اخبار سینمای ایران

سیروس ابراهیم‌زاده؛ هفت دهه از آناهیتا تا «ساختمان پزشکان»

خلاصه نوشته
  • سیروس ابراهیم‌زاده بیش از هفت دهه در تئاتر، رادیو، سینما و تلویزیون فعالیت کرد و با بازی در آثاری چون «حسن کچل»، «کمال‌الملک»، «مومیایی ۳» و «ساختمان پزشکان» به یکی از چهره‌های ماندگار هنرهای نمایشی ایران تبدیل شد.

چارسو پرس: سیروس ابراهیم‌زاده بیش از هفت دهه در تئاتر، رادیو، سینما و تلویزیون حضور داشت و با نقش‌های متنوع، بخشی از حافظه چند نسل از مخاطبان هنرهای نمایشی ایران شد. کارنامه او دست‌کم ۲۶ فیلم سینمایی و ده‌ها حضور تلویزیونی را دربرمی‌گیرد؛ اما عددها به‌تنهایی نمی‌توانند گستره فعالیت هنرمندی را توضیح دهند که از تئاتر آناهیتا در دهه ۳۰ شمسی تا سال‌های ابتدایی دهه ۹۰ در عرصه‌های گوناگون هنری حضور داشت.

ابراهیم‌زاده در ۸۹ سالگی از دنیا رفت، اما اهمیت کارنامه‌اش بیش از هر چیز در طول و تنوع آن است؛ فاصله‌ای هفت‌دهه‌ای میان نخستین تجربه‌های صحنه‌ای و آخرین حضورهای تصویری او که از تئاتر آغاز شد، به رادیو و تلویزیون رسید، در سال ۱۳۴۹ با «حسن کچل» وارد سینما شد و تا سال‌های ابتدایی دهه ۹۰ ادامه پیدا کرد.

او نزدیک به شش دهه از این مسیر را در رسانه‌های جمعی گذراند و در کنار بازیگری، تجربه‌هایی در کارگردانی، تهیه‌کنندگی، نویسندگی، ترجمه، گویندگی و دوبله نیز داشت. به همین دلیل، خلاصه کردن سیروس ابراهیم‌زاده در عنوان «بازیگر» بخش قابل توجهی از کارنامه او را نادیده می‌گیرد.

از تئاتر آناهیتا تا «حسن کچل»

سیروس ابراهیم‌زاده متولد ۱۳۱۶ در اردبیل بود و فعالیت هنری خود را از میانه دهه ۳۰ و با تئاتر آناهیتا آغاز کرد؛ دوره‌ای که صحنه تئاتر یکی از اصلی‌ترین مسیرهای تربیت و تجربه‌اندوزی بازیگران در ایران بود.

او در همان سال‌ها علاوه بر بازیگری، کارگردانی نمایش‌هایی همچون «اتللو»، «جعفرخان از فرنگ برگشته» و «ملیحه» را نیز تجربه کرد. همین نکته نشان می‌دهد که از ابتدا فقط به حضور به‌عنوان بازیگر روی صحنه بسنده نکرده بود.

ابراهیم‌زاده در سال ۱۳۴۶ فعالیت خود را در رادیو و تلویزیون آغاز کرد و سه سال بعد، در سال ۱۳۴۹، با فیلم «حسن کچل» به کارگردانی علی حاتمی وارد سینما شد. به این ترتیب، سینما برای او نقطه آغاز فعالیت هنری نبود؛ پیش از رسیدن به پرده بزرگ، سال‌ها تجربه صحنه و صدا را پشت سر گذاشته بود.

«حسن کچل» نیز انتخابی معمولی برای نخستین تجربه سینمایی نبود. همکاری او با علی حاتمی بعدها در «ستارخان» و «کمال‌الملک» ادامه پیدا کرد و این سه فیلم، بخشی مهم از مسیر سینمایی ابراهیم‌زاده را شکل دادند.

۲۶ فیلم در ۳۸ سال؛ اوج فعالیت سینمایی در دهه‌های ۷۰ و ۸۰

بر اساس فهرست‌های موجود، نام سیروس ابراهیم‌زاده در ۲۶ فیلم سینمایی ثبت شده است؛ از «حسن کچل» در سال ۱۳۴۹ تا «تاکسی نارنجی» به کارگردانی ابراهیم وحیدزاده در سال ۱۳۸۷. به این ترتیب، میان نخستین و آخرین فیلم سینمایی ثبت‌شده او ۳۸ سال فاصله وجود دارد.

اما توزیع این ۲۶ فیلم در طول این سال‌ها یکدست نیست. بخش عمده‌ای از کارنامه سینمایی ابراهیم‌زاده در دو دهه ۷۰ و ۸۰ شکل گرفته است. در هر یک از این دو دهه، حدود ۱۰ فیلم از مجموعه آثار سینمایی او ساخته شده‌اند؛ یعنی نزدیک به ۷۷ درصد این کارنامه در فاصله سال‌های ۱۳۷۰ تا ۱۳۸۷ قرار می‌گیرد.

این آمار، تصویری متفاوت از جایگاه او ارائه می‌دهد. اگرچه چهره ابراهیم‌زاده با سینمای پیش از انقلاب و فیلم‌هایی چون «حسن کچل» شناخته می‌شود، بخش پرتراکم کارنامه سینمایی او به سال‌های پس از انقلاب و به‌ویژه دهه‌های ۷۰ و ۸۰ تعلق دارد.

آخرین فیلم سینمایی اکران‌شده از او نیز «تاکسی نارنجی» ابراهیم وحیدزاده بود که در سال ۱۳۸۷ روی پرده رفت.

سه کارگردان و نیمی از کارنامه سینمایی

یکی از نکات جالب در کارنامه سینمایی ابراهیم‌زاده، تمرکز بخشی از همکاری‌هایش بر چند کارگردان مشخص است.

از ۲۶ فیلم ثبت‌شده، ۱۳ فیلم، یعنی نیمی از کارنامه سینمایی او، با سه کارگردان ساخته شده‌اند: سیروس الوند و ابراهیم وحیدزاده هرکدام پنج فیلم و علی حاتمی سه فیلم.

همکاری با علی حاتمی، مسیری تاریخی و مشخص را در کارنامه او شکل می‌دهد: «حسن کچل»، «ستارخان» و «کمال‌الملک». از سوی دیگر، پنج همکاری او با سیروس الوند شامل «برخورد»، «چهره»، «هتل کارتن»، «ساغر» و «تله» است؛ مجموعه‌ای که بخش مهمی از فعالیت سینمایی ابراهیم‌زاده در دهه ۷۰ را شامل می‌شود.

در کنار این دو کارگردان، همکاری او با ابراهیم وحیدزاده نیز پنج فیلم را دربرمی‌گیرد؛ از «تحفه‌ها» تا «عشق فیلم»، «شام عروسی» و «تاکسی نارنجی». این همکاری‌ها بخشی از حضور ابراهیم‌زاده در سینمای کمدی را شکل داد.

چنین تمرکزی نشان می‌دهد که ابراهیم‌زاده صرفاً بازیگری نبود که در فهرستی طولانی از پروژه‌ها حضور پیدا کند؛ در مقاطعی، همکاری‌های مستمر با چند فیلمساز مشخص نیز به شکل‌گیری بخشی از هویت حرفه‌ای او کمک کرده است.

از «کمال‌الملک» تا «مومیایی ۳» و «مکس»

تنوع کارنامه ابراهیم‌زاده شاید از تعداد فیلم‌هایش مهم‌تر باشد. او در فیلمی تاریخی چون «کمال‌الملک» حضور داشت، در آثاری اجتماعی مانند «هتل کارتن» و «چهره» بازی کرد و در سوی دیگر طیف، با فیلم‌های کمدی‌ای مانند «مومیایی ۳»، «شام عروسی» و «مکس» همراه شد.

این گستره ژانری نشان می‌دهد که او خود را به یک تیپ مشخص محدود نکرد. جنس بیان و حضور متفاوتش این امکان را برای او فراهم می‌کرد که در جهان‌های نمایشی متنوع قرار بگیرد و از نقش‌های جدی تا موقعیت‌های کمدی را تجربه کند.

در میان این آثار، «مومیایی ۳» نقطه مهمی در کارنامه اوست؛ ابراهیم‌زاده برای بازی در این فیلم، در سال ۱۳۷۹ تندیس زرین بهترین بازیگر نقش دوم مرد را از چهارمین جشن خانه سینما دریافت کرد.

بازیگر نقش دوم؛ اما نه بازیگر حاشیه‌ای

قرار گرفتن نام او در بخش بازیگران نقش دوم، نکته‌ای مهم درباره جایگاهش در سینمای ایران را روشن می‌کند.

بازیگران نقش دوم الزاماً ستاره‌های روی پوستر نیستند، اما می‌توانند با حضور خود فضای یک فیلم را کامل کنند. بخشی از بازیگران ماندگار سینما نیز از همین مسیر وارد حافظه جمعی شده‌اند؛ بازیگرانی که اگرچه همیشه در مرکز روایت قرار نگرفته‌اند، اما کیفیت حضورشان از یاد نمی‌رود.

ابراهیم‌زاده بیشتر در همین دسته قرار می‌گرفت. استمرار حضور، تنوع نقش‌ها و امکان عبور از ژانرهای گوناگون، برای شناخت کارنامه او مهم‌تر از تعداد نقش‌های اصلی است.

تلویزیون؛ چهار دهه فاصله میان دو نسل از مخاطبان

اگر سینما تنها ۲۶ فیلم را برای او ثبت کرده، تلویزیون تصویر گسترده‌تری از حضور ابراهیم‌زاده ارائه می‌دهد.

او از دهه ۴۰ وارد تلویزیون و رادیو شد و در سال‌های بعد در مجموعه‌هایی مانند «گالش‌های مادربزرگ»، «عطر گل یاس»، «آرایشگاه زیبا»، «ولایت عشق»، «کاکتوس»، «حس سوم»، «آشپزباشی» و «ساختمان پزشکان» بازی کرد.

یکی از جذاب‌ترین وجوه این کارنامه، فاصله نسلی میان آثار اوست. ابراهیم‌زاده در اوایل دهه ۵۰ با «اختاپوس» به شهرت رسید و نزدیک به چهار دهه بعد، نسل دیگری از مخاطبان او را با «ساختمان پزشکان» شناختند.

در نتیجه، مخاطبی که در دهه ۱۳۹۰ او را از یک مجموعه تلویزیونی می‌شناخت، ممکن بود ارتباط مستقیمی میان آن چهره و بازیگری که چند دهه پیش در «حسن کچل» یا «کمال‌الملک» حضور داشت، برقرار نکند. در حالی که هر دو تصویر، متعلق به یک کارنامه واحد بود.

«ساختمان پزشکان» یکی از آخرین نمونه‌های شناخته‌شده حضور تصویری او در تلویزیون بود و نشان داد که فاصله زمانی برای او هرگز به معنای قطع کامل ارتباط با مخاطب نبود.

صدایی که در آمار فیلم‌ها دیده نمی‌شود

بخش قابل توجهی از هویت حرفه‌ای سیروس ابراهیم‌زاده را نمی‌توان در فهرست فیلم‌های سینمایی پیدا کرد.

او در کنار بازیگری، در حوزه‌هایی مانند کارگردانی، تهیه‌کنندگی، نویسندگی، ترجمه و گویندگی نیز فعالیت داشت. همچنین حضور طولانی او در رادیو و نمایش‌های رادیویی، از او هنرمندی ساخت که صدا و بیانش به اندازه چهره‌اش در حافظه مخاطب باقی ماند.

تحصیل زبان و ادبیات انگلیسی در دانشگاه تهران و ادامه تحصیل در رشته تئاتر در انگلستان نیز بخشی از همان مسیر چندوجهی بود؛ مسیری که نشان می‌دهد علاقه او به هنر نمایش تنها به بازیگری محدود نمی‌شد.

برای همین است که وقتی از «کارنامه سیروس ابراهیم‌زاده» صحبت می‌کنیم، صرفاً نباید به آمار فیلم‌های سینمایی بسنده کنیم. بخشی از آن کارنامه روی صحنه شکل گرفت، بخشی در استودیوهای رادیویی و بخشی در تلویزیون و دیگر عرصه‌های هنری.

دهه ۸۰؛ آخرین موج حضور در سینما

ابراهیم‌زاده در دهه ۸۰ نیز حضور پررنگی در سینما داشت. «شمعی در باد»، «مکس»، «تردست»، «عروس فراری»، «شام عروسی»، «تله»، «مقلد شیطان»، «سوغات فرنگ» و در نهایت «تاکسی نارنجی» بخشی از آثار این دوره هستند.

در این سال‌ها، او همچنان توانست میان فیلم‌های اجتماعی و کمدی حرکت کند و حضور خود را به یک قالب محدود نکند.

حتی پس از آخرین فیلم سینمایی اکران‌شده‌اش نیز ارتباط او با دنیای تصویر به‌طور کامل قطع نشد و حضورهای تلویزیونی و تصویری دیگری در کارنامه‌اش ثبت شد.

از همین رو، بهتر است «تاکسی نارنجی» را آخرین فیلم سینمایی اکران‌شده او بدانیم، نه پایان فعالیت هنری‌اش.

چرا سیروس ابراهیم‌زاده ستاره نشد، اما ماندگار شد؟

شاید این یکی از مهم‌ترین پرسش‌ها درباره کارنامه او باشد.

ابراهیم‌زاده در ۲۶ فیلم بازی کرد، اما بخش عمده این آثار بر محور نام او ساخته نشده بودند. تصویرش همیشه روی پوستر و در مرکز تبلیغات قرار نداشت و بیشتر در جایگاه بازیگر مکمل یا یکی از اجزای مهم گروه بازیگران قرار می‌گرفت.

اما شهرت و ماندگاری دو مفهوم یکسان نیستند.

شهرت ممکن است با یک نقش بزرگ و یک فیلم موفق به دست بیاید، اما ماندگاری گاهی نتیجه ده‌ها سال حضور در نقش‌های متنوع و کوچک و بزرگ است. مخاطب ممکن است عنوان فیلم را فراموش کند، اما صدا، چهره، لحن یا یک جمله از بازیگری را همچنان به خاطر بیاورد.

سیروس ابراهیم‌زاده از همین جنس بود؛ بازیگری که قرار نبود همیشه در مرکز قاب باشد، اما حضورش در گوشه‌های متعدد حافظه تصویری چند نسل باقی ماند.

از «آناهیتا» تا «ساختمان پزشکان»

اگر بخواهیم مسیر هنری او را در چند نقطه خلاصه کنیم، باید از تئاتر آناهیتا آغاز کنیم؛ جایی که تجربه صحنه برای او شکل گرفت.

بعد، رادیو و تلویزیون در سال ۱۳۴۶ وارد زندگی حرفه‌ای‌اش شدند؛ سپس «حسن کچل» در سال ۱۳۴۹ او را به سینما برد و همکاری با علی حاتمی ادامه پیدا کرد.

دهه‌های بعد، سینمای ایران با «کمال‌الملک»، «چهره»، «هتل کارتن»، «مومیایی ۳»، «مکس» و ده‌ها فیلم دیگر چهره‌های مختلفی از او دید.

تلویزیون نیز در فاصله‌ای طولانی از «اختاپوس» تا «ولایت عشق» و «کاکتوس» و سرانجام «ساختمان پزشکان»، مخاطبانی چند نسلی برایش ساخت.

این فاصله زمانی مهم است؛ زیرا کمتر بازیگری را می‌توان یافت که مخاطبانش در فاصله چهار دهه همچنان بتوانند او را در دو نقطه کاملاً متفاوت از تاریخ تلویزیون و سینما ببینند.

کارنامه‌ای که فقط با عنوان «بازیگر» توضیح داده نمی‌شود

سیروس ابراهیم‌زاده در سال ۱۴۰۵، پس از تحمل یک دوره بیماری و دور از وطن، درگذشت. خبر درگذشت او در ۳۰ شهریور منتشر شد و کارنامه‌ای بیش از هفت‌دهه‌ای را دوباره در برابر نگاه مخاطبان قرار داد.

ارزش این کارنامه فقط در عددها نیست؛ در کنار هم قرار گرفتن همین اعداد نشان می‌دهد با هنرمندی مواجهیم که چند نسل از تحولات هنرهای نمایشی ایران را از نزدیک تجربه کرده بود: بازیگر تئاتر، صدای رادیو، چهره سینما و تلویزیون، کارگردان، تهیه‌کننده، نویسنده و مترجم.

او نه صرفاً بخشی از سینمای یک دوره، بلکه حلقه‌ای میان چند نسل از هنرهای نمایشی ایران بود؛ از تئاتر آناهیتا تا قاب‌های تلویزیونی دهه ۹۰، از «حسن کچل» تا «ساختمان پزشکان».

شاید به همین دلیل است که درگذشت او بیش از آن‌که فقط پایان زندگی یک بازیگر باشد، پایان بخشی از یک دوره طولانی در هنرهای نمایشی ایران به نظر می‌رسد؛ دوره‌ای که طی آن یک هنرمند می‌توانست از صحنه تئاتر به رادیو، از رادیو به سینما و از سینما به تلویزیون برود و بیش از هفت دهه همچنان بخشی از حافظه مخاطبان باقی بماند.

گرد آورنده
محمد تقی‌زاده
منبع
توسعه ایرانی
مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا