نقد فیلم «صداها»؛ آوازهایی در دل ترس و اضطراب
- فیلم «صداها» به کارگردانی دئانته گری، تریلری جنایی و موزیکال است که در دیترویت سال ۱۹۶۷ میگذرد. این تجربه متفاوت با تکیه بر آوازهایی برآمده از ترس، جاهطلبی و ناامیدی، ترکیبی تازه میسازد؛ هرچند در بخش پایانی نمیتواند تمام ظرفیتهای ایدهاش را حفظ کند.
چارسو پرس: فیلم «صداها» (Voices) با وجود عنوانی ساده و عمومی، تجربهای غیرمعمول در سینماست. دئانته گری، فیلمساز این اثر، در نخستین فیلم بلند خود دو ژانری را کنار هم قرار داده که بهندرت با یکدیگر ترکیب میشوند: تریلر جنایی و موزیکال. بیشتر داستان در یک اتاق متل در دیترویت و در سال ۱۹۶۷ میگذرد و تمرکز اصلی بر گروه کوچکی از شخصیتهاست.
جردن با بازی فرانسیس ادموبی، خواننده و موسیقیدانی جوان است که رؤیای تبدیلشدن به ستارهای در دنیای موسیقی موتاون را در سر دارد. او برای گذران زندگی در متلی کار میکند که محل اقامت خوانندگان مسافر است. جردن با دیدن دو خواننده تازهوارد و امیدوارکننده، برادران هارمونی، فرصتی برای نزدیکشدن به رؤیای خود میبیند. او امیدوار است این دو نفر استعدادش را کشف کنند و او را نیز در مسیر موفقیت با خود همراه سازند.
اما برخورد آنها با جردن برخلاف انتظارش پیش میرود. او بهجای تشویق و حمایت، با تمسخر روبهرو میشود و سپس حادثهای ناگوار رخ میدهد که مسیر زندگی شخصیتها را تغییر میدهد.
جردن از پسرعمویش دریک، با بازی ازکیل آجیگبه، و دوستدختر او، میا، با بازی رائل با، کمک میخواهد. هر دو نیز خوانندهاند و رؤیای موفقیت موسیقایی دارند. این سه نفر تصمیم میگیرند از موقعیت بحرانی پیشآمده برای تغییر زندگی خود استفاده کنند؛ تصمیمی که آنها را وارد زنجیرهای از انتخابهای خطرناک و اشتباه میکند.

وقتی آواز جای سکوت را میگیرد
یکی از مهمترین ویژگیهای «صداها»، استفاده از موسیقی در لحظاتی است که شخصیتها بیش از هر زمان دیگری در معرض ترس، اضطراب و خطر قرار دارند. در بسیاری از موزیکالها، آواز راهی برای بیان شادی، عشق یا امید است؛ اما در این فیلم، شخصیتها درست زمانی شروع به خواندن میکنند که فشار روانی به بالاترین حد خود رسیده است.
این انتخاب، در نگاه نخست، ممکن است با فضای یک تریلر جنایی ناسازگار به نظر برسد؛ بااینحال، دئانته گری موفق میشود در بخش قابلتوجهی از فیلم این تضاد را به نقطه قوت اثر تبدیل کند.
فیلمنامه سام باکنر سوم و چارلی تی. ساویج، موقعیتها را پیوسته بحرانیتر میکند. درست هنگامی که تماشاگر تصور میکند دیگر جایی برای افزایش تنش باقی نمانده، شخصیتها به آوازخواندن روی میآورند. ترانهها درباره احساسات سرکوبشده، پشیمانی و کشمکشهای درونیاند و به همین دلیل با فضای جنایی فیلم ارتباط پیدا میکنند.
یکی از صحنههای برجسته، جایی است که جردن در حالی که اسلحهای در دست دارد، احساسات خود را در قالب ترانه بیان میکند. این لحظه هم از نظر موسیقایی تأثیرگذار است و هم به بازیگر امکان میدهد تضاد میان آرزوی موفقیت و وضعیت خشونتآمیزی را که در آن گرفتار شده، آشکار کند.

بازیگران؛ نقطه قوت اصلی فیلم
در میان بازیگران، ازکیل آجیگبه و رائل با از برجستهترین چهرههای فیلماند. آنها رابطهای باورپذیر میان دو عاشق میسازند که همزمان درگیر توطئهای ناخواسته شدهاند. شخصیتهایشان باید میان عشق به یکدیگر، رؤیای موفقیت و فشار موقعیتی که در آن گرفتار شدهاند، تعادل برقرار کنند.
اجرای مشترک آنها در ترانه «صداهای درون سرم» یکی از نقاط اوج فیلم است. این صحنه بهخوبی نشان میدهد که چگونه موسیقی میتواند تضادهای لحن و فضای داستان را به تجربهای احساسی تبدیل کند؛ حتی زمانی که ترکیب ژانرها خطر ازدسترفتن انسجام را به همراه دارد.
فرانسیس ادموبی نیز در نقش جردن، بهویژه در لحظاتی که شخصیت میان ترس و جاهطلبی گرفتار میشود، حضوری مؤثر دارد. او باید هم آرزوی رسیدن به صحنه موسیقی را باورپذیر کند و هم درماندگی مردی را نشان دهد که بهتدریج کنترل اوضاع را از دست میدهد.
جو مای در نقش یکی از برادران هارمونی نیز، با وجود کوتاهتر بودن نقش، توجهبرانگیز است. او شخصیتی تندخو با حرکات بدنی متمایز خلق میکند و هر بار که در قاب حضور دارد، بهسختی میتوان از او چشم برداشت.

فیلمنامه و تغییر مسیر داستان
«صداها» در بخشهای ابتدایی، به دلیل محدودکردن موقعیتها و تمرکز بر سه شخصیت اصلی، از انسجام خوبی برخوردار است. محصورماندن شخصیتها در یک اتاق متل، فضای خفقانآوری میسازد و فرصت میدهد تا تصمیمهای اشتباه، انگیزههای پنهان و ترسهای آنها بهتدریج آشکار شود.
اما با ورود چند شخصیت تازه، فیلم مسیر خود را تغییر میدهد. داستان که تا آن زمان بیشتر به یک نمایش اخلاقی درباره جاهطلبی و انتخابهای فردی شباهت داشت، ناگهان میکوشد زمینههای اجتماعی و تاریخی گستردهتری را وارد روایت کند. در این مرحله، مسئله تجربه سیاهپوستان در آمریکای دهه ۱۹۶۰ به یکی از محورهای داستان تبدیل میشود.
پرداختن به این زمینه تاریخی و اجتماعی میتوانست به غنای فیلم کمک کند؛ مشکل اینجاست که این عناصر بهجای آنکه از دل شخصیتها و موقعیتهای پیشین بیرون بیایند، تا حدی به داستان الصاق شدهاند. به نظر میرسد فیلمنامه برای افزایش تنش در مسیر رسیدن به پایان، به پیچیدگیهای تازهای متوسل میشود که پیوند محکمی با هسته اولیه روایت ندارند.
با افزایش تعداد قربانیان و گسترش خشونت، رابطه جذاب میان تریلر جنایی و موزیکال نیز بهتدریج کمرنگ میشود. داستان به سمت پایانی اغراقآمیز حرکت میکند و باورپذیری آن بیش از پیش زیر سؤال میرود.

کارگردانی و تدوین؛ استفاده هوشمندانه از فضای محدود
یکی از دستاوردهای دئانته گری، حفظ توجه تماشاگر در فضایی محدود است. فیلم تا بخشهای پایانی تقریباً از اتاق متل خارج نمیشود، اما تدوین پرتحرک و استفاده از زاویهها و دیدگاههای متفاوت مانع از یکنواختشدن کامل تصاویر میشود.
محدودیت مکانی در ابتدا به افزایش تعلیق کمک میکند. شخصیتها امکان فرار آسان ندارند و هر تصمیم میتواند پیامدهای تازهای به دنبال داشته باشد. بااینحال، هرچه داستان پیچیدهتر میشود، این محدودیت بهتنهایی برای حفظ انسجام و قدرت دراماتیک فیلم کافی نیست.
با وجود افت بخش پایانی، فیلم همچنان از نظر اجرایی دیدنی باقی میماند. تدوین ریتم مناسبی دارد و استفاده از فضای محدود، دستکم در بخش مهمی از روایت، به خلق حس اضطراب و گرفتاری کمک میکند.

آیا فیلم صداها ارزش تماشا دارد؟
«صداها» در نهایت فیلمی بینقص نیست، اما تجربهای است که بهسادگی نمیتوان آن را نادیده گرفت. ترکیب تریلر جنایی و موزیکال، بهویژه زمانی که آوازها از دل ترس، درماندگی و جاهطلبی شخصیتها بیرون میآیند، به فیلم هویتی مستقل میدهد.
ضعف اصلی اثر در جایی آشکار میشود که داستان از تمرکز بر شخصیتهای مرکزی فاصله میگیرد و با افزودن پیچیدگیهای تازه، به سمت پایانی کمباورپذیر حرکت میکند. در این بخش، تضاد ژانری که پیشتر جذاب بود، دیگر همان نیروی اولیه را ندارد.
بااینهمه، بازیهای فرانسیس ادموبی، ازکیل آجیگبه و رائل با، در کنار ترانههای تأثیرگذار، احساسات قابلدرکی به داستان میبخشند. فیلم شاید نتواند تمام عناصر متفاوت خود را به شکلی کاملاً هماهنگ کنار هم قرار دهد، اما جسارتش در آزمودن ترکیبی نامتعارف، آن را به تجربهای جالب توجه تبدیل میکند.
اطلاعات فیلم صداها
- عنوان فارسی پیشنهادی: صداها
- عنوان اصلی: Voices
- کارگردان: دئانته گری
- نویسندگان: سام باکنر سوم و چارلی تی. ساویج
- بازیگران: فرانسیس ادموبی، ازکیل آجیگبه، رائل با، جو مای و جمال اورت
- ژانر: تریلر جنایی، موزیکال
- زمان فیلم: ۹۹ دقیقه
- محل و زمان وقوع داستان: دیترویت، سال ۱۹۶۷
- نخستین نمایش: جشنواره بینالمللی فیلم تورنتو در سال ۲۰۲۶
پرسشهای متداول
فیلم «صداها» درباره چیست؟
این فیلم درباره جردن، خواننده جوانی است که رؤیای شهرت دارد، اما پس از وقوع حادثهای در متلی در دیترویت، همراه با دو نفر از نزدیکانش در موقعیتی خطرناک گرفتار میشود.
فیلم «صداها» در چه ژانری ساخته شده است؟
«صداها» ترکیبی از تریلر جنایی و موزیکال است. در این فیلم، شخصیتها در لحظات بحرانی و پراسترس آواز میخوانند و موسیقی بخشی از بیان احساسات و کشمکشهای آنهاست.
آیا فیلم «صداها» ارزش تماشا دارد؟
بر اساس نقد منبع، بله؛ بهویژه برای تماشاگرانی که به تجربههای ژانری متفاوت علاقه دارند. بازیها و ترانهها از نقاط قوت فیلماند، هرچند فیلمنامه در بخش پایانی با افت انسجام و کاهش باورپذیری روبهرو میشود.
فیلم «صداها» در کدام جشنواره نمایش داده شد؟
این فیلم در سال ۲۰۲۶ در جشنواره بینالمللی فیلم تورنتو به نمایش درآمد.
امتیاز تحریریه
کارگردانی
فیلمنامه
بازیگری
جنبههای فنی (فیلمبرداری، تدوین، موسیقی و...)
ارزش تماشا
امتیاز تحریریه به این فیلم









