اخبار سینمای جهان

۱۰ نقش‌آفرینی ماندگار استیو بوشمی

خلاصه نوشته
  • استیو بوشمی یکی از منحصربه‌فردترین بازیگران تاریخ سینما و تلویزیون است؛ هنرمندی که طی بیش از چهار دهه فعالیت حرفه‌ای، از نقش‌های کوتاه اما فراموش‌نشدنی گرفته تا شخصیت‌های اصلی آثار ماندگار را با مهارتی کم‌نظیر جان بخشیده است. از «سوپرانوز» و «امپراتوری بوردواک» تا «فارگو» و «سگ‌های انباری»، این فهرست نگاهی دارد به ۱۰ اجرای درخشان استیو بوشمی که جایگاه او را به‌عنوان یکی از بهترین بازیگران نسل خود تثبیت کرده‌اند.

چارسو پرس: استیو بوشمی از آن دسته بازیگرانی است که حضورش در هر فیلم یا سریالی، حتی اگر کوتاه باشد، به‌سختی از ذهن مخاطب پاک می‌شود. او در بیش از چهار دهه فعالیت حرفه‌ای، طیف گسترده‌ای از نقش‌های کمدی، درام، جنایی و حتی صداپیشگی را تجربه کرده و با چهره منحصربه‌فرد و سبک بازی خاص خود به یکی از ماندگارترین بازیگران نسلش تبدیل شده است.

بوشمی بیش از همه با همکاری‌هایش با برادران کوئن، حضور در نخستین فیلم کوئنتین تارانتینو و ایفای نقش در برخی از مهم‌ترین سریال‌های تلویزیونی قرن بیست‌ویکم شناخته می‌شود. توانایی او در تلفیق طنز و تراژدی باعث شده است در هر نقشی، چه بزرگ و چه کوچک، اثری ماندگار از خود به جا بگذارد.

گاهی تنها چند خط دیالوگ یا حتی یک نگاه از سوی استیو بوشمی کافی است تا صحنه‌ای معمولی به لحظه‌ای فراموش‌نشدنی تبدیل شود. این فهرست نگاهی دارد به برخی از بهترین و تحسین‌شده‌ترین اجراهای او؛ نقش‌هایی که به‌درستی در زمره شاهکارهای کارنامه هنری این بازیگر قرار گرفته‌اند.

۱۰ نقش‌آفرینی ماندگار استیو بوشمی

۱۰. «۳۰ راک» (۳۰ Rock)

نقش: لنی ووزنیاک (Lenny Wosniak)

حضور استیو بوشمی در سریال کمدی «۳۰ راک» (۳۰ Rock) در نقش کارآگاه خصوصی عجیب‌وغریب و چندان کاربلدی به نام لنی ووزنیاک، پیش از آن هم به‌یادماندنی بود، اما زمانی به یک پدیده فرهنگی تبدیل شد که او در قسمت «The Tuxedo Begins» در قالب یک دانش‌آموز دبیرستانی «نفوذی» ظاهر شد.

تصویر بوشمی با کلاه قرمز برعکس، تی‌شرتی که روی آن عبارت «Music Band» نوشته شده و اسکیت‌بوردی که روی شانه انداخته است، در نزدیک به پانزده سال گذشته به یکی از معروف‌ترین میم‌های اینترنتی تبدیل شده است.

جمله مشهور «?How do you do, fellow kids» یا «سلام بچه‌ها، چطورید؟» حالا به اصطلاحی رایج برای توصیف افرادی تبدیل شده که تلاش می‌کنند با نسل جوان ارتباط برقرار کنند اما کاملاً از زمانه عقب مانده‌اند.

این صحنه نقطه اوج حضور تکرارشونده بوشمی در سریال بود؛ شخصیتی که تصور می‌کرد استاد تغییر چهره و استتار است. البته در دنیای کاملاً ابزورد «۳۰ راک» شاید واقعاً هم همین‌طور بود. لنی حتی زمانی در قالب شخصیت «شارلین لا رو» تلاش کرد کنت پارسل را اغوا کند، اما شکست خورد.

نقش لنی ووزنیاک نمونه‌ای از استیو بوشمی در اوج بازی‌های کمدی و دیوانه‌وارش است؛ اجرایی که کاملاً با فضای شلوغ و جنون‌آمیز سریال هماهنگ بود و به نظر می‌رسید خود او نیز از هر لحظه آن لذت می‌برد.

۹. «شرکت هیولاها» (Monsters, Inc.) و «دانشگاه هیولاها» (Monsters University)

۹. «شرکت هیولاها» (Monsters, Inc.)

و «دانشگاه هیولاها» (Monsters University)

صداپیشگی رندال باگز (Randall Boggs)

استیو بوشمی نه‌تنها چهره‌ای منحصربه‌فرد، بلکه صدایی کاملاً قابل تشخیص دارد. همین ویژگی باعث شده است طی سال‌های فعالیتش در آثار متعدد انیمیشنی نیز حضور پیدا کند؛ از جمله نقش وین در مجموعه «هتل ترانسیلوانیا» (Hotel Transylvania) و همچنین استارسکریم در انیمیشن «Transformers One» محصول ۲۰۲۴.

با این حال، بهترین صداپیشگی او را باید در نخستین تجربه انیمیشنی بلندش یعنی «شرکت هیولاها» (Monsters, Inc.) جست‌وجو کرد؛ جایی که نقش شخصیت منفی داستان، رندال باگز، را بر عهده داشت.

بوشمی در نقش رندال به شکلی بی‌نقص توانست حس طنز ذاتی خود را با کاریزمایی همراه با تهدید و شرارت ترکیب کند. این نقش نمونه‌ای عالی از توانایی او در جان بخشیدن به شخصیت‌های مکمل و متفاوت است.

او در ادامه و در پیش‌درآمد فیلم یعنی «دانشگاه هیولاها» (Monsters University) دامنه توانایی‌هایش را بیش از پیش به نمایش گذاشت. رندال در این فیلم ابتدا دوست و هم‌اتاقی مایک است، اما رفته‌رفته از او فاصله می‌گیرد و به شخصیتی تبدیل می‌شود که مخاطبان از قسمت نخست به یاد دارند؛ رقیبی جاه‌طلب و در نهایت دشمنی تمام‌عیار.

«هواپیمای محکومان» (Con Air) نقش: گارلند «قصاب ماریتا» گرین (Garland “The Marietta Mangler” Green)

۸. «هواپیمای محکومان» (Con Air)

نقش: گارلند «قصاب ماریتا» گرین (Garland “The Marietta Mangler” Green)

استیو بوشمی یکی از برجسته‌ترین بازیگران نقش مکمل چند دهه اخیر محسوب می‌شود. اما این عنوان دقیقاً چه معنایی دارد؟ اغلب به این معناست که بتوان از یک نقش کوچک، شخصیتی فراموش‌نشدنی خلق کرد؛ کاری که بوشمی در «هواپیمای محکومان» (Con Air) به بهترین شکل انجام داد.

شخصیت او، گارلند گرین، تا حدی یادآور هانیبال لکتر در «سکوت بره‌ها» (The Silence of the Lambs) است. این نقش می‌توانست صرفاً یک حضور کوتاه یا شوخی گذرا باشد، اما بوشمی آن را به یکی از محبوب‌ترین شخصیت‌های فیلم تبدیل کرد.

تضاد میان رفتار دوستانه و آرام گرین با شیوه‌ای که درباره جنایت‌های هولناک خود صحبت می‌کند، در بیشتر مواقع جنبه طنز دارد، اما در عین حال به یکی از پرتنش‌ترین صحنه‌های فیلم منجر می‌شود.

این صحنه زمانی رخ می‌دهد که گرین در استخر متروکه‌ای با یک دختر نوجوان مشغول نوشیدن چای است. تمام اطلاعاتی که فیلم پیش‌تر درباره او ارائه داده، مخاطب را برای وقوع فاجعه‌ای هولناک آماده می‌کند. به همین دلیل، وقتی مشخص می‌شود او آسیبی به دختر نرسانده است، حس آسودگی بزرگی ایجاد می‌شود.

بازی بوشمی در این سکانس به‌خوبی نشان می‌دهد که او تا چه اندازه می‌تواند در ذهن پیچیده و آشفته شخصیت‌های غیرعادی فرو برود و آن‌ها را واقعی جلوه دهد.

«بیلی مدیسون» (Billy Madison) نقش: دنی مک‌گراث (Danny McGrath)

۷. «بیلی مدیسون» (Billy Madison)

نقش: دنی مک‌گراث (Danny McGrath)

این هم نمونه دیگری از توانایی استیو بوشمی در خلق اثری بزرگ از نقشی کوچک. او در بسیاری از فیلم‌های آدام سندلر در دهه ۱۹۹۰ و اوایل دهه ۲۰۰۰ حضور کوتاه داشته است؛ از جمله «خواننده عروسی» (The Wedding Singer)، «بابای بزرگ» (Big Daddy) و «آقای دیدز» (Mr. Deeds).

حضور او در «بیلی مدیسون» (Billy Madison) نیز بسیار کوتاه است، اما یکی از ماندگارترین لحظات فیلم را رقم می‌زند و حتی در پایان داستان نقش مهمی در نجات اوضاع ایفا می‌کند.

در نخستین حضورش، بیلی با همکلاسی سابق خود تماس می‌گیرد تا بابت آزار و اذیت‌های دوران مدرسه عذرخواهی کند. دنی با فروتنی عذرخواهی او را می‌پذیرد و سپس دوربین عقب می‌رود تا نشان دهد نام «بیلی مدیسون» را از روی فهرست «افرادی که باید بکشم» روی دیوار خانه‌اش خط می‌زند.

این صحنه یکی از خنده‌دارترین لحظات فیلم است.

در ادامه نیز همین دنی مک‌گراث است که با یک تفنگ تک‌تیرانداز از وقوع فاجعه جلوگیری می‌کند و شخصیت بردلی ویتفورد را زمانی که اسلحه می‌کشد، هدف قرار می‌دهد.

بوشمی تنها با یک لبخند بزرگ و تکان دادن دست، یکی از به‌یادماندنی‌ترین لحظات حرفه‌ای خود را خلق می‌کند و زمینه را برای یکی از بهترین شوخی‌های آدام سندلر فراهم می‌آورد:

«خدا را شکر که به اون یارو زنگ زدم!»

«مرگ استالین» (The Death of Stalin) نقش: نیکیتا خروشچف (Nikita Khrushchev)

۶. «مرگ استالین» (The Death of Stalin)

نقش: نیکیتا خروشچف (Nikita Khrushchev)

فیلم «مرگ استالین» (The Death of Stalin) ساخته آرماندو یانوچی، یک کمدی سیاه و گزنده درباره روزهای پرآشوب پس از مرگ ژوزف استالین است. داستان درباره اعضای کمیته مرکزی اتحاد جماهیر شوروی است که برای حفظ قدرت و بقا با یکدیگر رقابت می‌کنند.

استیو بوشمی در این فیلم نقش بسیار مهم نیکیتا خروشچف را بازی می‌کند؛ سیاستمداری که در نهایت جانشین استالین می‌شود.

اجرای بوشمی در این نقش تمام ویژگی‌های آشنای بازیگری او را در خود دارد؛ شخصیتی چاپلوس، طعنه‌زن، کنایه‌گو، فرصت‌طلب و در عین حال تا حدی ترسناک.

در بخش پایانی فیلم، خروشچف خطاب به یکی از دشمنانش می‌گوید:

«من تو را در تاریخ دفن خواهم کرد.»

این جمله برگرفته از یکی از نقل‌قول‌های واقعی خروشچف است، اما فیلم آن را در بستری بسیار هولناک‌تر و تهدیدآمیزتر قرار می‌دهد؛ جایی که داستان به تدریج از فضای کمدی فاصله می‌گیرد و به اثری پرتنش و کابوس‌وار تبدیل می‌شود.

«مرگ استالین» یکی از بهترین نقش‌آفرینی‌های اصلی استیو بوشمی به شمار می‌رود. برخلاف بسیاری از نقش‌های مکمل مشهورش، او در این فیلم مرکز ثقل داستان است و در هر صحنه توجه مخاطب را به خود جلب می‌کند.

بوشمی در نقش خروشچف ثابت می‌کند که نه‌تنها یک بازیگر نقش مکمل درخشان، بلکه یک ستاره تمام‌عیار برای نقش‌های اصلی نیز هست.

استیو بوشمی؛ استاد نقش‌های غیرمتعارف

کمتر بازیگری در هالیوود توانسته است مانند استیو بوشمی میان کمدی، درام، جنایی و حتی آثار انیمیشنی با چنین موفقیتی جابه‌جا شود. از گانگسترهای خطرناک و قاتلان بی‌رحم گرفته تا شخصیت‌های دوست‌داشتنی و طنزآمیز، بوشمی در هر ژانری امضای خاص خود را بر جا گذاشته و به یکی از تأثیرگذارترین بازیگران نسلش تبدیل شده است.

«امپراتوری بوردواک» (Boardwalk Empire) شخصیت: ایناک «ناکی» تامپسون

۵. «امپراتوری بوردواک» (Boardwalk Empire)

شخصیت: ایناک «ناکی» تامپسون
حضور: نقش اصلی – ۵۶ قسمت

اگر فیلم «مرگ استالین» یادآور این واقعیت بود که استیو بوشمی یک ستاره تمام‌عیار است، سریال «امپراتوری بوردواک» اثبات قطعی این موضوع به شمار می‌رفت. شبکه HBO با ساخت این مجموعه جنایی بزرگ پس از موفقیت «سوپرانوز»، بوشمی را در مرکز داستان قرار داد. ناکی تامپسون که بر اساس شخصیتی واقعی از دوران ممنوعیت فروش الکل در آمریکا شکل گرفته بود، در بسیاری جهات جانشین نسل بعدی تونی سوپرانو محسوب می‌شد؛ هرچند او نوع کاملاً متفاوتی از جنایتکار بود که توسط بازیگری کاملاً متفاوت به تصویر کشیده می‌شد.

فصل‌های ابتدایی «امپراتوری بوردواک» به ناکی آموخت که نمی‌تواند «نیمه‌گانگستر» باشد و باید میان قدرت و اخلاق یکی را انتخاب کند. در فصل‌های بعدی، او به اوج قدرت می‌رسد اما همواره با تهدیدهایی روبه‌رو است که تاج و تختش را در دنیای زیرزمینی آتلانتیک‌سیتی به خطر می‌اندازند. در هر دو مرحله از داستان، بازی استیو بوشمی چیزی کمتر از درخشان نیست.

بوشمی تنها صاحب چهره‌ای متمایز و به‌یادماندنی نیست؛ او بازیگری فوق‌العاده احساسی است. حتی زمانی که بازی‌اش را کنترل‌شده و مینیمال ارائه می‌دهد، تنها با یک اخم کوتاه، باریک کردن چشم‌ها یا فشردن فک می‌تواند طیف وسیعی از احساسات را منتقل کند. «امپراتوری بوردواک» یکی از کامل‌ترین نمونه‌های این توانایی است و با توجه به پنج سال پخش تلویزیونی، جامع‌ترین نمایش استعداد او به شمار می‌رود.

سگ‌های انباری» (Reservoir Dogs) شخصیت: آقای صورتی (Mr. Pink)

۴. «سگ‌های انباری» (Reservoir Dogs)

شخصیت: آقای صورتی (Mr. Pink)

زمانی که استیو بوشمی برای بازی در «سگ‌های انباری» انتخاب شد، سال‌ها بود که به عنوان بازیگر حرفه‌ای فعالیت می‌کرد. او از اواسط دهه ۱۹۸۰ در سینما حضور داشت و پیش از آن نیز توسط برادران کوئن کشف شده بود؛ فیلمسازانی که او را در «گذرگاه میلر» (Miller’s Crossing) محصول ۱۹۹۰ و «بارتون فینک» (Barton Fink) محصول ۱۹۹۱ به کار گرفته بودند.

با این حال، «سگ‌های انباری» نقطه عطف مهمی در مسیر حرفه‌ای او محسوب می‌شود. حضور بوشمی در نخستین فیلم بلند کارگردانی‌شده توسط کوئنتین تارانتینو اتفاقی کاملاً طبیعی به نظر می‌رسید؛ دیالوگ‌های تند و شخصیت‌های عجیب تارانتینو کاملاً با سبک بازی او هماهنگ بودند. آنچه عجیب است این است که به جز حضور کوتاه در «داستان عامه‌پسند» (Pulp Fiction)، این دو هنرمند دیگر همکاری جدی مشترکی نداشتند.

«سگ‌های انباری» در سال ۱۹۹۲ به یک پدیده سینمایی تبدیل شد و نقش مهمی در تبدیل استیو بوشمی به چهره‌ای شناخته‌شده ایفا کرد. آقای صورتی خیلی زود توجه مخاطب را جلب می‌کند و شاید تنها عضو گروه سرقت باشد که در پایان ماجرا هنوز سر پا باقی می‌ماند. هر بار که بوشمی روی پرده ظاهر می‌شود، حضوری الکتریکی و فراموش‌نشدنی دارد.

برای بازیگری که معمولاً نقش افراد عجیب، نامتعارف یا حتی روان‌پریش را بازی می‌کند، بوشمی در «سگ‌های انباری» سطحی از خونسردی و جذابیت را به نمایش می‌گذارد که خارج از نمودار است.

«لبوفسکی بزرگ» (The Big Lebowski) شخصیت: دانی (Donny)

۳. «لبوفسکی بزرگ» (The Big Lebowski)

شخصیت: دانی (Donny)

دهه ۱۹۹۰ دوران طلایی همکاری استیو بوشمی با برادران کوئن بود. او طی هشت سال در پنج فیلم این دو فیلمساز حضور یافت و این همکاری در «لبوفسکی بزرگ» به یکی از بهترین نتایج خود رسید.

دانی شخصیتی است که هم نقش فرد عادی گروه را ایفا می‌کند و هم اغلب هدف طعنه‌ها و پرخاشگری‌های شخصیت والتر با بازی جان گودمن قرار می‌گیرد. بوشمی در این نقش مکمل، اجرایی ظریف و تأثیرگذار ارائه می‌دهد و فرصتی پیدا می‌کند تا یکی از معدود شخصیت‌های واقعاً مهربان کارنامه‌اش را بازی کند.

دانی در ظاهر کار زیادی برای انجام دادن ندارد و حتی برخی طرفداران این نظریه را مطرح کرده‌اند که شاید او اصلاً وجود خارجی نداشته باشد. اما در نهایت، او نقطه اوج احساسی فیلم را شکل می‌دهد؛ لحظه‌ای که بدون حضور این شخصیت امکان‌پذیر نبود.

بیشتر ماجراها و درگیری‌های «لبوفسکی بزرگ» رنگ و بوی طنزآمیز و غیرواقعی دارند، اما تراژدی پایانی کاملاً واقعی و تأثیرگذار است. این یکی از ترفندهای درخشان فیلمنامه برادران کوئن است؛ اما برای موفقیت آن به بازیگری نیاز بود که بتواند تنها با چند دیالوگ و چهره‌ای سرشار از احساس، مخاطب را عاشق دانی کند.

دانی در حقیقت قلب انسانی «لبوفسکی بزرگ» است و وقتی او از داستان حذف می‌شود، فیلم نیز به پایان خود نزدیک می‌شود.

«فارگو» (Fargo) شخصیت: کارل شوالتر (Carl Showalter)

۲. «فارگو» (Fargo)

شخصیت: کارل شوالتر (Carl Showalter)

دو سال پیش از «لبوفسکی بزرگ»، استیو بوشمی در شاهکار جنایی برادران کوئن یعنی «فارگو» ایفای نقش کرد. او در این فیلم نقش کارل را بازی می‌کند؛ یکی از دو خلافکاری که به همراه شخصیت پیتر استورماره توسط جری لوندگارد با بازی ویلیام اچ. میسی استخدام می‌شوند تا همسر خود او را ربوده و برای آزادی‌اش درخواست باج کنند.

طرفداران «فارگو» به خوبی می‌دانند که این نقشه خیلی زود به شکلی فاجعه‌بار از کنترل خارج می‌شود.

یکی از نخستین اقدامات سرکشانه و نافرمانانه کارل زنجیره‌ای از خشونت‌های خونین را آغاز می‌کند که در نهایت پای شخصیت پلیس با بازی فرانسیس مک‌دورمند را نیز به داستان باز می‌کند.

بوشمی در نقش کارل ترکیبی جذاب از حقارت و شرارت را ارائه می‌دهد. او هم یک قاتل بی‌رحم است و هم فردی دست‌وپاچلفتی و بدشانس.

کارل به همان اندازه که به دیگران آسیب می‌زند، خودش نیز متحمل رنج می‌شود. بخشی از جذابیت «فارگو» در تماشای فروپاشی تدریجی این شخصیت نهفته است؛ فروپاشی‌ای که هم به شکل واقعی و هم به صورت استعاری رخ می‌دهد.

بسیاری معتقدند «فارگو» مهم‌ترین اجرای سینمایی کارنامه استیو بوشمی است؛ هرچند هنوز یک نقش وجود دارد که حتی از آن نیز فراتر می‌رود.

«سوپرانوز» (The Sopranos) شخصیت: تونی بلوندتو (Tony Blundetto)

۱. «سوپرانوز» (The Sopranos)

شخصیت: تونی بلوندتو (Tony Blundetto)

حضور: بازیگر اصلی فصل پنجم و حضور افتخاری در فصل ششم

استیو بوشمی هم پشت دوربین و هم مقابل آن نقش مهمی در تاریخ «سوپرانوز» ایفا کرده است. او کارگردانی چهار قسمت از این مجموعه را بر عهده داشت که معروف‌ترین آن‌ها قسمت «Pine Barrens» در فصل سوم است؛ اپیزودی که هنوز هم یکی از محبوب‌ترین قسمت‌های سریال در میان طرفداران به شمار می‌رود.

اما در فصل پنجم، بوشمی مقابل دوربین ظاهر شد تا یکی از مهم‌ترین شخصیت‌های دنیای «سوپرانوز» را بازی کند: «تونی دیگر».

منظور از این شخصیت، تونی بلوندتو، پسرعموی تونی سوپرانو است. فصل پنجم گذشته شخصیت جیمز گاندولفینی را گسترش می‌دهد و نشان می‌دهد که سال‌ها قبل، تونی سوپرانو به شکل اتفاقی از دستگیری فرار کرده بود؛ در حالی که تونی بلوندتو گرفتار شد.

بلوندتو نزدیک به بیست سال را در زندان گذراند، اما تونی سوپرانو به عضوی رسمی از خانواده جنایی دی‌مئو تبدیل شد و به تدریج در سلسله‌مراتب قدرت بالا رفت. این داستان دو سرنوشت متفاوت، زمینه‌ساز یکی از تأثیرگذارترین خطوط داستانی کل مجموعه شد.

سقوط تونی بلوندتو یک کلاس درس بازیگری از سوی استیو بوشمی است. او در ابتدا شخصیتی دوست‌داشتنی، خوش‌برخورد و همدل را به تصویر می‌کشد؛ اما به تدریج وسوسه بازگشت به زندگی جنایی او را در بر می‌گیرد و به شخصیتی غیرقابل پیش‌بینی تبدیل می‌شود.

پایان تراژیک داستان «دو تونی» برای همیشه شخصیت تونی سوپرانو را تغییر می‌دهد و او را به سمت رویدادهای پایانی سریال سوق می‌دهد. همین مسئله باعث شده است که بسیاری از طرفداران، نقش تونی بلوندتو را بهترین و کامل‌ترین اجرای استیو بوشمی در تمام دوران حرفه‌ای او بدانند.

امتیاز کاربران: 4.2 ( 1 رای)
گرد آورنده
اعظم خالقی
منبع
screenrant
مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا