اخبار تئاتر

اکبر رادی چگونه «آقای نمایشنامه‌نویس» شد؟

خلاصه نوشته
  • اکبر رادی، زاده دهم مهر ۱۳۱۸ در رشت، یکی از مهم‌ترین نمایشنامه‌نویسان معاصر ایران بود که پس از تجربه داستان‌نویسی، تمام توان خود را وقف تئاتر کرد و با آثاری چون «روزنه آبی»، «پلکان» و «آهسته با گل سرخ» جایگاهی ماندگار در ادبیات نمایشی ایران به دست آورد.

چارسو پرس: دهم مهرماه، زادروز اکبر رادی است؛ یکی از ستون‌های نمایشنامه‌نویسی ایران که از او با عنوان «آقای نمایشنامه‌نویس» یاد شده و نامش در کنار مهم‌ترین نمایشنامه‌نویسان معاصر ایران قرار گرفته است. رادی در دهم مهر ۱۳۱۸ در شهر مه‌گرفته رشت به دنیا آمد و بخش مهمی از زندگی ادبی و هنری خود را صرف نوشتن برای تئاتر کرد.

تغییرات زندگی خانوادگی باعث شد او در سال‌های نخست نوجوانی همراه خانواده به تهران مهاجرت کند. با وجود آن‌که رادی بعدها تمام زندگی حرفه‌ای خود را با نمایشنامه‌نویسی گره زد، در سال‌های آغازین جوانی داستان‌نویسی را نیز تجربه کرد و خیلی زود نشانه‌هایی از استعداد ادبی خود را بروز داد.

در دهه‌های ۲۰ و ۳۰ شمسی، اگرچه آهنگ زندگی فرهنگی و اجتماعی به شتاب امروز نبود، اما نویسندگانی مانند اکبر رادی و بهرام بیضایی از همان سال‌های جوانی نوشتن را جدی گرفتند. رادی نیز مانند بیضایی، پیش از ۲۰ سالگی وارد مسیر جدی نویسندگی شد و تجربه‌های اولیه‌اش را در ادبیات داستانی پشت سر گذاشت.

از «موش مرده» تا «باران»

رادی نخستین داستان خود با عنوان «موش مرده» را در ۱۷ سالگی منتشر کرد. کمی بعد، داستان «باران» را نوشت؛ اثری که در نشریه «اطلاعات جوانان» منتشر شد و از میان بیش از هزار داستان ارسالی، جایزه نخست مسابقه داستان‌نویسی این نشریه را به دست آورد.

کسب این جایزه شاید در تثبیت رادی در مسیر نویسندگی نقش داشت، اما اتفاق مهم‌تری نیز در زندگی هنری او رخ داد؛ تماشای نمایش «خانه عروسک» اثر هنریک ایبسن در دهه ۳۰، علاقه او را به تئاتر برانگیخت و مسیر آینده‌اش را به‌تدریج تغییر داد.

رادی بعدها از داستان‌نویسی فاصله گرفت و نمایشنامه‌نویسی را به مهم‌ترین حوزه فعالیت ادبی خود تبدیل کرد؛ مسیری که در نهایت او را به یکی از چهره‌های ماندگار ادبیات نمایشی ایران بدل کرد.

«روزنه آبی» و سرنوشت ناکام شاهین سرکیسیان

نخستین نمایشنامه جدی رادی، «روزنه آبی»، خیلی زود توجه محافل تئاتری را جلب کرد. شاهین سرکیسیان، کارگردان و مدرس تئاتر که در خانه خود به آموزش بسیاری از علاقه‌مندان این هنر می‌پرداخت، تصمیم گرفت این نمایشنامه را به صحنه ببرد.

سرکیسیان در آن سال‌ها یکی از چهره‌های تأثیرگذار جریان نوین تئاتر ایران بود و هنرمندانی همچون فهیمه راستکار، علی نصیریان، جمشید لایق و دیگر علاقه‌مندان تئاتر از آموزش‌ها و تجربیات او بهره برده بودند.

اما سرنوشت «روزنه آبی» با تراژدی گره خورد. سرکیسیان در حالی از دنیا رفت که امکان اجرای این نمایشنامه برایش فراهم نشده بود. نسخه‌ای از «روزنه آبی» نیز در کنار پیکر او قرار گرفت؛ نشانه‌ای از آرزویی که فرصت تحقق پیدا نکرد.

ماجرای «روزنه آبی» بعدها به یکی از روایت‌های ماندگار درباره رابطه رادی و نخستین نسل تئاتر نوین ایران تبدیل شد؛ نمایشنامه‌ای که سرانجام سال‌ها بعد و توسط کارگردانان دیگری روی صحنه رفت، اما خاطره تلاش ناکام سرکیسیان برای اجرای آن همچنان با این اثر باقی ماند.

تحصیل جامعه‌شناسی و سال‌های طولانی تدریس

در دهه‌های ۲۰ و ۳۰ هنوز رشته تئاتر به شکل امروزی در دانشگاه‌های ایران جایگاه تثبیت‌شده‌ای نداشت. رادی برای ادامه تحصیل رشته علوم اجتماعی و جامعه‌شناسی را انتخاب کرد و در دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت.

او که از نوجوانی کار تدریس را آغاز کرده بود، سال‌های جوانی و میانسالی خود را نیز در کنار نویسندگی به آموزش گذراند. تدریس به یکی از دو فعالیت اصلی زندگی حرفه‌ای او تبدیل شد و در سال‌های فعالیت آموزشی خود، نسل‌هایی از علاقه‌مندان ادبیات و نمایشنامه‌نویسی را آموزش داد.

بسیاری از نویسندگان و نمایشنامه‌نویسان شناخته‌شده امروز، از جمله محمد رحمانیان و نغمه ثمینی، از آموزش‌های او بهره برده‌اند. رادی برای سال‌ها در محیط دانشگاهی و آموزشی حضور داشت و در کنار نوشتن نمایشنامه، دانش و تجربه خود را به نسل‌های بعد منتقل کرد.

استقلال رأی؛ حتی در برابر جلال آل احمد

رادی همان اندازه که در نوشتن سخت‌گیر و پیگیر بود، بر عقاید خود نیز پافشاری می‌کرد. یکی از نمونه‌های این روحیه به سال‌های جوانی او و ماجرای «روزنه آبی» بازمی‌گردد.

در آن دوران، جلال آل احمد که نویسنده، مترجم و چهره‌ای شناخته‌شده و اثرگذار بود، پیشنهادهایی برای ایجاد تغییر در نمایشنامه «روزنه آبی» و انتشار آن مطرح کرد. رادی با وجود جایگاه آل احمد، پیشنهاد او را نپذیرفت و بر متن خود ایستاد.

این استقلال رأی در سال‌های بعد نیز بخشی از شخصیت حرفه‌ای رادی باقی ماند. او در روابط شخصی و گفتار خود اهل ادب و ملاحظه بود، اما هنگام نقد کردن، از صراحت فاصله نمی‌گرفت و گرفتار تعارفات مرسوم نمی‌شد.

همین ویژگی باعث شده بود وقتی رادی از کار دانشجویی تعریف می‌کرد، آن دانشجو تعریف استاد را جدی بگیرد؛ چرا که تمجیدهای او معمولاً حاصل تعارف و ملاحظه نبود.

نمایشنامه‌هایی که بخش مهمی از تئاتر ایران را ساختند

نام اکبر رادی با مجموعه‌ای گسترده از نمایشنامه‌های ماندگار گره خورده است. «ارثیه ایرانی»، «از پشت شیشه‌ها»، «لبخند باشکوه آقای گیل»، «در مه بخوان»، «آهسته با گل سرخ»، «منجی در صبح نمناک»، «هاملت با سالاد فصل»، «آمیز قلمدون»، «شب روی سنگ‌فرش خیس»، «آهنگ‌های شکلاتی»، «پایین گذر سقاخانه»، «خانمچه و مهتابی»، «پلکان» و «شب‌بخیر جناب کنت» تنها بخشی از کارنامه او هستند.

رادی در این آثار، جهان اجتماعی و انسانی ایران را با شخصیت‌هایی ملموس و روابطی پیچیده به صحنه آورد؛ شخصیت‌هایی که بسیاری از آنها به بخشی از حافظه تئاتر ایران تبدیل شدند.

آثار او در طول دهه‌های مختلف توسط طیفی گسترده از کارگردانان تئاتر به صحنه رفتند. شاهین سرکیسیان، علی نصیریان، عباس جوانمرد، رکن‌الدین خسروی، هادی مرزبان، آربی آوانسیان، سعید ابراهیمی‌فر، بهزاد فراهانی، میکائیل شهرستانی و مسعود دلخواه از جمله کارگردانانی هستند که آثار رادی را اجرا کرده‌اند. صدرالدین شجره نیز یکی از نمایش‌های رادی را در قالب نمایش رادیویی ارائه کرد.

در میان بازیگرانی که نقش‌های نوشته‌شده توسط رادی را ایفا کرده‌اند نیز نام‌های بسیاری از چهره‌های مهم تئاتر و تلویزیون ایران دیده می‌شود؛ جمشید مشایخی، علی نصیریان، اکبر زنجان‌پور، منوچهر فرید، آذر فخر، فردوس کاویانی، خسرو شجاع‌زاده، محمد مطیع، آزیتا لاچینی، حمید جبلی، امین تارخ، مجید مظفری، گلاب آدینه، ایرج راد، بهروز بقایی، اصغر همت، بهزاد فراهانی، دانیال حکیمی، فرزانه کابلی و میترا حجار تنها بخشی از این فهرست هستند.

به این ترتیب، بخش مهمی از تاریخ تئاتر معاصر ایران را می‌توان در نسبت میان متن‌های رادی، کارگردانانی که آنها را به صحنه بردند و بازیگرانی که شخصیت‌های او را جان بخشیدند، دنبال کرد.

رادی؛ نمایشنامه‌نویسی که همه توانش را برای تئاتر گذاشت

در میان نسل مهم نمایشنامه‌نویسان معاصر ایران، اکبر رادی ویژگی دیگری نیز داشت؛ او در مقایسه با بسیاری از هم‌نسلانش، بیش از هر چیز به نمایشنامه‌نویسی وفادار ماند.

در حالی که برخی از چهره‌های بزرگ آن نسل در کنار نمایشنامه‌نویسی به داستان، سینما یا دیگر حوزه‌های هنری نیز پرداختند، رادی بخش اصلی توان و تجربه خود را صرف نمایشنامه کرد. حتی تجربه‌های اولیه داستان‌نویسی نیز در نهایت جای خود را به علاقه عمیق‌تر او به تئاتر داد.

همین تمرکز طولانی و مداوم، باعث شد نام او به‌شکلی جدایی‌ناپذیر با ادبیات نمایشی ایران پیوند بخورد و آثارش در چندین نسل از تئاتر ایران خوانده، تدریس و اجرا شوند.

رادی در زمره نویسندگانی بود که برای خلق شخصیت و جهان نمایشی، به جامعه و تجربه زیسته انسان ایرانی توجه داشت. از همین رو، آثارش در طول سال‌ها همچنان امکان بازخوانی و اجرا پیدا کرده‌اند و شخصیت‌هایش محدود به زمان نگارش نمایشنامه باقی نمانده‌اند.

«چخوف ایران» و جایگاه اکبر رادی

از اکبر رادی گاهی با عنوان «چخوف ایران» یاد می‌شود؛ عنوانی که بیش از هر چیز به جایگاه او در نمایشنامه‌نویسی و توجهش به جزئیات زندگی اجتماعی، روابط انسانی و شخصیت‌های عادی جامعه اشاره دارد.

رادی جهان خود را از دل زندگی روزمره ساخت؛ از آدم‌هایی که در ظاهر عادی‌اند اما در روابط، شکست‌ها، امیدها، تعارض‌ها و انتخاب‌هایشان، تصویری گسترده از جامعه ارائه می‌کنند.

او به همین دلیل تنها یک نمایشنامه‌نویس صاحب چند اثر شناخته‌شده نیست؛ بخش مهمی از ارزش میراث او در مجموعه‌ای از شخصیت‌ها و جهان‌های نمایشی نهفته است که در طول چند دهه، به بخشی از فرهنگ تئاتری ایران تبدیل شده‌اند.

پایان زندگی؛ پنجم دی ۱۳۸۶

اکبر رادی در سال‌های پایانی زندگی با بیماری دست‌وپنجه نرم کرد و سرانجام سحرگاه پنجم دی ۱۳۸۶، پس از مدتی مبارزه با بیماری، در بیمارستان پارس تهران از دنیا رفت.

او در ۶۸ سالگی درگذشت، اما کارنامه‌اش همچنان از پرتعدادترین و اثرگذارترین مجموعه‌های نمایشنامه‌ای در تئاتر معاصر ایران است. نام رادی پس از مرگ نیز بر صحنه باقی ماند؛ با اجراهایی که از آثارش تولید شده‌اند، پژوهش‌هایی که درباره نوشته‌هایش شکل گرفته و نسل‌هایی از هنرمندانی که همچنان با جهان نمایشنامه‌های او مواجه می‌شوند.

دهم مهر، سالروز تولد اکبر رادی، بیش از آن‌که صرفاً یادآور تولد یک نویسنده باشد، فرصتی برای مرور میراث نمایشنامه‌نویسی است که بخش بزرگی از زندگی خود را صرف تئاتر کرد و با آثارش جایگاهی ماندگار در ادبیات نمایشی ایران ساخت.

اکبر رادی چگونه «آقای نمایشنامه‌نویس» شد؟

منبع
ایسنا
مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا