نقد فیلم «ادیسه»؛ کریستوفر نولان حماسه هومر را باشکوه اما سرد روایت میکند

- فیلم «ادیسه» (The Odyssey) به کارگردانی کریستوفر نولان، اقتباسی بلندپروازانه از شاهکار هومر است که با بازی مت دیمون، ان هاتاوی، تام هالند و رابرت پتینسون، تجربهای تماشایی از یک حماسه اسطورهای را رقم میزند. منتقد ورایتی این فیلم را اثری باشکوه، هیجانانگیز و از نظر بصری خیرهکننده میداند که با وجود قدرت اجرایی، در برقراری ارتباط عاطفی با مخاطب چندان موفق نیست.
چارسو پرس: فیلم «ادیسه» (The Odyssey) به کارگردانی کریستوفر نولان یکی از جاهطلبانهترین اقتباسهای سینمایی از شاهکار جاودانه هومر است؛ اثری حماسی که پس از دههها، بار دیگر این داستان اسطورهای را با روایتی مدرن و ساختاری پیچیده روی پرده آورده است. نولان با بهرهگیری از روایت غیرخطی، جلوههای بصری خیرهکننده و گروهی از ستارههای سینما، سفری پرماجرا را خلق کرده که هم به ریشههای اسطورهای وفادار مانده و هم امضای شخصی این فیلمساز را بر خود دارد. آنچه در ادامه میخوانید، ترجمه و بازنویسی نقد منتشرشده درباره این فیلم است.

کریستوفر نولان در حماسهای عظیم و نفسگیر، هومر را روایت میکند، اما نه با قلب
در اقتباس باشکوه و بلندپروازانه کریستوفر نولان از «اودیسه»، لحظهای خستهکننده وجود ندارد؛ اما با وجود بازی درخشان و خستهدلانه مت دیمون در نقش پادشاه سرگردان ایتاکا، فیلم بیش از آنکه احساس شود، تجربهای حسی و بصری است.
بیش از هفتاد سال از آخرین باری میگذرد که هالیوود بهطور مستقیم سراغ اقتباسی کامل از حماسه «ادیسه» هومر رفت؛ فاصلهای حیرتآور، آن هم برای اثری که یکی از بنیانهای اصلی روایت حماسی در تاریخ ادبیات محسوب میشود؛ داستانی که الگوی تمام «سفر قهرمان»های بعد از خود بوده است. از سوی دیگر، هالیوود عادت دارد هر داستان موفقی را بارها و بارها بازآفرینی کند تا جایی که دیگر چیزی از تازگی آن باقی نماند.
اینکه چرا «اودیسه» تا امروز از چنین سرنوشتی در امان مانده، شاید به دلیل آشنایی بیش از حد مخاطبان با داستان باشد، یا شاید عظمت و دشواری ذاتی این اثر باعث شده کمتر فیلمسازی جرئت نزدیک شدن به آن را داشته باشد. به هر حال، ساخت نسخهای سینمایی از «ادیسه» در سال ۲۰۲۶ هم جسارتی بزرگ میطلبد و هم وفاداری به سنتهای کلاسیک سینما.
و چه کسی بهتر از کریستوفر نولان؛ فیلمسازی که تمام دوران حرفهای خود را بر همین دو ویژگی بنا کرده است.
نولان فیلمسازی است که بلاکباسترهای عظیم را با همان شکوه کلاسیک میسازد، اما همزمان آنها را به شکلی کاملاً شخصی و متفاوت روایت میکند. او توانسته در ژانرهایی مانند فیلم ابرقهرمانی یا زندگینامههای تاریخی، که معمولاً جایی برای امضای شخصی کارگردان ندارند، هویت مؤلفانه خود را تثبیت کند.
بنابراین جای تعجب ندارد که برداشت او از شاهکار هومر، اثری دقیق، مستحکم و وفادار به جزئیات تاریخی و ادبی باشد؛ فیلمی که هم به پژوهشهای کلاسیک توجه دارد و هم به سنت فیلمسازی پرخرج هالیوود. البته نولان مطابق عادت همیشگی خود، روایت خطی داستان را کنار گذاشته و ساختاری پیچیده و غیرخطی برای فیلم طراحی کرده است؛ ساختاری که همانند بافتن و گشودن پارچه معروف پنلوپه، مدام زمان را در هم میپیچد و حتی شیوه روایی «آغاز از میانه داستان» در متن اصلی هومر را نیز پیچیدهتر میکند.
گفتن اینکه نتیجه این تلاش «دستاورد کوچکی نیست»، کملطفی است.

«ادیسه» فیلمی عظیم، جاهطلب و شجاعانه است که در بخش عمدهای از نزدیک به سه ساعت زمان خود، مخاطب را به وجد میآورد. تقریباً هر چند دقیقه یک بار، فیلم سکانسی عظیم و باشکوه را پیش روی تماشاگر قرار میدهد؛ صحنههایی که اگر در هر فیلم تابستانی دیگری حضور داشتند، بهتنهایی نقطه اوج آن فیلم محسوب میشدند.
هرچند نولان در فیلمنامه خود زبان شاعرانه هومر را سادهتر و امروزیتر کرده است، اما از عظمت حماسه و مقیاس روایت چیزی کم نشده است. فیلم از نظر گستره اسطورهای، پیامدهای انسانی و حجم اتفاقاتی که در دل خود جای داده، آنقدر بزرگ است که بهخوبی یادآوری میکند چرا بسیاری از فیلمسازان دیگر هرگز جرئت نزدیک شدن به این اثر را نداشتند.
اما با وجود تمام این شکوه، «ادیسه» هرگز فیلمی واقعاً احساسبرانگیز نمیشود.
فیلم آنقدر چشم و گوش مخاطب را با تصاویر باشکوه، موسیقی پرطنین و بازیهای زمانی درگیر میکند که شاید تا پایان متوجه نشوید قلبتان چندان با آن همراه نشده است؛ یا اگر هم متوجه شوید، چندان برایتان اهمیتی نداشته باشد.
با این حال، «ادیسه» در هر صحنه بهتنهایی تأثیرگذار است. هر بار که اودیسئوس به خانه نزدیک میشود، مانعی تازه و بیرحمانه مسیر او را سد میکند و فیلم با ریتمی پیش میرود که یادآور کابوسی طولانی و پایانناپذیر است؛ سفری که هر بار امید بازگشت را زنده میکند و بلافاصله آن را از بین میبرد. اگر این اثر بر پایه یکی از مشهورترین متون تاریخ ادبیات ساخته نشده بود، شاید عنوان «یک نبرد دیگر» نیز بهخوبی برازنده آن بود.
بخش زیادی از همدلی مخاطب با این سفر، مدیون انتخاب هوشمندانه مت دیمون برای ایفای نقش اودیسئوس است؛ بازیگری که سالهاست چهره «انسان معمولی اما استوار» سینمای آمریکا به شمار میرود.
دیمون در نقش پادشاه ایتاکا و فاتح تروا، تصویری متفاوت از این قهرمان افسانهای ارائه میدهد. در چهره و حتی اندام قدرتمند او، خستگی، فرسودگی و اندوهی عمیق موج میزند؛ احساسی که شخصیت را بسیار انسانیتر از نسخهای میکند که کرک داگلاس در فیلم «اولیس» محصول ۱۹۵۴ به تصویر کشیده بود.
سالهای طولانی جنگ تروا و سپس سرگردانی بیپایان، نهتنها زمان، بلکه خود اودیسئوس را نیز فرسوده کرده است.

البته برخی تماشاگران ممکن است احساس کنند که ساختار غیرخطی فیلم، این فرسایش زمانی را تا حدی کمرنگ میکند. نولان و تدوینگرش جنیفر لِیم با جابهجایی مداوم میان دورههای مختلف زمانی، بهویژه در نیمه نخست فیلم، تقریباً مفهوم «زمان حال» را از روایت حذف میکنند.
اما همین آشفتگی زمانی، به شکلی مؤثر ذهن آشفته و گیج اودیسئوس را نیز بازتاب میدهد؛ مردی که گویی سالهاست میان امواج دریا، طوفانها و خواستههای متغیر خدایان سرگردان است و دیگر درکی روشن از گذر زمان ندارد.
با وجود آنکه مخاطب در هر لحظه نگران زنده ماندن اودیسئوس است، اشتیاق چندانی برای رسیدن او به خانه احساس نمیکند.
در ایتاکا، همسرش پنلوپه (با بازی آن هاتاوی) و پسرش تلماخوس (با بازی تام هالند) با دشواری فراوان در حال حفظ پادشاهی هستند و همزمان باید در برابر خواستگاران جاهطلب، بهویژه آنتینوس که رابرت پتینسون او را با اغراق و حالوهوایی شبیه ضدقهرمانهای تئاتری بازی میکند، مقاومت کنند.
اما نولان در پرداخت روابط خانوادگی، به اندازه روایت افتخار، خیانت و رقابت میان مردان موفق عمل نمیکند. شخصیتهای خانواده اودیسئوس بیشتر در حد خطوط کلی باقی میمانند و از نظر احساسی عمق چندانی پیدا نمیکنند.
در مقابل، جان لگویزمائو در نقش خدمتکار نابینای اودیسئوس، ائومائوس، یکی از تأثیرگذارترین اجراهای فیلم را ارائه میدهد. دلتنگی آرام و وفاداری بیچشمداشت او نسبت به اربابش، شاید صادقانهترین احساسی باشد که فیلم موفق میشود به مخاطب منتقل کند.
با این حال، «اودیسه» بیش از هر چیز زمانی به اوج میرسد که کاملاً تسلیم عظمت بصری و نمایش خیرهکننده خود میشود؛ همان لحظاتی که کریستوفر نولان بیش از هر زمان دیگری چهره یک نمایشگر بزرگ سینما را به خود میگیرد.
نبرد اودیسئوس و یارانش با پولیفموس، سیکلوپ غولآسا، یکی از باشکوهترین سکانسهای فیلم است. این هیولای تکچشم که با کمک جلوههای ویژه دیجیتال و بازی بیل اروین جان گرفته، حضوری ترسناک و در عین حال اندکی تراژیک دارد. نولان این بخش را با انرژی یک فیلم هیولایی کلاسیک به تصویر میکشد؛ صحنهای پر از فریاد، هرجومرج و وحشت که در نهایت، اندکی حس ترحم نسبت به این موجود افسانهای نیز در دل مخاطب برمیانگیزد.
بیشتر بخوانید
راهنمای کامل بازیگران فیلم «اودیسه» کریستوفر نولان | معرفی همه شخصیتها، خدایان و قهرمانان
در ادامه، رویارویی اودیسئوس با سیرسه، جادوگر افسانهای، یکی دیگر از درخشانترین بخشهای فیلم است. مردان اودیسئوس گرفتار طلسم او میشوند و نولان این اپیزود را به یکی از عجیبترین، تاریکترین و در عین حال اغواکنندهترین سکانسهای تمام کارنامه خود تبدیل میکند.
سامانتا مورتون در نقش سیرسه، حضوری خشن، مرموز و غیرقابل پیشبینی دارد و شاید ماندگارترین بازی فیلم را ارائه میدهد.
از سوی دیگر، سکانس معروف اسب تروا نیز پس از مقدمهای هوشمندانه با حضور شخصیت سینون (با بازی الیوت پیج) از راه میرسد و دقیقاً همانقدر هیجانانگیز، باشکوه و حتی طنزآلود از کار درآمده که مخاطبان انتظار دارند.
در مجموع، «ادیسه» ضیافتی بزرگ از لحظات ناب سینمایی است؛ اثری که آنقدر پر از صحنههای عظیم و بازیگران سرشناس است که حتی حضور بسیاری از ستارههایش تنها به چند سکانس کوتاه محدود میشود.
برای مثال، زندایا در نقش الهه آتنا فرصت چندانی برای درخشش پیدا نمیکند، هرچند طراحی لباسهای باشکوه الن میروجنیک برای این شخصیت، از زیباترین عناصر بصری فیلم به شمار میرود.
همچنین لوپیتا نیونگو که دو نقش هلن و کلوتایمنسترا را بازی میکند، با وجود اجرای قابل توجه، زمان حضور اندکی روی پرده دارد؛ مسئلهای که باعث میشود برخی حواشی پیرامون انتخاب او برای این نقشها نیز در نهایت بیاهمیت به نظر برسد.

تماشای «اودیسه» روی پردههای آیمکس تجربهای کاملاً متفاوت است. فیلمبرداری هویته فان هویتما با نماهای عظیم از بیابانها، دریاها و سواحل سوخته، حس شکوهی واقعی را منتقل میکند و موسیقی پرقدرت لودویگ گورانسون نیز با ترکیب ارکستر و صداهای الکترونیک، به این عظمت بصری جان میبخشد.
فیلم از نظر حسی، تجربهای غنی و فراگیر ارائه میدهد؛ آنقدر که سردی نسبی آن در پرداخت عاطفی شخصیتها چندان آزاردهنده به نظر نمیرسد.
در پایان، مخاطب احساس میکند همراه اودیسئوس سفری طولانی را پشت سر گذاشته، به جهنم رفته و دوباره بازگشته است؛ سفری باشکوه، نفسگیر و فراموشنشدنی، حتی اگر در نهایت بیش از آنکه قلب را تسخیر کند، ذهن و حواس را مسحور خود سازد.
سوالات متداول
فیلم «اودیسه» درباره چیست؟
این فیلم اقتباسی از حماسه مشهور «ادیسه» اثر هومر است و داستان بازگشت طولانی و پرمخاطره اودیسئوس، پادشاه ایتاکا، پس از پایان جنگ تروا را روایت میکند.
کارگردان فیلم «ادیسه» کیست؟
کارگردانی فیلم بر عهده کریستوفر نولان است که فیلمنامه را نیز بر اساس حماسه هومر نوشته است.
بازیگران اصلی فیلم «ادیسه» چه کسانی هستند؟
مت دیمون، ان هاتاوی، تام هالند، رابرت پتینسون، زندایا، لوپیتا نیونگو، سامنتا مورتون، جان لگویزامو، الیوت پیج و بیل اروین از بازیگران اصلی این فیلم هستند.
اطلاعات فیلم
● نام فیلم: ادیسه (The Odyssey)
● سال تولید: ۲۰۲۶
● ژانر: حماسی، ماجراجویی، فانتزی، اکشن، درام
● کارگردان: کریستوفر نولان (Christopher Nolan)
● نویسنده: کریستوفر نولان (براساس حماسه «ادیسه» اثر هومر)
● بازیگران: مت دیمون، ان هاتاوی، تام هالند، رابرت پتینسون، سامنتا مورتون، زندایا، لوپیتا نیونگو، جان لگویزامو، الیوت پیج، بیل اروین
● مدت زمان: حدود ۱۷۵ دقیقه
● کشور: آمریکا، بریتانیا
● زبان: انگلیسی
● فیلمبردار: هویته فن هویتما (Hoyte van Hoytema)
● آهنگساز: لودویگ گورانسون (Ludwig Göransson)
امتیاز تحریریه
کارگردانی
فیلمنامه
بازیگری
جنبههای فنی (فیلمبرداری، تدوین، موسیقی و...)
ارزش تماشا
امتیاز تحریریه به این فیلم










