بر اساس مقاله‌ای از دکستر فیلکینز در «نیویورکر» در سال ۲۰۱۲ ساخته شده است؛ مقاله‌ای که درباره روبه‌رو شدن یک سرباز جنگ عراق با خانواده‌ای بود که اعضای آن توسط گروه سرباز کشته شده بودند.

موضوع اصلی فیلم «کفاره» چیست؟

یکی از موضوعات اصلی فیلم این پرسش است که آیا عذرخواهی و درخواست بخشش می‌تواند پیامدهای یک فاجعه را جبران کند؛ به‌ویژه زمانی که قربانیان دیگر امکان بازگشت ندارند.

چرا نام فیلم «کفاره» است؟

عنوان فیلم به تلاش شخصیت لو برای مواجهه با گذشته، پذیرش مسئولیت کاری که انجام داده و رسیدن به نوعی رهایی یا بخشش اشاره دارد.


امتیاز تحریریه

کارگردانی
فیلمنامه
بازیگری
جنبه‌های فنی (فیلمبرداری، تدوین، موسیقی و...)
ارزش تماشا

امتیاز تحریریه به این فیلم

امتیاز کاربران: اولین نفری باشید که امتیاز می دهد!
گرد آورنده
نسرین پورمند
منبع
variety
مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا