
- «زن ناشناس» ساخته می التوخی، تنها فیلم یک کارگردان زن در بخش مسابقه ونیز ۲۰۲۶، درامی روانشناختی درباره شرم جنسی، کنترل بدن زنان و پیامدهای رابطهای ممنوعه در کپنهاگ پس از جنگ جهانی دوم است؛ فیلمی با بازی قدرتمند ماتیلده آرسل که اگرچه روایتی جسورانه دارد، در نهایت بیش از آنکه غافلگیرکننده باشد، قابل پیشبینی است.
چارسو پرس: «زن ناشناس» ساخته می التوخی، تنها فیلم یک کارگردان زن در بخش مسابقه ونیز ۲۰۲۶، درامی روانشناختی درباره شرم جنسی، کنترل بدن زنان و پیامدهای رابطهای ممنوعه در کپنهاگ پس از جنگ جهانی دوم است؛ فیلمی با بازی قدرتمند ماتیلده آرسل که اگرچه روایتی جسورانه دارد، در نهایت بیش از آنکه غافلگیرکننده باشد، قابل پیشبینی است.
زنی در میان ویرانههای پس از جنگ
در برابر خاکستریِ ویرانهها و چوب ماهون خشک و سنگینی که می التوخی، کارگردان فیلم، کپنهاگ پس از جنگ جهانی دوم را در میان آنها به تصویر میکشد، لکههای سرخرنگ «زن ناشناس» نمادگرایی آشکاری را اعلام میکنند؛ نمادگراییای که تقریباً به اندازه صلیب شکسته سرخی که سرانجام روی در خانه شخصیت اصلی، ماری، نقش میبندد، صریح است.
این حروف سرخ و نمادهای آشکار، هرچند چندان ظریف نیستند، در فیلمی درباره شرم جنسی و نوعی خشونت علیه بدن زنان که از درون به بیرون عمل میکند، قدرتی تا حدی هیچکاکی دارند.
اما وقتی پای می التوخی در میان است ــ کارگردانی که درام سرد و سخت «ملکه قلبها» در سال ۲۰۱۹ درباره یک رابطه محارم، خیلی زود الهامبخش اقتباس «تابستان گذشته» ساخته کاترین بریا، فیلمساز جنجالی فرانسوی، شد ــ مسئله فمینیسم فیلم، یا فقدان آن، بسته به اینکه توانمندسازی زنانه را چگونه تفسیر کنیم، عمداً به موضوعی پیچیده و آزاردهنده تبدیل میشود.

لکه روی ملحفهها
همانند شخصیتهایی که امانوئل ریوا در «هیروشیما، عشق من» و شارلوت رمپلینگ در «دروازه شب» بازی کردهاند، بحران داستان از ملحفههای ظاهراً آلوده ماری آغاز میشود.
التوخی داستان خود را بر اساس روایتهای متعددی از مجازات عمومی زنانی بنا کرده که در کشورهای تحت اشغال نازیها، در دوران جنگ با سربازان آلمانی رابطه جنسی داشتند.
ایدهای تحریککننده که در فیلم تنها کارگردان زن حاضر در بخش مسابقه اصلی ونیز ۲۰۲۶ به کار گرفته شده و پیامدهایش میتواند فراتر از زمینه تاریخی داستان گسترش پیدا کند:
آیا زندگی خصوصی ما باید مورد قضاوت قرار بگیرد و در معرض پیامدهای واقعی و اجتماعی قرار گیرد؟
با این حال، التوخی فیلمی کاملاً گشوده و صریح نساخته است. درام روانشناختی دقیق و حسابشده او با تصاویر خشک و محیط اشرافی و مرفه خود، تقریباً از مخاطب میخواهد که لایههایش را کنار بزند.
ماری؛ زنی که بدنش به خودش تعلق ندارد
ماری خدمتکار و پرستار بچه کارفرمایش، کریستین، است؛ مردی بیوه و صاحب یک کارخانه تولید دستکش که کودکی باریکاندام و موطلایی دارد.
ماری طوری رفتار میکند که گویی برای همیشه درون یک کرست بسته شده است: نفسش را حبس میکند، لبهایش را به هم میفشارد و چشمهایش مدام اینسو و آنسو میرود، انگار هر لحظه منتظر توبیخ بعدی است.
این رفتار با توجه به استانداردهای سختگیرانه محل کارش منطقی است؛ جایی که حتی چیدمان میز و ظروف بر اساس اندازهگیریهای دقیق و سانتیمتری انجام میشود و استر، سرپرست خشک و سنگی خدمتکاران، همیشه او را زیر نظر دارد.
اما خیلی زود، زمانی که کریستین در خفا گونه ماری را نوازش میکند، روشن میشود که اگر او تسلیم این رابطه شود، فقط شغلش در خطر نیست؛ بلکه جایگاه تازهای که به عنوان بانوی خانه به دست آورده نیز از دست خواهد رفت.
نمایی دور از یک لباس ابریشمی و مرواریدگون ــ یک لباس عروسی ــ که مانند هویجی در کمدی خالی آویزان است، به نشانهای شوم از آینده تبدیل میشود؛ بهخصوص وقتی کارل، همکلاسی قدیمی ماری از زادگاهش، او را میبیند و بیش از اندازه مشتاق است که گذشته را دوباره به یاد بیاورد.
از خلال همین برخورد عصبی و همچنین مراجعه ماری به پزشک، جایی که دوباره مایع تریاکی را دریافت میکند که برای کاهش درد رابطه جنسی با کریستین مصرف میکند، متوجه میشویم که او زمانی پسری داشته و همین کودک باعث شده از زندگی قبلی خود فرار کند.

گذشتهای که ماری از آن فرار میکند
فیلمنامه می التوخی و مارن لوئیزه کِنه اطلاعات را با دیالوگهای توضیحی مستقیم به مخاطب تحویل نمیدهد، اما فاصله میان سرنخها آنقدر کم است که خیلی زود میتوان آنها را به یکدیگر متصل کرد.
صحنههایی از زنان بینامی که در خیابانها به دست گروههایی از مردان مورد ضربوشتم قرار میگیرند، مردانی که موهایشان را میتراشند، لباسهایشان را پاره میکنند و صلیب شکستههایی نقاشیشده روی بدنشان میکشند، به شکلی بیرحمانه روشن میکنند ماری از چه چیزی پنهان میشود.
آنچه در ابتدا با اتاقهای خالی و پژواکدار و فضای پارانوئید آغاز میشود، پس از اینکه کارل محل زندگی ماری را پیدا میکند، به زمزمههای میان کارکنان خانه تبدیل میشود.
مدت کوتاهی بعد، علامت نازیها روی در ساختمان دیده میشود و ماری درمانده تلاش میکند تمام ردپاهایی را که میتوانند دیگران را به او برسانند، پنهان کند.

بدن زن؛ میدان اصلی کنترل
قابهای ثابت و سایهدار جاسپر اسپانینگ، فیلمبردار اثر، بهتدریج جای خود را به نماهای نزدیک با عمق میدان کم میدهند؛ همزمان با اینکه ماری وارد مارپیچی از وحشت و هراس میشود.
در یکی از لحظات تکاندهنده فیلم، او حتی با ریختن مقداری آب دهان در دهانش موافقت میکند.
این صحنه با نمایی از بدن برهنه ماری آغاز میشود؛ کارل دستهای او را کنار میزند تا هر طور که میخواهد با او رفتار کند.
این لحظه با صحنههای به همان اندازه سردی که در محیط اشرافی مورد علاقه ماری رخ میدهند، ارتباط پیدا میکند؛ از جمله زمانی که خیاطی متکبر اندازههای بدن او را میگیرد یا زمانی که کریستین از دستهای او به عنوان مدل برای نمایش طراحی جدید دستکش استفاده میکند.
این بدن به ماری تعلق ندارد.
و امتناع او از واگذاری کنترل این بدن به مردانی که بر او سلطه دارند، در نهایت خشم آنها را برمیانگیزد.
فیلم این نکته را بارها تکرار میکند، اما هر بار با لحنی متفاوت و گاه بهشدت هولناک.

بازی ماتیلده آرسل
انسانیت و توانایی ماری برای محبت و مهربانی بیشتر در صحنههایی آشکار میشود که او را در کنار کودکان میبینیم.
با این حال، این بخشها به اندازه کافی وزن ندارند که ــ حتی با وجود بازی جسورانه و قابل تحسین ماتیلده آرسل ــ بتوانند فروپاشی نهایی شخصیت را کاملاً باورپذیر کنند.
رابطه ماری با همسایه دیواربهدیوارش، مادری تنها که برای فرار از نگاههای موشکافانه جامعه دانمارک در میانه قرن بیستم بیش از حد آزاداندیش است، تنها در چند صحنه کوتاه شکل میگیرد.
این صحنهها قرار است زمینه لازم برای آشفتگی روحی پایانی ماری را فراهم کنند؛ جایی که رنگ سرخ برای آخرین بار و این بار در قالب خون روی دستهای ماری ظاهر میشود.
اما آنچه بیش از صحنه آب دهان بر روح او سنگینی میکند، خیانت یک زن به زن دیگر است؛ دستکم فیلم میخواهد ماجرا را چنین تفسیر کنیم.

«زن ناشناس» و مسئله قضاوت درباره زندگی خصوصی
«زن ناشناس» فیلمی درباره شرم، کنترل و پیامدهای اجتماعی و روانی قضاوت درباره بدن و زندگی خصوصی زنان است.
می التوخی، مانند فیلم قبلی خود «ملکه قلبها»، علاقه دارد رابطه قدرت میان مردان و زنان را در محیطی ظاهراً متمدن و کنترلشده آشکار کند.
اما در اینجا، تاریخ پس از جنگ جهانی دوم و تجربه زنانی که به دلیل روابطشان با سربازان آلمانی مجازات شدند، بستری فراهم میکند تا این پرسش مطرح شود که مرز میان اخلاق عمومی، انتقام اجتماعی و خشونت علیه زنان کجاست.
فیلم از نظر بصری منضبط و از نظر مضمون تحریککننده است و ماتیلده آرسل با بازی عصبی و کنترلشده خود، ستون اصلی آن را شکل میدهد.
با این حال، «زن ناشناس» در نهایت بیش از آنکه مخاطب را با پیچشهای روایی غافلگیر کند، مسیر خود را به شکلی نسبتاً قابل پیشبینی طی میکند؛ فیلمی سرد و سنگین که بیشترین تأثیرش را زمانی میگذارد که به جای توضیح دادن، اجازه میدهد خشونت و شرم در سکوت فضاهایش باقی بمانند.
اطلاعات فیلم Woman Unknown
نام فیلم: زن ناشناس
عنوان اصلی: Woman Unknown
کارگردان: می التوخی
فیلمنامه: می التوخی، مارن لوئیزه کِنه
بازیگران: ماتیلده آرسل، کارستن بیورنلوند، مارینا بوراس، توربیورن هدگارد
سال تولید: ۲۰۲۶
کشور: دانمارک
ژانر: درام، روانشناختی
موضوع: شرم جنسی، خشونت علیه زنان، پساجنگ جهانی دوم
جشنواره: جشنواره فیلم ونیز ۲۰۲۶
بخش: مسابقه اصلی ونیز ۸۳
وضعیت جشنوارهای: حضور در بخش مسابقه اصلی ونیز ۲۰۲۶
سوالات متداول
فیلم «زن ناشناس» درباره چیست؟
«زن ناشناس» داستان ماری، خدمتکاری در کپنهاگ پس از جنگ جهانی دوم، است که گذشتهای پنهان دارد و پس از آشکار شدن رابطهاش با یک مرد آلمانی و پیامدهای اجتماعی آن، با فشار، شرم و خشونت روبهرو میشود.
کارگردان فیلم «زن ناشناس» کیست؟
می التوخی، کارگردان دانمارکی، فیلم «زن ناشناس» را ساخته است. او پیش از این فیلم «ملکه قلبها» را کارگردانی کرده بود.
بازیگر نقش ماری در «زن ناشناس» کیست؟
ماتیلده آرسل نقش ماری را بازی میکند و یکی از مهمترین نقاط قوت فیلم، بازی کنترلشده و پرتنش اوست.
«زن ناشناس» در کدام جشنواره نمایش داده شد؟
این فیلم در بخش مسابقه اصلی هشتادوسومین جشنواره فیلم ونیز در سال ۲۰۲۶ حضور داشت.
موضوع تاریخی فیلم «زن ناشناس» چیست؟
فیلم از روایتهای تاریخی زنانی الهام گرفته که در کشورهای تحت اشغال نازیها، به دلیل رابطه جنسی با سربازان آلمانی در دوران جنگ جهانی دوم، پس از جنگ در معرض مجازات و تحقیر عمومی قرار گرفتند.
آیا «زن ناشناس» فیلمی فمینیستی است؟
فیلم به شکل مستقیم موضوعاتی مانند کنترل بدن زنان، خشونت جنسی، شرم و سلطه مردانه را بررسی میکند، اما نگاه آن به فمینیسم و مفهوم توانمندسازی زنانه پیچیده و عامدانه چالشبرانگیز است.
آیا «زن ناشناس» دنباله فیلم «ملکه قلبها» است؟
خیر. «زن ناشناس» ارتباط داستانی با «ملکه قلبها» ندارد، اما هر دو فیلم ساخته می التوخی هستند و به روابط قدرت، جنسیت و پیامدهای اخلاقی روابط انسانی میپردازند.
امتیاز تحریریه
کارگردانی
فیلمنامه
بازیگری
جنبههای فنی (فیلمبرداری، تدوین، موسیقی و...)
ارزش تماشا
امتیاز تحریریه به این فیلم










