نقد فیلم ایرانی

نقد فیلم «زنده‌شور» ساخته کاظم دانشی؛ روایتی که زیر سایه «علفزار» می‌ایستد

خلاصه نوشته
  • «زنده‌شور» ساخته کاظم دانشی بار دیگر به سراغ جهان جرم، قصاص، اعدام، عدالت و مسئولیت اخلاقی می‌رود؛ فیلمی که از نظر فضاسازی و بازی‌ها نقاط قوت قابل توجهی دارد، اما در مقایسه با «علفزار» در فیلمنامه و شخصیت‌پردازی با ضعف‌هایی روبه‌رو است و بیش از آنکه افق تازه‌ای در سینمای اجتماعی و قضایی ترسیم کند، در همان جهان فکری فیلم قبلی باقی می‌ماند.

چارسو پرس: «زنده‌شور» ساخته کاظم دانشی، فیلمی در ادامه دغدغه‌های اجتماعی و قضایی این فیلمساز است؛ اثری که بار دیگر سراغ مفاهیمی مانند جرم، قصاص، اعدام، عدالت و مسئولیت اخلاقی می‌رود. دانشی پس از تجربه موفق «علفزار»، این‌بار تلاش کرده است جهانی تیره‌تر و فلسفی‌تر بسازد؛ جهانی که در آن مرگ نه پایان زندگی، بلکه بخشی از منطق حاکم بر زیستن شخصیت‌هاست.

با این حال، «زنده‌شور» در مقایسه با «علفزار» با چالش مهمی روبه‌رو است. فیلم اگرچه از نظر فضاسازی، کارگردانی و طرح مسائل اخلاقی قابل توجه است، اما در بخش‌هایی از فیلمنامه و شخصیت‌پردازی، نمی‌تواند همان انسجام و قدرت دراماتیکی فیلم قبلی کاظم دانشی را تکرار کند. موفقیت «علفزار» نیز باعث شده مقایسه میان این دو فیلم تقریباً اجتناب‌ناپذیر باشد.

«زنده‌شور» در ادامه مسیر «علفزار»

«علفزار» با تکیه بر فیلمنامه‌ای منسجم، شخصیت‌هایی چندلایه و تعلیقی حساب‌شده توانسته بود میان سینمای اجتماعی، تریلر قضایی و درام اخلاقی تعادل برقرار کند. روایت در آن فیلم به شکلی پیش می‌رفت که ایده‌های اجتماعی و اخلاقی از دل موقعیت و شخصیت‌ها بیرون می‌آمدند و به همین دلیل فیلم برای مخاطب عام و علاقه‌مندان جدی سینما به یک اندازه قابل پیگیری بود.

«زنده‌شور» اما از همان ابتدا مسیر متفاوتی را انتخاب می‌کند. فیلم بیش از آنکه صرفاً روایتگر یک بحران باشد، جهانی را ترسیم می‌کند که بحران در آن به یک وضعیت دائمی تبدیل شده است. تقابل قانون، اخلاق و حقیقت همچنان در مرکز توجه کاظم دانشی قرار دارد، اما این‌بار وزن ایده‌ها در بخش‌هایی از فیلم بر دوش روایت سنگینی می‌کند و باعث می‌شود درام از پویایی اولیه فاصله بگیرد.

فضاسازی؛ یکی از نقاط قوت فیلم کاظم دانشی

از نظر کارگردانی، دانشی همچنان فیلمسازی مسلط بر زبان بصری است. قاب‌های بسته، راهروهای تنگ، نورهای سرد، حذف رنگ‌های گرم و استفاده حساب‌شده از سکوت، فضای خفقان‌آوری ایجاد می‌کنند. معماری فضا نیز در شکل‌گیری اضطراب نقش مهمی دارد و شخصیت‌ها را در حصاری از فشار و تقدیر گریزناپذیر قرار می‌دهد.

یکی از نقاط قوت «زنده‌شور» همین فضاسازی است. دانشی توانایی خود را در خلق تنش از طریق تصویر، میزانسن و سکوت به نمایش می‌گذارد و نشان می‌دهد که برای انتقال اضطراب همیشه به دیالوگ‌های توضیحی متکی نیست. قاب‌ها و فضای سرد فیلم، بخش مهمی از بار روانی داستان را بر عهده دارند.

با این حال، مشکل از جایی آغاز می‌شود که فرم بر روایت غلبه می‌کند. «زنده‌شور» آن‌قدر بر تلخی، یأس و فروپاشی تأکید دارد که این سیاهی در بخش‌هایی از فیلم کارکرد دراماتیک خود را از دست می‌دهد. درام زمانی می‌تواند مخاطب را درگیر کند که میان تاریکی و امکان رهایی، حتی اگر این امکان بسیار محدود باشد، تعادلی وجود داشته باشد. اما در جهان «زنده‌شور» تقریباً همه شخصیت‌ها از ابتدا در موقعیتی محکوم به شکست قرار دارند.

در نتیجه، تلخی فیلم که قرار است مخاطب را تحت تأثیر قرار دهد، در بخش‌هایی به بی‌حسی عاطفی منجر می‌شود. تماشاگر پس از مدتی با جهانی مواجه است که در آن تقریباً هیچ روزنه‌ای برای تغییر وجود ندارد و همین مسئله از شدت تأثیر برخی موقعیت‌های تلخ داستان می‌کاهد.

فیلمنامه و چالش شخصیت‌پردازی

مهم‌ترین چالش «زنده‌شور» را اما باید در فیلمنامه جست‌وجو کرد. کاظم دانشی همچنان پرسش‌های مهمی درباره عدالت، قصاص، اعدام و مسئولیت اخلاقی مطرح می‌کند، اما این پرسش‌ها همیشه به شکل طبیعی از دل روایت بیرون نمی‌آیند. برخی شخصیت‌ها در مقاطعی بیش از آنکه انسان‌هایی با هویت و انگیزه مستقل باشند، به حاملان جهان‌بینی فیلم تبدیل می‌شوند.

به همین دلیل، بعضی از کنش‌های شخصیت‌ها بیشتر در خدمت پیشبرد ایده اصلی فیلم قرار می‌گیرند تا اینکه نتیجه منطقی شخصیت‌پردازی باشند. این مسئله باعث می‌شود در برخی لحظات، فاصله‌ای میان شخصیت و ایده ایجاد شود و تماشاگر به جای همراه شدن با شخصیت، حضور فیلمساز و نگاه او را احساس کند.

میزان باورپذیری مناسبات قضایی

فیلم در بازنمایی مناسبات قضایی نیز قابل بحث است. «زنده‌شور» قرار نیست یک بازسازی مستندگونه از فرآیندهای حقوقی باشد و سینما نیز الزاماً چنین وظیفه‌ای ندارد، اما هر اثر واقع‌گرا باید منطق درونی جهان خود را حفظ کند. در این فیلم، برخی تصمیم‌ها، نحوه پیشبرد پرونده و رفتار بعضی شخصیت‌های مرتبط با روند دادرسی، از منظر باورپذیری دراماتیک محل تأمل هستند.

این مسئله می‌تواند برای مخاطبانی که با سازوکارهای قضایی آشنایی بیشتری دارند، برجسته‌تر باشد. در چنین شرایطی، فاصله میان منطق درام و واقعیت باعث می‌شود بخشی از قدرت اقناع فیلم کاهش پیدا کند و تعلیق نیز به اندازه «علفزار» اثرگذار نباشد.

«زنده‌شور» و سنت درام‌های قضایی سینمای ایران

«زنده‌شور» در عین حال در ادامه سنت درام‌های قضایی سینمای ایران قرار می‌گیرد؛ آثاری که دادگاه را تنها محلی برای صدور حکم نمی‌دانند، بلکه آن را به صحنه‌ای برای رویارویی حقیقت‌های متضاد تبدیل می‌کنند. در بهترین نمونه‌های این ژانر، مخاطب نیز همزمان با قاضی در موقعیت قضاوت قرار می‌گیرد و هر مرحله از رسیدگی می‌تواند لایه تازه‌ای از حقیقت را آشکار کند.

در «جدایی نادر از سیمین» و «علفزار»، فرآیند قضایی بخشی از موتور محرک داستان است و روایت از دل همین روند شکل می‌گیرد. در «زنده‌شور» اما گاهی احساس می‌شود روند قضایی بیشتر برای تثبیت جهان‌بینی فیلمساز به کار گرفته شده است. به همین دلیل، بعضی گره‌های داستانی به جای آنکه کاملاً حاصل ضرورت درام باشند، حاصل نیاز فیلمنامه برای رساندن داستان به نقطه‌ای از پیش تعیین‌شده به نظر می‌رسند.

قصاص و اعدام از نگاه انسانی و اخلاقی

با وجود این، نگاه «زنده‌شور» به مسئله قصاص و اعدام صرفاً یک نگاه حقوقی نیست. فیلم بیشتر به پیامدهای انسانی و اخلاقی این تصمیم‌ها توجه دارد و تلاش می‌کند نشان دهد اجرای عدالت الزاماً به معنای پایان یافتن رنج نیست. این رویکرد یکی از نقاط قوت اثر است و باعث می‌شود فیلم از یک بحث حقوقی صرف فاصله بگیرد و به مسائل انسانی نزدیک شود.

دانشی در این فیلم بیشتر از خود حکم، به تأثیر آن بر خانواده‌ها، قربانیان و حتی مجریان قانون توجه دارد. این نگاه می‌توانست زمینه‌ای برای شکل‌گیری یک درام اخلاقی قدرتمند باشد، اما تأکید مداوم بر فروپاشی و بن‌بست، در بخش‌هایی جهان فیلم را بیش از اندازه تیره می‌کند.

نقد فیلم «زنده‌شور»؛ روایتی تلخ از اعدام، وجدان و بخشش

بازی‌های کنترل‌شده و حضور مارال فرجاد

در بخش بازیگری، «زنده‌شور» یکی از مهم‌ترین نقاط اتکای خود را پیدا می‌کند. بازی‌ها عموماً کنترل‌شده، درونی و به دور از اغراق هستند. بازیگران تلاش می‌کنند به جای نمایش مستقیم احساسات، از سکوت، مکث، نگاه و جزئیات رفتاری برای انتقال وضعیت روانی شخصیت‌ها استفاده کنند.

در میان بازیگران، مارال فرجاد حضوری برجسته و اثرگذار دارد. او با بازی مینی‌مال و پرهیز از احساسات‌گرایی اغراق‌آمیز، رنج و فرسودگی شخصیت خود را به شکلی ملموس به مخاطب منتقل می‌کند. حضور فرجاد از معدود لحظاتی است که فیلم از سطح ایده‌های انتزاعی فاصله می‌گیرد و به یک تجربه عاطفی و انسانی نزدیک می‌شود.

البته محدودیت‌های فیلمنامه اجازه نمی‌دهد شخصیت او به اندازه ظرفیت بازیگر بسط پیدا کند. با این حال، بازی کنترل‌شده فرجاد یکی از نقاط قوت فیلم است و به جهان سرد و تلخ «زنده‌شور» وجهی انسانی‌تر می‌دهد.

جهان‌بینی کاظم دانشی در «زنده‌شور»

جهان‌بینی «زنده‌شور» را می‌توان ادامه منطقی مسیر فکری کاظم دانشی دانست؛ جهانی که در آن حقیقت مطلق دست‌نیافتنی است، عدالت همواره ناقص به نظر می‌رسد و قانون نمی‌تواند همه زخم‌های اخلاقی و انسانی را درمان کند. این نگاه ارزش تأمل دارد، اما تکرار یک جهان‌بینی زمانی می‌تواند به نقطه ضعف تبدیل شود که با گسترش زبان روایی و تجربه‌ای تازه همراه نباشد.

از همین منظر، «زنده‌شور» بیش از هر چیز زیر سایه «علفزار» قرار می‌گیرد. این سایه فقط نتیجه موفقیت فیلم قبلی نیست؛ خود «زنده‌شور» نیز در بسیاری از لحظات از همان جهان ذهنی و همان دغدغه‌های قضایی و اجتماعی حرکت می‌کند، بدون آنکه همیشه افق تازه‌ای پیش روی مخاطب بگذارد.

نقد فیلم «زنده‌شور»؛ روایتی تلخ از اعدام، وجدان و بخشش

«زنده‌شور»؛ فیلمی محترم اما نه یک گام رو به جلو

نمی‌توان «زنده‌شور» را فیلمی شکست‌خورده دانست. برعکس، این فیلم نشان می‌دهد کاظم دانشی همچنان یکی از فیلمسازان دغدغه‌مند سینمای اجتماعی ایران است و درام قضایی را بستری برای طرح پرسش‌های اخلاقی و انسانی می‌داند. فیلم از نظر کارگردانی، فضاسازی و بازی‌ها نقاط قوت قابل توجهی دارد و مسئله قصاص و عدالت را نیز از زاویه‌ای انسانی دنبال می‌کند.

با این حال، مهم‌ترین مانع فیلم همان چیزی است که قرار بوده یکی از نقاط قوت آن باشد: اعتماد بیش از اندازه به تلخی. «زنده‌شور» آن‌قدر به جهان تیره و بی‌روزنه خود اطمینان دارد که گاهی از پرداخت دقیق شخصیت‌ها و ایجاد منطق روایی محکم فاصله می‌گیرد.

اگر «علفزار» از دل موقعیت، شخصیت و تعلیق به جهان‌بینی خود می‌رسید، «زنده‌شور» در بخش‌هایی مسیر معکوس را طی می‌کند؛ ابتدا جهان‌بینی خود را تثبیت می‌کند و سپس روایت را در خدمت آن قرار می‌دهد. همین تفاوت، بخش مهمی از فاصله میان این دو فیلم را رقم می‌زند.

در نهایت، «زنده‌شور» فیلمی محترم، خوش‌ساخت و اندیشمند است؛ اثری که نشان می‌دهد کاظم دانشی همچنان به مسائل مهم اجتماعی و اخلاقی علاقه‌مند است، اما در مقایسه با «علفزار» نمی‌توان آن را گامی رو به جلو دانست. «زنده‌شور» بیشتر بازگشتی به همان جهان فکری آشناست؛ جهانی که این‌بار به دلیل غلبه تلخی و ایده بر شخصیت و روایت، نفس کمتری برای درام باقی گذاشته است.

گرد آورنده
ناصر سهرابی
منبع
روزنامه اعتماد
مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا