نقد فیلم «هاپرز» | کمدی دیوانهوار جدید پیکسار که «بامبی» را وارد قرن بیستویکم میکند
- فیلم انیمیشنی «هاپرز» (Hoppers) تازهترین اثر استودیوی پیکسار، با ترکیب ماجراجویی علمیتخیلی، طنز حیوانات سخنگو و دغدغههای محیطزیستی، یکی از غیرمنتظرهترین آثار این استودیو در سالهای اخیر است. دنیل چونگ در نخستین همکاری خود با پیکسار، داستانی خلق کرده که از یک ایده عجیب آغاز میشود؛ انتقال ذهن یک دختر نوجوان به بدن یک سگآبی رباتیک. اما این تنها شروع ماجراست و «هاپرز» به سرعت به سفری پرهرجومرج، خندهدار و در عین حال تأثیرگذار درباره طبیعت، همزیستی و همکاری تبدیل میشود.
چارسو پرس: پیکسار طی سه دهه فعالیت خود بارها ثابت کرده که میتواند از سادهترین ایدهها، جهانهایی شگفتانگیز و عمیق خلق کند. از «داستان اسباببازی» گرفته تا «درون و بیرون»، این استودیو همواره توانسته مفاهیم پیچیده انسانی را در قالب روایتهایی سرگرمکننده برای همه سنین ارائه دهد.
«هاپرز» نیز در نگاه نخست ممکن است یک انیمیشن معمولی درباره حیوانات سخنگو به نظر برسد، اما خیلی زود مشخص میشود که با اثری متفاوت طرف هستیم؛ فیلمی که مدام قوانین خودش را تغییر میدهد و مخاطب را با پیچشهای غیرمنتظره غافلگیر میکند.
انتقال ذهن به بدن یک سگآبی؛ آغاز یک ماجرای عجیب
قهرمان داستان، میبل، دختر ۱۹ سالهای است که از کودکی شیفته حیوانات بوده است. او در شهر بیورتون بزرگ شده و همواره تلاش کرده از حیوانات دفاع کند؛ حتی زمانی که تنها دوازده سال داشت و قصد داشت حیوانات کلاسهای مدرسه را مخفیانه آزاد کند.
سالها بعد، میبل به دانشجویی فعال در حوزه حقوق حیوانات تبدیل شده است. او با پروژهای مواجه میشود که میتواند زیستگاه محبوب دوران کودکیاش را نابود کند؛ جنگلی آرام و بکر که خاطرات ارزشمندی از آن دارد.
در همین مسیر، او با کشفی عجیب روبهرو میشود. استاد زیستشناسی دانشگاه، دکتر سم، فناوری مخفیانهای ابداع کرده که به انسانها اجازه میدهد ذهن خود را به بدن حیوانات رباتیک منتقل کنند. میبل با استفاده از این فناوری وارد بدن یک سگآبی میشود و زندگی تازهای را در دل طبیعت آغاز میکند.
پیکسار و یکی از خلاقانهترین ایدههای سالهای اخیر
اگر «هاپرز» صرفاً درباره آزمایش عجیب انتقال ذهن بود، شاید تنها یک کمدی علمیتخیلی سرگرمکننده از آب درمیآمد. اما فیلم از این ایده به عنوان سکوی پرتاب استفاده میکند و خیلی زود وارد قلمروهای تازهای میشود.
میبل اکنون در ظاهر یک سگآبی زندگی میکند، اما ذهن انسانی خود را حفظ کرده است. حیوانات دیگر او را یکی از خود میدانند و هیچکس از هویت واقعیاش خبر ندارد. همین تضاد، زمینه خلق موقعیتهای طنزآمیز و گاه تأملبرانگیزی را فراهم میکند که از مهمترین نقاط قوت فیلم محسوب میشوند.
«هاپرز» فقط یک انیمیشن درباره حیوانات نیست؛ این فیلم با ایدهای به ظاهر دیوانهوار، درباره همدلی، حفاظت از طبیعت و ضرورت همکاری میان موجوداتی سخن میگوید که تصور میکنند هیچ نقطه اشتراکی با یکدیگر ندارند.
نبرد حیوانات برای نجات زیستگاه خود
پس از ورود میبل به جامعه سگآبیها، او با جورج آشنا میشود؛ رهبر آرام و مهربان این گروه که همواره بر همزیستی و گفتوگو تأکید دارد.
اما تهدید بزرگی در راه است. شهردار شهر، جری، قصد دارد پروژهای عمرانی را از دل جنگل عبور دهد؛ طرحی که میتواند اکوسیستم منطقه را نابود کند. افزون بر این، تجهیزات مزاحمی در منطقه نصب شدهاند که صداهایی آزاردهنده برای حیوانات تولید میکنند.
فیلم در این بخش به شکلی هوشمندانه مسائل محیطزیستی را وارد روایت میکند، بیآنکه به شعارزدگی دچار شود.
وقتی شورای حیوانات وارد میدان میشود
یکی از بامزهترین بخشهای فیلم زمانی آغاز میشود که اعضای شورای حیوانات وارد داستان میشوند. این گروه از شخصیتهای عجیب و غریب تشکیل شده که هرکدام ویژگیهای اغراقآمیز و کمیک خود را دارند.
ملکه حشرات با صدای مریل استریپ حضوری کوتاه اما بهیادماندنی دارد و فرزندش تایتوس نیز به یکی از شخصیتهای دوستداشتنی فیلم تبدیل میشود. در همین میان، صحنه تعقیب و گریزی شکل میگیرد که در آن یک کوسه سفید عظیمالجثه توسط گروهی از پرندگان حمل میشود و مانند یک خودروی مسابقهای در جاده به حرکت درمیآید؛ سکانسی که بهخوبی روحیه دیوانهوار و غیرقابل پیشبینی فیلم را نشان میدهد.
کمدی، هیجان و پیام انسانی
در جهان «هاپرز»، چرخه طبیعت با نگاهی طنزآمیز به تصویر کشیده میشود. حیوانات از سرنوشت خود آگاه هستند و حتی موضوع شکار شدن را با نوعی پذیرش شوخطبعانه مینگرند.
با این حال، زیر لایههای طنز و شوخی، پیام اصلی فیلم درباره همکاری و همبستگی نهفته است. شخصیتها به تدریج درمییابند که تنها راه نجات زیستگاه و آیندهشان، کنار گذاشتن اختلافات و اتحاد با یکدیگر است.
این مضمون شاید در ظاهر ساده به نظر برسد، اما فیلم آن را به شکلی مؤثر و جذاب در دل روایت خود جای داده است.
عملکرد صداپیشگان و کیفیت فنی
پایپر کوردا در نقش میبل، انرژی و احساسات فراوانی به شخصیت اصلی تزریق میکند و او را به قهرمانی دوستداشتنی و باورپذیر تبدیل میسازد.
بابی موینیهان نیز در نقش جورج، یکی از بهترین صداپیشگیهای فیلم را ارائه میدهد. شخصیت او همزمان مهربان، اندوهگین، آرمانگرا و دوستداشتنی است.
جان هم در نقش شهردار جری نیز فراتر از یک شخصیت منفی کلیشهای ظاهر میشود و در طول داستان ابعاد تازهای پیدا میکند.
از نظر بصری نیز «هاپرز» استانداردهای بالای پیکسار را حفظ کرده و طراحی محیطهای طبیعی، جنگلها و حیوانات از نقاط قوت مهم اثر به شمار میرود.
جمعبندی
«هاپرز» شاید به جایگاه شاهکارهایی مانند «درون و بیرون» یا مجموعه «داستان اسباببازی» نرسد، اما بدون تردید یکی از خلاقانهترین و سرگرمکنندهترین آثار اخیر پیکسار است.
فیلم با ایدهای عجیب آغاز میشود و هرچه جلوتر میرود، عجیبتر، بامزهتر و غیرمنتظرهتر میشود. نتیجه اثری است که هم کودکان را سرگرم میکند و هم برای مخاطبان بزرگسال حرفهایی برای گفتن دارد.
در دورانی که بسیاری از انیمیشنهای بزرگ استودیوها گرفتار فرمولهای تکراری شدهاند، «هاپرز» یادآور این حقیقت است که پیکسار هنوز هم میتواند مخاطبانش را به سرزمینهایی ببرد که پیش از این هرگز تصورش را نکردهاند.
«هاپرز» یکی از آن فیلمهایی است که جسارت خیالپردازی را از دست نداده است. انیمیشنی که از یک ایده ظاهراً غیرمنطقی آغاز میشود اما در نهایت به اثری سرشار از قلب، شوخطبعی و امید تبدیل میشود. اگر پیکسار در بهترین روزهایش توانایی شگفتزده کردن مخاطب را داشت، «هاپرز» یادآور همان دوران درخشان است؛ فیلمی که ثابت میکند هنوز هم میتوان از دل یک داستان درباره سگآبیها، روایتی انسانی و تأثیرگذار خلق کرد.
امتیاز نویسنده
کارگردانی
فیلمنامه
جنبههای فنی (فیلمبرداری، تدوین، موسیقی و...)
ارزش تماشا
امتیاز نویسنده به این فیلم









