نقد فیلم خارجی

نقد فیلم «آگاتا نویسنده»؛ میا واشیکوفسکا در جست‌وجوی داستانی که نمی‌تواند بنویسد

خلاصه نوشته
  • «آگاتا نویسنده» نخستین فیلم بلند کوبا دورابیالسکی با بازی میا واشیکوفسکا، داستان رمان‌نویسی لهستانی-استرالیایی است که برای نوشتن درباره جنگ بوسنی به سارایوو می‌رود، اما خیلی زود درباره توانایی و حتی حق خود برای روایت این تاریخ تردید می‌کند؛ فیلمی هوشمندانه و طناز درباره نویسندگی، هویت مهاجر و مرز میان روایت کردن و تصاحب تجربه دیگران.

چارسو پرس: «آگاتا نویسنده» نخستین فیلم بلند کوبا دورابیالسکی، داستان رمان‌نویسی لهستانی-استرالیایی است که برای نوشتن رمانی درباره جنگ بوسنی راهی سارایوو می‌شود، اما خیلی زود نسبت به نیت و توانایی خودش برای روایت این تاریخ تردید می‌کند؛ فیلمی هوشمندانه و طناز درباره نویسندگی، هویت مهاجر، تروما، توریسمِ رنج و مسئولیت اخلاقی هنرمند در روایت تجربه‌ای که متعلق به او نیست.

وقتی نوشتن به سینما تبدیل می‌شود

همان‌طور که هر کسی که یک فیلم زندگی‌نامه‌ای درباره یک نویسنده بزرگ ساخته ــ یا حتی یکی از آنها را دیده می‌تواند تأیید کند، نویسندگی یکی از دشوارترین حرفه‌ها برای تبدیل شدن به سینماست.

چرخش کند و فرسایشی ایده‌ها، تردید درباره تصمیم‌های قبلی، بازنویسی و ویرایش مداوم و حتی آن لحظه‌های نادر و هیجان‌انگیز فوران خلاقیت، همگی بخشی از فرایندی هستند که اساساً درونی و معمولاً ایستا است.

جای تعجب نیست که «نویسنده گرفتار» و ناتوانی در نوشتن، همیشه موضوعی محبوب برای فیلمنامه‌نویسان بوده است؛ نویسندگانی که احتمالاً با این وضعیت همدلی می‌کنند و البته ترجیح می‌دهند به جای نوشتن، هر کار دیگری انجام دهند.

وقتی شخصیت اصلی به جای انجام کاری که باید انجام دهد، مشغول انجام هر کار دیگری می‌شود، امکانات دراماتیک ناگهان بسیار بیشتر می‌شوند.

اما در «آگاتا نویسنده»، فیلمی ظریف و لغزنده درباره نوشتن که هم‌زمان درباره هویت مهاجر، تروما، توریسمِ رنج، هنر مبتذل، سرقت اموال و تاریخ و بازگشت‌های غریب و ناهماهنگ به خانه‌هایی دور از خانه است، همین امکانات دراماتیک نیز به شکلی عجیب از مسیر خود خارج می‌شوند.

نخستین فیلم بلند کوبا دورابیالسکی

«آگاتا نویسنده» نخستین فیلم بلند کوبا دورابیالسکی، هنرمند ویدئو، است؛ فیلمسازی که از همان ابتدا تسلط قابل‌توجه و غریزه‌ای جسورانه و عامدانه برای روایت نشان می‌دهد.

این فیلم همچنین بازگشت خوشایند میا واشیکوفسکا، بازیگر استرالیایی همیشه کنجکاو و جذاب، به نقش‌های جدی و قابل‌توجه سینمایی است.

آخرین بار که واشیکوفسکا را در نقشی تقریباً مشابه دیده بودیم، در فیلم «جزیره برگمان» ساخته میا هانسن-لووه بود؛ جایی که او در نقش تصویری انعطاف‌پذیر از شخصیت زنی ظاهر می‌شد که در ذهن یک نویسنده شکل گرفته بود.

اما اگر قرار باشد برای «آگاتا نویسنده» نقطه مقایسه‌ای پیدا کنیم، فیلم کانادایی «نینا روزا» که امسال به عنوان نماینده کانادا برای اسکار انتخاب شده، از نظر لحن و مضمون به آن نزدیک‌تر است.

توزیع‌کنندگان آینده احتمالاً برای معرفی این فیلم به مخاطبان، دست به مقایسه‌های مختلف خواهند زد؛ فیلمی خوشایند، سرکش و گریزان که احتمالاً به دلیل تغییر مسیرهای روایی و بن‌بست‌های غیرمنتظره‌اش، واکنش‌های متفاوتی برمی‌انگیزد.

با این حال، «آگاتا نویسنده» یکی از منحصربه‌فردترین و جسورانه‌ترین فیلم‌های جشنواره فیلم ونیز امسال است؛ جایی که فیلم در بخش Giornate degli Autori، که پیش‌تر در زبان انگلیسی با عنوان «Venice Days» شناخته می‌شد، به نمایش درآمد.

نقد فیلم «آگاتا نویسنده»؛ میا واشیکوفسکا در جست‌وجوی داستانی که نمی‌تواند بنویسد

آگاتا به سارایوو می‌رود

روایت آغازین فیلم، با لحنی خشک، کنایه‌آمیز و تا حدی همه‌چیزدان، از همان ابتدا فضای اثر را مشخص می‌کند.

این روایت روی نخستین نما از دو نمایی که در ابتدا و انتهای فیلم از یک جاده پرپیچ‌وخم در دامنه تپه دیده می‌شود، قرار گرفته و ذهنیت آگاتا را برای مخاطب توضیح می‌دهد.

آگاتا، با بازی میا واشیکوفسکا، نویسنده‌ای لهستانی-استرالیایی است که با رمان‌های طنزآمیز خود تا حدی موفق بوده، اما حالا می‌خواهد مسیر ادبی تازه‌ای را تجربه کند.

او تصمیم گرفته داستان رابطه یک پدر و دختر را در دوران جنگ بوسنی بنویسد. برای همین به سارایوو سفر می‌کند تا چند ماه در آنجا بماند و درباره پروژه تحقیق کند.

راوی در توضیح انگیزه او می‌گوید آگاتا امیدوار است میان ریشه‌های لهستانی خودش و این مکان ناآشنا، نوعی «شباهت اسلاوی» پیدا کند.

اما از همان لحظه‌ای که آگاتا وارد شهر می‌شود، احساس می‌کند به شکلی آشکار به اینجا تعلق ندارد.

سارایوو؛ شهری که آگاتا نمی‌تواند آن را بشناسد

سارایوو، شهری سرشار از تضاد، در فیلم سرد و سخت به نظر می‌رسد؛ نه اینکه پذیرای آگاتا نباشد، اما قرار هم نیست خودش را بیش از حد در اختیار او بگذارد.

فضای شهر با رنگ‌هایی مرطوب و معدنی شکل گرفته و صدای باد تقریباً همیشه در پس‌زمینه شنیده می‌شود؛ گاهی آرام و گاهی شدید، اما ظاهراً هیچ‌وقت کاملاً قطع نمی‌شود.

در یکی از صحنه‌های ابتدایی، یک صدابردار را می‌بینیم که در کنار جاده‌ای خلوت تلاش می‌کند همین صدای طبیعی و یکنواخت محیط را ضبط کند.

این صدابردار خود دورابیالسکی است و داستان او، به معنای واقعی کلمه، بسیار دیرتر برای ما روشن خواهد شد.

برای نویسنده‌ای با روحیه‌ای مالیخولیایی، چنین محیطی می‌تواند مکانی ایده‌آل برای غرق شدن در افکار و خلق ادبی باشد.

اما هرچه آگاتا بیشتر در سارایوو می‌گردد، بیشتر احساس می‌کند که این شهر را نمی‌شناسد.

«جنگ را دوست داشتی؟»

آگاتا به هیچ وجه نسبت به توانایی خود برای قرار دادن یک داستان در یکی از دردناک‌ترین دوره‌های تاریخ این شهر اعتماد ندارد.

دوست و ویراستارش، داوینا با بازی میا موریسی، او را تشویق می‌کند و جاسمینا، آشنای تازه آگاتا، نیز به او کمک می‌کند.

جاسمینا با بازی فوق‌العاده ودرانا بوزینوویچ، کارگردان تئاتر محلی و زنی صریح و تندخو است که سبک مواجهه مستقیمش در گفت‌وگو، تقریباً تمام نقاط کور ذهنی آگاتا را آشکار می‌کند.

در یکی از مهم‌ترین صحنه‌ها، آگاتا با لحنی خنثی از جاسمینا درباره دوران جنگ می‌پرسد:

«از آن سال‌ها لذت بردی؟»

لحن پاسخ جاسمینا مثل تیغی است که یخ را می‌شکافد:

«لذت؟ نسل‌کشی بود.»

با این حال، او اندکی برای این غریبه ناآگاه تخفیف قائل می‌شود و اضافه می‌کند:

«اما همه‌چیز واقعی‌تر بود.»

این جمله یکی از کلیدی‌ترین لحظات فیلم است؛ چون مسئله اصلی «آگاتا نویسنده» را آشکار می‌کند: آیا می‌توان درباره تجربه‌ای که خودمان از سر نگذرانده‌ایم، داستانی معتبر نوشت؟

نقد فیلم «آگاتا نویسنده»؛ میا واشیکوفسکا در جست‌وجوی داستانی که نمی‌تواند بنویسد

دزدی آثار هنری و احساس یک «دزد هنر»

در همین زمان، دزدی ناشناسی ظاهراً خانه‌ای پر از آثار هنری را که آگاتا در آن اقامت دارد، هدف قرار داده است.

این خط داستانی تا حدی یک مسیر انحرافی است؛ روایتی که به فضای بی‌ثبات فیلم کمک می‌کند و هم‌زمان با احساس فزاینده آگاتا نسبت به خودش ارتباط دارد.

او در حالی که با زحمت مشغول نوشتن کتابی جعلی است که احساس می‌کند صلاحیت نوشتنش را ندارد، کم‌کم به این فکر می‌افتد که شاید خودش نیز نوعی دزد هنر باشد.

میا واشیکوفسکا برای این نقش انتخابی بسیار دقیق است. او بازیگری است که همیشه می‌توان اندیشیدن شخصیت‌هایش را روی چهره‌اش دید.

اینجا نیز او بازی‌ای ظریف، پرتنش و در عین حال سرگرم‌کننده ارائه می‌دهد؛ زنی که تردید دائمی‌اش نسبت به اثرش، به تردیدی کلی درباره هویت خودش تبدیل شده است.

بن‌بست هنری آگاتا در راه رفتن مردد و کش‌دار او و همچنین در نحوه حرف زدن آرام و زیرلبی‌اش دیده می‌شود.

وقتی رمان ناتمام وارد فیلم می‌شود

این وضعیت در جسورانه‌ترین حرکت ساختاری فیلم نیز به شکلی چشمگیر منعکس می‌شود.

دورابیالسکی در نقطه‌ای بخش عمده‌ای از دغدغه‌های روایی فیلمنامه را رها می‌کند تا ما را کاملاً وارد اثر ناتمام آگاتا کند؛ متنی که با صدای او شنیده می‌شود و برای مدتی تمام کنش داستانی را متوقف می‌کند.

آنچه می‌شنویم بیشتر از آنکه شبیه یک رمان باشد، شبیه فیلمنامه است.

همین‌جا این سؤال برایمان پیش می‌آید که آیا «آگاتا نویسنده» قرار است به خودش بازگردد و حلقه‌ای کامل بسازد؟

اما فیلم چنین راه حل تمیز و مرتبی را انتخاب نمی‌کند.

این چرخش تک‌محور و افراطی، در واقع ریتم‌های غیرمنطقی، سرگردان و گاه بی‌قاعده فرایند نوشتن را به رسمیت می‌شناسد.

و چه چیزی مناسب‌تر از این برای فیلمسازی که خودش نیز یک هنرمند چندکاره است؟

دورابیالسکی علاوه بر کارگردانی، نویسندگی، فیلمبرداری، تدوین و موسیقی فیلم را نیز شخصاً بر عهده داشته و در تمام این بخش‌ها با سبک و تسلط قابل‌توجهی عمل کرده است.

فیلمی درباره تنهایی نویسنده

«آگاتا نویسنده» فیلمی کوچک، پیچیده و زیرکانه است که در ظاهر درباره نویسنده‌ای است که نمی‌تواند داستانش را بنویسد، اما در عمق خود درباره این پرسش است که اصلاً چه کسی حق دارد داستان دیگران را روایت کند.

آگاتا برای نوشتن درباره جنگ بوسنی به سارایوو می‌رود، اما هرچه بیشتر تلاش می‌کند داستانی درباره این تاریخ بسازد، بیشتر با فاصله میان خودش و تجربه مردمی مواجه می‌شود که واقعاً آن را زندگی کرده‌اند.

فیلم در نهایت به شکلی هوشمندانه، مرز میان واقعیت، ادبیات و تصاحب تجربه دیگران را مخدوش می‌کند.

دورابیالسکی به خوبی می‌داند که پیدا کردن و روایت کردن یک داستان تا چه اندازه می‌تواند فرایندی تنهایی‌آور باشد؛ حتی وقتی داستان سرانجام شکل می‌گیرد.

و شاید حتی بیشتر از آن، زمانی که داستان هرگز شکل نمی‌گیرد.

«آگاتا نویسنده» با همه پیچش‌ها و سرگردانی‌هایش، یکی از تجربه‌های خاص و متفاوت جشنواره ونیز ۲۰۲۶ است؛ فیلمی که نه می‌خواهد پاسخ‌های ساده بدهد و نه روایتش را به یک مسیر آشنا و قابل پیش‌بینی محدود کند.


اطلاعات فیلم Agata the Writer

نام فیلم: آگاتا نویسنده
عنوان اصلی: Agata the Writer
کارگردان: کوبا دورابیالسکی
فیلمنامه: کوبا دورابیالسکی
بازیگران: میا واشیکوفسکا، ودرانا بوزینوویچ، میا موریسی، سلما الیپاهیچ
کشور: استرالیا
سال تولید: ۲۰۲۶
مدت: ۹۵ دقیقه
زبان: انگلیسی و بوسنیایی
فیلمبرداری: کوبا دورابیالسکی
تدوین: کوبا دورابیالسکی
موسیقی: کوبا دورابیالسکی
تهیه‌کننده: الکس وایت
شرکت تولید: Whitefalk Films
ژانر: درام
نخستین نمایش جهانی: جشنواره فیلم ونیز ۲۰۲۶
بخش جشنواره ونیز: مسابقه Giornate degli Autori
تاریخ نمایش نخست: ۲ سپتامبر ۲۰۲۶ در سالا پرلا، ونیز.


سؤالات متداول

فیلم «آگاتا نویسنده» درباره چیست؟

«آگاتا نویسنده» داستان یک رمان‌نویس لهستانی-استرالیایی است که برای تحقیق و نوشتن درباره رابطه یک پدر و دختر در دوران جنگ بوسنی به سارایوو سفر می‌کند، اما در مواجهه با شهر و مردمی که جنگ را تجربه کرده‌اند، درباره توانایی و حق خود برای روایت این داستان دچار تردید می‌شود.

کارگردان فیلم «آگاتا نویسنده» کیست؟

کوبا دورابیالسکی کارگردانی، نویسندگی و همچنین فیلمبرداری، تدوین و ساخت موسیقی فیلم «آگاتا نویسنده» را بر عهده داشته است. این فیلم نخستین تجربه بلند سینمایی او محسوب می‌شود.

میا واشیکوفسکا در «آگاتا نویسنده» چه نقشی دارد؟

میا واشیکوفسکا نقش آگاتا، نویسنده‌ای لهستانی-استرالیایی را بازی می‌کند که برای نوشتن رمانی درباره جنگ بوسنی به سارایوو می‌رود و در جریان این سفر با بحران خلاقیت و هویت روبه‌رو می‌شود.

آیا «آگاتا نویسنده» در جشنواره ونیز ۲۰۲۶ حضور داشت؟

بله. این فیلم نخستین نمایش جهانی خود را در جشنواره فیلم ونیز ۲۰۲۶ و در بخش Giornate degli Autori داشت.

موضوع اصلی فیلم «آگاتا نویسنده» چیست؟

فیلم علاوه بر بحران نویسندگی، موضوعاتی مانند هویت مهاجر، تروما، روایت جنگ، توریسم رنج و مسئولیت اخلاقی هنرمند در بازنمایی تجربه‌ای که شخصاً آن را زندگی نکرده است، بررسی می‌کند.

آیا «آگاتا نویسنده» فیلمی درباره جنگ بوسنی است؟

جنگ بوسنی محور داستانی فیلم است، اما فیلم بیشتر از آنکه یک درام جنگی باشد، درباره تلاش یک نویسنده برای روایت این جنگ و تردیدهای اخلاقی و شخصی او درباره این روایت است.

فیلم «آگاتا نویسنده» در چه سالی ساخته شده است؟

«آگاتا نویسنده» محصول سال ۲۰۲۶ است و نخستین نمایش جهانی آن در جشنواره فیلم ونیز ۲۰۲۶ انجام شد.

گرد آورنده
نسرین پورمند
مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا