نقد فیلم خارجی

نقد فیلم «Mile End Kicks» | روایتی از جوانی، موسیقی مستقل و جست‌وجوی هویت در مونترال

خلاصه نوشته
  • فیلم «Mile End Kicks» به نویسندگی و کارگردانی چندلر لواک، با بازی باربی فریرا در نقش یک روزنامه‌نگار جوان موسیقی، تلاش می‌کند سرگشتگی نسل جوان، فرهنگ موسیقی ایندی و بحران هویت در آغاز بزرگسالی را به تصویر بکشد. هرچند فیلم در خلق فضای دهه ۲۰۱۰ موفق عمل می‌کند، اما روایت پراکنده و شخصیت‌پردازی ناپخته مانع از تبدیل شدن آن به اثری ماندگار می‌شود.

چارسو پرس: کمتر دوره‌ای از زندگی به اندازه سال‌های ابتدایی دهه بیست، سرشار از تردید، آزمون و خطا و تصمیم‌های اشتباه است. دورانی که مرز میان آرزو و واقعیت هنوز مشخص نیست و هر انتخاب می‌تواند مسیر آینده را تغییر دهد. «Mile End Kicks» دقیقاً به سراغ همین مقطع می‌رود؛ فیلمی که در دل فضای موسیقی مستقل کانادا، داستان دختری جوان را روایت می‌کند که میان جاه‌طلبی حرفه‌ای، روابط عاطفی و پیدا کردن جایگاه واقعی خود سرگردان شده است.

چندلر لواک با نگاهی شخصی و آشنا به دنیای روزنامه‌نگاری موسیقی، تصویری از نسلی ارائه می‌دهد که میان رؤیای موفقیت و واقعیت تلخ بازار کار دست‌وپا می‌زند. با این حال، فیلم در کنار نقاط قوتش، هرگز به انسجام روایی لازم دست پیدا نمی‌کند.

خبرنگاری که رؤیای نویسندگی در سر دارد

گریس، شخصیت اصلی فیلم با بازی باربی فریرا، ۲۲ ساله است و برای یک مجله موسیقی مستقل در تورنتو می‌نویسد. او طی یک سال بیش از ۴۰۰ مطلب منتشر کرده و برخلاف بسیاری از هم‌نسلانش، آینده‌ای روشن در روزنامه‌نگاری موسیقی پیش روی خود می‌بیند.

توانایی او در تحلیل آثار موسیقی باعث می‌شود فرصت نوشتن کتابی درباره آلبوم مشهور «Jagged Little Pill» اثر آلانیس موریست را به دست آورد؛ پروژه‌ای که می‌تواند سکوی پرتاب حرفه‌ای او باشد.

گریس برای تمرکز روی کتاب، تابستان را راهی مونترال می‌شود؛ شهری که فیلم آن را قلب موسیقی ایندی کانادا معرفی می‌کند؛ جایی پر از کلوب‌های کوچک، مهمانی‌های هنری و موسیقی‌دان‌هایی که با کمترین امکانات زندگی می‌کنند اما رؤیاهای بزرگی در سر دارند.

مونترال؛ شهری که شخصیت اصلی دوم فیلم است

یکی از مهم‌ترین نقاط قوت «Mile End Kicks»، بازآفرینی فضای مونترال در اوایل دهه ۲۰۱۰ است.

فیلم موفق می‌شود حال‌وهوای محله‌های هنری، آپارتمان‌های اشتراکی، کافه‌ها و اجراهای موسیقی زیرزمینی را با جزئیاتی جذاب به تصویر بکشد. در واقع، مونترال صرفاً محل وقوع داستان نیست، بلکه به شخصیتی زنده در روایت تبدیل می‌شود؛ شهری که همان‌قدر که الهام‌بخش است، می‌تواند افراد را در بی‌هدفی و سردرگمی غرق کند.

سرگردانی آگاهانه یا روایت بی‌هدف؟

چندلر لواک عمداً ساختاری آزاد و بدون فراز و فرودهای کلاسیک را انتخاب کرده است. فیلم می‌خواهد بی‌نظمی و آشفتگی زندگی گریس را در فرم روایت نیز منعکس کند؛ تصمیمی که تا حدی قابل درک است.

اما مشکل از جایی آغاز می‌شود که این بی‌نظمی، به نبود تمرکز در روایت تبدیل می‌شود. داستان بارها مسیر خود را تغییر می‌دهد و به جای آنکه شخصیت اصلی را عمیق‌تر بشناسیم، صرفاً شاهد پرسه زدن او میان مهمانی‌ها، روابط عاطفی و اجراهای موسیقی هستیم.

این رویکرد اگرچه حس رهایی دوران جوانی را منتقل می‌کند، اما در نهایت باعث می‌شود فیلم انسجام دراماتیک خود را از دست بدهد.

باربی فریرا؛ بازیگری که فیلمنامه از او کمتر استفاده می‌کند

باربی فریرا یکی از نقاط قوت اصلی فیلم است. او گریس را به‌عنوان دختری باهوش، حساس و درون‌گرا بازی می‌کند که بیش از آنکه حرف بزند، مشاهده می‌کند و می‌نویسد.

با این حال، فیلمنامه فرصت چندانی برای نمایش توانایی‌های شخصیت در اختیار او قرار نمی‌دهد. فیلم از همان ابتدا تأکید می‌کند که گریس نویسنده‌ای مستعد و تحلیلگری دقیق است، اما مخاطب تنها بخش‌های کوتاهی از نوشته‌های او را می‌شنود و در ادامه، این ویژگی مهم تقریباً به حاشیه رانده می‌شود.

در نتیجه، شخصیتی که قرار بود ستون اصلی داستان باشد، بیشتر به ناظری منفعل تبدیل می‌شود که اتفاقات پیرامونش را تجربه می‌کند، نه اینکه آن‌ها را شکل دهد.

روابطی که بیش از اندازه تیپیک هستند

ورود گریس به مونترال او را با گروهی از موسیقی‌دانان جوان آشنا می‌کند؛ شخصیت‌هایی که هرکدام نماینده یک تیپ آشنا در فیلم‌های جوانانه هستند.

«آرچی» نوازنده‌ای آرام، مودب و قابل اعتماد است که به‌وضوح گزینه منطقی برای یک رابطه عاطفی محسوب می‌شود. در نقطه مقابل، «شِوی» خواننده خودشیفته و غیرقابل پیش‌بینی گروه قرار دارد؛ شخصیتی که از همان ابتدا به‌عنوان «بدترین مرد مونترال» معرفی می‌شود و فیلم نیز هرگز تلاشی برای پیچیده‌تر کردن او انجام نمی‌دهد.

همین تیپ‌پردازی باعث می‌شود بسیاری از روابط فیلم قابل پیش‌بینی باشند و تنش‌های احساسی آن، تأثیر لازم را بر مخاطب نگذارند.

نقد فرهنگ «دختر باحال»

یکی از مهم‌ترین ایده‌های فیلم، بررسی پدیده‌ای است که در فرهنگ عامه با عنوان Cool Girl Syndrome شناخته می‌شود؛ الگویی که در آن زنان برای پذیرفته شدن در جمع مردان، شخصیت واقعی خود را پنهان می‌کنند و تلاش می‌کنند مطابق انتظار دیگران رفتار کنند.

گریس نیز در محیط کار، روابط عاطفی و حتی دوستی‌هایش، مدام در حال جلب رضایت مردان اطراف خود است؛ از سردبیر مجله گرفته تا اعضای گروه موسیقی.

فیلم تلاش می‌کند این فشار اجتماعی را به تصویر بکشد، اما پرداخت آن چندان عمیق نیست. بسیاری از تصمیم‌های گریس بیشتر نتیجه نیاز فیلمنامه به پیش بردن داستان هستند تا حاصل تحول طبیعی شخصیت.

فیلمی که مهم‌ترین پرسش خود را فراموش می‌کند

در نیمه دوم، گریس به دلیل مشکلات مالی، نویسندگی را کنار می‌گذارد و به مسئول روابط عمومی همان گروه موسیقی تبدیل می‌شود.

این تغییر مسیر می‌توانست جذاب‌ترین بخش فیلم باشد؛ زیرا تضاد میان نقش یک منتقد موسیقی و مدیر روابط عمومی یک گروه، ظرفیت فراوانی برای ایجاد تعارض اخلاقی و حرفه‌ای داشت.

اما فیلم تقریباً از کنار این موضوع عبور می‌کند. نه دغدغه‌های حرفه‌ای گریس بررسی می‌شود و نه تأثیر این تغییر شغل بر هویت او. در نتیجه، یکی از مهم‌ترین ایده‌های داستان، بدون پرداخت کافی رها می‌شود.

جمع‌بندی

«Mile End Kicks» بیش از هر چیز، فیلمی درباره گم‌گشتگی سال‌های ابتدایی بزرگسالی است؛ دورانی که هیچ‌کس دقیقاً نمی‌داند چه می‌خواهد و هر تصمیم می‌تواند مسیر زندگی را تغییر دهد.

چندلر لواک در بازآفرینی فضای موسیقی مستقل کانادا، فرهنگ نسل جوان و حال‌وهوای مونترال موفق عمل می‌کند، اما روایت پراکنده، شخصیت‌پردازی نیمه‌کاره و پرداخت سطحی برخی ایده‌های مهم باعث می‌شود فیلم هرگز به اثری ماندگار تبدیل نشود.

با این حال، اجرای صمیمی باربی فریرا و فضای نوستالژیک فیلم باعث می‌شود «Mile End Kicks» برای علاقه‌مندان به درام‌های مستقل و فیلم‌های مرتبط با موسیقی، تجربه‌ای قابل قبول و گاه دوست‌داشتنی باشد.

«Mile End Kicks» بیش از آنکه درباره موسیقی باشد، درباره نسلی است که میان آرزوهای بزرگ و واقعیت‌های تلخ زندگی سرگردان مانده است. فیلم پاسخ قطعی برای بحران هویت گریس ارائه نمی‌دهد، اما تصویری صادقانه از سردرگمی، شکست، عشق و تلاش برای پیدا کردن جایگاه واقعی در آغاز بزرگسالی ترسیم می‌کند.

اگرچه اثر جدید چندلر لواک از نظر روایی به استحکام آثار شاخص این ژانر نمی‌رسد، اما نگاه شخصی، فضای زنده موسیقی ایندی و بازی باربی فریرا باعث می‌شود این فیلم ارزش یک بار تماشا را داشته باشد.

سوالات متداول

فیلم Mile End Kicks درباره چیست؟

این فیلم داستان گریس، یک روزنامه‌نگار ۲۲ ساله موسیقی را روایت می‌کند که برای نوشتن کتابی درباره آلبوم «Jagged Little Pill» راهی مونترال می‌شود، اما زندگی شخصی و حرفه‌ای او به‌تدریج دچار آشفتگی می‌شود.

بازیگر نقش اصلی Mile End Kicks کیست؟

باربی فریرا، بازیگر شناخته‌شده سریال Euphoria، نقش اصلی فیلم را بر عهده دارد.

کارگردان فیلم Mile End Kicks کیست؟

این فیلم توسط چندلر لواک (Chandler Levack) نوشته و کارگردانی شده است.

آیا Mile End Kicks فیلمی درباره موسیقی است؟

بله، اما موسیقی تنها پس‌زمینه داستان است. فیلم بیش از هر چیز بر هویت، روابط انسانی، روزنامه‌نگاری موسیقی و چالش‌های ورود به بزرگسالی تمرکز دارد.

آیا Mile End Kicks ارزش تماشا دارد؟

اگر به فیلم‌های مستقل، فضای موسیقی ایندی و داستان‌های شخصیت‌محور علاقه‌مند باشید، «Mile End Kicks» می‌تواند تجربه‌ای دلنشین باشد؛ هرچند روایت آن در برخی بخش‌ها پراکنده و کم‌رمق است.

امتیاز تحریریه

کارگردانی
فیلمنامه
بازیگری
جنبه‌های فنی (فیلمبرداری، تدوین، موسیقی و...)
ارزش تماشا

امتیاز تحریریه به این فیلم

امتیاز کاربران: 2.55 ( 1 رای)
گرد آورنده
الهام پورمند
منبع
variety
مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا